سیاست روز - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: rss_full_edition http://siasatrooz.ir/fa/culture Mon, 12 Nov 2018 01:00:29 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://siasatrooz.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط سیاست روز http://siasatrooz.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام سیاست روز آزاد است. Mon, 12 Nov 2018 01:00:29 GMT فرهنگ 60 از رفتنت دهان همه باز... http://siasatrooz.ir/vdcdo90fjyt0z56.2a2y.html مراسم تشییع پیکر شهید «سید نور خدا موسوی مفرد» صبح روز پنجشنبه در محل فرماندهی انتظامی لرستان برگزار شد. خیل عظیمی از مردم شهید پرور لرستان و فرماندهان نظامی و انتظامی در این مراسم حضور یافتند و پس از اجرای مراسم بدرقه نظامی در ساختمان فرماندهی انتظامی لرستان، پیکر مطهر این شهید را به سمت گلزار شهدای خرم آباد تشییع شد. سید نور خدا موسوی در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ برای مقابله با گروهک تروریستی جندالشیطان عازم منطقه لار شد. مدتی از شروع عملیات نگذشته بود که گلوله به پیشانی وی برخورد کرد. هم‌رزمان نور خدا پیکر نیمه‌جانش را به‌سختی فراوان به بیمارستان زاهدان رساندند بعد از عمل ایشان بهبود چندانی در وضعیتش حاصل نشد و ایشان با درجه جانبازی ۱۰۰ درصد حدود ۱۰ سال زندگی نباتی داشت. وی در شب رحلت پیامبر مهربانی آسمانی شد. فرمانده ناجا در مراسم تشییع پیکر شهید با تأکید بر اینکه امنیت امروز خود را مدیون شهید "نور خدا موسوی" و دیگر شهدای میهن هستیم، پیام تبریک و تسلیت مقام معظم رهبری را به خانواده شهید ابلاغ کرد. سردار حسین اشتری در مراسم تشییع پیکر شهید نورخدا موسوی با اشاره به تقارن شهادت نورخدا با ایام پایانی ماه صفر اظهار داشت: شهید نورخدا در مصاف با دشمنان نظام، انقلاب و امنیت ۱۰ سال پیش به درجه جانبازی نائل آمد. وی با بیان اینکه همرزمان این شهید از روحیه ولایی این شهید خاطراتی دارند، افزود: بعد از این جانبازی، نور خدا ۱۰ سال در حالت نباتی زندگی کرد و باید به همسر صبور، فرزندان دلاور و پدر و مادر این شهید بزرگوار تبریک و تسلیت گفت. فرمانده ناجا ادامه داد: نگهداری از جانبازی در این وضعیت سخت است و تنها عشق و علاقه به اهل بیت (ع) و اسلام موجب می‌شود کسی ۱۰ سال به جانباز خدمت کند، امروز امنیت کشور به واسطه خون این شهیدان والا مقام حاصل شده است. سردار اشتری با اشاره به اینکه با نگاه به کشور‌های همسایه و اتفاقات آن‌ها متوجه می‌شویم که ما غرق در نعمت امنیت هستیم، افزود: امنیت امروز را مدیون شهید نورخدا و شهیدان بزرگوار میهن، جانبازان، هدایت‌های رهبری و هوشیاری مردم هستیم. وی با بیان اینکه نیروی انتظامی ۱۳ هزار شهید تقدیم انقلاب کرده است، ادامه داد: ۸ هزار شهید در جنگ و بیش از ۵ هزار نفر برای تامین امنیت در مرز‌ها در شهر‌ها و روستا‌ها به شهادت رسیده اند. فرمانده ناجا با تاکید بر اینکه نیروی انتظامی حافظ نظم و امنیت کشور است، خاطر نشان کرد: نیرو‌های مسلح برای امنیت این مرز و بوم، پاسداری از ارزش‌های اسلامی و ... آماده هستند تا آرامش و امنیت مردم را ارتقا دهند. فرمانده ناجا با تاکید بر اینکه انقلاب با سرعت بیشتر راه خود را ادامه می‌دهد، بیان کرد: رهبری نوید دادند آینده خوبی خواهیم داشت و دشمن در عرصه اقتصادی شکست خواهد خورد. سردار اشتری با اشاره به اینکه ما باید بدانیم هر چه داریم از شهدا و جانبازان است و باید قدردان آن‌ها باشیم، گفت: در تماس تلفنی که از دفتر مقام معظم رهبری گرفته شد، اعلام کردند که رهبری فرموده اند "در مراسم شرکت کردید سلام ما را به مردم لرستان و خانواده شهید برسانید و از قول ما شهادت ایشان را تبریک و تسلیت بگویید". ]]> فرهنگ Fri, 09 Nov 2018 21:15:02 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdo90fjyt0z56.2a2y.html احکام این هفته صادر می‌شود http://siasatrooz.ir/vdceep8zojh87fi.b9bj.html کمتر از هفت ماه دیگر سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران باید فعالیت خود را آغاز کند،‌ اما هنوز نه مکان قطعی برگزاری آن مشخص شده است نه احکام رئیس و اعضای شورای سیاست‌گذاری به امضا رسیده است. هر ساله در ایام منتهی به نمایشگاه کتاب تهران انتقادهایی از سوی مسئولان بخش‌های مختلف برای دیر تحویل گرفتن امور در رسانه‌ها منتشر می‌شود،‌ انتقادهایی که بر این اساس استوار هستند که اگر نتوانیم به بهترین شکل مدیریت کنیم به خاطر دیر تحویل گرفتن امور و شروع دیرهنگام مقدمات اجرایی نمایشگاه است. با اینکه پس از پایان هر دوره اظهارنظرهای مسئولان همگی به این امید ختم می‌وشد که شورای سیاست‌گذاری نمایشگاه کتاب تهران بلافاصله بعد از پایان دوره در حال برگزاری یا برگزار شده مقدمات اجرایی دوره آتی را آغاز کند،‌ اما هر سال دریع از پارسال. در حالی که هنوز احکام شورای سیاست‌گذاری و رئیس نمایشگاه کتاب تهران به امضا نرسیده است که سال گذشته مشکلاتی بین صنوف موجب تاخیر در معرفی مدیران کمیته‌ها شده بود. امسال نیز با توجه به در پیش بودن انتخابات هیئت مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران به نظر می‌رسد مشکلاتی در معرفی مدیران کمیته‌ها پیش آید. محمود آموزگار رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در این زمینه می‌گوید: آن چیزی که مهم است، شورای سیاست گذاری برای سی‌و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران باید هر چه زودتر تشکیل شود، چین مهمان ویژه نمایشگاه سی ودوم است وباید مکان برگزاری زودتر مشخص شود. وی ادامه داد: چینی‌ها باید اقدامات خود را به عنوان مهمان ویژه نمایشگاه آغاز کنند‌، تا مکان مشخص نشود چندان نمی‌توانند برنامه‌ریزی کنند‌، این مستلزم تشکیل شورای سیاست گذاری است، ضرورت تشکیل سریعتر این شورا و شروع به کار مقدمات اجرایی نمایشگاه سی ودوم بر کسی پوشیده نیست. اما محسن جوادی معاون فرهنگی وزارت ارشاد از صدور احکام رؤسا و مدیران نمایشگاه سی و دوم در هفته آینده سخن خبر داده و می‌گوید: صنف نمایندگان خود را معرفی کرده و مدیران نمایشگاه نیز انتخاب شده‌اند،‌ احکام اعضای شورای سیاست‌گذاری و مدیران نمایشگاه کتاب تهران هفته آینده بعد از صدور حکم اعلام خواهد شد. وی درباره مکان برگزاری نمایشگاه و اینکه آیا نمایشگاه باز از مصلی کوچ می‌کند‌،نیز گفت: درباره مکان برگزاری و زمان شورای سیاست‌گذاری باید تصمیم‌گیری کند. پویا ]]> فرهنگ Fri, 09 Nov 2018 21:15:02 GMT http://siasatrooz.ir/vdceep8zojh87fi.b9bj.html نیازمند برخورد قانونی همیشگی http://siasatrooz.ir/vdcb80b89rhbgzp.uiur.html کارگروه صیانت از حقوق ناشران و مولفان اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در آستانه انتخابات هیئت مدیره این اتحادیه اقداماتی را در راستای قلع و قمع قاچاقچیان کتاب انجام داده است، در هفته‌های گذشته انبارهای مختلف کتاب در نقاط پایتخت شناسایی شد،‌ در این انبارها کتاب‌های بسیاری از پرفروش‌های ناشران،‌ کتاب‌های بدون مجوز که بنا به گفته رئیس اتحادیه تهران عمدتاً به صورت چاپ ی‌دی اف کتاب‌هایی که در خارج از کشور منتشر می‌شوند‌، عرضه می‌شوند و کتاب‌هایی که سال‌هاست نوبت چاپ آن‌ها به اتمام رسیده است. یافت شده است. زمانی که به سراغ فعالان عرصه قاچاق کتاب می‌رویم،‌ می‌بینم اتفاقاً این افراد عمدتاً از خودِ صنف هستند،‌ به واسطه تسهیلاتی که در راستای صدور مجوز نشر در سال‌های گذشته وجود داشته است، بسیاری توانسته‌اند با حداقل شرایط، پروانه نشر دریافت کنند. از طرف دیگر وضعیت اقتصادی نشر بسیاری از ناشران و کتابفروشان را خواسته یا ناخواسته به گرم‌کردن تنور قاچاق کتاب واداشته است. اما چاره چیست؟ تا کی قرار است با اقدامات ضربتی به این انبار و آن انبار و صرف هزینه‌های مختلف اقدام به دستگری خاطیان،‌ پلمب انبارها و توقیف کتاب‌ها کرد؟ اگرچه نباید این را از انظر دور داشت که اقدامات ضربتی لازمه مقابله با قاچاق کتاب است اما قطعا کافی نیست. به نظر می‌رسد اقدامات دیگری در فازهای بعدی کار باید انجام شود تا به ریشه‌کن شدن قاچاق کتاب امیدوار بود. اما این اقدامات چیست؟ عادل طالبی فعال بازار نشر درباره قاچاق کتاب می‌گوید: موضوع خیلی پیچیده نیست. لااقل به اندازه‌ مقابله با داعش و گروهک‌های تروریستی و صهیونیستی، پیچیده نیست. موضوع خیلی ساده است. یک «جمشید بسم‌‌الله»هایی در بازار کتاب هستند که با کپی‌کردن کتاب‌هایی که پرفروش می‌شوند و توزیع آن از طریق سیستم توزیعی که دارند و بسیار ساده هم قابل ردگیری است، اقدام به فروش این کتاب‌های چاپ شده‌ غیرقانونی می‌کنند. همان‌قدر که «جمشید خان» واضح و شفاف و در روز روشن بر آن «صندلی» معروف بالا می‌رفت و به قول دوستان سابق، بازار ارز را متلاطم می‌کرد، «جمشیدهای بازار کتاب» هم در روز روشن با نیسان‌های آبی (و گاهی قرمز، اگر گیرشان بیاید!) کتاب‌های قاچاق را در همین کتاب فروشی‌های سطح شهر پخش می‌کنند. وی ادامه می‌دهد:‌ چرا به این راحتی این کار را می‌کنند؟ چون یا قانونی برای مقابله آنها نیست (که هست) یا اراده‌ای برای برخورد با آنها نیست (که در تمام مصاحبه‌ها و جلسات گفته می‌شود که هست) یا روند قانونی مشکلاتی دارد. اگر این سومین مورد صحیح باشد (که به نظر می‌رسد این طور باشد) چرا راهکار مناسب برای رفع موانع برخورد قانونی با خلافکاران و مجرمان اندیشیده نمی‌شود؟ اینجا به مورد دوم یعنی عدم وجود اراده باز می‌گردیم. اما، معمولاً بهانه‌ همیشگی، طولانی بودن و هزینه بر بودن فرآیندهای رسیدگی قانونی است. در حالی که قبل از این، در همین کشور، و با همین قوانین و با همین فرآیندهای طولانی و وقت‌گیر، برای حل مسائل متعدد، راهکار‌های بسیار موثری اندیشیده شده است. طالبی چاره کار را در ایجاد خط داغ مقابله با قاچاق عنوان می‌کند. در اینباره بیشتر بخوانید! امیر حسین‌زادگان، مدیرانتشارات ققنوس، از جمله ناشرانی است که در سال‌های اخیر بارها از قاچاق کتاب متضرر شده است. وی درباره قاچاق کتاب می‌گوید: وضعیت به‌گونه‌ای شده است که مهم نیست چه‌نوع کتابی است، کدام ناشر است، هر کتابی که فروش داشته باشد یک عده به‌صورت افست آن را منتشر می‌کنند، سایت‌هایی که به‌صورت پی‌دی‌اف کتاب‌ها را بارگذاری کرده و یا سایت‌هایی که نسخه صوتی کتاب را غیرقانونی برای دانلود قرار می‌دهند‌، همه در مصداق قاچاق کتاب می‌گنجد. وی ادامه می‌دهد: متأسفانه قبح قضیه آن‌قدر ریخته است که علناً در روز روشن بدون هیچ واهمه‌ای این کتاب‌ها توزیع می‌شود‌، برای نمونه روزهای آخر سال ۹۶ یک وانت سرباز کتاب‌های ما را در روز روشن در شهر پخش می‌کرد‌، این نشان می‌دهد که بحث دزدی برایشان بحث کم‌اهمیتی است و این اقدام دیگر قبح دزدی را هم ندارد. این ناشر تصریح می‌کند:‌ وقتی قباحت کاری ریخت دیگر سخت بشود با آن مقابله کرد. خیلی از همکاران ما چه در صنف و چه خارج آن خواستار و پیگیر مبارزه با این پدیده بودند اما وقتی قبح کار ریخت دیگر حس کردند پیگیری آنها فایده‌ای ندارد. الآن هنوز که هنوز است، بخش قابل توجهی از صنف خواستار برخورد با این معضل هستند اما هرچه زمان را از دست بدهیم مجال کمتری برای این‌کار فراهم می‌شود. اما افشین شحنه‌تبار مدیر انتشارات شمع و مه معتقد است که باید فکری قانونی برای رفع قاچاق کتاب کرد. مدیر انتشارات «شمع و مه» راه‌حل رفع قاچاق کتاب را رفع بی‌قانونی تأسف‌برانگیز در فضای نشر عنوان کرده و می‌گوید:‌ قاچاق کتاب با بیانیه و میزگرد برطرف نمی‌شود،‌ آقایان به فکر تصویب قانون باشند. وی می‌گوید: خلأ قانون در کشوری که یک قرن در حال تدوین لوایح و قوانین است،‌ تأسف‌برانگیز است. در کدام صنفی مثل نشر و کتاب می‌توان در روز ‌روشن اموال دزدی را در کنار خیابان در شلوغ‌ترین ساعات بساط کرد و فروشنده اجناس دزدی (همان به اشتباه قاچاق) سربلند از این اقدام،‌ فروش آن را با صدای بلند جار بزند. چه حس و حالی دارد، ناشر و نویسنده‌ای که گاهی سالها قلم زده تا اثری بیافریند که در کنار افتخار و ارزش معنوی ریالی از کنار آن به زندگی خود تزریق کند، ولی در یک روز همه آنها را دست به دست بین اهالی ادب ببیند. باز هم تکرار می‌کنم بی‌قانونی تأسف برانگیز حاکم بر فضای بازار کتاب، موجب شده دزدان ادبی چه در روز روشن در کنار خیابان و چه در فضای مجازی در سایت‌های گوناگون که به تعداد سلول‌های بدن خود سارق وجود دارد، با افتخار به قول خود به کار فرهنگی ادامه دهند. تسنیم ]]> فرهنگ Sun, 04 Nov 2018 18:15:37 GMT http://siasatrooz.ir/vdcb80b89rhbgzp.uiur.html نقش مهم ادراک اجتماعی در کنترل فضای مجازی http://siasatrooz.ir/vdcb00b8arhbgzp.uiur.html پنجمین همایش بین‌المللی مدیریت رسانه روز گذشته در سالن همایش‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افتتاح شد. «حسن بشیر»، مدرس رسانه و رئیس هیئت علمی همایش، «محمد صادق افراسیابی»، دبیر همایش، «مسعود ثقفی»، سخنگوی آموزش و پرورش استان تهران و «حسین انتظامی» قائم‌مقام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سخنرانان ابتدایی این مراسم بودند. در ادامه پنجمین همایش بین‌المللی مدیریت رسانه در حضور جمعی از اساتید حوزه رسانه از جمله دکتر حسن خجسته، موسویان، ضیایی پرور، بنی هاشمی و بشیر از برخی دانشجویان این حوزه تقدیر شد و رساله دکتری آنها مزین با جایزه‌ دکتر ساروخانی به آنها اهدا شد. پس از آن باقر ساروخانی و «مرتضی موسویان» رئیس فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال دیگر سخنرانان این مراسم بودند. «حسن خجسته» در ادامه این مراسم طی سخنانی گفت: نهادها و سازمان‌ها ذاتا مستبد هستند و علتش هم روابط رسمی آنهاست اما خانواده تنها نهادی است که عاطفی و احساسی است. وی ادامه داد: در خانواده زن‌ها نقش ویژه‌ای دارند و به محض اینکه زن نقش همسری پیدا کرد تمامی وظایف او تغییر می‌کند و مردها تکوینا درباره امور بیرون از خانواده متمرکز هستند. وی با اشاره به مشکلاتی که در حوزه رسانه وجود دارد، گفت: چند مشکل در رسانه داریم که باید برطرف شود. سه ذی نفع در فضای مجازی وجود دارد. همه عالم، شرکت‌های ذی نفع و فرد. همه ما در فضای مجازی به دنبال آزادی بی‌انتها هستیم. وی درباره وجود تلگرام در ایران نیز بیان داشت: تلگرام حاضر نبود تن به حاکمیت دهد و به عقیده من باید حذف می‌شد. فضای مجازی فنی نیست که توسط افرادی که فقط تحصیلاتی در زمینه فنی دارند اداره شود، بلکه باید در دست افرادی باشد که ادراک اجتماعی گسترده‌ای از فضای رسانه دارند. بخش بعدی این مراسم به رونمایی از کتاب سواد آموزی در فضای مجازی اختصاص یافت. در این بخش اساتید رسانه حاضر در این مراسم از کتاب مورد نظر رونمایی کردند. «محمود اسعدی» دبیر همایش مدیریت رسانه نیز سخنران دیگر این همایش بود. «علی‌محمد اسماعیلی» رئیس فرهنگسرای رسانه نیز آخرین سخنران روز اول همایش بود. ]]> فرهنگ Sun, 11 Nov 2018 10:05:33 GMT http://siasatrooz.ir/vdcb00b8arhbgzp.uiur.html «لس‌آنجلس تهران» سرشار از سطحی‌نگری http://siasatrooz.ir/vdcgu39qyak9z34.rpra.html تیناپاکروان سینماگری مستعد است و ساخته‌های سینمایی‌اش از آشنایی نسبی او با ابزار، زبان و بیان سینمایی حکایت دارند. توجه به مضامین اجتماعی با تمرکز بر اخلاق‌مداری و لحاظ نگاه زنانه به آدم‌ها و رویدادها و پرهیز از کلیشه‌ها در آثار اجتماعی این بازیگر، تهیه کننده و فیلمساز، نشانگر دوری نگرش و دغدغه‌های او از نازل‌اندیشی و نازل‌سازی و سینمای گیشه است. ساخته جدید پاکروان یک فیلم کمدی اجتماعی با اندکی تفاوت در پرداخت اما در ردیف برخی آثار رایج این گونه سینمایی بازارپسند است. این فیلم افزون بر آزمون طنز و کمدی‌سازی و کسب تجربه بیشتر در فیلمسازی برای او، حاصل کوشش این کارگردان درهمسویی با جامعه و پاسخ نیاز مخاطب به شادی و سرگرمی و بخت‌آزمایی خود در کورس فروش فیلم‌ها است. داستان و قالبی که برای ساخت «لس‌آنجلس تهران» گزینش شده با آنکه تازه نیستند ولی از تلاش فیلمساز برای متفاوت گویی و متفاوت‌سازی مضامین و موقعیت‌های تکراری خنده‌ساز نشان دارند. فیلم پاکروان با محوریت یک شخصیت اصلی و ماجراهای مرتبط با او و گویا اساساً با توجه به خصوصیات و ویژگی‌های فیزیکی و شخصیتی و توانایی‌های پرستویی، برای این بازیگر نوشته و ساخته شده است. از همین رو نقش و بازی او در موفقیت و یا ناموفق بودن فیلم پاکروان نقش کلیدی دارد. پرویز پرستویی بازیگر توانمندی است و بازی‌های خوبی از او در فیلم‌های کمدی هم دیده‌ایم ولی او در «لس آنجلس تهران» به رغم ابعاد مختلف و چندگانگی نقش‌هایش به دلیل ضعف در شخصیت‌پردازی وتیپ‌نمایی و بازی‌های متوسط در استحکام بخشی و جذابیت فیلم توانا ظاهر نشده است. با آنکه موضوع‌های اجتماعی در «لس‌آنجلس تهران» دارای جایگاه مهم هستند، اما نگاه سطحی کارگردان به آنها، سوژه‌های فیلم را در سطح نگه داشته و ماجراها و رخدادها، کمتر از منطق روایی و سینمایی برخوردارند. نوع طنازی‌های فیلم نیز اغلب در محدوده تکرار برخی شوخی‌ها، موقعیت‌ها، دیالوگ‌ها، حوادث و بازی‌ها درجا می‌زند و از نوآوری در این عرصه چندان بهره ندارد. «لس‌آنجلس تهران» تجربه زیاد موفقی برای این کارگردان و یادآور توانایی‌های پرستویی در ایفای نقش‌های کمدی نیست. البته این فیلم، امتیازهایی نیز در گریم، ویژوآل و تمرکز بر اخلاق‌گرایی، ارائه برخی لحظه‌های خنده‌دار و دوری از قلقک تماشاگر برای خندیدن بی‌معنا دارد که قابل توجه است. با این همه سومین فیلم پاکروان، عمدتاً تجربه‌ای دیگر در فیلمسازی و توان سنجی در کمدی‌سازی درکارنامه سینمایی او است. سینماپرس جبار آذین - منتقد و مدرس سینما ]]> فرهنگ Wed, 31 Oct 2018 20:03:57 GMT http://siasatrooz.ir/vdcgu39qyak9z34.rpra.html نشاید که از قافله کربلا جا بمانیم http://siasatrooz.ir/vdcdk90fjyt0z96.2a2y.html بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت، زمزمه‌های دلاوران ایران بود در دوران دفاع مقدس، کربلا کربلا ما داریم می‌آییم هم نوحه‌ای بود که محقق شد. کربلا اکنون میعادگاه عاشقان اباعبدالله است، عاشقانی که برای رسیدن به آن ۸ سال دوران دفاع مقدس را پشت سر گذاشتند و اکنون عزتمندانه راهی آن سرزمین خورشید می‌شوند تا عشق خود را به معشوق هدیه دهند. کربلا آزاد شد، عاشورا اکنون بر بلندای جهان خودنمایی می‌کند، آنگاه که شیعیان برای راهی شدن به سرزمین موعود سر از پا نمی‌شناسند، جهانیان را خیره نظاره خود کرده است. اربعین حسینی تجلی بروز عشق به مظلومیت و حقانیتی است که ۱۴۰۰ سال است بر تارک دنیا می‌درخشد. پرچم عشق ما شیعیان از همه برافراشته‌تر است، سایه این پرچم بر سر عاشقان پهن است به اندازه طول تاریخ تا رستاخیز. اربعین تجلیگاه روز عاشورا است در میان همه آنچه که برای فراموشی رستاخیز کربلا می‌شود. میلیون‌ها عاشق در جست ‌و جوی حقیقت اند، حقیقتی که قرن‌ها است در کربلا است و اکنون با شور و شوق مردم ایران اسلامی ، جان گرفته و می‌رود تا همه گیر شود. راهپیمایی شورانگیز اربعین اکنون به یک منبر بزرگ برای عاشقان حق و حقیقت مبدل شده و پا منبری‌های آن هر روز و هر سال افزون می‌شود. رسانه‌ای عظیم که هیچ هماوری هم ندارد. دیگر، نگاه‌ها تنها به شیعیان نیست، از هر کوی و برزنی با هر دین و مسلکی به این رستاخیر عظیم انسانیت با تبلور قیام حسین (ع) راهی کربلا میشوند. اکنون زمان جبران است، زمان جا ماندن و جا گذاشتن نیست، گلوی یزیدیان در دستان یاران حسین (ع) است راه نفس آنها را بسته، فشار بر گلوی یزدیان زمان را باید افزود تا جان ظالمام گرفته شود. این بار را نخواهیم گذاشت قافله بدون سالار بماند، نمی‌گذاریم کاروان اسرای کربلا به سوی شام روانه شود. شام را از چنگ جرامیان در آوردند مدافعان حریم و حرم. که اگر نبودند این جانبازان عاشق، اربعین نبود و راهپیمایی شکوه عزت و سربلندی برپا نمی‌شد. فرصت نمی‌دهیم، درنگ نمی‌کنیم و شک به دل راه نمی‌دهیم، حسین اباعبدالله(ع) لبیک میخواهد، عاشقان خود را به قافله لبیک رسانده اند، خیل عظیمی از عالم قدسی مقابل عالم شیطانی صف کشیده اند، یاران به یاری آمده اند، با قلب و عقل و اشک خود راهی شده اند برای یاری حق. ندای هل من ناصر ینصرنی ۱۴۰۰ سال در دنیا طنین انداز بود؛ به گوش می‌رسید، اما شنیده نمی‌شد، صدای کربلا با قیام ایران اسلامی شنیده شد. فرصت گرانی است که سربازان قیام مقدس، از دست نخواهند داد آن را، شور تاریخی مانده از کربلا به ظهور مهدی موعود(عج) متصل است. عاشورا و اربعین معجزه‌ای است که پاک دلان را به سوی خود می‌خواند، همچون آهن ربا، می‌رباید آن‌هایی را که حتی کور سویی از نور در دلشان روشن است، دیگر در تاریکی نیست که نتوان دید و نشناخت، تلألو نور حسین (ع) را همگان می‌بینند کافی است با چشم دل دید. این نور به مهدی موعود به یادگار مانده از حسین بن علی (ع) می‌رسد. می‌خواند، صدا میزند، آغوش گشوده است برای عاشقانش، نمی‌خواهد همچون بار گذشته، جا مانده از قافله باز هم باشد، میخواهد کشتی نجات را از یاران پر کند. هیچکس جا نماند. اگر حسین (ع) را جست و جو کنیم در خود، به مهدی موعود (عج) خواهیم رسید، قیام اباعبدالله به قیام مهدی فرزند زهرا (س) متصل می‌شود، نوید آن روز را میدهد که ظالمان از دم تیغ شمشیر عدالت خواهند گذشت و مظلومان عالم را دست محبت و رحمت بر سر می‌کشد. در آن زمان است که یزیدیان زمان آن هنگام را به یاد خواهند آورد که شقاوتمندانه خون می‌ریختند و بر پیکر مظلومان قهقهه مستانه میزدند. دوران سروری و آقایی برای مظلومان فرا رسیده است، نصرت نزدیک است، آنقدر نزدیک که می‌توان آن را مانند نسیم بهاری بر روی گونه‌های نحیف مظلومان احساس کرد، جنس این نسیم نصرت، ناب است. ناب باید به سراغش رفت. منتظران خوب می‌دانند که چگونه به استقبال آن بروند، نباشد و نشاید که از این قافله جا بمانیم.نویسنده: محمد صفری ]]> فرهنگ Wed, 31 Oct 2018 08:54:16 GMT http://siasatrooz.ir/vdcdk90fjyt0z96.2a2y.html راهپیمایی اربعین یا زلزله‌زدگان کرمانشاه سوال درستی است؟ http://siasatrooz.ir/vdcc0eqs42bqxe8.ala2.html تنها یک روز به اربعین باقی است. حاشیه‌هایی درباره برگزاری این راهپیمایی بزرگ در فضای مجازی وجود دارد که مثل همیشه توقف نکردن بر آن موجب بزرگ‌تر شدنش می‌شود؛ درباره‌شان سخن می‌گوییم. اول: آیا مردم ایران با کمک‌ها و بودجه‌های دولتی به این شکل انبوه به راهپیمایی اربعین می‌روند؟ بیاید با یک مقدمه شروع کنیم؛ «فرض کنید نهادهای جمهوری اسلامی به طور رسمی و غیررسمی ابداً هیچ حمایت و تبلیغ و ترویجی نسبت به رویداد سال‌های اخیر اربعین حسینی(ع) و راهپیمایی زائران ایرانی در عراق نداشتند؛ در این صورت سوال این است چه مقدار از مردم ایران برای شکل دادن به این رویداد در عراق حضور پیدا می‌کردند و شکل برگزاری این مراسم چند روزه که عموم کنشگران آن ایرانی هستند با شکل کنونی آن، چقدر تفاوت پیدا می‌کرد؟» این سوال مهمی است که هم موافقان این حمایت و تبلیغ و ترویج از سوی نهاد رسمی جمهوری از مراسم راهپیمایی اربعین و هم مخالفان این حمایت‌ها و ترویج‌ها باید درباره آن بیندیشند و به جواب‌هایی که عقل سلیم و وجدان انسانی را آرام می‌کند برسند. اما چرا؟ در چند سال اخیر همزمان با ترویج و تبلیغ و حمایت نهادهای رسمی جمهوری اسلامی از راهپیمایی اربعین (از ارائه تسهیلات به زائران تا برپایی موکب و سرویس دادن به زائران در کشور عراق توسط نهادهای رسمی ایران) موج انتقادی خاصی هم درخصوص این حرکت دینی اجتماعی در سطح زیرین جامعه ایرانی شکل می‌‍‌گیرد که مانند بسیاری از امواج انتقادی و مخالف‌خوان با سناریوی ترویجی رسمی و حاکم، نادیده گرفته می‌شود. این موج که سال به سال هم بر ابعاد و گستره‌ی آن افزوده می‌شود، با فرم‌های متنوعی اعم از الگوهای معرفت دینی، اقتصاد سیاسی و سلطه از طریق فرایندی که بر مبنای فرض‌گرفته شده در آن، دین لابد افیون توده‌ها است و... ارائه می‌شود. در کنار این، بخش بسیار بزرگی از این انتقادها به کاربرد سرمایه و بودجه دولتی و بیت‌المال برای یک حرکت مناسکی است که از نظر انتقادکنندگان شاید واجب‌تر از این مثلا صرف آن هزینه برای ساختن خانه برای زلزله‌زده‌های کرمانشاه و گورخواب‌ها و افزایش گرمخانه‌ها برای بی‌سرپناه‌ها و کارتن‌خواب‌ها و... است. با این توضیحات بیایید این سوال را باز طرح کنیم که اگر ترویج و حمایت نهادهای نظام جمهوری اسلامی از این راهپیمایی نبود، چقدر از حجم حضور مردم و متعاقب آن سرویس‌هایی که در آنجا ارائه می‌شود کاسته می‌شد؟ برای پاسخ به این سوال باید در نظر داشت که سالهای نخست رویداد اربعین بدون هیچ ترویج و حمایتی از سوی نهادهای دولتی ایرانی شکل گرفت. اساسا این حضور خودجوش مردم بود که نهادها را به تنگ و تا انداخت تا از فضایی که توسط مردم شکل گرفته است، بستری برای صرف بخشی از هزینه‌های خود بسازند که در حقیقت خودشان را در معرض دید قرار داده و احتمالا بیلان کار پر و پیمانی ارائه دهند. در حقیقت قضیه را نباید سر و ته دید و خواند؛ این مردم نیستند که به دلیل در اختیار داشتن مرخصی از سوی نهاد اداری شاغل در آن یا مثلا ارائه وام ۲ میلیون تومانی برای سفر اربعین و... به عراق می‌روند، بلکه مردم در حال رفتن به عراق هستند و نهادهای رسمی و دولتی از این فرصت استفاده می‌کنند، به آنها مرخصی و وام می‌دهند تا بودجه فرهنگی که عموماً همان بودجه تبلیغی و ترویجی صوری نهادها است در مسیری قرار بگیرد که بتوان از آن دفاع کرد! در حقیقت این نهادها با این کار وجهه قابل قبولی از خود ارائه می‌دهند و به سازمان‌های نظارتی رسمی و غیررسمی بالادستی‌شان این پیام را می‌رسانند که «ما خیلی خوب و دین‌دار و فرهنگی و عاشورایی و... هستیم و بودجه‌مان را در این راه صرف کردیم». ضمن اینکه باید در نظر گرفت در یکی دو سال اخیر این تسهیلات نهادها، کاهش قابل‌توجهی هم پیدا کرده است. از سوی دیگر این مهم را هم باید در نظر گرفت که برای نهادهایی که هر کدام باید گزارشی از کار فرهنگی داشته باشند و در حالی که این کارهای فرهنگی و گزارشهایشان می‌بایست مبتنی بر «پیوست فرهنگی» درخصوص کارهای ویژه همان نهاد می‌بود، اما از آنجا که عموم این نهادها در طراحی و عملیاتی کردن آن «پیوست فرهنگی» یا قصور دارند یا به دلیل فقدان شعور فرهنگی و البته برخی اوقات وجود فساد، ناتوان بوده و هستند، وجود رویداد عظیم فرهنگی اجتماعی‌ای مانند راهپیمایی اربعین فرصتی مناسب برای خرج برخی از آن بودجه فرهنگی و ارئه گزارش کار و بیلان است تا بتوان خیلی از کم‌کاریها را توجیه کرد. برای کسانی که شاهد پیاده‌روی اربعین بوده‌اند تقریبا بدیهی است که اگر همه این نهادها و وزارتخانه‌ها و سازمانهای کنشگر در عرصه راهپیمایی اربعین، همین امروز عرصه را خالی کنند، و هیچ تسهیلاتی ندهند و هیچ موکبی بر پا نکنند و... چیزی از حجم حضور مردم در عراق و ارائه سرویس‌های مردم آن کشور به زائران ایرانی کم نخواهد شد. در حقیقت ما از یک منظر پدیدارشناسانه می‌توانیم در یک سوی قصه نهادهایی را ببنیم که از یک فضای ایجاد شده، بهره‌برداری می‌کنند و کار خویش را جلو می‌برند، و در سوی دیگر مردمی را می‌بینیم که با همه احترام به کنش دینی و ایمانی‌شان در امر زیارت حضرت سیدالشهدا(ع)، مواجه با بستری از ارائه سرویس‌هایی از نهادها و سازمان‌ها و ... هستند و طبیعی است که در کنار همه سرویس‌های دیگر از این بستر مهیا شده هم استفاده کنند. به عبارت دیگر برای این مردم که به کربلا می‌روند سرویس‌ها و پوئن‌هایی که نهادها می‌دهند اصلا وجه علّی ندارند، بلکه سفره‌ای است که پهن شده و می‌توان بر سر آن نشست و بهره برد. تازه در نظر نمی‌گیریم که همه این تسهیلات و همه بودجه ایرانی که برای ماجرای اربعین خرج می‌شود در کنار پولی که خود مردم ایران و عراق برای این مسئله خرج می‌کنند، اصولا به شدت ناچیز و غیرقابل مقایسه و حتی غیرقابل شمارش است. در این حال، کنش اجتماعی و آزاد مردمی که با اراده خویش می‌خواهند در یک حرکت عبادی اجتماعی حاضر و کنشگر باشند، را باید از سناریوهایی که طبق آن تصور می‌شود همه نهادها در دل یک جریان ارادی می‌خواهند بودجه و سرمایه کشور را در یک مسیر بی‌کارکرد صرف کند، جدا کرد و به این درک رسید که چنین اراده‌ای از بالا وجود ندارد و هیچ بخشنامه‌ای هم از بالا صادر نشده است که بیایید در این مسیر بودجه صرف کنید. نقد صرف درست بودجه‌های فرهنگی و تبلیغاتی و ترویجی نهادهای در جای خود کاملا محترم و مناسب و حتی لازم است و باید انجام شود، اما درست نیست که این نقد را در مسیر نقد و نفی کلیت راهپیمایی اربعین و حرکت عظیم مردمی آن اعمال کنیم. یادمان نرود که جریان عظیم راهپیمایی اربعین چند سالی است که رخ می‌دهد ولی آن نقدها به شیوه تخصیص بودجه فرهنگی و ترویجی نهادها و... دهه‌ها است که وجود دارد و هیچ ارتباطی هم به حرکتی مانند حرکت راهپیمایی اربعین نداشته است. آن‌ها باید در جای خودش نقد شود و تلاشی درخور برای اصلاحش صورت گیرد؛ این کمبود و ضعفها با غر زدن‌ها و بهانه‌جویی‌های بچه‌گانه، یا گاه مغرضانه مسیر اصلاح خود را نمی‌یابند. دوم: آیا موج راهپیمایی اربعین و درگیر شدن یک ماهه جامعه ایران موجب غافل شدن از وضع جامعه خودشان می‌شود؟ آیا راهپیمایی اربعین سیاست‌زدایانه است؟ به نظر می‌رسد همه کنشگران جناحی یا اصطلاحاً اپوزیسیونی که کلیت رویداد اربعین را به عنوان نماد یک حرکت دولتی و ایدئولوژیک و از این نظر سیاست‌زده و در فرایندی که دین در آن افیون توده‌هاست، فهم و تئوریزه می‌کنند و اصرار دارند که این اتفاق فرهنگی اجتماعی و سیاسی را - که در جهان سیاست‌زدایی‌شده امروز، واقعا یک غنیمت است - به عنوان شکلی از سیاست‌زدایی القا کنند، غافل از این حقیقت هستند که نهاد قدرت و سیاست در این حرکت نه تنها نهادی منفعل، بلکه کاملا عقب‌تر از مردم است. مصادیق و مولفه‌های زیادی برای اثبات این ادعا وجود دارد، عقب‌ماندن فرهنگی نهادهای جمهوری اسلامی از مردم، امری است که نه در اینجا برای اولین بار است اتفاق می‌افتد، نه تمامی خواهد داشت و نه چیزی است که امروز بر کسی پوشیده باشد. بر مبنای این زمینه اگر این اپوزیسیون نقدی به فرایند سیاست‌زدای حضور میلیونی مردم در روز اربعین برای زیارت حرم سیدالشهدا(ع) دارند و تصور می‌کند که این حرکت تخدیرگونه جامعه را نسبت به آنچه در اطرافش است، غافل می‌کند و سیاست در معنای حقیقی آن را به حاشیه می‌راند، به شکلی عجیب غافل از این هستند که پیاده‌روی اربعین اتفاقاً یکی از سیاسی‌ترین حرکت‌ها و کنش‌های جامعه شیعی در روزگار ماست. واضح است که آنچه امروز در بیابان‌های سرزمین استراتژیک عراق در حال رخ دادن است می‌تواند راهی برای نیل به خلق جریان شیعه سیاسی و انقلابی باشد که در برابر نظم کنونی جهان سلطه که از مسیر سیاست‌زدایی، آحاد جامعه دینی و غیردینی را به انقیاد درمی‌آورد، مقاومت کند. جای انکار ندارد و باید پذیرفت حرکتی که این روزها در عراق شکل می‌گیرد، حرکتی اجتماعی و آرمانخواهانه است که حتی از یک منظر غیردینی، حول یکی از انقلاب‌ترین و مهمترین چهره‌های تاریخ بشریت حسین بن‌علی(ع) جریان می‌یابد. نفس این حرکت، ظرفیتی را نشان می‌دهد که می‌تواند به عنوان یکی از بهترین عکس‌العمل‌ها نسبت به جریان خموده و محافظه‌کار حافظ وضعیت موجود، تبیین و توجیه گردد، پرورانده شده و یک آینده‌ آرمانی را فرا روی شیعیان قرار دهد. علاوه بر آن، باید مد نظر داشت که اولا جریان منتقد و اپوزیسیون باید با این واقعیت کنار بیاید که «انسان مسلمان ایرانی» با «انسان بلشویک بلوک شرق» از یک‌سو، و «انسان آتئیست یا سکولار بلوک غرب» از سوی دیگر، از زمین تا آسمان متفاوت است؛ چنین منتقد و اپوزیسیونی تا نخواهد اعتقادات دینی-مناسکی این انسان ایرانی را به رسمیت بشناسد و تکلیف خود را با جنس اعتقادات او روشن کند، اسیر فضایی توهمی - انتزاعی درخصوص جامعه ایرانی خواهد شد و راهی به عرصه انضمامی و وضعیت عینی این جامعه نخواهد یافت و در نتیجه هرگز نخواهد توانست تغییرات ملموسی را در جامعه ایرانی شکل دهد. اینکه در این مسیر صرفاً بر ایده «دین افیون توده‌هاست» انگشت بگذاریم و آن را به هر ترتیب درخصوص جامعه ایرانی هم صادق بدانیم و مدام بر طبل دین‌زدایی از این جامعه دامن بزنیم، غفلتی فراگیر و عمیق از این واقعیت است که بزرگترین انقلاب تاریخی این مردم لااقل آنگونه که «میشل فوکو» شرح داده بود، یک انقلاب برای استقرار دموکراسی و جمهوریت در قرن بیستم به شکلی خارق عادت و غیرقابل انتظار بود، زیرا بر مبنای آموزه‌های دینی و حول مفهوم محوری «خدا» شکل گرفت. بدین‌ترتیب روشنفکر و منتقد و مصلح اجتماعی امروز باید به درکی بومی از این فضا و روحیات مردمی اقدام کند که به هر ترتیب در بستر تاریخ، اینگونه دینی و تا حد زیادی مناسکی شده است. ندیدن این ظرفیت و در نظر نگرفتن آن به معنای شکست همه تفسیرهای توهمی‌ای خواهد بود که با نظر به یک «آنجا»ی ایده‌آلیستی و تا حدی اتوپیایی به آنها رسیده‌ایم، و تصور می‌کنیم همان‌ تفسیرها عیناً درخصوص «اینجا» هم صادق و موثر خواهند بود. روشنفکر و اپوزیسیون وضعیت موجود در ایران باید و لابد تکلیف خود را با پرولتاریا و بورژوای مذهبی و دین‌دار همین جامعه روشن کند. در غیر این صورت هر چه می‌گوید بیشتر به شعر شبیه است تا نقد رادیکال اجتماعی. بر مبنای این درک و جهانشناسی دینی که بر همه افق‌های موجود در برابر همین انسان مذهبیِ حاضر در کف خیابان‌های ایران، سایه انداخته است، عمل سیاسی هم از رهگذر آرمانخواهی دینی، قابل فهم و دست‌یابی است. به همین دلیل است که انقلاب سیاسی او رنگ و بویی دینی می‌گیرد! به همین دلیل است که مهمترین مناسک جمعی برای او، که بیش از هزار سال است در برپایی آن بیشترین وقت و هزینه‌ها را کرده (مناسک ماه محرم)، مناسکی است که رنگ و بوی پررنگ سیاسی دارد و در پارادایم ایستادن یک انسان آزاده در برابر نظام حاکم فاسد و قربانی کردن خویش برای تحقق آزادی و عدالت و اخلاق و دین، شکل گرفته است. در این خصوص سیاست‌زدایانه خواندن راهپیمایی اربعین، به معنای عدم درک ذهنیت و عینیت انضمامی همین انسان ایرانی مسلمان است. حالا اگر در کنار این کنش سیاسی اجتماعی ایرانیان مسلمان، ما با شرایطی مواجه‌ایم که در آن نسبت به هموطنان ایرانی بی‌توجهی صورت می‌گیرد، این امر ناشی از توجه این انسان به آن حرکت سیاسی اجتماعی دینی یا مناسکی نیست، بلکه اتفاقا ناشی از عدم بسط آن پارادایم سیاسی اجتماعی در حوزه‌های دیگر است. به عبارت دیگر اینگونه نیست که اگر ایرانیان به اربعین نروند، به حوزه‌های دیگر اجتماعی وارد می‌شوند و مثلا در قالب حرکت‌های انسان‌دوستانه از هموطنانشان دستگیری می‌کنند و فقر و فاصله طبقاتی را از بین می‌برند، بلکه فقط گسترده شدن ابعاد و جنبه‌های همان حیات اجتماعی و سیاسی که شدیدا رنگ و بوی دینی هم یافته است و امروز بخشی از آن را در راهپیمایی اربعین شاهدیم، می‌تواند این انسان ایرانی را به چنان رشدی برساند که در قالب حرکات جمعی، اجتماعی و سیاسی اولا با فساد و کم‌کاری و صرف هزینه‌ها در جاهای نادرست برخورد و مقابله کند و ثانیا به طور ایجابی و بدون هیچ وجه نمایشی به یاری هموطنان زلزله‌زده و فقیر و ... بشتابد و گرهی از کار هموطنانش باز کند. بدین ترتیب راهپیمایی اربعین نه تنها نافی کنش سیاسی اجتماعی در داخل کشور نیست، بلکه می‌تواند تمرینی باشد برای آموختن یک کار اجتماعی سیاسی در شکل گسترده و تاثیرگذار که نتایج مطلوب آن می‌تواند به داخل کشور هم کشیده شود. سوم: راهپمیایی اربعین یا زلزله‌زدگان کرمانشاه؛ سوال درستی است؟ با توجه به آنچه تا اینجا گفته شد مشخص است که سوال از اینکه آیا الان جای پرداخت به زلزله‌زدگان کرمانشاهی است یا سفر اربعین؟ اصولا از ابتدا در منطق خود دچار مشکل است؛ به چه دلیلی پرداختن به یکی از این دوگانه‌ها، باید موکول به عدم پرداختن به دیگری باشد؟ همانطور که اشاره شد نپرداختن به راهپیمایی اربعین، هیچ دخلی به پرداختن به مشکلات داخلی کشور ندارد و لزوما کسانی که به راهپیمایی اربعین نمی‌روند، ظرفیت بیشتری نسبت به کسانی که می‌روند، در پرداختن به این مشکلات داخلی کشور ندارند؛ هر چند که هم آمارها و هم تجربه زیسته نگارنده نشان می‌دهد کسانی که در آن مسیر گام می‌گذارند، نسبت به کسانی که عموماً بیرون گود نشسته‌اند و می‌گویند «لنگش کن» و حالا هم می‌خواهند ادراکات روشنفکرمابانه و کاملاً ایدئالیستی‌شان را که از عدم درک درست واقعیت نشان دارد، در قالب سوالاتی از این‌دست صورتبندی کنند، به مراتب کمک‌ها و مطالبات بیشتری برای حل مسائل و مشکلات مردم هموطن خویش از جمله زلزله‌زدگان کرمانشاه داشته و دارند؛ اردوهای خودجوش جهادی کنشگران اجتماعی مذهبی در استانهای متعدد کشور که گاه حتی اخبارشان هم پوشش داده نمی‌شوند، چون ابدا وجه گزارش‌کاری و نمایشی ندارد، تنها یکی از مصداقهایی است که ادعای مذکور را تقویت و اثبات می‌کند. از سوی دیگر اگر پذیرفته باشیم که راهپیمایی اربعین یک حرکت مردمی و اجتماعی است، همچنین این پیشفرض روشنفکرمابانه را هم قبول کنیم که مردم، راهپیمایی اربعین را مهمتر از کمک به زلزله‌زگان می‌دانند، و لذا نسبت به هموطنان زلزه‌زده‌شان غافلند، و همچنین پذیرفته باشیم که نفی راهپیمایی اربعین به هیچ وجه به معنای پرداخت ایجابی مردم به زلزله‌زدگان نیست، لاجرم به این نتیجه می‌رسیم که کار ایجابی برای توجه دادن مردمی که اربعین به کربلا می‌روند، نسبت به هموطنانشان، از راه نفی مناسک مذهبی و المان‌های دینی‌ای مانند راهپیمایی اربعین و... نمی‌گذرد، بلکه اتفاقاً راه درست بالاکشیدن کنشهای انسان‌دوستانه و اجتماعی و سیاسی، تا سطح آن مناسک دینی است! و این دقیقا کاری است که جریان اصطلاحاً روشنفکر انجام نمی‌دهد! در حقیقت و به بیان روشنتر گفتن اینکه «راهپیمایی اربعین بد است، کمک به زلزله‌زده‌ها خوب است»، هیچ نتیجه‌ مثبتی در برنخواهد داشت، آنچه احتمالاً نتیجه‌بخش خواهد بود القای این باور به شیوه درست است: «کمک به زلزله‌زدگان و فقرا و... درست به اندازه راهپیمایی اربعین خوب است»! از این طریق می‌توان در کنار آنچه که همین مردم در راهپیمایی اربعین می‌جویند، به چیزی اضافه‌تر هم رسید، اینکه متوجه وضعیت موجود خویش هم باشند تا کم‌کم بتوانند حرکتی اجتماعی سیاسی نظیر حرکت اجتماعی سیاسی اربعین هم برای بهبود وضعیت خویش و استقرار عدالت و اخلاق و... در جامعه خودشان شکل دهند. اما اینکه ما انجام هرگونه حرکت در داخل مرزها را منوط به نفی آنچه به عنوان یک حرکت مذهبی و مناسکی در عراق رخ می‌دهد بکنیم، نه تنها معقول است، بلکه نشان از درکی تقلیل‌گرایانه از انسان مسلمان ایرانی دارد. مهر ]]> فرهنگ Sun, 28 Oct 2018 19:09:40 GMT http://siasatrooz.ir/vdcc0eqs42bqxe8.ala2.html «الا یا اهل العالم» چشم‌هایتان را به روی اربعین بگشایید http://siasatrooz.ir/vdcamin6m49nwi1.k5k4.html جز معجزه چه می‌توان نام نهاد، آنچه این روزها در مسیر کربلا می‌بینی و می‌شنوی؟ همین معجزه بودنش دهان خیلی‌ها را بسته چشم‌شان را خاموش کرده است. همین که در دنیای پر از چرتکه‌ها، پر از حساب و کتاب و یک قران و دوهزار کردن‌ها، در دنیای کلاه گذاشتن‌ها و کلاه برداشتن‌ها و اختلاس‌ها، گوشه‌ای از همین دنیای اصالت سود و سرمایه، جماعتی پیدا می‌شوند که همه‌ی معادلات را به هم‌ می‌ریزند. جایی که التماست می‌کنند بیایی و دمی استراحت کنی، چایی بنوشی، غذای گرمی بخوری. دست و پایت را مشت و مال بدهند. اینجا همه می‌خواهند هرچه دارند را مفت و «مجانی» در اختیار زائر بگذارند. عشق می‌کنند که پول‌شان را یک‌سال جمع کنند تا یک «موکب» بزنند. حالا می‌خواهد بزرگ باشد یا کوچک. غذا بدهد یا حتی یک لیوان آب. مهم دل‌های بزرگی است که برای خدمت به زائر «حسین» بی‌تاب است و می‌خواهد به قدر توان قدمی بردارد و گردی از چهره‌ی مسافران کربلا بردارد. این همه‌ی داستان اربعین و کربلا نیست. این طرف هم مسافرانی هستند که خیلی‌های‌شان برای سفر به سختی می‌افتند. از هزینه‌ی ویزا گرفته تا خرج سفر. اما وقتی دل‌شان رفته نمی‌توانند قدم‌های‌شان را اینجا جا بگذارند. رفتنی باید برود. و می‌روند و به دریای اربعین متصل می‌شوند. می‌روند تا به کاروانی بپیوندند که چند سالی می‌شود از هر قوم و نژاد و کشور و دینی در آن هست. سن و سال هم نمی‌شناسد. از نوزاد و کودک گرفته تا زن و مرد و پیر و جوان. همه انگار دارند حسینی می‌شوند. همه باید حسینی شوند تا سوگوار ناحیه‌ی مقدسه، ظهور کند و فریاد بزند که «ألا یا أهل العالم أنا الإمام القائم؛ ألا یا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم؛ ألا یا أهل العالم إن جدّی الحسین قتلوه عطشان؛ ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین علیه السّلام طرحوه عریانا؛ ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین علیه السّلام سحقوه عدوانا» و خودش را با نام جدش به دنیا معرفی کند. حالا می‌توانی در همین زیارت اربعین ببینی چهره‌هایی را که از گوشه گوشه‌ی دنیا خودشان را به مسیر نور و عشق رسانده‌اند و فریاد «یا حسین»شان گوش دنیا را پر کرده است. می‌توانی ببینی که اینجا داستان «بیعت» است و اثبات آنکه «ما هستیم» تا همیشه با مولای‌مان. ما دعوت‌نامه را زیر پا نمی‌گذاریم و تا پای جان هستیم. گویی جماعت اربعینی دارند به پروردگار تضمین می‌دهند که این‌بار داستان شهادت یازده ستاره دیگر تکرار نمی‌شود و این‌بار ما مرد میدانیم و با امام‌ زمان‌مان می‌مانیم. تا پای جان. و همین اربعین است که دنیا را به تکاپو می‌اندازد تا به قدر زورِ کم‌زور خود جلوی این دریا را بگیرد. که نمی‌تواند. که توان و زورش را ندارد. در دنیایی که مردم برای «حقوق بشر» واقعی و «سازمان ملل» حقیقی بی‌تابند، فقط یک نفر است که می‌تواند آنها را به آرزوی‌شان برساند و این پیاده‌روی اربعین است که می‌تواند با شعار #حب_الحسین_یجمعنا همه‌ی مستضعفان و دلسوختگان و مظلومان جهان را در مسیری قرار دهد که انشاالله به ظهور امام حاضر منتهی شود. نویسنده: مهدی رجبی ]]> فرهنگ Sun, 28 Oct 2018 19:09:40 GMT http://siasatrooz.ir/vdcamin6m49nwi1.k5k4.html نهادهایی علیه «ضدامریکایی‌ها» http://siasatrooz.ir/vdchx-nzx23nvqd.tft2.html یوم‌الله ۱۳ آبان با شکوه دیگری را انقلاب اسلامی پشت سر گذاشت، آن هم در آستانه چهل سالگی‌‌اش. چهل سال از عمر سینما و صداوسیما گذشت، آیا در سینمای ایران ساختن فیلم ضد آمریکایی از عدد سه به عدد چهار رسید؟ سه فیلم ضد آمریکایی تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب فیلم توفان شن، دست شیطان و انیمیشن خلیج‌فارس است. صداوسیما با ۴۰ سال مداومت ممتد در امر ساخت آثار نمایشی هیچ سریال ضد آمریکایی معاصری را در کارنامه‌‌اش ندارد. سینمای انقلاب هم به رویدادهای معاصر پس از انقلاب هیچ واکنش ضد آمریکایی نشان نداده است و تنها سه فیلم ساخته شده که دو مورد از آنها واکنشی به تسخیر لانه جاسوسی است. یعنی سهم سینمای ایران که عملا با پول مستقیم نفت اداره می‌شود تنها سه فیلم ضد آمریکایی است که فیلم دست شیطان حسین زندباف نیمی از هزینه‌هایش را بخش خصوصی تامین کرده است و حیات سینمایی زندباف در حوزه فیلمسازی متوقف و سینمای آمریکایی ایران او را به اتاق تدوین بازگرداند تا دیگر از این اشتباهات مهلک از او و سایرین سر نزند و جالب اینجاست که سینماگران ایرانی سعی دارند به هر ترتیب به خاطر یک فیلم، تنها یک فیلم ضد آمریکایی جواد شمقدری، او را به قعر سینمای ایران بفرستند. مدیران بالادستی که نقش پررنگی در تعیین مدیران فرهنگی دارند، یکبار به خود آمده‌اند و با خود این جمله را تکرار کرده‌اند که چرا دستگاه فرهنگی جمهوری اسلامی شرمنده انقلاب اسلامی است؟ مروری بر کارنامه سینمای ایران نشان می‌دهد که احتمالا سینمای ایران و مدیرانش نه تنها ضد آمریکایی نیستند بلکه هدف غایی آنان تمجید آمریکایی درباره سینمای ایران است که مسیرش را با دریافت جایزه اسکار به خوبی یافته‌اند. حتی با تاسیس دستگاه‌های فرهنگی که قصدشان به اوج بردن سینمای انقلاب است، رویدادی معکوس اتفاق می‌افتد و تا حدودی سقوط فرهنگی را به شکلی هنری مزه‌مزه می‌کنیم. به این مهم توجه کنیم که در همان سازمان‌ها که هدفشان پر کردن خلاء ضد آمریکایی سینماست، فیلمی درباره وقایع سوریه ساخته می‌شود و حتی از نمایش یک مدافع حرم پرهیز می‌کنند، سریالی هم با همین مضمون ساخته می‌شود و باز هم به جای نمایش مجاهدت مدافعان حرم، در مقابل یک توطئه سعودی - آمریکایی، نقی معمولی توریست را می‌بینیم که مسئله سوریه را یک تنه حل می‌کند و این تلقی ساده‌انگارانه در مردم بوجود می‌آید که وقتی نقی معمولی حریف داعش است، جمهوری اسلامی کارزار چندان سختی در سوریه را طی نکرده است. تصور کنید که چقدر ساده و به راحتی هنرمندان عزیز که بالاترین دستمزد را هم می‌گیرند می‌توانند به اسم ساخت سریال ارزشی و پرطرفدار، ارزش‌های جمهوری اسلامی را به چالش بکشند و حتی همین رسانه‌هایی که با پول نفت جمهوری اسلامی منتفع می‌شوند، یک اعتراض ساده را به این وضعیت نمایشی مندرج نکنند. اصلا در لیست تولیدات نمایشی اعم از فیلم و سریال که سازمان‌های محترم تولید کرده‌اند، کدام اثر ضد آمریکایی را می‌توان جست‌وجو کرد؟! حوزه هنری یک ویدئو کلیپ را تولید می‌کند که مورد انتقاد خیلی از اهالی هنر و رسانه قرار می‌گیرد و مدیرانش نمی‌توانند یکی از هنرمندان سینمای ایران را قانع کند که اثری ضد آمریکایی در سینمای ایران تولید کنند. نکته جالب این است که ضد آمریکایی‌های سینما منفور و مهجورند، نمونه‌اش فرهاد عظیماست که نبرد خلیج‌فارس را ساخته اما اجازه ندارد از درب ورودی ساختمان‌های حامی فیلمسازان انقلابی وارد شود و حوزه هنری مدعی ارزش‌های انقلاب، اکران استاندارد فیلم جنگ خلیج‌فارس که به مخاطبان نسل جوان شجاعت و شهامت در مقابل آمریکا ایستادن را آموزش می‌دهد، از حاضران دیروز در یوم‌الله ۱۳ آبان را دریغ می‌کند. در عوض کسانی به ساختمان‌های شیک تازه‌تاسیس رفت و آمد دارند که برند جریان روشنفکری هستند و بودجه‌سازان نهاد‌های ارزشی به جای توجه به ساخت اثری ضد آمریکایی، به سلبریتی‌ها و جذب حداکثری غیرعقلایی آنان توجه دارند. درباره ارزش‌های جنگ، ضد جنگ‌ترین فیلم ممکن را می‌سازنند و ارزش‌های دفاع، در میان تنگه دیدگاه روشنفکران، قربانی می‌شود و اهالی جبهه رسانه‌ای انقلاب یک خودمسروری زشت را تبلیغ می‌کنند که ما توانستیم فیلمی شبیه سینمای آمریکا بسازیم. مشخص نیست، این پول‌های کلان صرف چه آرمانی باید بشود؟ استکبارستیزی در کجای آرمان مدیران قرار دارد. حداقل محض دلخوشی انقلابیون، یک فیلم داستانی بی‌کیفیت ضد آمریکایی هم ساخته نمی‌شود. آرمان ضد آمریکایی مدیران ساختمان‌های شیک و بلند چه زمانی قرار است بروز و ظهور داشته باشد. کافیست یکبار کنار این نهادها و سازمانها بنشینیم تا ببینیم به غیر از فلان آقای بازیگر و بهمان خانم بازیگر که هر زمان علیه نظام در فضای مجازی اظهارنظر می‌کنند، چه کسانی جرات می‌کنند از کنار نهادهای ارزشی عبور کنند. مدیران ارزشی، اگر فیلم ضد آمریکایی بسازند کلاسشان جلوی سلبرتی‌ها پایین می‌آید؟ مدیرانی با این طرز تلقی و تفکر، تلاش می‌کنند از رخدادهای استراتژیک نظام، مشابه هالیوودی بسازنند تا یکی از ژورنالیست‌های اصلاح‌طلب در تمجید نامه‌اش عنوان «هالیوودیسم اسلامی» را به آنان نسبت دهد و سرور مطبوعاتی‌ مدیران کوک شود. از رسانه‌ای که تولیداتش تا ۶ ماه آینده نمونه‌ مشابه تمام «اَمریکن‌»‌های ساخته شده خواهد بود، آیا می‌توان انتظار ساخت یک سریال ناقابل ضد آمریکایی را درباره رویدادهای بیست سال اخیر داشت؟ تسنیم ]]> فرهنگ Mon, 05 Nov 2018 19:39:17 GMT http://siasatrooz.ir/vdchx-nzx23nvqd.tft2.html خودت را با ما «جمع» نبند! http://siasatrooz.ir/vdcaein6049nwi1.k5k4.html نوشته‌ای «#حب_الایران_یجمعنا». آن هم درست در روزهایی که مردم یا مسافر کربلا هستند و یا دل‌شان را به دست مسافران اربعین داده‌اند تا جای آنها را کنار عمودها خالی کنند و به جای آنها رو به گنبد طلای «آقا» دست بر سینه بگذارند و سلام بدهند و عرض ادب کنند. اینکه تو نمی‌توانی نام مبارک «حسین» را بر لب بیاوری بی‌حکمت نیست. لیاقت می‌خواهد که تو و امثال تو ندارید. اینکه درست در این روزهای عزیز و نزدیک به اربعین حسینی، بخواهی به قدر زورِ کم‌زور و سواد تعطیلِ خودت، چوب لای این چرخ بزرگ و همواره گردان بگذاری و دشمنان اهل‌بیت(ع) را شاد کنی هم تعجبی ندارد. بالاخره در کارنامه «سیاه‌بازی» تو از این افتضاحات کم نیست و بوی تعفن متن‌ها و اظهارنظرهای هر از گاهی‌ات، مشام همه را آزرده است. اینقدر نقشت را بد بازی می‌کنی که همه می‌دانند «سیاهی‌لشکر»ها و عربده‌کش‌های خیابانی هم بهتر از تو می‌توانند از عهده وظیفه‌شان بربیایند. اما این شوخی مسخره‌ی «حب ایران» را کجای دل‌مان بگذاریم. اینقدر مسخره و مضحک هست که نتوان به آن خندید. درست مثل «چادر»ت وقتی پول قلمبه گرفتی تا در جلد «گلشیفته» بروی، وقتی مدام حیا و حجاب و عفت را بر سر چوب زده بودی و جار می‌زدی که... تو حب ایران را نداری سرکار سلبریتی! که اگر داشتی گند و کثافت‌کاری‌های نزدیکانت را خاک‌مال نمی‌کردی و زیر جنایتی که در حق «کودکان» این سرزمین مرتکب شدند نمی‌زدی. تو حب ایران و ایرانی نداری که اگر داشتی شرمت نمی‌آمد، دلبندت را در همین خاک زمینی کنی. تو دلت سر سوزنی برای «ایران» نمی‌سوزد که اگر سوخته بود، حداقل بلد بودی مثل بقیه‌ی دوستانت «درد مردم» را بهانه‌ی تحریم افطار رئیس دولت کنی و از رأیی که دادی و دروغی که به مردم برای رأی دادن به کاندیدای مورد نظرت گفتی اعلام برائت و ندامت می‌کردی. نه اینکه برای یک «مجرم» و محکوم اشک بریزی. خودت را با ما جمع نبند که ما یک لحظه هم نمی‌توانیم کنار تو بایستیم. «تفاوت»های ما با «تو» آنقدر زیاد هست که نشود خود را با تو «هموطن» دانست. تو فقط از سرِ اتفاق متاسفانه در این خاکِ پاک به دنیا آمدی. «نانسی» خانم! به جای این واژه‌هایی که حراج می‌کنی، برو به کارت برس. برو از اوضاع «خاکستری» مایل به سیاه اوضاع فرهنگی کشور نهایت سوءاستفاده را بکن و از جیب همین مردمِ واقعیِ «ایران» پول بردار و خرج بریز و بپاش‌هایت کن. مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان! ]]> فرهنگ Sat, 27 Oct 2018 17:52:35 GMT http://siasatrooz.ir/vdcaein6049nwi1.k5k4.html