داخلی گوناگون خبر
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۲ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۳
 
 
قربانیان كودك آزاري بي صدا مي سوزند چرا فريادهاي اين كودكان به گوش كسي نمي رسد ؟
قربانیان كودك آزاري بي صدا مي سوزند 
چرا فريادهاي اين كودكان به گوش كسي نمي رسد ؟
 
اسد‌الله ا‌فشا ر:
اخبار تلخ كودك‌آزاري دوماهه اخيردركشور افكارعمومي را درگير وسخت آزرده خاطركرده است .
در حالي‌كه امروز حديثه در كنار هانيه، نيما و باربدي كه ديگردرميان ما نيست، قرار مي‌گيرد. فريادهاي اين كودكان در ضعف‌هاي قانوني و اعتباري به گوش‌ مسئولان ذيربط نمي‌رسد و اين مسائل به گردن مشكلات فرهنگي و اقتصادي جامعه انداخته ميشود.
در حال حاضر بسياري از كودكاني كه مورد آزار، كتك و شكنجه قرار مي‌گيرند، سرپرست مناسبي براي حمايت ندارند، بيشتر اين افراد از سوي ناپدري يا نامادري شكنجه مي‌شوند و در بسياري موارد والدين معتاد دارند. با چنين اوصافي ديدن كودكاني مانند هانيه 8 ساله كه والدين معتاد دارد و به گدايي وادار مي‌شده و بدسرپرست بوده در كلانشهرها دشوار نيست. آنچه بروز كودك‌آزاري را از ديدن اعضاي آسيب‌ديده كودكان سخت‌تر مي‌كند، لحظه‌اي است كه كودكان را به آغوش والديني بازمي‌گرداند كه از اين كودكان متكدي و بزهكار مي‌سازد يا كودكان را به دليل مصرف روانگردان شكنجه مي‌كند.
براساس آمار منتشر شده از سوي اورژانس اجتماعي در سال 1388 در كشور ما 56 درصد كودكان آزارديده دختر و 44 درصد پسران هستند كه 44 درصد كودكان توسط پدر، 12 درصد توسط مادر و بقيه توسط آشنايان يا ساير افراد مورد آزار قرار گرفته‌اند. 70 درصد اين كودك‌آزاري‌ها جسمي بوده و مابقي موارد آزارها و سوءاستفاده جنسي بوده است واين قلم با توجه به حوادث پيش آمده درما ههاي اخير وبدليل حسا سيت موضوع ، يادآوري چند نكته دراين باب را امري ضروري دانسته وآگا هي بخشي دراين خصوص را لازم واثرگذارقلمداد مي كند .

نكته اول
کودک آزاري يا همان "سوءرفتار و مسامحه" در مورد کودک هم در دختران و هم در پسران در سنين مختلف، در تمامي کشورها، فرهنگ ها، گروه هاي قومي و تمامي سطوح اجتماعي - اقتصادي مشاهده مي شود.رفتارهاي خشونت آميز بزرگسالان عليه کودکان ونوجوانان ازضربه هاي خفيف تا حمله هاي آسيب زا را شامل مي شود.تا پيش ازدهه 60 ميلادي اين خشونت ها به ندرت کودک آزاري يا بدرفتاري نام مي گرفت. با کشف کودک آزاري و به دنبال آن افزايش علاقه به حمايت از کودک، تعريف کودک آزاري ضرورت يافت. کودک آزاري، رفتارهاي خشونت آميزي است که آسيب مشهودي در کودکان و نوجوانان ايجاد مي کند. سوء رفتار و کودک آزاري درابعاد وسيع و نگران کننده روي مي دهد و با طيف وسيعي از مسايل هيجاني وعلايم رواني همراه است.درهرفرهنگي بين خشونت مشروع و نامشروع تمايزگذاشته مي شود. بنابراين بخش هايي ازرفتارهاي تنبيهي وجود دارد که يک سري آن رفتارهاي خشونت آميزطبيعي نظير سيلي زدن، تودهني زدن و با دست به کفل کودک زدن قرار دارد ودرسوي ديگر رفتارهاي خشونت آميزي که آشکارا غيرطبيعي وکودک آزارانه تلقي مي شود قرار دارند.

نكته دوم
بسياري ازمردم،رفتارهاي خشونت آميز طبيعي را جزو مقبول کودک پروري درنظرمي گيرند وازآن براي تنظيم رفتارکودکانشان استفاده مي برند.با اين حال بسياري ازمحققان که خشونت خانوادگي را مطالعه مي کنند پذيرش اين ميزان ازخشونت طبيعي را هراس آورتلقي مي کنند اول اينکه به خشونت، مشروعيت مي بخشد ودرثاني چنين خشونت هايي به سايروجوه و عرصه هاي زندگي سرايت مي کند؛ مثل همسرآزاري.طي تحقيقي،کودکاني که طي سال گذشته سه بارتنبيه شده بودند بيشتراحتمال داشت طي همان سال به يک عضو ديگرخانواده حمله ور شوند. مضاف براينکه تنبيه هاي جزيي با جرم هاي برون خانوادگي نظيربزهکاري، سرقت و ديگرکشي همبستگي دارند.
درواقع كودك آزاری حاصل فرآیند آسیب های اجتماعی و باعث بروز بسیاری از آنهاست.كودك آزاری نوعی تعامل منفی نابرابر است كه كودكان به عنوان قربانیان خاموش و بی پناه و بدون حمایت در یك سوی آن هستند و گاه به دلیل مشكلات روحی و روانی والدین به عنوان سوی دیگر این تعامل و در برخی موارد از روی ناآگاهی و فقر فرهنگی مورد آزار و اذیت و شكنجه قرار می گیرند.آمار فزاینده كودك آزاری و حداقل رشد اخبار آن در صفحات حوادث مطبوعات در سالهای اخیرحاكی از افزایش دامنه بی توجهی به نیازهای كودكان است.

نكته سوم
کودک آزاری مثل هرپدیده وآسیب اجتماعی دیگری پدیده‌ای چند وجهی است و ناشی ازعوامل زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی است و می‌تواند یک سلسله علتی داشته باشد.درخصوص جنبه‌های زیستی، والدین از نظر مغز و هورمونی،کم کاری ویا پرکاری تیروئید مشکل دارند و یا از لحاظ زمینه شخصیتی پرخاشگرانه هستند و یا به صورت ارثی پرخاشگری را از خانواده خود به ارث برده‌اند و زمانی که در شرایط مساعد محیطی قرار می‌گیرند آن را ابراز می‌کنند. البته ازعوامل فیزیولوژیکال هم نمی‌توان گذشت به عنوان مثال فرد دچار محرومیت فیزیولوژیک شده و زمانی که نیاز وی برآورده نشود دست به خشونت می‌زند.
البته از لحاظ عوامل اجتماعی می‌توان به فقر، مسائل بیکاری والدین، وجود خشونت در خانواده و رسانه و نحوه انعکاس مسائل در رسانه‌ها که گاهی به جای عبرت باعث آموزش و یادگیری والدین می شود اشاره کرد.در خصوص مباحث معنوی و اخلاقی باید گفت که این والدین هنوز خود را به عنوان کسی که مسئول است نشناخته و به لحاظ هنجاری و ارزشی خود را درک نکرده‌اند و نمی‌دانند مسئولیت پدر و مادر بودن یعنی چه و با وظایف خود آشنا نیستند.در مجموع همه این عوامل دست به دست هم می‌دهند و پدر و مادر را به سمت مبادرت به خشونت علیه کودک خود که موجودی ناتوان است سوق می دهند.

نكته چهارم
تحقیقات نشان داده است که کودک آزاری علاوه بر پیامدهای کوتاه مدت مخربی که بر روی کودک به جای می گذارد و کودک دچار احساس ناامنی، اضطراب، عدم تمرکز حواس، ترس، افسردگی، بی توجهی و رفتارهای اختلال PTSD (استرس پس از ضربه)
می شود.
البته بیشترکودکانی که مورد آزارقرار می گیرند دررده سنی یک تا پنج سال قرار دارند واغلب آنها نیزتوسط پدران خود آزار می شوند که خود را مالک فرزندان خویش می دانند واین باور به نوعی ریشه در قوانین ما و برخی باورها دارد؛ این والدین درآینده نسلی خشونت دیده را وارد جامعه می کنند که خود اقدام به خشونت می کنند و شماری ازآسیبهای اجتماعی را یدک می کشند. وقتی این کودکان بزرگ می‌شوند به مخدرات و دارو روی می‌آورند وتلاش می‌کنند به صورتی فرار کنند و یا این که آزار، اذیت و آسیبی که ازسوی دیگران دیده‌اند، انکارکند. تحمل آزار در دوران کودکی ممکن است در بزرگسالی به خودکشی و افسردگی هم
منجر شود.
گفتني است طبق آمارواحد مددکاری انجمن حمایت ازکودکان نتایج یک تحقیق میدانی درایران نشان می‌دهد که بیش از ۵۰ درصد والدین تنبیه بدنی کودکان را حق خود و یکی ازراههای تربیت کودکان می دانند وهم اکنون ۲۷ میلیون کودک زیر ۱۸ سال در ایران وجود دارد و طبق آمار سازمان بهزیستی ۱۴۴ هزار و ۵۶۵ مورد کودک‌آزاری درشش ماه اول سال ۸۸ به اورژانس اجتماعی گزارش شده است.

نكته پنجم
سال 1372 مجلس شوراي اسلامي طي ماده واحده اي، متن كنوانسيون حقوق كودك را مبني بر حمايت از حق حيات، حق كسب هويت، حق زيستن با والدين، منع انتقال غيرقانوني كودكان، حق شركت در اجتماع و ايفاي نقش هاي اجتماعي، منع رفتارهاي خشن، آموزش و تحصيل، تفريح و بازي، منع استثمار، حمايت در برابر مواد مخدر، حمايت در برابر زيان هاي ناشي از كار، تقويت روحيه صلح طلبي و حمايت از كودكان آسيب ديده روحي و جسمي را پذيرفت.از سوي ديگر، 9 سال پس از قبول اين كنوانسيون يعني سال 1381 تلاش هاي كارشناسان قانون و نهادهاي زير مجموعه موجب شد تا قانون حمايت از كودكان و نوجوانان در قالب 8 ماده به تصويب برسد كه طبق آن، كودك آزاري جزو جرايم عمومي بوده (احتياج به شكايت شاكي خصوصي ندارد) به طوري كه طبق ماده 2 اين قانون، مصوب شد هرگونه صدمه، اذيت، آزار و شكنجه جسمي و روحي كودكان و ناديده گرفتن سلامت و بهداشت رواني و جسمي و ممانعت از تحصيل كودكان آنها ممنوع و مرتكب اين جرم، محكوم است.تصويب قوانين حمايت از حقوق كودك درحالي است كه موانع قانوني دركشور درصد قابل توجهي از والدين كودك آزار را از پيگيري قانوني مصون كرده است و اين جرايم اغلب زماني فاش مي شودكه فاجعه بزرگي رخ داده و جرم از حالت ابتدايي و اوليه اش خارج شده باشد.حال سوالي كه مطرح مي شود، اين است كه آيا قانون توانسته راهي براي پيشگيري از وقوع اين جرم پيدا كند؟ آيا راهي پيدا شده كه قبل از مرگ كودك يا دعواهاي خانوادگي، طلاق يا محكوميت طرفين به كودك آزاري جلوي حادثه گرفته شود؟به نظر مي رسد مشخص نبودن محدوده تاديب و تنبيه و نامشخص بودن حد متعارف در موارد قانوني مذكور، از ابهامات قانوني است.

نكته آخر
نگارنده اعتقاد راسخ دارد دولت، مجلس و مسئولین باید با برنامه ریزی ریشه های کودک آزاری را از بین برده وعلل ها را شناسایی و با آن مبارزه نمايند. مسئولین باید دراین زمینه برنامه های بلند مدت وکوتا مدت تدوین کنند.وهمچنين کمیسیون هاي تخصصي مجلس بخصوص حقوقي،قضائي و اجتماعی مجلس باید موضوع کودک آزاری را دردستورکارخود قرارداده واز مسئولین ومتولیان امردراین رابطه توضیح بخواهد. وازديگرسونيز دولت باید لایحه متناسب با این موضوع و رفع خلاء های قانونی را تهیه و جهت تصویب به مجلس ارائه کند و مجلس با تصویب آن حساسیت لازم را در موضوع کودک آزاری ایجاد کرده و موانع این مساله را قانونی کند. جا معه اميدواراست مجموعه حاکمیت ازجمله قوه قضائیه موضوع کودک آزاری را جدی بگیرد، و در ساختارسازمانهای حمایتی ازجمله سازمان بهزیستی تغییراتی حاصل شود.
کد مطلب: 67415
 
Share/Save/Bookmark