سیاست روز 30 بهمن 1397 ساعت 23:50 http://siasatrooz.ir/vdcjtoevyuqeyyz.fsfu.html -------------------------------------------------- عنوان : پول کثیف یا حق السکوت؟! -------------------------------------------------- متن : ماجرای پول های مشکوک یا کثیف در سینما و شبکه نمایش خانگی مدتی است که تبدیل به مناقشه و بحثی داغ در محافل مختلف و به خصوص رسانه ها شده است؛ با این حال به نظر می رسد که این بحث ها تاکنون در سطح مانده و شکلی بیشتر ژورنالیستی دارد تا پرداختن به عمق فاجعه باری که در انتظار ساحت سینما و هنر است. ساده انگاری به این ماجرا زمانی بیشتر عیان می شود که می بینیم برخی ها عنوان می کنند به تماشاگر و منتقد و مدیران سینما چه مربوط که نگران و پرسشگر ورود پول های کثیف در سرمایه گذاری یک فیلم شوند، منتقد باید ابعاد ساختاری و محتوایی یک فیلم را بسنجد و تماشاگر عام نیز باید از فیلم خوشش بیاید! و مدیر هم که وظیفه اش راستی آزمایی پاک بودن سرمایه گذاری نیست و این یعنی شتر دیدی ندیدی! چنین نگاهی همان طور که اشاره شد و اگر بخواهیم با ارفاق تحلیلش کنیم ناشی از یک تفکر ساده اندیش و خام است و اگر بخواهیم با حساسیت به آن بپردازیم، مشکوک به نظر می رسد. از این مقدمه که بگذریم به اصل خطر می پردازیم و در این باب باید گفت خطر پولشویی در سینما و ساحت هنر بسیار عمیق تر و فاجعه آمیزتر از تبعات اقتصادی آن می باشد . عمق فاجعه پولشویی در سینما یعنی اینکه هنرمند و عرصه رسانه را به این واسطه از پرداختن و نقد و اعتراض به فساد و رانت و اختلاس بازداشتن و با آلوده کردن هنرمند و سینما به پولهای کثیف، قفل سکوت بر لبان هنرمند زدن؛ یعنی اینکه جناب تهیه کننده، جناب نویسنده و کارگردان، خانم و آقای بازیگر در قبال این پولی که می گیری، با هنر خود نه تنها پا روی دم اختلاس گران و رانت خواران مگذار، بلکه فیلمی بساز و بازی کن که حواس مردم را از این مسائل پرت کنی. پول کثیف در سینما یعنی رسالت هنر و دغدغه هنرمند نسبت به خواسته های مردم و مطالبه عدالت اجتماعی و مقابله با مفسدان اقتصادی تعطیل، یعنی حق السکوت و این یعنی تنزل سینما و رونق فیلم هایی مبتذل که درپی خواب کردن تماشاگر باشند و کاری به بیداری مخاطبان و نهیب به رانت خواران و آقازاده های عافیت طلب و ژن های خاص نداشته باشند. ورود پول کثیف به سینما در نهایت مساوی خواهد بود با خرید مدیر و مجوز، خرید هنرمند و فریب تماشاگر تا در چنین معرکه ای، هنر پاک و زلال جای خود را به هنر برای هنر و بلکه بسیار بدتر، یعنی هنر در خدمت سرمایه قاپان بدهد. دعا کنیم و کنار آن تلاش کنیم که سینما و سینماگران ما به چنین ورطه ای در نغلطند که در آن صورت با قهر و غضب مردم روبه رو خواهند شد و سینمای ایران برای سال های سال در گردابی گرفتار و غرق خواهد شد که برون رفت از آن به آسانی و به سرعت ممکن نخواهد بود. و کلام آخر اینکه هرچه بگندد نمکش می زنند، وای به روزی که بگندد نمک. محمد دیندار