داخلی گوناگون خبر
تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۸
 
 
تفكيك يا اختلاط؟ مسئله اين است
مهدي رجبي:
اين روزها باز هم مطرح شده ايم. باز هم اسم ما سر زبان ها افتاده است و شده ايم به قول معروف گوشت قرباني.
هنوز اين "ما"يي كه گفتم را نشناخته ايد؟ بله، خودمان را مي گويم. همين قشر "دانشجو" كه اين روزها برخي دنبال "تفكيك"ش هستند و برخي هم دنبال "اختلاط"ش. اين وسط ما مانده ايم كه حرف كدام يك به درد بخورتر و به قول معروف اساسي تر است. دانشجويان دختر و پسر بايد از هم جدا شوند يا نبايد جدا شوند. اين دوراهي باعث شده نگارنده اين سطور كه اتفاقا از بد حادثه لقب "دانشجو" را يدك مي كشد، بنشيند و فكر كند كه كداميك درست تر مي گويند. براي همين هم فكرش را دوپاره كرد و به هر طرف دعوا يك بخشي را داد تا ببيند كدام يك درست تر مي گويند.
اول) موافق تفكيك جنسيتي
بين خودمان باشد، خب راست مي گويند ديگر. بعضي چيزها دست خود آدم است. از قديم گفته اند حرمت امامزاده به متولي آن است. خب برخي از اين دوستان ما، منظورم همين هم دانشگاهي ها و همكلاسي هاي ما شور اين قضيه اختلاط را درآورده اند ديگر. تيپ هايي مي زنند كه توي كانال هاي فسيون! ( اين از بي سوادي نيست، از بي ماهوارگي است) هم پيدا نمي شود.
مثلا هم عناصر ذكور و هم اجتماع اناث يك سري چيزهاي مشترك دارند. برخي از اين دوستان علاقه وافري به پوشيدن لباس هاي چندسال قبلشان را دارند تا به اصطلاح بدنشان را جمع و جور نشان دهد. فكر هم نمي كنند كه دستگاه تنفسي شان دچار اخلال مي‌شود. يا هر دو قشر علاقه وافري به آرايش صورت دارند، حالا يكي كمرنگ تر و ديگري پررنگ تر. هر دو دوست دارند به دست و گردنشان يك چيزي آويزان باشد، حالا فرقي ندارد كش ماست بندي باشد يا دست بند طلا. هر دو دوست دارند لباس آستين كوتاه و يا پاچه كوتاه بپوشند حالا يكي كوتاه تر و ديگري بلندتر. هر دو قشر موهايشان را جوري درست مي كنند كه انگار به مجلس عروسي دعوت شده اند و قرار نيست وارد كلاس درس شوند.
شما فكر مي كنيد اين وجوه مشترك و اين همه علاقه به خودآرايي از كجا نشات مي گيرد؟ كسي اگر براي دل خودش از اين جور كارها بكند، كه بهترين جايش همان خانه خود آدم است. پس براي يكي ديگر است. شايد بخش كمي از اين خودآرايي براي درآوردن چشم همجنس باشد، اما بخش قابل توجهي مربوط به جنس مخالف مي شود.
حالا اگر دانشگاه ها جدا بشود، خب اينطوري ديگر اين دوستان ما هم كمتر وقت خود را جلوي آينه هدر مي‌دهند و بيشتر وقت خود را به درس خواندن و علم‌افروزي ( اين واژه از كجا آمد. ببخشيد علم اندوزي) اختصاص مي دهند. ضمنا هر گروه جنسي هم مي تواند شوخي هاي خاص خودش را بدون خجالت! به زبان بياورد و نگران اين نباشد كه جنس مخالف ممكن است بشنود. كلا دور هم بهتر خوش مي گذرد.
به نظر اين نيمه مغز من تفكيك خيلي بهتر از اختلاط است اما بد نيست نظر نيمه دوم را هم بشنويد:
دوم) مخالف تفكيك جنسيتي
لطفا همين اول اين جمله را از بنده داشته باشيد كه: نگارنده سر و گوشش نمي جنبد و اتفاقا در همين محيط دانشگاه نيمه گمشده خود را يافته و به جرگه متاهلين پيوسته است. ضمنا نيمه مخالف، مثل نيمه موافق بلد نيست از زبان طنز استفاده كند.
اما دليل مخالفت اين نيمه مغر، اينجاست كه متاسفانه ما هربار كه مسئله اي برايمان سخت مي شود، بدون اينكه خجالت بكشيم، پاك كن را برمي داريم و كل صورت مسئله را مي پاكيم (همان پاك مي كنيم خودمان است)
واقعا الآن بزرگترين معضل ما شده است دانشگاه‌هايي كه مختلط است و بايد اسلامي شود؟ نه قربانتان بروم. لطفا سري به همين ادارات دولتي و خصوصي بزنيد و سياحت بفرماييد چه روابطي در حيط هاي كاري بدون ناظر حكمفرماست. دانشگاه با آن همه دوربين مداربسته و استاد و معاون و حراست، مي شود جايي پر از معصيت و برخي ادارات دولتي و شركت هاي خصوصي در اتاق هاي دربسته، حتما به كار مردم رسيدگي مي شود و هيچكس دست از پا خطا نمي كند! بد نيست پرونده هاي حراست برخي از همين شركت ها و سازمان ها را دوستان مطالعه بفرمايند و مورد مداقه قرار دهند تا شايد قدري فضا برايشان روشن تر شود.
اشكال كار اينجاست كه ما برخي چيزها را دوست نداريم ببينيم. وگرنه اينگونه مباحث جوابش واضح است. دانشگاه بايد اسلامي شود قبول. برخي ها هم در آن حركاتي را انجام مي دهند كه در شان دانشجو و دانشگاه نيست، اين هم قبول. برخي ها جنبه ندارند،‌اين هم قبول. اما در همين دانشگاه هاي ما كم كار علمي و پژوهشي شده است؟ كم جهاد علمي كه مورد نظر مقام معظم رهبري هم بوده، اتفاق افتاده است؟ كم بودند دانشجويان المپيادي؟ در مسابقات علمي مثل روباتيك، تا به حال موفق نبوده ايم؟ در همين دانشگاه هاي به قول برخي‌ها غير اسلامي، ازدواج هايي با حمايت نهاد رهبري رقم خورده است كه طبق آمارهاي رسمي، جزو ساده ترين و موفق ترين ازدواج هاي جوانان بوده است.
متاسفانه طي سال هاي اخير، همواره دانشجو تبديل به ابزاري شده است كه هر حزب و گروهي بنا بر آنچه مي‌پسندد با آن رفتار مي كند و روي كرامت انساني اين قشر جامعه خطي قرمز كشيده اند. دانشجو، هم مثل خيلي‌ها آدم است. مثل خيلي از اقشار مختلف جامعه،‌ دچار ضعف و خطا و گمراهي است. اما بازي با شان دانشجو را هيچكس نمي پسندد. بهتر است بجاي بازي هاي سياسي ما را با درس و كتاب و كلاس تنها بگذاريد.
سوم) قضاوت با خودتان...
کد مطلب: 67333
 
Share/Save/Bookmark