میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۹ تير ۱۳۹۴ ساعت ۰۱:۵۰
 
 
عراق پس از يك سال مبارزه با تروريسم
افكار عمومي در حالي معطوف به تحولات سوريه و البته روند سياسي عراق براي تشكيل دولت بود كه...

افكار عمومي در حالي معطوف به تحولات سوريه و البته روند سياسي عراق براي تشكيل دولت بود كه در ۲۰ خرداد ماه ۱۳۹۳ غرب آسيا با تحولاتي بس مهم همراه گرديد و آن اعلام تسلط گروه‌هاي تروريستي با محوريت داعش بر موصل عراق بود. منطقه‌اي که مهمترين پايگاه‌هاي نظامي عراق را در خود داشته و مسلما بايد در برابر چند صد تروريست مقاومت مي‌کرد اما نه تنها چنين امري روي نداد بلکه در مدت کوتاهي داعش بر موصل مسلط و از آن نقطه پيشروي خود را براي تسلط کامل بر عراق آغاز نمود. اکنون يک سال از آن دوران مي‌گذرد و بررسي کارنامه يک ساله عراق داراي چند بعد مي‌باشد که درسهاي بسياري را به همراه دارد.
اولا تحولات عراق نشان داد که هر زمان وحدت و يکپارچگي ملي اساس رفتاري قرار گيرد دستاوردهاي بسياري براي آنان خواهد داشت و هر زمان خللي در آن ايجاد گردد جز بحران و تباهي حاصلي ندارد. به عنوان مثال حضور تروريستهاي داعش در موصل زماني رقم خورد که تحت القاهاي غرب و ارتجاع عربي، سران اقليم کردستان از همکاري با دولت مرکزي خودداري کرده و برخي جريان‌هاي اهل سنت نيز به جاي رويکرد ملي‌گرايانه اهداف فردي و گروهي را اولويت قرار دادند که نتيجه آن نابساماني سياسي در تشکيل پارلمان و دولت و نفوذ بعثي‌ها در ارتش بود که در نهايت فاجعه موصل و پيش‌روي تروريستهاي بعثي ـ تکفيري را رقم زد.
نکته قابل توجه آنکه با رويکرد منطقي جريان‌هاي سياسي شيعه، سني و کرد، به حل چالشها و ايجاد جبهه واحد و البته ورود مردم به صحنه مبارزه با تروريسم، عراق در مسير ثبات سياسي و به پشتوانه آن دستاوردهاي کلان در سرکوب تروريسم قرار گرفت که آزاد‌سازي تکريت از تروريستها نمود عيني آن است. پيامدهاي منفي تفرقه را در تحولات اخير الرمادي و الانبار مي‌توان مشاهده کرد که برخي اختلافات سياسي و به حاشيه رانده شدن نيروهاي مردمي به عنوان نمادي از وحدت ملي زمينه‌ساز تکرار سلطه داعش بر اين مناطق شد.
ثانيا در تحولات عراق يک نکته بسيار مهم مشاهده مي‌شود و آن نقش و جايگاه مرجعيت ديني در حراست از تماميت ارضي کشور و اتحاد و يکپارچگي ملي است. از همان ابتدا پيشروي داعش، مرجعيت ديني از شيعه و سني فتواي جهاد کفايي براي مبارزه با تروريسم و حراست از تماميت ارضي کشور را بيان فرمودند. پاسخ جامعه عراق، بسيج ميليوني مردم از شيعه و سني و حتي ساير اديان براي حمايت و همراهي از ارتش بود به گونه‌اي که نتيجه آن عقب راندن تروريستهاي بعثي ـ تکفيري و آزاد‌ي بسياري از مناطق بود.
اهميت موضوع از آن جهت است که آمريکايي‌ها در طول ۸ سال حضور در عراق تلاش بسيار داشتند تا فرهنگ ديني و اعتقادي را از اين کشور برچينند و به نوعي سکولاريسم و لائيک را ترويج نمايند. لبيک مردم به فتواي مرجعيت ديني شکست اين طراحي و پايبندي مردم به ارزش‌هاي ديني و اعتقادي را نشان داده که شکستي سخت براي دشمنان عراق و اسلام بوده است. نکته مهم ديگر آنکه اين مسئله نشان داد با تکيه بر ارزشهاي ديني و اعتقادي از جمله فرهنگ شهادت و ايثار که از آموزه‌هاي اصلي ديني است مي‌توان بر مشکلات پيروز و دشمنان را از ميان برداشت.
اهميت اين موضوع را زماني بيشتر مي‌توان دريافت که کشورهاي غربي براي مقابله با نقش مرجعيت ديني در بسيج مردمي ضمن ايجاد فضاي منفي عليه نيروهاي مردمي تلاش نمودند تا نقش غرب را در ايجاد وحدت و يکپارچگي عراق برجسته سازند تا مانع از آگاهي جهاني از نقش اسلام و دين در وحدت ملي و مبارزه با دشمنان بشريت گردند.
ثالثا در باب مولفه‌هاي بيروني در قبال عراق دو ديدگاه کاملا متفاوت را مي‌توان مشاهده کرد. در يک سوي معادله جبهه مقاومت با محوريت جمهوري اسلامي ايران قرار دارند که در طول يک سال اخير تمام ظرفيت‌هاي خود براي کمک به ملت و دولت عراق در مبارزه با تروريسم کار گرفته‌اند. جبهه مقاومت در کنار کمکهاي مستشاري و تسليحاتي به عراق تلاش نمود تا در سراسر منطقه با تروريسم مبارزه نمايد و در صحنه جهاني نيز حمايت‌هاي سياسي و معنوي گسترده‌اي از عراق داشته تا مکمل‌هايي براي مبارزه مردم و ارتش عراق با تروريسم باشد. مقامات عراقي حتي در اقليم کردستان بارها اذعان کرده‌اند که اگر کمکهاي جبهه مقاومت بويژه جمهوري اسلامي ايران نبود تاکنون عراق در دستان داعش بود.
در طرف ديگر، جبهه غرب با محوريت ائتلاف مبارزه با داعش با فرماندهي آمريکا قرار دارد. کارنامه يک ساله اين ائتلاف نشان مي‌دهد که از يک سو از اجراي تعهدات خود براي فروش تسليحات به عراق براساس توافق‌نامه استراتژيک بغداد ـ واشنگتن خودداري کرده‌اند و از سوي ديگر در عمليات‌هايي که انجام داده‌اند به جاي بمباران و مقابله با داعش، ارتش و نيروهاي مردمي را هدف قرار داده‌اند.
نکته قابل توجه آنکه آمريکايي‌ها و انگليسي‌ها به جاي حمايت از يکپارچگي عراق، تجزيه اين کشور به سه منطقه شيعه، سني و کرد را راهکار خروج اين کشور از بحران عنوان داشته‌اند. جالب توجه آنکه کنگره آمريکا بودجه نظامي براي کمک به عراق را مشروط به تجزيه اين کشور به سه منطقه نموده است. گزارش‌ها نشان مي‌دهد که ريشه اصلي ورود داعش به عراق نارضايتي آمريکا از حضور مردم در انتخابات و تشکيل دولتي مردمي بود که با ايجاد بحران امنيتي به دنبال مقابله با آن بوده‌اند. حمايت‌هاي آمريکا از گروه‌هاي تروريستي در سوريه به بهانه تقويت معارضان ميانه‌روي سوري و عدم مقابله اين کشور با ترکيه، رژيم صهيونيستي و ارتجاع عربي به عنوان برهم‌زنندگان امنيت عراق و منطقه بعد ديگر نقش‌آفريني غرب در بحران‌سازي در عراق است.
نكته قابل توجه آنكه مقامات آمريكايي از هزينه كردن ۷/۲ ميليارد دلار در مبارزه با داعش سخن گفته‌اند. انتشار اين گزارش با هدف پنهان‌سازي حمايتهايش از داعش و نمايش چهره‌اي مثبت از خود است. آمريکا با اين حربه طرح مقابله با مخالفت عراقي‌ها با افزايش حضور نيروهاي آمريکايي را پيگيري مي‌کند. نكته ديگر آنكه آمريکايي‌ها تاکنون از اجراي تعهدات خود براي تسليح ارتش عراق خودداري کرده‌اند. اين سناريو مطرح است که آمريکايي‌ها با فاکتورسازي بر آن باشند تا تعهدات تسليحاتي خود به عراق را در حاشيه قرار دهند و حتي با اين فاکتور‌سازي خواستار پرداخت هزينه‌هاي آمريکا از سوي عراق گردند.نکته مهم ديگر در ادعاهاي آمريکا در قبال عراق طرح تحقيرسازي و کم‌رنگ‌سازي دستاوردهاي عراقي‌ها با برجسته سازي نام خود است در حالي که حقيقت ماجرا آن است که آمريکا تاکنون هر هزينه‌اي کرده در حمايت از داعش و بحران‌سازي در منطقه و عراق بوده است
از سوي ديگر سخنگوی پنتاگون از تلاش آمریکا برای ایجاد هماهنگی میان دولت عراق و قبایل سنی استان انبار برای جنگ با داعش خبر داد.استیو وارن درباره حضور مستشاران نظامی جدید آمریکایی در الانبار به این شبکه گفت: «فرماندهان آمریکایی که در استان الانبار عراق حضور خواهند یافت، مسئولیت محافظت از سران قبایل سنی و فرزندان آنها را بر عهده خواهند گرفت.»
اين ادعاي پنتاگون هر چند در ظاهر حمايت از عراق و تقويت آن است اما در اصل ادامه سياست تحقير سازي عراقي‌ها و ايجاد شكاف ميان آنان است. پنتاگون از هماهنگی میان دولت عراق و قبایل سنی استان انبار كه القا همان شكاف ميان شيعه و سني و تلاش آمريكا براي مقابله با اين اختلاف است. نكته مهم‌ آنكه پنتاگون ادعا دارد فرماندهان آمریکایی که در استان الانبار عراق حضور خواهند یافت، مسئولیت محافظت از سران قبایل سنی و فرزندان آنها را بر عهده خواهند گرفت. اين امر القا ناتواني دولت عراق در تامين امنيت اهل سنت است كه بعد جديد تفرقه افكني است.
به هر تقدير مي‌توان گفت که کارنامه يک ساله عراق نشانگر يک اصل مهم است و آن اينکه راهکار عراق براي رسيدن به پيروزي نهايي تکيه بر وحدت و يکپارچگي حول محور مرجعيت ديني و انديشه‌هاي اسلامي است که حلقه تکميلي آن بهره‌گيري از حمايت‌هاي مقاومت منطقه و دوري از وعده‌هاي پوچ و واهي غرب است که آينده‌اي روشن و پيروزي را براي عراق رقم خواهد زد.

کد مطلب: 92961
, مولف : سيد مهدي لنكراني
 
Share/Save/Bookmark