میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
۵
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۰۱:۰۷
 
 
تغییرات اتوبوسی آقایان خاص
چندی پیش بعد از برکناری رئیس دانشگاه آزاد و انتصاب نوریان به عنوان سرپرست این دانشگاه و زمانی که هنوز خبری از...

چندی پیش بعد از برکناری رئیس دانشگاه آزاد و انتصاب نوریان به عنوان سرپرست این دانشگاه و زمانی که هنوز خبری از عزل و نصب‌ها نبود، رسانه‌های اصلاح‌طلب از تغییرات و برکناری گسترده مدیران نهادها و موسسات وابسته‌ به این دانشگاه خبر دادند و مدعی شدند که بعد از برکناری یاسر هاشمی از دانشگاه آزاد قرار است برکناری گسترده مدیران رسانه‌های وابسته به این دانشگاه رقم بخورد و بارها و بارها در تقبیح این حرکت نوشتند اما حالا تنها ساعتی بعد از شهردار شدن نجفی به صورت رسمی تغییرات اتوبوسی در رسانه‌های شهرداری تهران در حال اجراست.
آن زمان که مدیران فرهیختگان و آنا و ایسکانیوز تغییر یافتند رسانه‌های اصلاح‌طلب اینطور نوشتند که«اصولگرایان همیشه از اصطلاح "تغییرات اتوبوسی مدیران" علیه دولت روحانی استفاده می‌کردند در حالی که تغییرات گسترده اخیر در دانشگاه آزاد نشان می‌‌دهد که چه کسانی بیشتر به‌دنبال تغییر اتوبوسی مدیران هستند.»
اما اکنون که تنها ساعتی بعد از رای‌گیری شورای شهر تغییرات در شهرداری کلید خورد و اولین تغییر نجفی در روزنامه همشهری عزل ذاکری از مدیریت روزنامه همشهری و آمدن کسری نوری به عنوان سرپرست مؤسسه همشهری صورت گرفته صدایی از اصلاح‌طلبان به اصطلاح منتقدِ تغییرات اتوبوسی شنیده نمی‌شود!
سرپرست جدید موسسه همشهری پیش‌تر مدیر روابط عمومی وزارت نفت بود طبق اخبارهای تایید نشده از سوی شهردار جدید تهران برای انجام امور مربوط به روزنامه و انتقال آن به مدیریت جدید برای مدت کوتاهی به عنوان سرپرست روزنامه همشهری معرفی شده است و قرار نیست وزارت نفت را ترک کند. انگار نجفی می‌خواسته فقط مدیر قبلی را در وهله نخست برکنار کند تا بعد درباره گزینه نهایی و تیمی که مدیر بعدی احتمالا اتوبوسی با خود به همشهری می‌آورد تصمیم بگیرد.
همین که فردی از وزارت نفت در موسسه همشهری سمت می‌گیرد خود می‌تواند شائبه برنامه‌ریزی شهردار جدید برای کمک گرفتن از دولتی که همسوی وی بوده و به شهرداری قبلی بدهی‌های فراوانی دارد را ایجاد کند. هر چند که پیش از این بارها و بارها در اخبار از نزدیکی روحانی و نجفی دیده و شنیده بودیم و در دولت گذشته نجفی در دو پست معاون روحانی و سرپرست وزارتخانه با او همکاری کرده است.
اما نکته اصلی اتفاق رخ داده در اندکی پس از تغییر شهردار جدای از تحلیل این رفتار که چقدر تغییرات گسترده در بدنه ادارات و نهادها بعد از تغییر راس‌شان منطقی به نظر می‌رسد، این است که آقایان اصلاح‌طلب خودشان به نقدی که بر رقیب وارد می‌دانند عمل نمی‌کنند. انگار آنها در حال اجرای عملی این مثل معروف‌ «کور خود و بینای مردم» هستند.
این رفتار از هر حزب و جناح و جریانی که سر بزند خود سلب‌کننده اعتماد از صحبت‌ها و کارشناسی‌های‌ آن عده است که همه مسایل را جناحی تحلیل می‌کنند و برای درست یا غلط خواندن موضوعی، به جناح گوینده آن نگاه می‌کنند نه به قانون و مصلحت ملی و تحلیل عقلایی.
رفتار کنونی اصلاح‌طلبان نشان می‌دهد درجه حساسیت آنها به مسایل مختلفی چون تغییرات اتوبوسی، سلفی‌گرفتن، بیان ژن خوب و... به جناح گوینده یا انجام دهنده آن کار مرتبط است نه اصول منطقی و قانونی که خود جای تاثر و تاسف دارد. 

نویسنده: سوشیانت آسمانی

کد مطلب: 100643
 
Share/Save/Bookmark
 


کرامت سلیمی
۱۳۹۶-۰۸-۰۷ ۲۲:۳۶:۱۲
با سلام و احترام

سایت وزارت دفاع نیز مقاله دروغ بودن سلاح هسته ای را منتشر کرده است .


اگر بمب اتمی وجود داشت سازمانی مثل وزارت دفاع توجهی به این مقاله نمی کرد.



http://www.siyasi.ir/index.php/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C/23230-%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D8%A7%D8%AA%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%82%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%DA%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA.html

سایت خبری و تحلیلی معاونت سیاسی وزارت دفاع - بمب اتم همان آقا گرگه ی دوران کودکی ماست
تازه ترین تحلیل های سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را در اینجا بخوانید. می توانید کلیپ های صوتی و تصویری را از سیاسی دات آی آر دریافت کنید.
کرامت سلیمی
۱۳۹۶-۰۶-۱۳ ۰۵:۴۴:۲۷
برای کشف واقعیات و حقایق باید علاوه بر معارفی که در اثر مشاهده مستقیم
به دست می اوریم از یک منبع نامرئی و تعریف نشدنی که در اصل همان ضمیر
ناخوداگاه ماست کسب اطلاع نماییم.
با سلام و احترام

ابتدای نوشته را مدخل می نامم نه مقدمه و حال انکه مقدمه ای بیش نیست
.بدان امید که شما روزنامه نگاران و اصحاب رسانه را که از روی اخبار و
موضوعات خیلی سریع عبور می کنید در یک مورد بخصوص به تأمل و تفکر
بیشتر وادار نمایم.
قبل از هر چیز بر این نکته اصرار می ورزم که مدعی نیستم که در نوشتن
مقالاتم خود را کامل و بی نقص می دانم اما در راستای حل مشکلات جامعه
تمام وجهه همت خود را
.مخصوصا" بر بیان حقایق گذاشته ام و به امید خدا مقاله مربوط به مدیران
را با بیانی نرمتر خدمتتان خواهم فرستاد همجنین مقاله ای نیز باره دروغ
بودن
وجود سلاح هسته ای نوشته ام که نتیجه حدود 30 سال
.مطالعه و تحقیق و تفکر است.
بی تردید فریبکاری قویترین سلاح در زرادخانه قدرتمندان است و در هر زمانی
صاحبان قدرت و مقام برای تسلط بیشتر بر جامعه به انواع ترفندها و نیرنگها
متوسل می شوند.
بهترین راه برای کنترل جامعه ایجاد ترس میباشد. کاری که والدین ما از
کودکی با ما اغاز میکنند همان مسأله لولو خورخوره ، ساده ترین راهی که
همیشه جواب داده است. لولو خورخوره های امروز ، بمب اتم ،
گرمایش جو زمین ، موجودات فضائی ، هارپ و غیره.
.
دانشمندان زیادی به شکل مزدور تحقیق میکنند با چه خوراک و مواد شیمیایی و
یا امواجی میتوان مردمی بزدل و نادان تربیت کرد.
در تمام فیلمهای هالیوود این ترس به شما القا میشود و در نهایت در انتهای
فیلم با درایت دولت امریکا این مشکل حل میشود و با خیال راحت پس از دیدن
فیلم به تخت خواب میروید
در بچگی در پناه پدر و مادر و در سنین بالاتر در پناه امریکا و یا دولت خاص.

در قدیم هر سپاهی سعی می کرد در دل سپاهیان مقابل ترس و وحشت ایجاد

کند. یکی شاخ گوزن برسر می گذاشت، یکی دیگر پر عقاب یا لاشخور و یا پرندگان

دیگر را بر سر خود می بست، و عده ای هم بر روی بدن خود خالکوبی و رنگ

امیزیهای عجیب و غریب و ترسناک همراه با صدای طبل ایجاد می کردند تا

وحشتناکتر به نظر برسند.

معادل با ان نمایشنامه های سپاهیان قدیم در دنیای امروز ملتها را با
چیزهایی همچون بمب اتم ، بمب هیدروژنی، هارپ ،مثلث برمودا و این قبیل
موضوعات می ترسانند.

صاحبان قدرت و صاحبان سرمایه برای کنترل جهانیان دروغهای زیادی را به
ملتها باور دادند .هم دروغهای علمی و هم سیاسی و اجتماعی.

نمونه بارز دروغهای سیاسی افسانه هولوکاست است که حدود 70 سال در باور
ملتها بود اما سرانجام این دروغ لو رفت و تبدیل به یک افسانه
کهن شد.
هنگامی که افسانه هولوکاست لو رفت باعث اشفتگی و نگرانی شدید سازندگان
این داستان و طرفدارانشان شد و همین نشان می دهد که چه هزینه هایی کرده
بودند تا این دروغ بزرگ را در باور ملتها بگنجانند.

در مورد دروغهای علمی نیز داستان همین است. وقتی اطلاعات غلط در ذهن
افراد ریخته شود در تجزیه و تحلیل موضوعات دچار مشکل و در نهایت باعث
تحلیل رفتن انرژی مغزی شده و راحتتر مهندسی وهدایت ذهن شده و در مسیر
خواسته قدرتمندان جهان قرار می گیرند.



برای دو سوال زیر پاسخی بیابید :

1-اگر سلاحهای اتمی خیلی خطرناک و ویرانگرند چرا فوق سری باقی نماند و
اسرار ان را فاش کردند وحتی در کتابها و مجلات و سایتهای اینترنتی نوشته
شده است. . ایا به نظر شما این کار عاقلانه است . ایا هیچ حیله و کلکی در
کار نیست و در پی نخود سیاه فرستادن نیست.

2- اگر به فرض چنین سلاحهایی وجود داشته باشد ایا می توان به افراد
اعتماد کرد و هزاران عدد از این سلاحها را در دست افراد مختلف در
پایگاههای زمینی و زیردریاییها گذاشت تا مثلا" امنیت امریکا و روسیه و
یا کشورهای مدعی داشتن این سلاحها را تامین کنند.

در دهه 90 میلادی امپراطوری شوروی از هم پاشید و بنا به گزارش رسانه ها
بیش از صد هزار نفر از دانشمندان به اصطلاح اتمی این کشور به کشورهای
دیگر پناهنده شدند.
چرا دولتهای روسیه و امریکا مانع از فرارشان نشدند. اگر به معنای واقعی
سلاح هسته ای وجود داشت ،دولت امریکا از فرار این دانشمندان نگران می شد
و با هر هزینه ای که لازم می شد انها را نابود می کرد تا دشمنان امریکا
نتوانند به سلاح اتمی دست یابند.
اگر این موضوع هسته ای واقعیت داشته باشد باید کشورهایی که این دانشمندان
را جذب نمودند موفق به ساخت سلاح هسته ای و یا حداقل نیروگاه هسته ای می
شدند. 72 سال از انفجار اتمی ادعا شده می گذرد و در این مدت با توجه به
پیشرفت تکنولوژی و نرم افزارها باید طراحی و ساخت این نیروگاهها و سلاحها
اسانتر شده باشد و نیازی نباشد که سالها افراد جهان سومی در دانشگاه
موضوعات سنگین و خسته کننده را حفظ کنند و بعد از فارغ التحصیلی هیچ
توانایی عملی نداشته باشند و شغلی برایشان وجود نداشته باشد و برای لقمه
نانی به هر جایی که بشود التماس کنند و تحقیر شوند.
اگر سلاح هسته ای وجود داشت باید فقط عده کمی اسرار ساخت ان را بدانند نه
صدهزار نفر فقط فراری از روسیه باشند و چند برابر ان در کشورهای اروپایی
و امریکا و چین و هند و.....

اگر قرار بود این موضوع فرار صد هزار دانشمند اتمی صحت داشته باشد

لزومی نداشت موضوع فرار انها به عرض همه دنیا برسد. می توانستند همانطور
که ده ها سال سکرت و محرمانه بود بی سروصدا انها را به کشورهای دیگر
منتقل کنند و کنترل رسانه ها هم که در دست خودشان است و لزومی نداشت در
رسانه ها جار و جنجال به پا کنند.

ضمنا" اگر ده ها هزار بمب اتمی ساخته شده ، پس به اندازه کافی تولید شده
و وجود صدها هزار دانشمند اتمی در سیستمهایشان چه ضرورتی دارد و ایا عقل
و منطق قبول می کند که دولتهای امریکا و اروپایی به صدها هزار نفری که
دیگر هیچ استفاده ای ندارند حقوق و مزایا و امکانات بدهند و کلی هم
هزینه صرف مسائل امنیتی انها شود. می دانید چه هزینه ای دارد. میدانید
اگر انها واقعا" دانشمند اتمی باشند بیکار بودن انها چه خطر بزرگی برای
جهان است .ممکن است به ذهنتان خطور کند که همه که بمب نمی سازند ،خیلی از
انها در نیروگاهها کار می کنند. جواب این است که برای کار در هر جایی فقط
کافیست تعدادمحدودی متخصص وجود داشته باشد و اکثریت افراد فقط اپراتور و
کارگر هستند که به صورت روتین و مشخص اموری را طبق برنامه انجام می دهند
و دانشمند اتمی نه انرژی و توان و نه اعصاب و حوصله امور کارگری را
دارد.حتی متخصصین (در هر اموری) تحمل حضور در کنار یکدیگر را ندارند و
سعی در حذف و نابودی یکدیگر دارند و این موضوع بسیار مهم است و همیشه
کارفرمایان برای کنترل متخصصین مشکلات زیادی دارند و با شیوه های
روانشناسی این موضوع را کنترل می کنند و در اکثر موارد با سرکوب و تحقیر
افراد عمل می کنند.
تصور کنید یک یا چند دانشمند اتمی تحقیر شوند و در صدد انتقامجویی بر
ایند . خودتان تصور کنید چه انتقام وحشتناکی خواهند گرفت.
(در صورت واقعیت داشتن بمب اتمی(


سیاستمداران در عین حال که با هم کار می کنند اما شدیدا" از هم نفرت
دارند و کاملا " به هم بی اعتمادند و در دلشان به هم فحش و ناسزا می
گویند و از هر فرصتی برای تحقیر یکدیگر استفاده می کنند.(مثل مناظره های
تلویزیونی)

سیاستمداران با وجود اینکه افراد زیادی در اطرافشان می گردند اما شدیدا"
احساس تنهایی می کنند.

به نظر شما چطور سیاستمداران بدبین امریکایی و یا هر کشور دیگری در چنین
فضای نفرت و بی اعتمادی می توانند به افرادی اعتماد کنند و ده ها هزار
بمب اتمی را در صورت وجود در پایگاههای زمینی و در زیر دریاییها در
اختیار افراد قرار دهند و از این موضوع نترسند که یک زمان تعدادی از این
سلاحها در دست رقیبان و دشمنانشان افتاده و با ان سلاحها انها را تهدید
کنند .

به نظر شما ایا سازندگان این سلاحهای ادعا شده کودن و احمق بودند که
اسرار ساخت ان را فاش نمایند.
اینها فقط ابزارهایی برای ترساندن ملتها و ایجاد رعب و وحشت در دل
ملتهاست و مطلقا" وجود خارجی ندارند.





یک مطلب دیگر اینکه در کشور ما مجلاتی مثل دانستنیها و دانشمند خیلی به
مسائلی همچون بمب اتم ،هارپ ،مثلث برمودا ، سفر به ماه و اینجور موضوعات
پرو بال دادند و مطلب نوشتند و همزمان با ان در دیگر کشورها نیز مجلاتی
با اسامی مشابه و یا مترادف این موضوعات را منتشر می کردند، حتی در
کشورهای فقیر و گرسنه افریقایی.
حتی در دانشگاهها نیز مطالبی که تدریس می شود اکثرا" هیچ ارزش علمی و
عملی ندارند وبیشتر فارغ التحصیلان دانشگاهها در عمل هیچ کار آیی ندارند
و با هزار ناله و التماس به دنبال کار می گردند و همه جا تحقیر می شوند و
اکثرا" در کاری نامرتبط با تحصیلاتشان مشغول به کار می شوند.
یکی از افرادی که به عنوان فیزیکدان بزرگ و استثنایی به جامعه معرفی شده
است استفان هاوکینگ می باشد که رسانه ها خیلی بزرگشان کردند و اطلاعاتی
که در مورد وضعیت جسمی ایشان داده می شود جای سوالهای زیادی دارد که
قطعا" اگر در مورد یک ایرانی این وضعیت جسمی برقرار بود مسخره اش می
کردند و می گفتند مگر می شود فردی با این وضعیت غیرممکن جسمی امکان صحبت
و نوشتن داشته باشد , انهم در موضوعات بسیار عجیب و پیچیده علمی.
ایشان یکی از کسانی بود که نظریه سیاهچاله ها را بوجود اورد و کلی سرو
صدا به پا کرد و مجامع علمی را بازی داد و حتی مذاهب را به تمسخر گرفت.
استفان هاوکینگ جدیدا" اعلام کرده است که سیاهچاله وجود ندارد وتعدادی
دیگر از نطریاتش را باطل و مردود اعلام کرد, اما هیچکس مسخره اش نکرد و
توهینی به ایشان نشد. حتی خود استفان هاوکینگ در مورد خودش لفظ احمق را
بکار برد و گفت ما در عصر حماقتها زندگی می کنیم.
زمانی که کتابهای " تاریخچه زمان" و "جهان در پوست گردو " به نام ایشان
منتشر شد این کتابها به تمامی زبانهای زنده و مرده دنیا در تیراژ
بالا چاپ و منتشر شد. وهیچ نقد و انتقادی به مطالب کتابها وارد نشد و حتی
به عنوان کتابهای دانشگاهی معرفی و مورد استفاده دانشجویان قرار می
گرفت.
حال اگر در مورد یک ایرانی چنین داستانی برقرار بود توسط هموطنان خودش
مورد ازار و اذیت وبی ادبی و حتی هتک شرافت قرار می گرفت.


متاسفانه خیلی از افراد بی میل یا ناتوان در روبرو
شدن با حقیقتند و اسیر افکار تحمیلی و یا متعصبانه موروثی خود هستند و
گاه چنان در وجود خود زندانی می شوند که فرصت و مجال هیچ فکر و اندیشه
جدیدی را پیدا نمی کنند. حتی در میان روزنامه نگاران و مدیران سایتهای
اینترنتی نیز این موضوع عینیت داشته و نه تنها همکاری نمی کنند بلکه
رفتار خوبی نیز ندارند و در مواردی اجازه ورود به سایت را نمی دهند و
شاید هم اینها همان رسانه های وابسته به ساختار قدرت هستند که مستقل و
ازاد نیستند و انچه که قدرتمندان به انها دیکته می کنند را منتشر می
کنند.
بعضی هم فقط چسبیده اند به قضیه هیروشیما و ناکازاکی که بدون انکه تحقیق
کنند انچه را گفته شده می پذیرند. در حال حاضر هیروشیما و ناکازاکی دو
شهر پیشرفته کشور ژاپن هستند و میلیونها نفر در این دو شهر زندگی می
کنند، در صورتی که به ما گفته بودند اثار بمباران اتمی برای هزاران سال
باقی می ماند.

واقعیت این است که در پایان جنگ جهانی دوم ارتش ژاپن که بسیار قوی بود
تسلیم نمی شد و جنگ را متوقف نمی کرد و حتی توجهی به دستورات و خواسته
های هیروهیتو امپراطور ژاپن نداشتند و هر ان ممکن بود نظامیان ژاپنی دست
به کودتا زده و حکومت هیروهیتو را سرنگون سازند.
هیروهیتو پنهانی با امریکا وارد مذاکره و معامله شد و با کشتار مردم بی
گناه و احتمالا"کشتن تعدادی از فرماندهان ارشد ارتش در دو شهر گمنام
هیروشیما و ناکازاکی با بمباران وسیع و انفجار مخزنهای بزرگ گاز مایع و
حجم وسیع بمب ناپالم
نظامیان را ترسانده و وادار به تسلیم نمودند و هیروهیتو موفق شد تاج و
تخت خود را نجات دهد و تا پایان عمرش برژاپن حکومت کرد و بعد از مرگش نیز
پسرش اکی هیتو به قدرت رسید.


امیدوارم شما را خسته نکرده باشم . هدف بنده از ارسال این مقاله این بود
که بجای افکار کهنه موروثی
این موضوع با خرد و اندیشه و با فکر نو و بدور از هرگونه لجبازی و تعصب
مورد بررسی قرار گیرد تا از برخورد پرتوهای افکار و اندیشه ها جوهر حقیقت
اشکار گردد.
حقیقت ان چیزی نیست که گفته می شود و یا نوشته می شود بلکه حقیقت همان
چیزیست که می خواهند ان را مخفی کنند.
تا این دروغ بزرگ فاش نشود امکان هیچ تحول اجتماعی برای رسیدن به عدالت
اجتماعی وجود ندارد.

ارتور شوپنهاور در کتاب هنر همیشه برحق بودن میگوید بر خلاف انچه میگویند
انسانها ذاتا" پاک هستند و با انجام گناهان پست و خبیث می شوند , انسانها
ذاتا" پست و خبیث هستند اما با فاصله گرفتن از یک سری بدیها اخلاق و
انسانیت و معرفت بوجود میاید که انهم ناپایدار است و هر ان ممکن است که
همان افراد دارای خصوصیت اخلاقی و انسانی به
سمت پستی و خباثت گرایش پیدا کنند.
مهمترین دلیلی که شوپنهاور برای اثبات ابن حرف می اورد این است که که
انسانها به راحتی پا بر روی حقایق و
واقعیات می گذارند و در هر مباحثه ای بدون اعتنا به حقیقت بدنبال پیروزیند
شوپنهاور میگوید اگر طبیعت بشری پست نبود و شریف میبود باید در هر مباحثه
ای فقط در پی کشف حقیقت میبودیم و نمیبایست کمترین اهمیتی به این موضوع
می دادیم که حق با ماست ویا طرف مقابلمان. و دلیل اصلی این موضوع همان
" دنائت فطری طبیعت بشری" است.
یک مثال ساده و ابتدایی که در این مورد اورده شده این است که اگر دو کودک
را در یک اطاق قرار دهیم و تحت کنترل

نباشند با یکدیگر درگیر می شوند و ممکن است به هم اسیب برسانند. به ما
گفته بودند که کودکان پاک و معصومند. اگر این موضوع درست باشد نباید
اتفاقی رخ دهد. واین نشان میدهد که پستی و خباثت به صورت ذاتی در فطرت
بشر وجود
دارد.
از نظر شوپنهاور راه حل معضلات این است که همیشه به خود زحمت دهیم تا حکم
درستی صادر کنیم.
البته دلایل دیگری را هم ذکر می کند اما ذکر انها نوشته را کسل کننده میکند

بنده اعتقاد دارم که ریشه این معضلات اجتماعی توزیع نامتقارن ثروت و قدرت
در جهان میباشد وتا زمانی که چهره واقعی ساختار قدرت جهانی که برپایه زر
و زور و تزویر بنا نهاده شده است برای جهانیان برملا نشود هیچ تحول
اساسی صورت نخواهد گرفت. که البته لازمه این تحول وجود یک جامعه مدنی می باشد.
ازادی بیان و ازادی پس از بیان ابتدائی ترین مولفه هایی هستند که برای
ایجاد یک جامعه مدنی لازم است در غیر این
صورت بجای جامعه مدنی یک جامعه زدنی بوجود می اید.
متاسفانه در جهان فعلی بیان کاملا" ازاد یک امکان ناپذیری اجتماعیست.و
حتی کسیکه به خود جسارت گفتن حقایق را
بدهد از ناحیه جامعه و بیشتر از همه از ناحیه دوستان و بستگان نزدیکش
مورد هجمه قرار میگیرد و حتی ممکن است ان فرد بهای سنگینی را بخاطر بیان
حقایق بپردازد تا جایی که رنج انزوا را به جان بخرد و از حقوق اجتماعی
محروم شود .
و نتیجتا" چنین محدودیتهایی که واقعا" تجاوز غیر قابل تحمل به ازادی
انسانهاست افراد را وادار میکند که سکوت کنند و حتی نقابی به چهره بزنند
ویا همان حرفهایی را بزنند که دیگران دوست دارند بشنوند تا باعث رنجش و
ازردگی افراد
نگردند و در در مسیر پرتوهای منفی افراد قرار نگیرند که این موضوع سخن
شوپنهاور را در پست بودن ذات انسانها
تایید می کند.
با تمام اینها اگر دست ابر قدرتهای دروغین که محور قدرتشان سلاح خیالی و
غیر واقعی بمب اتم است رو شود حد اقل
تا یک سطحی جامعه به تعادل قدرت میرسد و ابرقدرتها مجبورند رفتار درست
تری با جهانیان در پیش بگیرند.
هر حقیقتی که بیان میشود ابتدا مورد تمسخر قرار میگیرد سپس به مرحله شک و
تردید میرسد و در نهایت پذیرفته میشود.
. ممنون می شوم که مقاله بنده را قابل بدانید و در سایتتان منتشر نمایید. و
جسارتا" اگر برایتان مقدور است از تمامی سایتها و رسانه هایی که با شما
دوست و همکار هستند بخواهید که در سایتشان یا کانالهای تلگرام و
اینستاگرام و ... قرار دهند.

سایتهای متعددی این مقاله را منتشر نمودند

حتی سایتهای خارجی که بحش فارسی زبان دارند.

مثل سایت روسی اسپوتنیک و سایت لبنانی اسلام تایمز.

برای حواندن مقاله به دو لینک زیر بروید:


http://islamtimes.org/fa/doc/article/620108


http://islamtimes.org/fa/doc/article/633330/

همچنین سایت بسیج کرمان که یک سازمان نظامیست این مقاله را منتشر نمود

yon.ir/G6gqg




در ضمن سه کلیپ زیر را دانلود و مشاهده فرمایید

http://www.aparat.com/v/Mp5Zf


http://www.aparat.com/v/03Ozb


http://www.aparat.com/v/nR538




منتظر پاسخ هستم

در پناه حق باشید
کرامت سلیمی
۱۳۹۶-۰۶-۱۳ ۰۵:۴۴:۰۶
از سال 2006 تا کنون حدود 12 سال است که کره شمالی مدعی داشتن سلاح اتمیست و مدام امریکا را تهدید می کند اما هیچگاه نه امریکا ، نه روسیه ، نه چین و نه کره شمالی هیچ درگیری حتی جزیی نداشته اند.

مگر می شود 12 سال چندین کشور در حالت تهدید باقی بمانند اما هیج چیز رخ ندهد. جالب است در طی این سالها در رسانه های مختلف عکسهایی از رهبر کره شمالی منتشر می شود که در میان تعداد زیادی زن و دختر قرار دارد و در حال خوشگذرانیست.
کرامت سلیمی
۱۳۹۶-۰۶-۱۳ ۰۵:۴۳:۳۳
بیشتر مدیران ایرانی مثل دون کیشوت هستند!

در بین مدیران اصل بقای مدیریت برقرار است ، بدین صورت که مدیر نه
برکنار می شود و نه تنبیه می شود بلکه از سازمانی به سازمان دیگر می رود.

--------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------

کرامت سلیمی: عامل بدبختی کشور ما نه برجام است و نه مواضع نظامیان و نه
مواضع رییس جمهور بلکه عامل بدبختی کشور ما مدیران ریاکار و فریبکاری
هستند که در ظاهر خود را تابع رهبر نشان می دهند اما در عمل دشمن رهبرند
و به نظر می رسد که بعصی از سازمان ها و نهادها نه اعتنایی به سخنان رهبر دارند و نه
رییس جمهور را در عمل به رسمیت می شناسند و انطور که خودشان تشخیص دهند و
منافع و مصالحشان اقتضا کند عمل می کنند.
بنده حدود بیست سال است که در صنعت مشغول به کار هستم و آنچه مخصوصاً از
مدیران مشاهده کرده ام این است که مدیران مدام از خود انرژی منفی ساطع می
کنند که ظاهراًجایی انها را اموزش های اینچنینی می دهند تا محیط های کاری
را آزار دهنده کنند .
خیلی از مدیران بدلیل ظرفیت پایین ذهنی خود تمایل زیادی به انجام کارهای سطحی
در مقیاس بالا و ویترین چینی از کارهای کم عمق دارند لذا از پژوهش و تحقیقات و همچنین ارتباط
بین صنعت ودانشگاه ، برنامه ریزی ، پاسخگویی و نظارت بیزارند و هر کسی که به کاری تحقیقاتی
برای پیشرفت صنعت بپردازد چنان با کارشکنی و سنگ اندازی روبرو می شود که از این کارش پشیمان می شود
کارهای مهم و مفید برای سیستم را به بهانه هایی همچون تکراری بودن، عدم اولویت برای سیستم ، نبود بودجه و وجود مجریان و روشهای ارزانتر خوابانیده و ان شخص منزوی و بایکوت شده و علاوه بر اینکه از نظر مالی به حقوقش لطمه
می زنند در معرض خطر اخراج نیز قرار می گیرد.
اکثر مدیران از دانش مدیریت و تخصص در سیستمی که اداره آن را بر عهده
دارند جز مقدمات ناچیز اطلاعی ندارند و فقط خیلی خوب ژست می گیرند و خیلی
هم خود بزرگ بین، بدجنس و حسودند و به بهانه ایجاد نظم و انضباط جو خفقان
و سرکوب ایجاد می کنند و با این فضا هر کسی را که بخواهند حذف می کنند و
وای به حال کسی که در معرض پرتوهای منفی دید انها قرار گیرد.
به همین دلیل صنایع ما رو به پیشرفت نیست و نمی توانند متناسب با رشد
جمعیت اشتغال ایجاد کنند و حتی به سمت ورشکستگی می روند و یا عمداً به
سمت ورشکستگی سوق داده می شوند. مدیران در سیستم هایی که کار می کنند فقط
به دنبال افزایش اختیاراتشان برای سرکوب و آزار نیروهای زیر مجموعه خود
هستند و می خواهند که اختیار حقوق و مزایا و قرارداد کاری نیروها به طور
مطلق در اختیارشان باشد تا هر موقع اراده کنند هر کس را که خواستند به
راحتی اخراج کنند.
اکثر مدیران ایرانی روحیات و خصوصیاتی مانند دون کیشوت دارند و به هر
چیزی که ببینند به چشم یک خطر نگاه می کنند و اگر از یک موضوع و یا یک
شخص خوششان نیاید به ان موضوع یا شخص حمله می کنند .
مدیران به شکل تیمی عمل می کنند و تیم انها دارای سلسله مراتب مطلق طبقه بندی
شده می باشد و علی الظاهر با ظاهری حق به جانب و خیرخواهانه ورود کرده و قصد
اصلاح امور را دارندو خود را دغدغه مند جلوه می دهند اما در نهایت همچون گروههای
مافیایی پهنه های ساختاری،سازمانهای گوناگون
و در کل عرصه های نظام اداری و مدیریتی را الوده می کنند.
هر مدیر علی الظاهر تابع محض و بی قید و بند مقام بالادستی خود است و تا زمانی که
جریان قدرت برقرار است فرمانبرداری می کنند و با کاهش یا حذف قدرت اولین طغیان کننده
برعلیه مقام بالادستی خودش خواهد بود.
از انجا که خیلی از مدیران از دانش مدیریت و اطلاعات فنی ناچیزی از سیستم
تحت مدیریت خود برخوردارند برای پوشاندن این عیب و نقصشان مشاوران و
زیردستان ضعیف و حقیر را به کار می گیرند تا نسبت به آنها احساس برتری
کنند و بکار گیری این روش در نهایت به سقوط و ورشکستگی سیستم می انجامد.
برای اینکه به مدیران بر نخورد یک مثال مستند می زنم:
اپراتوری نیاز به تخصص ندارد مثل صنایع ما که مثلاً در صنعت الومینیوم یک
فوق دیپلم دامپروری بدون داشتن هیچ دانشی در باره تولید فلز در خط تولید
فلز الومینیوم در کنار یک فوق لیسانس متالورژی کار می کند و حتی یکبار
این فوق دیپلم دامپروری در سال ۱۳۸۳ به عنوان پژوهشگر برتر در صنعت
الومینیوم به سازمان ایمیدرو معرفی شد و از دست معاون وزیر لوح تقدیر گرفت.
بعدها همین فوق دیپلم دامپروری ادامه تحصیل داد و لیسانس متالورژی گرفت و
حالا مدعی متخصص بودن در صنعت الومینیوم هست. در صورتی که جای این فوق
دیپلم دامپروری در پرواربندی یا سازمان گوشت، سازمان غله و اینجور جاهاست
اما به راحتی وارد یک صنعت مهم فلزی شده و از دست معاون وزیر لوح تقدیر
می گیرد. یک فوق دیپلم دامپروری تخصصش در امور گوسفندان است و باید در
مواردی مثل کیفیت گوشت و یا نوع پشم گوسفندان اظهار نظر کند.
در بین مدیران اصل بقای مدیریت برقرار است ، بدین صورت که مدیر نه برکنار
می شود و نه تنبیه می شود بلکه از سازمانی به سازمان دیگر می رود.
بیشتر مدیران تنها به فکر ثروت اندوزی و ارزوی زندگی در امریکا، کانادا،
استرالیا و کشورهای اروپایی هستند و برای رسیدن به این آرزویشان از هیچ
ناجوانمردی و حتی خیانت و حق کشی دریغ نمی کنند و بیشتر انها بعد از
پایان کارشان در کشورهای ذکر شده زندگی می کنند و دروغ می گویند که تابع
رهبر انقلاب هستند و در این مورد خیلی ریاکارانه رفتار می کنند و
رفتارهای استکباری و اشرافی گرانه انها دلیلی بر صحت گفته های بنده است و
عملاً با رفتارهایشان به دل رهبر انقلاب و مردم
درد می گزارند و شرم و حیایی هم از اعمال و رفتارشان ندارند و متاسفانه
از طریق نهادهایی نیز حمایت می شوند.
اینها تنها بخشی از خصوصیات مدیران به ظاهر ساده و عدالت طلب می باشد و همه جا هم حضور دارند.
در کشور ما به معنای واقعی رسالت هیچکدام از نهادهای نظارتی و امنیتی
مبارزه با فساد اقتصادی و مبارزه با ظلم و تبعیض نیست و همین موضوع باعث
سوء استفاده مدیران می شود .
هیچکدام از قوا ی سه گانه و سازمان هایی نظیر سازمان بازرسی کل کشور در
مبارزه با فسادهای مالی و اقتصادی موفق نبوده اند و به نظر می رسد تنها
راه ، ورود مستقیم رهبر انقلاب ایت الله خامنه ای به این مسائل می باشد
تا با تشکیل سازمان موقت جدیدی که مستقیما” از ایشان دستور بگیرند به
فسادهای مالی و اقتصادی خاتمه دهند
۱۳۹۶-۰۶-۰۴ ۱۳:۰۲:۰۷
آقاي ذاكري با ميل خودشان رفته اند وهيچ كس ايشان رابركنارنكرده وهيات مديره همشهري هم به ناچار تا تعيين مدير عامل سرپرست موقت تعيين نموده