میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی فرهنگ گزارش
تاریخ انتشار : شنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۰۵
 
 
ویروس «بخت‌آزمایی» چگونه به جان سیما افتاد؟
بلای تجویز «شانس»

قدرت‌نمــــایی اسپانسرهــا در شبکه‌های سیما و بحرانی‌شدن رویه بخت‌آزمایی در برنامه‌ها سرانجام رسانه ملی را با تذکر رهبر انقلاب مواجه کرد؛ تذکری که البته به‌رغم مسبوق به سابقه بودن مغفول مانده است.
روند رو به رشد سلطنت اسپانسرها در تلویزیون بالاخره به طور رسمی و جدی با مانع روبه‌رو و فرآیند مقابله با سوءاستفاده‌های فرهنگی و اقتصادی این سلاطین نوپا در رسانه ملی وارد فاز جدیدی شده است. البته این اتفاق کمی دیر به وقوع پیوست و باعث شد در یکی دو سال گذشته قدرت گرفتن غیرمنطقی اسپانسرها، آنتن‌فروشی در تلویزیون و مخصوصاً فراگیری مسابقات بخت‌آزمایی، دادِ همه دلسوزان، منتقدان، کارشناسان و حتی هنرمندان را درآورد.
مهمترین حاشیه تلویزیون در یکی دو سال اخیر همین حضور اسپانسرها و تبلیغات بی‌قاعده و آنتن‌فروشی بوده که هر بار نقدی بر آن وارد می‌شد، با مقاومت‌های صداوسیما مواجه می‌شد و مدیران از نبود بودجه برای توجیه این آنتن‌فروشی و انحصارطلبی اسپانسرها سخن می‌گفتند.
تا اینکه طی چند روز گذشته و با انتشار استفتایی از آیت‌الله مکارم‌شیرازی درباره فرآیند اهدای جوایز در یک مسابقه خاص و مهمتر از آن تذکر صریح رهبر معظم انقلاب درباره برنامه‌های بخت‌آزمایی در صداوسیما منتهی به دستورات و نامه نگاری‌هایی در مجموعه مدیران سازمان صداوسیما شد که امید است به برچیده شدن مسابقات بخت‌آزمایی و قرعه‌کشی‌های عجیب غریب بینجامد؛ اما آیا این نتیجه مطلوب و کافی است؟

«بخت‌آزمایی» در سیما از کجا کلید خورد؟
طی ۲ سال گذشته که پای ستاره مربع‌ها به تلویزیون باز شد انواع مسابقه‌ها با اپلیکیشن‌ها شکل گرفت که مردم می‌توانستند شرکت‌کننده قرعه‌کشی‌های مختلف و برنده رقم‌های میلیونی باشند و در هر شبکه گردونه‌ای در حال چرخیدن می‌دیدید که قرار بود نام یک «برنده خوش‌شانس» از آن بیرون بیاید.
هرچقدر اسپانسر برنامه‌ای میلیاردی‌تر بود، رنگ و لعاب جوایز هم متفاوت‌تر می‌شد و حتی برنامه‌هایی مثل «دورهمی» تا آنجا پیش رفتند که مهران مدیری با دعوت اتفاقی از دو تماشاگر که قرار بود درباره نکته‌ای مثبت یا منفی سخن بگویند، با نظر تماشاگران بهتر (یا بامزه‌تر)، به یکی یا هر دو نفر تبلت اهدا می‌کرد.
این مثال البته شاید جزو بی‌اهمیت‌ترین هدایای تلویزیون برای مخاطبانش بود که البته در جای خود در نگاه غالب بر سیما و ذهن مخاطبانش بی‌تاثیر نبود. با این حال در مسابقات مختلفی که در نظر گرفته شده بود از آپارتمان و ویلای شمال تا خودرو و دیگر جوایزی که می‌توانست برای مخاطب مهیج و رویاساز باشد تبلیغ می‌شد.
تبلیغاتی که همه شبکه‌ها و برنامه‌ها را فراگرفته بود و هر شبکه‌ای سعی می‌کرد در میدان رقابت برای قرعه‌کشی کم نیاورد؛ مدلی که پیش‌تر محدود به «تبلیغات» بازرگانی مجموعه‌های کلان اقتصادی مانند بانک‌ها می‌شد و حالا گویی با ورود به میدان «سرگرمی» فراگیرتر شد.
در این سال‌ها همه برنامه‌های مناسبتی و غیرمناسبتی سیما از برنامه‌های ورزشی تا برنامه‌های معنوی و رمضانی و اعیاد یاد گرفته بودند با این قرعه‌کشی‌ها مخاطبانشان را جذب کنند و تلویزیون حتی برای جذب مخاطب به سریال‌ها نیز سوالاتی درباره قصه و کاراکترها طراحی و در قالب سوالات چهار گزینه‌ای هنگام پخش سریال زیرنویس می‌کرد! حالا دیگر ویروس به تمام اجزای سیما نفوذ کرده بود!

وقتی پای اپلیکیشن‌ها به صداوسیما باز شد
در چنین شرایط مهیایی برای ابتلا به بیماری بود که تلویزیون پای اپلیکیشن‌های مختلف را به میدان باز کرد و هر برنامه با یک اپلیکیشن که اغلب زیر نظر چند نام محدود هدایت می‌شدند وارد بازی‌های شبه بخت‌آزمایی شد.
این روند نه تنها صدای کارشناسان و هنرمندان خارج از تلویزیون بلکه صدای خود برنامه‌سازان تلویزیونی را هم درآورد که حالا همه محتوا و هدف برنامه‌شان تحت سلطه امپراطوری اسپانسرها قرار گرفته بود.
اسپانسرهایی که مجری تعیین می‌کردند، موضوع برنامه را مشخص می‌کردند و حتی طبق علاقه‌شان می‌گفتند که چه کسی باید میهمان برنامه‌ها باشد و درنهایت در میان همین اسپانسرها یا اپلیکیشن‌ها، کارمندانی هم پیدا شدند که تصمیم گرفتند در یک جشنواره بزرگ تلویزیونی مثل «جام‌جم» یک نفر را برنده کنند و دست به تقلب بزنند! همین تخلف در جشنواره «جام‌جم» و تغییر آرای مردمی و ناتوانی یک سازمان کلان در هدایت و کنترل اسپانسرهایش بود که باعث شد وزیر ارتباطات دستور دهد که کدهای ستاره مربع برچیده شود و صداوسیما هم به جای تغییر در رویکردهای خود سراغ تغییر در ساز و کار بهره گرفتن از جیب مخاطب رفت.
تلویزیون که بودجه‌اش وابسته دولت است و بخشی از هزینه‌های سالانه خود را باید از تبلیغات و اسپانسر و آگهی‌های بازرگانی دربیاورد سراغ ساز و کار دیگری همچون مسابقات «روبیکیو» رفت که اگرچه مخاطب در آنها باید به سوالات ۱۰گانه جواب دهد با این حال در هر ۱۰ سوال تقریباً یک یا دو سوال سخت وجود دارد که شرکت‌کننده برای رد شدن از این سوال سخت باید «جون» خریداری کند و می‌توان گفت نوع دیگری از بخت‌آزمایی است که هر شرکت‌کننده بابت آن پول می‌پردازد.
تلویزیون هنوز بابت این نوع از مسابقات واکنشی نداشته اما پیرو سخن صریح رهبر انقلاب درباره بعد فرهنگی و محتوایی «بخت‌آزمایی»، رئیس صداوسیما در نامه‌ای خطاب به مهدوی‌مهر مدیرکل بازرگانی صداوسیما تجدید نظر نسبت به بروز و ظهور رسانه‌ای اسپانسرها را خواستار شد.

لزوم تغییر یک رویکرد
بخت‌آزمایی نمادی از یک زاویه نگاه در تلویزیون است و برای مخاطبان از کوچک و بزرگ تا بی‌سواد و متخصص این تفکر را ترویج می‌دهد که برمبنای «شانس» می‌توانند «برنده» باشند؛ درواقع به جای یک ماه کار و تفکر می‌توانند یک ماه پای گوشی‌های موبایل خود کدهای ستاره مربع را ارسال کنند و یا با شرکت در مسابقات تلویزیون و یا پاسخگویی به سوالات مسابقاتی مثل «برنده باش» و هزینه کردن بابت خرید سوالات و گرفتن امتیازها حداقل حقوق یک تا چند ماه یک کارگر را بدست آورند.
البته این رویکرد برای تهییج مخاطب، پیش از این با تبلیغات بانک‌ها کلید خورد و آگهی‌های بازرگانی بانک‌ها با وعده پول‌های کلان، کلید آپارتمان و خودروهای گران قیمت مخاطبان را هر چه بیشتر به سمت یک زندگی رویایی و البته بدون زحمت فریفتند. سیستمی که به مخاطب یاد می‌داد کار نکند، تلاش نداشته باشد اما به برنده شدن در قرعه‌کشی‌های رویایی دل ببنند و هر بار پول بیشتری سرمایه گذاری کند. سیستمی که نه تنها با سبک زندگی اسلامی و ایرانی و حتی اقتصاد مقاومتی مغایر بود و به نظر می‌رسید بیشتر در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه کارآمد است تا کشورهای توسعه یافته!
بگذریم که این میان چقدر از این هدایا به مخاطبانش نرسید و او را فقط به شخصی سرخورده و ناامید تبدیل کرد اما روندی که تلویزیون پیش گرفت باعث شد مخاطب دست به گوشی به جای امید به تلاش و کوشش خود به سوالات چهار گزینه‌ای دل ببندد و کعبه آمال و آرزوهایش را در همین قرعه‌کشی‌ها ببیند؛ مخاطبانی که بخش عمده‌شان پیش‌تر به پای چهار گزینه‌های کنکور عمر باخته بودند و حالا گویی از چاله به چاه دیگری افتادند! شباهت ساز و کار قرعه‌کشی‌های تلویزیونی به شرط‌بندی تا آنجا پیش رفت که برخی از مراجع در بازه‌های زمانی مختلف نسبت به این رویکرد انتقاد کردند.
هرچند علی فروغی مدیر شبکه سه سیما این فرضیه را نسبت به مسابقه «برنده‌باش» رد کرد و توضیح داد که جایزه شخص برنده از بودجه مصوب شبکه تامین می‌شود با این حال نکته‌ای که تلویزیون باید بدان توجه داشته باشد این است که باید یک رویکرد اصلی و کلان را در برنامه سازی‌ها و حتی تبلیغات و پیام‌های بازرگانی رعایت کند تا اساس کار و تلاش را زیر سوال نبرد و مخاطب را در هوس جوایز رویایی تحریک نسازد.

بی‌توجهی به هشدار ۱۵ ساله رهبری
صداوسیما اساساً باید گرایش به چنین روحیه‌ای را از بین ببرد که قطعاً با حذف یکی دو برنامه چنین ساختاری محقق نخواهد شد. پخشِ بخش اعظم پیام‌های بازرگانی با این تعریف باید ممنوع شود و حتی بسیاری از مسابقات تلفنی صداوسیما نیز باید تغییر کنند، مسابقاتی که به گفته برخی از خود شرکت‌کنندگان بارها و بارها تماس گرفته‌اند به این امید که رقمی هر چند ناچیز برنده شوند.
برای حسن ختام، جهت یادآوری و اشاره به تأخیر مدیران رسانه ملی در عمل به یک هشدار کلیدی، بازخوانی بخشی از سخنان رهبر انقلاب در سال ۸۳ یعنی دقیقاً ۱۵ سال پیش، خالی از لطف نیست؛ «از جمله‌ی سرگرمی‌ها، مسابقات است. مسابقات، خوب است؛ منتها باید مراقب بدآموزی‌های قولی و عملی در آنها بود. گاهی در زبان، گاهی اصلاً در کیفیت رفتار، گاهی هم در خنده‌های بیخودی، سبکی دیده می‌شود؛ و البته گاهی اوقات هم این چیزها نیست. یکی از مسابقه‌ها، مسابقه‌ی تلفنی است. شخصی تماس می‌گیرد و به‌خاطر هیچی، به او جایزه می‌دهند! یک روز من دیدم در یک برنامه‌ی تلویزیونی پنج میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند؛ برای اینکه به چند سؤال جواب داد! این سرگرمیِ خیلی جالبی نیست. پنج میلیون تومان، تقریباً حقوق دو سه سال یک کارمند متوسط است. ممکن است بگویند این کار ترویج علم است. ترویج علم را از یک راهِ بهتر بکنید؛ این راه ضرر دارد. عده‌ای که این‌گونه مسابقات را نگاه می‌کنند، بی‌منطقی به ذهن‌شان می‌آید و از این بی‌منطقی سوءاستفاده می‌کنند.»
مهر

کد مطلب: 108620
 
Share/Save/Bookmark