میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۲
 
 
رهبری قلبها
رهبر شدن و رهبریت جریان را در دست گرفتن آرزوی بسیاری بوده و هست. بسیاری آن را می خواهند، اما تعداد کمی...

رهبر شدن و رهبریت جریان را در دست گرفتن آرزوی بسیاری بوده و هست. بسیاری آن را می خواهند، اما تعداد کمی به آن دست می یابند. همه راجع به آن صحبت می کنند، اما تعداد اندکی آنرا درک می کنند. شاید چون اغلب دوست داریم رهبر باشیم، وقتی سعی می کنیم رهبری را تعریف کنیم به احساساتمان رجوع می کنیم. یا شاید چون یک رهبر می شناسیم، سعی می کنیم رفتار او را تقلید کنیم و رهبری را طبق شخصیت او تعریف کنیم. کاری که افرادی در آرزوی آن بودند ولی با دستان خالی از این دنیا رفتند و هرگز به آن نرسیدند. 
رهبری نفوذ است، نفوذ در دلها و بس. نه بیشتر و نه کمتر. کسی که گمان می کند رهبری می کند و هیچ پیروی ندارد، فقط دارد راه می رود و در کاخ خیالات و توهمات خودش قدم می زند. اغلب مردم رهبری را "توانایی کسب موقعیت و جایگاه " تعریف می کنند و به همین دلیل به دنبال موقعیت، درجه، و مقام یا عنوان هستند و به محض دستیابی به آن گمان می کنند رهبر شده اند. در حالی که تعریف رهبری "توانایی کسب و تسخیر قلوب مردم" می باشد. 
این طرز تفکر دو مشکل عمده می آفریند: اول، کسانی که صاحب مقام "رهبری" می شوند، اغلب از کمی و قلت تعداد کم پیروانشان دلسرد می شوند، و دوم، کسانی که فاقد عناوین مناسب هستند، ممکن است خودشان را رهبر نپندارند. شهید حججی در چند روز اخیر، در مشهد، تهران، و امروز و فردا در اصفهان و زادگاه خود دید و خواهد دید که نباید از قلت پیروان ترسید، که البته دید پیروان فراوانی دارد، و نه از نداشتن درجه بالا و پست و مقام پایین خود را رهبر نپندارد، که مردم او را "سردار سر دار" خواندند و مقام کمی نیست، بلکه از خیلی سر داران (کسانی که بالای دار میوه هستند) بالاتر است. ما مقام جایگاه شهیدان کربلا و دیگر شهدا را درک می کنیم و بنا نداریم او و امثال او را با شهدای کربلا مقایسه و همطراز کنیم چرا که حضرت علی علیه السلام روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود: "اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است. شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آنها نمی رسند." ولی شهید حججی به نزدیکی های شهدای کربلا رسید و مقام کمی نیست. شهیدمحسن حججی هنگام شهادت 25 سال بیشتر نداشت. اما از همان عنفوان نوجوانی، هر جا که باید در خدمت ترویج حق و خدمت خلق می بود، حاضر شد. از جهاد فرهنگی و ترویج مرام شهدا تا جهاد سازندگی و رسیدگی به محرومان و ... این آخرین امتحان؛ دفاع از حریم اهل بیت (ع) در تلاقی مرز سوریه و عراق. ولی در آخر او رهبر جوانان امروز ما شد. شاید فردی به دلیل منصبش "صاحب اختیار" باشد. در آن موقعیت شاید اقتدار داشته باشد. اما رهبری واقعی فراتر از صاحب اختیار بودن است، فراتر از داشتن دانش فنی و پیروی از شیوه معمول است.
 رهبر واقعی کسی است که دیگران در کمال خرسندی و اطمینان پیرو او باشند. رهبر واقعی تفاوت رئیس بودن و رهبر بودن را می شناسد، همان گونه که " رئیس به قدرتش وابسته است؛ رهبر به حسن نیتش وابسته است. رئیس می ترساند؛ رهبر بر می انگیزاند. رئیس می گوید "من"؛ رهبر می گوید "ما". رئیس بایت اختلال ها سرزنش می کند؛ رهبر

منشا رهبری قلب است، نه سر. استقبال لشکر عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) از شهید بی‌سر را دیدید؟ استقبال نسل جوان از او یعنی ارزشها در جمهوری اسلامی دچار تغییرات نشده و دیگر نمیتوان گفت آن ارزشها به نسل جوان منتقل نشده یا نمی شود.
اختلال ها را رفع می کند. رئیس می گوید "برو"؛ رهبر می گوید "من رفتم شما هم بیایید برویم" " رهبری یعنی بکارگیری افراد بی تعهد، کسانی که هیچ تعهدی در خود برای کسی حس نمی کنند. دیروز در میدان خیلی از کسانی آمده بودند که شاید شاید چند روز قبل تعهدی به هیچ کس و هیچ چیز نداشتند. یا روزگار خیلی چیزها را از یاد آنها برده بود، مانند بنده حقیر، و به مکافات این فراموشی دچار شده بودند، اما شهید حججی آنها را دوباره بخود آورد. منشا رهبری قلب است، نه سر. استقبال لشکر عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) از شهید بی‌سر را دیدید؟ استقبال نسل جوان از او یعنی ارزشها در جمهوری اسلامی دچار تغییرات نشده و دیگر نمیتوان گفت آن ارزشها به نسل جوان منتقل نشده یا نمی شود. 
دیروز، همین جا و بار دیگر بود که فهمیدم رهبر جوانان کیست. قبلا رهبر عزیز انقلاب "حضرت امام خمینی" در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر می کنند، جملات معروف خود را پیرامون او می‌فرمایند: رهبر ما آن طفل سیزده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ تر است، با نارنجک ، خود را زیر تانک دشمن انداخت وآن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید." دیروز رهبر عزیز انقلاب با تشریف فرمایی خود و حضور بر سر جنازه بی سر او و زدن بوسه بر تابوت شهید حججی همان پیام امام خمینی ولی بروایت دیگری تکرار کردنند. "چرا شهید حججی سر در بدن ندارد." زیرا او با قلبش رهبری کرد، چراکه قبلا سر را فدای دوست نموده بود و هدیه بخشیده شده را که پس نمی گیرند و با خود نمی آورند. بگذار کسانی سر داشته باشند که نمی خواهند رهبری کنند. رئیسان وابسته به جایگاه اغلب بوسیله ارعاب ریاست می کنند، در حالی که فکر می کنند رهبر هستند. آن جماعت رئیسان که اسم خود را سواد دار، جامعه شناس، حقوق دان، روشنفکر و ... گذاشته و میگویند ما جامعه را بهتر از شما میشناسیم، یا اینکه دیگر سالهای اول انقلاب و دهه شصت گدشته است کجایند بیایند و جریان سازی و غوغای شهید حججی در دهه نود را ببینند و طوفان سازی او را تحلیل کنند؟ بقول یکی از دوستان "حججی سوپراستار سینما نبود. حججی آیت الله و عارف درس خوانده در حوزه علمیه نبود. حججی قهرمان ورزشی یا خواننده معروفی نبود که جامعه او را بشناسد. حججی آقازاده یا صاحب ژن رانت خواری هم نبود. شاید تحصیلات و مدرک آکادمیک خاصی هم نداشت. رسانه ای نداشت، مدام در مقابل دوربینها نبود. اما او یک جوان ۲۶ ساله بود. هیچکدام از ابزارهایی که در دنیا امروز برای شهرت و جریان سازی لازم است را نداشت. پس چگونه این چنین جریانی را خلق کرده است؟" ما فریاد می زنیم شهید حججی ژن خوب مورد نظر شما را نداشت، بلکه او صاحب بهترین ژن عصر ما بود و هست. او از سفره امام و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله امام خامنه ای عزیز و انقلاب اسلامی ما بهترین سهمیه را برداشت، فهم او و امثال او از انقلاب هزاران برابر از کسانی که انقلاب را وسیله پر کردن سفره خود کرده اند بالاتر است. خبرهای خارجیان را بشنوید: "رهبر معظم ایران و هزاران نفر دیگر برای یک سرباز جوان ایرانی که در سوریه توسط داعش سربریده شده بود، عزاداری کردند. قتل [شهادت] محسن حججی نظر بسیاری از مردم ایران را جلب کرد و از زمان قتل این جوان ایرانی، در نوارهای ویدئویی و آثار هنری از حججی یاد شده است." 
رهبری به کلفت و نازک کردن صدا نیست؛ به زیر پا گذاشتن ارزش های انقلاب بخاطر چند رای بی ارزش و تصاحب چند روزه پست و مقام پست دنیایی هم نیست. بلکه به سر دادن در راه سید الشهدا علسه السلام و با قلب هدایت کردن است. مرد و نامرد را با همین عیار و تراز باید شناخت. بقول دوستی "شهید حججی به سید الاحرار حضرت سید الشهدا اقتدا کرد و پیکرش مانند علی اکبر حسین (ع) " اِربا اِربا " شد. امروز در ششمین روز محرّم ، پیکر بی سر پهلوان محسن که به میان مردم آمد، نهضتی دوباره بر پا کرد. امروز در غوغای نوحه و حماسه و اشک و رجز میلیونی شوریدگان عاشورایی ، بار دیگر باور کردیم که ماجرای کربلا فنا نمی پذیرد؛ آنجا که ماجرای رویارویی مرد و نامردان است... همه جا کربلا ست." 

نویسنده: محمد جواد زنگنه

کد مطلب: 101169
 
Share/Save/Bookmark