داخلی گوناگون خبر
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۷
 
 
روشنفکران و ایدئولوگ‌ها
روشنفکران و ایدئولوگ‌ها
 
حامد سعيدي راد:
جوامع انسانی چه از زاویه فکری و چه از زاویه سیاسی و اقتصادی به دو طبقه حاکم و محکوم تقسیم می شوند.در واقع ماهیت جامعه اقتضا می کند که بخشی از آن به عنوان حاکم رهبری و زعامت جامعه را به دست گیرند و برخی دیگر به عنوان محکوم گوش به فرمان حکما باشند تفاوت این دو طبقه هم که اولی اقلیت قدرتمند را شکل می دهد و دومی اکثریت ضعیف را در همین تقسیم قدرت و میزان اثرگذاری سیاسی دو گروه خلاصه می شود.بدیهی است که طبقه حاکم برای استمرار حیات و بقای خود و طبقه محکوم برای دخالت بیشتر در ساختار قدرت علاوه بر پشتوانه اقتصادی و اجتماعی نیاز به پشتوانه فکری نیز دارند،یعنی طبقه حاکم برای استمرار حکومت خود ناچار از پدید آوردن یک موتور فکری است تا از آن تغذیه کند و طبقه محکوم برای پا نهادن در عرصه قدرت و دخالت در ساخت حکومت نیاز به یک پشتوانه فکری دارد تا با تکیه بر آن بتواند در مقابل طبقه محکوم و یا در کنار او عرض اندام کند.مختصات فکری هر کدام از این طبقات با یکدیگر در تضاد و تعارض است و همانند مختصات سیاسی و اقتصادی آن ها مختصات فکریشان هم به یکدیگر غیر موازی و حتی متقاطع است به این ترتیب هرکدام از این طبقات بنا بر مقتضیات خاص خود طالب پدید آمدن نوع خاصی از تفکر هستند و برای تحقق این نوع خاص به سراغ افراد خاصی نیز می روند،ساختار طبقاتی گروه حاکم به این خاطر که بر اساس حفظ وضع موجود شکل گرفته است و اصولا اجزای آن برای تحقق این هدف در تلاش اند خواهان نوعی از تفکر است که دوام و بقای وضع موجود را با حربه‌هاي فکری ثابت و نامتغیر تثبیت کند و طبقه محکوم به این خاطر که از اساس به منظور نفی وضع موجود که در آن دخالت کمتری در ساخت قدرت دارد و ترسیم چشم اندازی دیگر که در آن بیشتر در ساختار قدرت دخیل می شود شکل گرفته است خواهان نوعی از تفکر می شود که در آن بتواند اهداف غایی خود را دنبال کند،به این وسيله دو طیف فکری در جامعه پدید می آید که یکی منتسب است به طبقه حاکم و دیگری وابسته به طبقه محکوم، اولی خواستار استمرار وضع موجود است و دومی نافی آن و خواهان آینده ای دیگر،اولی را ایدئولوگ و موتور مولد فکری طبقه حاکم می نامند و دومی را روشنفکر و پشتوانه فکری طبقات محکوم که با حاکمان سر ستیز دارد. البته روشنفکر و ایدئولوگ دو عنوان ثابت و نامتغیر نیستند،روشنفکران یوتوپیست در مرحله بعد که طبقه محکوم در ساخت قدرت شریک می شود به ایدئولوگ های نظام نوین بدل می شوند و پا جای پای ایدئولوگ هایی می گذارند که اکنون به روشنفکر بدل شده اند و در حال ساختن و پرداختن آرمان شهرهای خود هستند.به همين خاطر است که روشنفکران در طول حیات خود بارها و بارها دست به خود کشی می زنند و علت وجودی خود را که همان یوتوپیا سازی و نفی و ستیز با وضعیت موجود است را نادیده می گیرند و به این ترتیب سیر قهقرایی خود به سوی نابودی و اضمحلال را طی می کنند،امری که در میان روشنفکران غربی و شرقی یک اپیدمی تکراری است.
کد مطلب: 67436
 
Share/Save/Bookmark