سیاست روز 8 مرداد 1390 ساعت 21:32 http://siasatrooz.ir/vdcd2s0s6yt0o.a2y.html -------------------------------------------------- عنوان : قانون هاي كيلويي همين يكي دو روز ديگر ليگ به اصطلاح حرفه اي ما به سلامتي يازدهمين سال تولدش را شروع مي كند و... -------------------------------------------------- متن : همين يكي دو روز ديگر ليگ به اصطلاح حرفه اي ما به سلامتي يازدهمين سال تولدش را شروع مي كند و هر روزش يك سوژه ناب براي ما مي تراشد. اما امسال ليگ ما هنوز شروع نشده، ما در سوژه ها داريم غرق مي شويم. فكر مي كرديم كركره بازار نقل و انتقالات كه پايين كشيده شود، ما هم مي مانيم با ۱۰ روز بي سوژگي و بايد به ترك ديوار هم گير بدهيم تا بتوانيم چند خط بنويسيم. اما به هر حال دوستان لطفشان را از ما دريغ نكردند و باعث شدند تا ما همچنان سوژه هايي براي نان خوردن داشته باشيم. مثلا نمونه اش همين داستان سقف قرارداد و كميته نمي دانم چي چي حرفه اي فوتبال كه اين روزها هر روز برخي مربيان و بازيكنان را به صورت كاملا رايگان ويزيت مي كند. اما امير خان قلعه نويي اصلا دوست نداشته و ندارد پايش را در چنين مكاني بگذارد. خلاصه دردسرتان ندهم كه مصاحبه هاي پينگ پنگي بين ايشان و جناب عزيزخان هر روز برقرار است. در ميان همين داستان، يك داستان ديگر هم وجود دارد. جناب مجيدخان جلالي كه همين سه فصل پيش از سوي قلعه نويي لقب "خيلي مَرده" را دريافت كرده بود، و البته بعدتر با كسر درجه به عنوان "يارو" نائل شده بود هم پشت اميرخان درآمد تا يك لقب جديد براي خودش دست و پا كند. مجيدخان معتقد بود كه حق قلعه نويي است كه بيشتر بگيرد چون او عرضه قهرمان كردن تيم ها را دارد. و اين منطقي نيست كه مربي قهرمان با مربي قهرمان از ته جدول يك ميزان دستمزد بگيرند. القصه كه حرف مجيد خان خودش شد سوژه اين روزهاي فوتبال ما. فوتبالي كه قانون هايي وضع مي كند كه خودش هم نمي داند چگونه بايد اجرايش كند. يك روز به مو و ريش بازيكن ايراد مي گيرند و فرداي آن اول بازيكنان تيم ملي را بي خيال مي شوند و بعد هم كلا قانون را پاك مي كنند تا همه به خير و خوشي در كنار هم زندگي كنند. يك روز دنبال سقف مي گردند و بعد خودشان هم نمي فهمند چطوري برخي ها سقف را تركانده اند و آب هم از آب تكان نخورده است. تازه در اين ميان بماند كه برخي مديران بالادستي و بالادستي تر انواع سفارشات را هم مي فرستند به سازمان ليگ كه با فلاني مدارا كن و كاري كن نه سيخ بسوزد و نه كباب. آنوقت ما چپ و راست راه مي رويم مي گوييم قانون را بايد حتما اجرا كرد. راست مي گوييم اما يكي نيست بگويد اين قانون هاي من درآوردي را حداقل طوري بنويسيد كه خودتان بتوانيد بخوانيد و اجرا كنيد. قانون هاي فوتبال ما معمولا هيچ ضمانت اجرايي ندارند و تنها براي قشنگي نوشته مي شوند. معلوم نيست دوستان قرار است با اين قانون ها به كجا برسند؟ فوتبال حرفه اي آسيا كجايش از ما مي خواهد كه فرقي براي جنس خوب و متوسط قائل نشويم؟ دوستان عزيز سقف قرارداد با دستور و خواهش و التماس و من بميرم تو بميري اجرايي نمي شود. چنين قانوني يك برنامه ريزي درست مي خواهد كه طي آن مشخص شود هر كسي بايد به اندازه حق و عرضه خودش بگيرد. اين روش ها جز اينكه اصل كار را زير سوال ببرد هيچ جواب ديگري نمي دهد. ما گفته باشيم.