تلاش دیپلماتیک مکرون، مکمل طرح ترامپ علیه تهران

همه تلاش آمریکا مذاکره روی برگ‌های ایران است

7 شهريور 1398 ساعت 2:57


بعد از گمانه زنی هایی که در خصوص سفر ناگهانی محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه به شهر بیاریتز فرانسه، محل برگزاری نشست سران جی ۷ و دیدار و مذاکره با امانوئل مکرون به وجود آمد، شاهد بودیم که رئیس جمهوری فرانسه در نشست مشترک خبری با همتای آمریکاییش از تلاش‌های کاخ الیزه برای دیدار میان حسن روحانی و دونالد ترامپ طی هفته های آتی و در جریان نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک سخن گفت. اما به واقع در پس این القاهای کاخ سفید و کاخ الیزه مبنی بر احتمال دیدار سران ایران و آمریکا، علیرغم پاسخ "نه" قاطع تهران، چه سناریو یا سناریوهایی نهفته است؟‍! دیپلماسی ایرانی در گفت‌وگویی با مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه، آینده پژوه و کارشناس مسائل بین الملل به دنبال پاسخ به این سوال است که در ادامه می‌خوانید: 

بعد از سفر غیر مترقبه یکشنبه جاری محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه به بیاریتز فرانسه، محل برگزاری نشست سران جی ۷ که گمانه‌زنی‌ها و شائبه‌های جدی را در میان رسانه‌ها و کارشناسان ایجاد کرد، شاهد مواضع امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه در نشست مشترک خبری با همتای آمریکاییش مبنی بر احتمال دیدار حسن روحانی و دونالد ترامپ طی هفته‌های آتی در حاشیه مجمع سالانه سازمان ملل بودیم. اساساً چه سناریویی در القای این دست مسائل توسط پاریس وجود دارد؟
اساساً فرانسه، نه به عنوان یک بازیگر و در چارچوب یک تلاش دیپلماتیک به منظور میانجیگری در تنش ایران و ایالات متحده آمریکا که به عنوان بخشی از پازل تکمیلی نقشه علیه تهران عمل می کند. به این واسطه که شرایط برای محدود کردن دیپلماتیک ایران شکل گیرد.
چون بعد از گام های تهران در کاهش تعهدات برجامی، تحولات سمت و سوی دیگری پیدا کرد که چندان مطابق نظر واشنگتن و اروپا نبود. لذا اکنون پاریس سعی دارد ضمن مرتفع کردن نگرانی‌های خود از بابت این اقدامات، به خصوص گام سوم ایران در کاهش تعهدات برجامی، شرایطی را شکل دهد که در چارچوب حفظ تحریم‌های ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی، تهران را مقید به تعهدات بیشتری کند. چرا که به هر حال، نه تنها فرانسه که حتی مجموعه بازماندگان در توافق هسته‌ای یعنی ۱+۴ نمی‌توانند گامی جدی و اساسی در تقابل با تحریم های ایالات متحده آمریکا و در حمایت عملی از برجام و ایران بردارند.
از این رو فرانسه اکنون دست به یک نقشه و طرح جدید زده است که ضمن حفظ ساختار تحریمی کاخ سفید علیه تهران، شرایطی را به وجود آورد که ایران از افزایش سطح تنش ها عقب نشینی کند. اگر دقت کرده باشید مکرون در همین نشست سران جی۷ به صراحت علاوه بر برجام، پرونده هسته‌ای و سلاح اتمی در خصوص مسائل دفاعی، دیپلماسی منطقه ای و به نظایر آن سخن گفت. یعنی امتیازاتی که ضمن مرتفع کردن نگرانی‌های برجامی، ذیل گام های کاهش تعهدات هسته‌ای باید ایران به آن مقید و متعهد شود. این یک برنامه هماهنگ شده است. نباید فراموش کنیم که در بحبوحه تلاش‌های دیپلماتیک چند روز اخیر که با سفر محمد جواد ظریف به پاریس و بعد از آن بیاریتز به اوج خود رسید، هیچ گونه واکنش و موضعی از جانب مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در خصوص این تلاش ها، چه در سطح رسانه ای وچه در سطح فضای مجازی مطرح نشده است.
البته برخی از کدها و پالس‌های داخلی هم در ایجاد این تلاش‌های پاریس بی‌تأثیر نبوده است. زمانی که در همین چند ماه گذشته تهران به صراحت اعلام می کرد جمهوری اسلامی ایران به هر اندازه و هر زمان که بخواهد می‌تواند نفت خود را بفروشد و کاخ سفید توان به صفر رساندن فروش نفت ایران را ندارد، امروز شاهدیم که بعد از گذشت نزدیک به ۱۶ ماه از گذشت تحریم‌های ایالات متحده آمریکا، فروش نفت ایران چیزی بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه نفت است. بله اگر چه تا کنون مسئله به صفر رساندن فروش نفت ایران از جانب آمریکا محقق نشده است، اما یقینا مهم خود رقم و عدد "صفر" نیست، بلکه فشارهایی است که اکنون بی شک چه مخالف و چه موافق به آن اذعان دارند؛ فشارهایی که هیچ دست کمی از زمانی که فروش نفت ایران به صفر واقعی برسد، ندارد. همین چالش های بزرگ اقتصادی برای کشور سبب شده است که این مسیر و فضا در خصوص احتمال مذاکره میان تهران و واشنگتن قوت بگیرد.
با این وصف شاهد موج سینوسی از مخالفت و موافقت‌های نسبی دونالد ترامپ با تلاش‌های کاخ الیزه در چند هفته اخیر هستیم. در این رابطه و پیش از مواضع رئیس‌جمهوری آمریکا در نشست مشترک خبری با مکرون در حاشیه دیدارهای سران جی ۷، کاخ سفید صراحتا تکاپوی دیپلماتیک فرانسه را بدون چراغ سبز واشنگتن دانست. با این وصف آیا ایالات متحده در راستای طرح و برنامه فرانسه هماهنگ عمل می‌کند؟
در منتهی الیه نگاه ایالات متحده آمریکا تنها یک چیز وجود دارد و آن این است که جمهوری اسلامی ایران باید به هر قیمتی در راستای منافع کاخ سفید گام بردارد. تهران یا باید "متحد استراتژیک" آمریکا در منطقه خاورمیانه باشد یا "قربانی بزرگ"؛ از این رو دونالد ترامپ هیچ گاه خواهان مذاکره و دادن امتیاز به ایران نیست. من صراحتا عنوان می‌کنم که ایالات متحده آمریکا روی برگ‌های برنده خود مذاکره نمی‌کند، بلکه کاخ سفید روی برگ های برنده جمهوری اسلامی ایران گفت‌وگو خواهد کرد. یعنی مسئله فروش نفت، کشتیرانی، گمرک، بیمه، مسائل بانکی، تحریم های پتروشیمی، معدنی، کمبود شدید بودجه در ایران و نظایر آن به عنوان برگ‌های برنده آمریکا به هیچ وجه محل مذاکره ترامپ نیست، بلکه آن چیزی که کاخ سفید به دنبال آن است مذاکره روی برگ های برنده ایران یعنی گام های تهران در کاهش تعهدات برجامی، توان موشکی و دفاعی، دیپلماسی منطقه‌ای و نظایر آن است تا بتواند این برگ‌های برنده را هم از ایران بگیرد. پس دونالد ترامپ اگر بخواهد موافقتی با طرح مکرون داشته باشد، هیچگاه امتیازی از برگ‌های برنده خود به تهران نخواهد داد.
آیا اقدامات اخیر اسرائیل و مواضع بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی با تلاش‌های فرانسه در یک چارچوب و راستا قرار دارند و یا اینکه اساساً تحولات دیپلماتیک را باید از شرایط امنیتی و نظامی منطقه جدا دانست؟
این ساده‌لوحانه است که بخواهیم تحولات منطقه خاورمیانه را از تلاش‌های فرانسه جدا بدانیم. اتفاقاً تبعات همین تحولات در خاورمیانه است که تلاش‌های فرانسه را به اوج رسانده است. لذا باید همه وقایع و اتفاقات را چه در حوزه امنیتی و نظامی و چه در حوزه سیاسی و دیپلماتیک در یک بسته و پکیج دید. آنچه طی حملات اخیر به مواضع ایران و نیروهای وابسته به ایران در سوریه و عراق از جانب اسرائیل روی داده نشانه بارز و آشکار یک جنگ تمام عیار تل‌آویو در برابر تهران است؛ جنگی که طبق گفته‌های بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نه تنها به سوریه، عراق و لبنان که به هر جای دنیا که مواضعی از ایران و نیروهای وابسته به تهران وجود داشته باشد، کشیده خواهد شد. پس شرایط از یک تنش و تخاضم سیاسی و دیپلماتیک، حمله و تهاجم مخفی و محرمانه و یا جنگ نیابتی به واسطه تحریک، تجهیز و توسعه نیروهای معارض مسلح در سوریه و عراق گذشته است.
چون اکنون رسما خود اسرائیل وارد جنگ شده است. لذا اکنون جمهوری اسلامی ایران در یک جنگ آشکار با رژیم صهیونیستی قرار دارد که سعی می کند از کنار آن عبور کند. چون به هر حال تبعات تحریمی آمریکا بدون شک بازوی اقتصادی نیروهای نظامی و امنیتی را هم در کشور تحت الشعاع خود قرار داده است. پس تهران به دنبال گذر از این موقعیت حساس با کمترین هزینه است. اما تحولاتی مانند موضع گیری دوشنبه جاری سید حسن نصرالله نشان از این دارد که علی‌رغم نگاه تهران، زمینه‌های اصطکاک روز به روز در حال افزایش است. البته میزان بالای حساسیت تهران در برابر اقدامات تل‌آویو اجازه نخواهد داد شرایط به روال چند هفته گذشته ادامه پیدا کند. پس هر لحظه امکان به شکل گیری کانون درگیری و تخاصم در منطقه وجود دارد.
البته در این میان تلاش های سیاسی و دیپلماتیک کاخ سفید برای ایجاد ائتلاف نظامی بین المللی مد نظرش در تنگه هرمز و خلیج فارس به نام اسکورت کشتی های تجاری و نفتکش ها پروسه ای است برای این که شرایط امنیتی ایران در این منطقه به شدت محدود شود و برخی اقدامات در خصوص دور زدن تحریم ها ناکام بماند. ضمن اینکه حتی اگر تنگه هرمز نیز به واسطه بحران نظامی و امنیتی بسته شود، پیش از آن که تهدیدی برای اقتصاد آمریکا باشد، شرایط را برای ضربه زدن به چین، هندوستان و اروپا به عنوان رقبای تجاری آمریکا شکل می دهد. پس آمریکا با این برنامه دو هدف را دنبال می‌کند؛ اول به شکست کشاندن اقدامات ایران در دور زدن تحریم ها و محدود کردن نظامی و امنیتی ایران در تنگه هرمز. دوم، ضربه اقتصادی به چین و قاره سبز. از این‌رو حضور استرالیا، ژاپن، کره جنوبی، برخی از کشورهای اروپایی و حتی اسرائیل زمینه اجماع جهانی را به منظور حمایت و عملیاتی کردن برنامه کاخ سفید را در اختیار دونالد ترامپ قرار می دهد. البته ایالات متحده آمریکا در برخورد نظامی با ایران هیچ گونه عجله ای ندارد. چون باید این نیروها استقرار پیدا کنند.
اما نکته مهم اینجاست که اگر طبق گفته های شما احتمال وجود درگیری میان تهران و تل آویو به واسطه اقدامات صهیونیست‌ها به شدت پررنگ است، چرا اساساً نتانیاهو اقدامات اخیر را به صورت آشکار و در قامت یک جنگ تمام عیار نشان داده است. آیا این دست اقدامات در صورت درگیری و واکنش تهران به ضرر تل آویو نیست؟
به سوال بسیار مهمی اشاره کردید. پاسخ به این پرسش مهم باید در چند نکته پی گرفته شود؛ اول این که تحولات داخلی اسرائیل و نگرانی نتانیاهو از انتخابات باعث شده است که وی به دنبال یک اقدام در خصوص انحراف افکار عمومی و جذب آرا باشد. در سایه این نکته یقیناً دولت مستقر تل‌آویو به برخی اقدامات برای قدرتمند نشان دادن خود نیاز دارد تا بتواند همچنان بنیامین نتانیاهو را به عنوان نخست وزیر حفظ کند. پس در یک نگاه کلان و راهبردی این اقدامات به ضرر اسرائیل نیست چون برخی برنامه‌های مشترک با کشورهای عربی منطقه و ایالات متحده آمریکا در صورت پیروزی و تشکیل دولت نتانیاهو وارد فاز عملیاتی خواهد شد. لذا انجام این عملیات برای بقای نتانیاهو در قدرت حتی در صورت واکنش تهران و نیروهای همسویش بسیار حیاتی است.
نکته دوم و کلیدی تر به این واقعیت باز می‌گردد که حتی اگر اقدامات اسرائیل به واکنش ایران منجر شود دقیقا آن چیزی است که نتانیاهو انتظارش را می‌کشد. چرا که باید این سناریو را هم در نظر داشت، احتمالاً تمامی اقدامات اسرائیل علیه مواضع ایران و نیروهای همسو با آن در لبنان، عراق و سوریه بسترسازی برای ایجاد یک تنش گسترده تر و کلان تر در منطقه است و چون امنیت اسرائیل به امنیت ایالات متحده آمریکا و حتی قاره سبز گره خورده است به تدریج زمینه برای اجماع نظامی بین المللی علیه ایران شکل خواهد گرفت.


کد مطلب: 110560

آدرس مطلب: http://siasatrooz.ir/vdcaiwn6w49n6m1.k5k4.html

سیاست روز
  http://siasatrooz.ir