میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۰۱
 
 
وقتی دوچه افتاد
به بهانه سالگرد سقوط دولت فاشیستی

فاشیسم ایتالیایی،نازیسم آلمانی و کمونیسم روسی،بیش از آنچه نشان می دهند به یکدیگر نزدیک و قریبند.
فاشیسم و نازیسم گرچه در صحنه سیاه بازی‌های سیاسی لباس رزم با کمونیسم را پوشیدند اما بیش تر از آنکه حتی خودشان بدانند با همبازی‌های روسشان برادری محکم و استواری داشتند.
شاید بتوان نسبت فامیلی عمیق این سه را در شجره نامه فکریشان یافت، طوماری که دست کم سه دست آویز عوام فریبی،فرصت طلبی و خشونت برای فرار از تنگناهای گاه و بیگاه سیاسی در آن مشترک است.
البته قلب مضامین و مفاهیم که سکه رایجش انداختن پوپولیسم به جای سوسیالیسم به مردم تشنه توجه قرن بیستم بود را هم نباید نادیده گرفت.صفت های ارثی این سه قوم و خویش اما بیش از همه در میان اقوام ایتالیایشان خود را نشان داده هم به دلیل مناسب تر بودن فضای رشد و تکوین این نژاد و هم به دلیل تاخر تاریخیش که طبعا نمونه ای تکامل یافته تر را به تاریخ عرضه کرده است.
نوع ساختار سیاسی که در این نظام های هم کیش و هم خویش استقرار یافت درواقع نه برخاسته از یک تلاش و کشمکش سیاسی که پدید آمده از روح یک اپیدمی ویروس وار قرن بیستمی بود.
فاشیسم ایتالیایی نه برآمده از یک انتخابات مردمی بود ونه حتی نطفه اش در هنگامه یک کودتا و یا یک جنگ بسته شده بود،فاشیسم ایتالیایی فریاد فروخورده ملتی بود در بند عقب ماندگی و توسعه نیافتگی آن هم با پشتوانه تاریخی غنی و عظیم، بر همین اساس بود که شعار دوچه و جنتیله حول نوستالژی رم باشکوه در طواف بود همانطور که هیتلر دم از نژاد برتر آریایی می زد،پوپولیسم حاکم بر این نظام ها نیز از همین رهگذر قطع طریق می کرد،مردم اروپای قرن بیستم خصوصا ازنوع ایتالیاییش شدیدا نیارمند حرف های بزرگ و تحریک کننده بودند تا بلکه با تکانی بتوانند عظمت رم باستان را احیاء کنند و خود را از فرش حقارت به عرش کرامت بکشانند،این حرف ها وقتی از دهان دوچه مدهوش تمدن رم و یا از قلم جنتيله بیزار از صلح می تراوید،مردم مسخ و مقهور و بی اراده به دنبال احیاگران تمدن کهن و آریاییان نژاده و اصیل می دویدند تا بلکه از قدح شکوه و پیروزی و از قهقهه خون و خونریزی پیاله ای پر کنند و تبسم مستانه ای بر لب آورند.این اتفاق در آلمان هیتلری هم به وقوع پیوست با همین اسم و رسم و در روسیه بلشوویکی هم،البته با اسمی دیگر اما با همین رسم،پوپولیسم حاکم بر این سه اما مثل هرچیز دیگری عمری داشت و طول و عرضی،عمر مفید پوپولیسم در فاشیسم ایتالیایی وقتی به پایان رسید که دوچه چک های بی محلش را بی حساب میان مردم پخش کرد،چک های وعده و وعید دوچه که آینده ای باشکوه و طراوت را پیش چشم مردم تصویر می کرد وقتی دردسر ساز شد که ایتالیا نه تنها نوستالژی قدرت رم باستان را بار دیگر تجربه نکرد بلکه هم از سوی متحد و برادر آریایی اش تحقیر شد و هم آنگلوساکسون های وحشی و بدوی سیسیل رویایی و دوست داشتنی را به نکاح خود درآوردند و ایتالیایی بر جا ماند حقیر تر از دوران پیش از دوچه و اینچنین شد که پادشاهی که به امید امپراطور شدن موسلینی را برخاسته بود مأیوس ناامید او را برانداخت تا با این عزل جبری سند مرگ موسیلینی و فاشیسمش را امضاء کرده باشد . به اینترتیب در سال ۱۹۴۳ دولت فاشیستی ایتالیا سقوط کرد تا عضو جوان مرگ خانواده پوپولیست های خشن قرن بیستمی باشد و اینچنین سودای احیا عظمت رم باستان برای ایتالیایی های سرخورده همچنان یک رویای دست نایافتنی باقی ماند.

کد مطلب: 228
, مولف : حامد سعيدي راد
 
Share/Save/Bookmark