میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی ورزش گزارش
تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۵
 
 
گناه هواداران چیست؟
خمیازه واقعیت دربی
خمیازه واقعیت دربی
 

مثل اکثر دربی‌هایی که در دو دهه قبل دیده‌ایم دربی هفتاد و هفتم هم نماینده واقعی فوتبال ایران بود. فوتبال دیمی، بی‌برنامه و آماتوری که هر روزگران‌تر و گران‌تر و در نتیجه بی‌کیفیت و بی‌کیفیت‌تر می‌شود. یک فوتبال بی‌حساب و کتاب که در آن نباختن و مورد انتقاد قرار نگرفتن تمام روح فوتبال ایرانی را کشته. فشار این بازی از چلسی و منچستر که بیشتر نیست. آن هم بازی جذابی نبود اما حداقل آدم می‌دید که وین رونی دارد با تمام وجود می‌کوشد تا به تیمی گل بزند که دوست دارد در آن بازی کند. اینجا اما زدن ساق پای بازیکن حریف تنها و تنها بخشی است که از دربی بی‌کیفیت خودمان به یاد داریم.
تصویر روز فوتبال ایرانی، البته همین است. دربی‌های بی‌نتیجه از مربیانی که ادعایشان آسمان را هم پاره کرده و همین حالا آماده‌اند تا بنشینند روی نیمکت تیم ملی در حالی که تیمشان حتی از ارائه حداقل‌ها هم عاجز است. استقلال هفت هفته هیچ نداشت غیر از سانتر‌ها و نفوذهای خسرو حیدری و حالا که در بازی بزرگ اثری از خسرو نبود حتی‌‌ همان حداقل‌ها را هم ندیدیم از این تیم.حکایت پرسپولیس هم البته چندان متفاوت نبود. غیر از بازی انفرادی و ذاتی پیام صادقیان چه دیدیم از تیم علی دایی؟ خطاهای بیشمار و صدالبته تکراری قاسم دهنوی؟ استراتژی تیم علی دایی زدن بازیکنان کلیدی تیم‌های حریف توسط دهنوی است؟فوتبال ما باید به چه چیزش بنازد؟ به تماشاگرانش روی سکو که به هم حرف‌های بالای هیجده می‌زنند. به دربی شهریار و ژنرال که حسرت یک آورده تاکتیکی دل‌مان را سوزاند؟ به چه؟ به بازیکنان تیم ملی که در زمین بیکار‌ترین و بلااستفاده‌ترین بودند؟ دل‌مان را لابد باید خوش کنیم به متلک‌های بی‌روح فردوسی‌پور؟ چیزی اصلا برای دلخوشی و دلی اصلا برای سوختن مانده؟
قبل از دربی هم می شد حدس زد که این همه هیجان بی مورد است. سالهاست که این هیجانات بی خاصیت است. شاید باید این ایراد را به خودمان بگیریم که چرا باید در آستانه دربی این همه حساس شویم. برای چه باید هیاهو کنیم؟ به احترام کدام تیم باید خود را به جنب و جوش بیندازیم؟دربی که قرار است نهایت احتیاط در آن شود چه باری می تواند داشته باشد؟البته خود را برای شنیدن توجیهات و دلایل فنی اعضای کادرفنی دو تیم آماده کرده ایم.یا زمین کج است یا توپ بد است یا داور مسئله دار بوده و از همه مهمتر اصلا تقصیر رسانه ها و تماشاگران است که این بازی را حساس کرده اند.۹۰ دقیقه دربی ۷۷ شاید نکات فنی برای دو تیم داشت و فقط این مربیان دو تیم باشند که آن را دیده و فهمیده باشند اما برای اکثریت قریب به اتفاق مردم پوک بود و خالی. مثال همان ضرب‌المثلی است که می گوید آواز دهل شنيدن از دور خوش است.روی سخن با دو سرمربی است که هر یک جایگاه ویژه خود را بین هواداران سرخابی دارند.از علی دایی شروع می کنیم که به عنوان مربی میهمان اول در نشست خبری شرکت کرد. علی دایی از داوری گلایه کرد. به طور مستقیم گفت که فغانی به مساوی راضی بود و به اصطلاح خودمان کار را برای حریف در آورد.کاش این جمله را شهریار از ما بدون هیچ غرض و منتی بپذیرد که اگر پرسپولیس نمایش دیگری از خود نشان می داد داور می توانست حتی با تصمیمات مغرضانه تاثیری در کیفیت مسابقه بگذارد؟ درست که فغانی می توانست قضاوت بهتری داشته باشد و کمتر در جریان بازی فیزیکی دو تیم دخالت کند اما به راستی فغانی بازی را مساوی کرد؟ راستی تعداد موقعیت های گل پرسپولیس به تعداد انگشتان یک دست رسید؟ ما از تعداد موقعیت های گلی صحبت می کنیم که هوادار را نیم خیز می کند و از شدت هیجان قلب را به تپش شدید وادار می کند.
در سوی دیگر امیر قلعه نویی گلایه ای از داوری نداشت اما از نبود دو بازیکنی سخن گفت که اگر در میدان بودند شاید می توانستند در نتیجه بازی تغییری حاصل کنند اما آیا این توجیه نیست؟ مشکلات مالی سالهاست دست به گربیان استقلال است ژنرال بزرگوار.شاید مغرضانه است به شدت هواداران متعصب پرسپولیس بگوییم امیر قلعه نویی به دنبال نباختن در دربی است تا رکورد خود را حفظ کند اما کاش سرمربی استقلال دوستانه بپذیرد که این قلعه نویی، قلعه نویی باجسارت و با شهامت چند سال گذشته نیست. دربی های گذشته می تواند گواه این مدعا باشد.به نظر شما کی‌روش نه، هر تماشاگر فوتبالی حق ندارد از این فوتبال های بی هیجان و ترسو خوابش بگیرد؟ ما بی انصاف نیستیم. می دانیم هیجان بازی بیش از حد ظرفیت توانایی های فوتبال ایران بالاست، می دانیم که روی مربیان و حتی مدیران دو باشگاه فشار غیر منطقی وارد است اما تکلیف روح فوتبال چه می شود؟ گناه هواداری که از این بازی سرخورده می شود چیست؟ البته باز هم می گوییم این قدر بی انصاف نیستیم که همه ناکامی های فوتبال باشگاهی ایران را به گردن سرخابی ها بیندازیم اما واقعیت تلخ است. گل سرسبد فوتبال باشگاهی ایران همین دربی است. وقتی در دربی چیزی نصیبمان نمی شود نمی توانیم نگاه امیدوارانه ای به آینده داشته باشیم.کی‌روش از این بازی چه فهمید؟ جز کری خوانی‌های صادقیان و نکونام چه دید؟ جز کارت زردهای بی اندازه چه دید؟ جز خستگی هواداران چه دید؟

کد مطلب: 83380
 
Share/Save/Bookmark