میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی جهان مقاله
تاریخ انتشار : دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۲۵
 
 
نگاهي بر طرح‌هاي جديد ضد اسلامي سران اروپا و آمريكا
فريبكاري غرب و تشديد اسلام‌ستيزي
فريبكاري غرب و تشديد اسلام‌ستيزي
 

كشورهاي اروپايي در حالي در ماه هاي اخير با محوريت اعتراض هاي مردمي به نظام سرمايه داري افكار عمومي جهان را به خود مشغول داشته اند كه اين روزها تحولاتي خاص در اين قاره در حال رخ دادن است. در فرانسه تصويب قوانين سخت گيرانه در قبال مسلمانان، گروگان گيري در تولوز فرانسه كه مقامات اين كشور از جمله ساركوزي رئيس جمهور آن را ۱۱ سپتامبر ديگر ناميد و به اين بهانه بر سياست هاي ضداسلامي خود افزود، به طوري كه اخراج مسلمانان از فرانسه به شدت افزايش يافته است. در انگليس محدود شدن آزادي هاي فردي مسلمانان و نظارت بيشتر بر آنها اعتراض گروه هاي اسلامي را به همراه داشته است. در آلمان بزرگ ترين مسجد برلين مورد هتك حرمت قرار مي گيرد. در بلژيك مسجد مسلمانان به آتش كشيده مي شود و امام جماعت آن به شهادت مي رسد. گروه هاي نژاد پرست و افراطي تجمعات ضداسلامي برگزار مي كنند. قوانين سخت گيرانه عليه زنان مسلمان هر روز در كشورهاي اروپايي وضع مي شود. اين تحولات و صدها تحول ديگر يك نكته اساسي را آشكار مي كند و آن اينكه سران غرب اسلام ستيزي را محور تحركات خود قرار داده اند. اين روند در آمريكا نيز مشاهده مي شود، چنانكه زن مسلمان در خانه اش به جرم داشتن حجاب به قتل مي رسد.
عملكرد دولتمردان غربي نشان مي دهد كه آنها به دنبال آنند تا چنان وانمود سازند كه اسلام دين جنگ و كشتار است و مسلمانان عامل بحران و ناامني. اين سياست تا بدان جا پيش رفته كه آنها جنگ طلبي خود در افغانستان و هزينه كردن ميلياردها دلار پول ماليات دهندگان را با نام مقابله با افراط گرايي اسلامي و نجات كشورهاي اسلامي توجيه مي كنند. مجموع تحركات غربي ها نشان مي دهد كه آنها به دنبال آنند تا اسلام را عامل تمام بحران هاي غرب معرفي و به نوعي افكار عمومي را در برابر جهان اسلام قرار دهند. اين تحركات در حالي از سوي غربي ها صورت مي گيرد كه ارزيابي سياست‌ها و اقدامات سران غرب نشان مي دهد كه ادعاها و اقدامات ضد اسلامي غربي ها اقدامي براي فريب ملت هاي شان است كه در لواي آن اهداف خاصي را پيگيري مي كنند. اين اهداف عبارتند از : اولاً كشورهاي غربي اكنون با موجي از بحران هاي اقتصادي و اعتراض هاي گسترده مردمي مواجه شده اند. مردم در حالي عليه نظام سرمايه داري قيام كرده اند كه سران غرب به دنبال دور ساختن آنها از طغيان عليه نظام سرمايه داري هستند. سران غرب با در پيش كشيدن اسلام ستيزي برآنند تا مردم را از مسائل اقتصادي و مقابله با نظام سرمايه داري به امور امنيتي سوق دهند. به عبارت ديگر آنها برآنند تا خروش مردم براي رهايي از بند نظام سرمايه داري را اجرا سازند.
ثانياً سران غرب در چارچوب مقابله با مطالبات مردمي و اوج گيري اعتراض ها به ساختارهاي غير مردمي حاكم بر اروپا برآنند تا فضاي سركوب را تشديد و وضع قوانين ضدبشري را توجيه كنند. البته غرب براي آنكه اسلام ستيزي خود را پنهان سازد ادعاي محدودسازي و حتي اخراج و بازداشت مسلمانان را براي مقابله با حركت هاي افراط گرايان ضداسلامي مطرح مي كند. اقدامات ضدحقوق بشري سران غرب به جايي رسيده كه حتي از وسايل منزل براي جاسوسي از زندگي شخصي افراد استفاده مي كنند. ثالثاً سران غرب در فريبي ديگر عليه ملت هاي شان جنگ طلبي در افغانستان و ساير كشورها را توجيه مي كنند، در حالي كه ملت هاي غربي تأكيد دارند كه پول ماليات‌هاي‌شان بايد صرف اقتصاد شود. سران غرب همچنان به دنبال جنگ افروزي در جهان هستند كه نمود عيني آن در افغانستان قابل مشاهده است. سران غرب همزمان دو سياست را اجرا مي كنند؛ از يك سو كمك به مردم افغانستان كه مسلمان هستند و نيز مقابله با افراط گرايي اسلامي را عامل هزينه كردن پول ماليات دهندگان غربي در افغانستان عنوان مي كنند كه به تشديد حس اسلام ستيزي در جوامع غربي منجر مي شود، از سوي ديگر با تحريك احساسات مردم اروپا و آمريكا، رضايت آنها براي تأمين هزينه هاي جنگ افروزي در افغانستان را جلب مي كنند. به عبارت ديگر، غرب هم اسلام ستيزي را تشديد مي كند و هم جنگ افروزي خود را توجيه.رابعاً نكته مهم ديگر فريبكاري سران غرب در زمينه سكوت شان در برابر جنايات و سركوب گري‌هاي صورت گرفته در كشورهاي عربي متحد آنها است. در يك سال گذشته بحرين، اردن، يمن، عربستان با موجي از اقدامات ضد بشري حاكمان دست نشانده غرب عليه مردم همراه است، اما سران غرب راه سكوت در پيش گرفته اند. حربه سران غرب براي توجيه اين اقدامات و همسو ساختن ملت هاي شان با اين رويكرد ترويج اسلام ستيزي در جوامع غربي است. سران غرب با نمايش چهره منفي از اسلام در كشورهاي شان و معرفي مسلمانان به عنوان عامل بحران اقتصادي و امنيتي غرب به دنبال سكوت ملت هاي شان در برابر جنايات صورت گرفته در بحرين، عربستان، يمن و حتي توجيه حمايت هاي خود از جنايات آل سعود و آل خليفه هستند. خامساً فريب ديگر سران غرب عليه ملت هاي شان معطوف به عملكرد آنها در زمينه همكاري و همراهي با آمريكا و صهيونيست ها است. اروپايي‌ها با بهانه امنيت اروپا همكاري با آمريكا را توجيه مي كنند و هر دو با هم (آمريكا و اروپا) سرسپردگي به صهيونيست ها را توجيه مي تنند. اين در شرايطي است كه مردم اروپا از روابط با آمريكا ناراضي هستند و مردم اروپا و آمريكا از سرسپردگي كشورهاي شان به رژيم صهيونيستي تنفر دارند.

نتيجه گيري
با توجه به آنچه ذكر شد مي توان گفت كه تشديد فضاي ضداسلامي در جوامع غربي برگرفته از فريبكاري سران اين كشورها براي حذف حقوق و مطالبات ملت هاي شان در زمينه‌هايي همچون رفع بحران اقتصادي با سرنگوني نظام سرمايه داري است. پايان جنگ طلبي در جهان، مقابله با جنايات حاكمان دست نشانده عرب در عربستان، بحرين، پايان وابستگي به صهيونيست ها و... مي باشد. به عبارت ديگر سران غرب اكنون در كنار اجراي سياست هاي ضد اسلامي به دنبال فريب افكار عمومي خود نيز هستند.

کد مطلب: 74869
, مولف : قاسم غفوري
 
Share/Save/Bookmark