میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۰۸
 
 
براي اين چند نفر

اول براي آن بازيكناني مي نويسم كه اول فصل از اين دفتر مديرعامل به آن دفتر باشگاه مي روند و وقتي حسابي بازارگرمي كردند و نرخ را بالا بردند، انگشت اشاره دستشان را تا بند دوم در جوهر استامپ فرو مي كنند و زير برگه قرارداد مي زنند و بعد هم اولين چك را به سلامتي مي گيرند. از همان چك هايي كه پولش اندازه كل حقوق ۳۰ سال كار كردن ماست.
آنوقت شروع مي كنند به مصاحبه كه ما خونمان اين رنگي بوده و از بچگي براي اين تيم مي مرديم و ما به عشق اين تيم و هوادارش آمديم و اين يعني كلي منت زيرپوستي.
آن وقت همين آقايان عاشق (عشق به مردم يا پولش را خدا مي داند) وقتي روي اعصاب هوادار رژه مي روند و عشق هوادار به تيمش را دوزار هم به حساب نمي آورند، يكي شان پيدا نمي شود كه بگويد: ببخشيد. شرمنده شديم و...
حالا بماند همين عذرخواهي هاي از سر شكم سيري هم دردي از دردهاي هوادار كم نمي كند.
دوم براي آنهايي مي نويسم كه با دو سال بازي كردن در فلان تيم خودشان را صاحب تيم و پيشكسوت مي دانند.
همان هايي كه بيرون گود نشسته اند و فرياد "لنگش كن، لنگش كن" سر مي دهند. همان‌ها كه تا تيم مي‌بازد، فكر مي كنند بوي كباب است كه در فضا پيچيده، غافل از اينكه...
همان ها كه بارها امتحانشان را پس داده اند و جز مردودي هيچ چيزي در كارنامه ندارند. همان ها كه حالا بهترين موقعيت را پيدا كرده اند كه در نقش يك كارشناس ظاهر شوند و به نقد و بررسي بازي تيم بپردازند. آخر يكي نيست به اينها بگويد: شما اگر بيل زني، لطفا باغچه خودتان را بيل بزنيد.
كاش يكي پيدا مي شد و به ما مي گفت، بايد به اينها چه بگوييم تا اولي سكوتش را بشكند و دومي سكوت كند.

کد مطلب: 68118
 
Share/Save/Bookmark