سیاست روز 26 تير 1398 ساعت 22:53 http://siasatrooz.ir/vdcceoqsx2bqxo8.ala2.html -------------------------------------------------- عنوان : سرگذشت ملات آباد! یادشان به خیر و خدا رحمتشان کند امثال مرحوم نوذری‌ها را که برنامه سراسر نقد و شادی صبح جمعه با شما را در رادیو تقدیم میلیون‌ها نفر از آحاد جا -------------------------------------------------- متن : یادشان به خیر و خدا رحمتشان کند امثال مرحوم نوذری ها را که برنامه سراسر نقد و شادی صبح جمعه با شما را در رادیو تقدیم میلیون ها نفر از آحاد جامعه کشور می کردند تا به این وسیله شاید بتوانند گوشه ای از غم و غصه های آن ها را التیام بخشند. در میان طنزهای این برنامه، سرگذشت ملات آباد هم برای خود عالمی داشت که بی شباهت با داستان شب های برره مهران مدیری نبود و شاید هم به نوعی کپی رایت یکی از یکدیگر به حساب می آمد! اگرچه هر دوی این برنامه ها جنبه طنز داشتند اما وقتی داستان جنبه واقعیت به خود می گرفت می توان پذیرفت که این روزها هم نحوه مدیریت ها در بعضی از دستگاه ها بی شباهت به دو روستای برره و ملات آباد نیست زیرا زمانی که بعضی از مدیران غیرحرفه ای و فاقد تخصص لازم به دلایل متعدد که یکی از آن ها رانت است! مسئول می شوند پیش خودشان اینگونه می اندیشند که مجموعه اداری در اختیار آن ها تنها به مثابه یک سوئیت مجردی است تا بتوانند برنامه های جاری خارج از محیط اداری و شخصی را در پروژه آینده نگری از قبیل ادامه تحصیل برای اخذ مدرک بالاتر و همچنین چرخش موازی مؤسسه یا شرکتی غیرانتفاعی شیفت عصر خود را نیز با استفاده از رانت و امکانات این ارگان های دولتی یا خصولتی اداره نمایند! اینجاست که مجموعه اگرچه کوچک و ناکارآمد و باری به هرجهت بوده و نیازی به تجهیزات متعدد و مدرن ندارد اما ناچار است به خاطر فعالیت های جنبی متعلق به مدیران از راه رسیده کامل و کارآمد باشد و حتی بعضی از عوامل به صورت مضاعف خرده فرمایشی های مدیر را پیرامون رتق وفتق امور خارج از وظائف اداری، اجابت نمایند! امروز مشاهده واضح و بدون پرده این رفتارها در گروهی از ادارات و ارگان هایی که وظائف سنگین انتظامی و اجرایی خاصی را ندارند آشکارا قابل رؤیت است زیرا در بعضی موارد به منظور رد گم کردن، گوشه ای از کار را با شرح وظائف سازمانی آن ارگان تطبیق می دهند تا خدای ناخواسته انگ حق الناس به آن ها زده نشود و مدیون خاص و عام نباشند! کلان شهر اصفهان به لطف و مرحمت رسانه ملی علاوه بر شبکه ۵ تلویزیونی بیش از هفتادسال است که رادیو هم دارد و امروز این رسانه شنیداری به صورت شبانه روزی اما عمدتاً مملو از تبلیغات، آگهی و برنامه های تکراری در خدمت مردم می باشد که البته هنوز هم پس از گذشت هفتادسال از عمر خود در بعضی از قسمت های استان شنیده نمی شود! و مسئولان آن بخصوص در حوزه معاونت صدا بقول خودشان سعی وافر دارند تا کمتر برنامه ای تکراری روی آنتن بفرستند که همچون پیش از ظهر جمعه هفتم تیرماه جاری گاف ندهند! اما پیش می آید و بعضی اوقات چاره ای جز قبول نظر پشتیبانی مالی ندارند که از قدیم گفته اند حق همیشه با مشتری است حتی اگر زور باشد! بنابراین توانایی بالقوه و بالفعل قابل ملاحظه ای در مجموعه صداوسیمای این استان وجود دارد تا هر نوع نیازی را در اسرع وقت جهت مشتریان خود تأمین نماید که برنامه های پیش از ظهر و عصر صدای شهر در طول هفته نیز از این قماش است و سال هاست بدون تعطیلی روی آنتن می رود. حالا معلوم نیست به چه دلیل وقتی چنین قراردادی بین دو ارگان خصولتی و نیمه دولتی منعقد گردیده و مجری طرح یعنی صداوسیما وظیفه خود را به خوبی به انجام می رساند و کارفرما نیز سر موقع رقم صورت وضعیت ها را پرداخت می کند چه دلیلی دارد تا دستگاهی موازی در ارگان کارفرما ایجاد شود که همه امکانات مشابه را ازجمله نویسنده، مجری، کارگردان، استودیو و دیگر نیازهای تدوین، تنظیم، اجرا و پخش را داشته باشند درحالی که همه هزینه های این پروسه به پیمانکار پرداخت می شود! پرواضح است که به رغم وجود پیمانکاری با دارا بودن همه امکانات اجرایی اما بازهم هستند نیروهایی که باید با استفاده از رانت پست و سمتی برایشان در چارت سازمانی دیده و دست وپا شود و یا نقشی برای تحولات در پیش رو بخصوص انتخابات مجلس شورای اسلامی در پایان سال جاری و ریاست جمهوری و شوراها در سنوات بعد داشته باشند! که مدیریت سوری آن بتواند با استفاده از محیط و امکانات موجود نسبت به برگزاری جلسات همفکری در زیر نقاب دانشجویی اقدام و زمینه را برای تلاش های بعدی فراهم نماید حال آنکه پیمانکار بدون کوچکترین تأخیر یا نگرانی وظائف محوله را انجام می دهد! که در این شهر همه پارامترهای ملات آباد یا به روایتی برره به وضوح دیده می شوند! نویسنده: حسن روانشید