میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۴۳
 
 
قربانی ترامپ
عرصه داخلی آمریکا با خبری قابل توجه همراه شد آنجا که ترامپ در توئیتر نوشت: « به جان بولتون اطلاع دادم که دیگر در کاخ سفید به خدمات...

عرصه داخلی آمریکا با خبری قابل توجه همراه شد آنجا که ترامپ در توئیتر نوشت: « به جان بولتون اطلاع دادم که دیگر در کاخ سفید به خدمات او نیاز نیست. من و همین‌طور برخی از افراد دیگر در دولت با بعضی از پیشنهادهای او به شدت مخالف بودیم، بنابراین از جان خواستم استعفایش را تقدیم کند که او صبح امروز این کار را کرد. از جان بابت خدماتش بسیار متشکرم. هفته آینده مشاور امنیت ملی جدیدی معرفی خواهم کرد.
این اقدام از سوی ترامپ در حالی صورت گرفت که بررسی کارنامه بولتون نشان می‌دهد در ترکیب کاخ سفید وی نزدیک‌ترین فرد از نظر فکری به ترامپ بوده و همسو با سیاست‌های بحران‌سازش گام بر می‌داشت. بر این اساس پذیرش این موضوع که بولتون به صورت فردی استعفا داده باشد دور از ذهن می‌نماید. حال این سوال مطرح است که چرا بولتون استعفا داد؟ نگاهی بر وضعیت داخلی و جهانی آمریکا نشان می‌دهد که برکناری بولتون به طور قطع بدلیل شرایط بسیار بدی است که شکستهای پی درپی آمریکا در حوزه سیاست خارجی برای ترامپ ایجاد کرده و وضعیت رای آوردن وی در انتخابات ۲۰۲۰ را متزلزل نموده است.نظرسنجیهای متعدد داخل امریکا بویژه نظرسنجیهای فاکس نیوز نیز تایید کننده شرایط نامناسب ترامپ است.
به طور قطع ترامپ با قربانی کردن بولتون و احتمالا در آینده پومپئو وزیر امور خارجه به دنبال تبدیل کردن تهدیدات ناشی از شکستهای پی درپی در سیاست خارجی به فرصت است. ترامپ به دنبال گناهکار جلوه دادن بولتون و پومپئو برای فرار از پذیرش مسیولیت شکستهاست.
ترامپ در فضای تبلیغاتی سعی دارد تا چنان وانمود سازد که سیاست‌های تند آمریکا علیه ایران، کره شمالی، چین، روسیه و تحولات خاورمیانه برگرفته از سیاست‌های بولتون و پومپئو بوده و وی با این رویکردها مخالفت داشته است. او با این رویکرد تبلیغاتی سعی دارد دولتمردان سایر کشورها را دچار اشتباه محاسباتی نموده و آنها را به سمت آنچه مذاکره با آمریکا می نامد سوق دهد.
در همین راستا بدون شک ترامپ تلاش خواهد کرد به صورت غیر مستقیم از محل این اقدام از ایران هم امتیاز بگیرد و با ادعای کنار نهادن افراطیون تهران را با اشتباه محاسباتی تغییر رفتار آمریکا به سوی مذاکره با آمریکا سوق دهد که نتیجه آن همان سیاست گذشته یعنی تحقیر سازی و تسلیم سازی تحت فشار حداکثری است. این بازی تبلیغاتی ترامپ با نام بولتون و احتمالا پومپئو در حالی صورت می‌گیرد که حقیقت امر آن است که مسئولیت همه شکستها و اقدامات ساختارشکنانه ترامپ در عرصه سیاست خارجی متوجه شخص اوست و بولتون و پومپئو صرفا مجریانی بوده‌اند که دستورات ترامپ را اجرا کرده‌اند.
این ساختار تحمیلی قدرت زمانی بیشتر نمود می یابد که کارنامه ریاست جمهوری ترامپ شامل طیف گسترده‌ای از افرادی است که به خاطر کوچکترین مخالفت با بولتون از سمت خود برکنار شده‌اند لذا با روحیات سلطه گرایانه ترامپ، کلمه اختیار رفتاری بولتون و پومپئو ادعایی واهی و غیر قابل پذیرش است و آنها تنها مجریان خواسته‌های ترامپ بوده‌اند و لذا هر شکستی صرفا با مسئولیت ترامپ است و او متهم اول شکست‌های آمریکاست. 

نویسنده: علی تتماج

کد مطلب: 110731
 
Share/Save/Bookmark