میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۰۰
 
 
اينجا مصر نيست...
كمتر كسي گمان مي كرد موج مخالفت هاي مردمي در منطقه خاورميانه ، سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين را نيز در برگيرد...

كمتر كسي گمان مي كرد موج مخالفت هاي مردمي در منطقه خاورميانه ، سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين را نيز در برگيرد آن هم با شعار" مصر اينجاست" .. اگرچه خود اين افراد شهروندان غيرقانوني به شمار مي روند اما برگزاري اين تظاهرات كه در آن بیش از ۳۲۰ هزار اسراییلی شركت كردند ، نشان دهنده بحران هويتي در جامعه صهيونيستي است.
بايد گفت اين مخالفت ها ، نخست بازتابي ازچالشهاي داخلي جامعه صهيونيستي است كه ۶ دهه پيش به اميد دستيابي به رفاه بيشتر با هزينه آژانس هاي مهاجرت يهود وارد خاكي شدند كه به آن" سرزميني بدون ملت" گفته مي شد. با وجود آنكه اسرائيل تلاش مي كند تا پس از ۶ دهه اشغالگري حضور خود را در سرزمين هاي فلسطيني تثبيت كند يا دست كم به آن رسميت بخشد ، اما بحران هاي هويتي و جامعه شناختي افرادي كه با ايده هاي متفاوت در اين سرزمين گردهم آمده اند ، بستر مناسبي را براي دستيابي به اين اهداف فراهم نمي كند.
به ويژه اينكه جامعه اسرائيلي از نبود پيشينه هاي تاريخي و فرهنگي مشترك رنج مي برد و خود آنها نيز به اين باور رسيده اند كه يك شهروند غيرقانوني به شمار مي روند. آنها مي دانند در سرزميني زندگي مي كنند كه هيچ وابستگي به آن ندارند و همين موضوع انگيزه هاي پايداري در برابر چالشها و مشكلات اقتصادي را ازآنان سلب مي كند.
واقعيت اين است كه پايه هاي اعتماد به نفس جامعه صهيونيستي را قدرت ارتش و افزايش رفاه اقتصادي و امنيت تشكيل مي دهد.به طور كلي اساس شكل گيري جامعه صهيونيستي بر تاريخ ، فرهنگ و ايده هاي مشترك نيست ، عواملي كه به پايداري ملت‌ها در برابر چالشهاي داخلي و خارجي كمك مي كند.
بايد گفت تعريفي كه ازمفهوم ملت وجود دارد با آنچه كه در اسرائيل شكل گرفته است بسيار متفاوت است . جامعه صهيونيستي را بايداينگونه تعريف كرد : جامعه اي كه براساس قدرت ارتش ، تجهيزات نظامي و رفاه اقتصادي و با سرمايه گذاري غرب در خاورميانه ايجاد شده است. اين تعريف به يقين مي تواند وضعيت كنوني مخالفت ها در اسرائيل را تحليل كند.
اين در حالي است كه شكست هاي رژيم صهيونيستي در جنگ هاي ۳۳ روزه لبنان ( تابستان ۲۰۰۶ ) و جنگ ۲۲ روزه غزه ( ۲۰۰۷ ) و ناتواني در برابر گروههاي فلسطيني و نداشتن قدرت مانور در برابر گروههاي فلسطيني ، نگراني اصلي صهيونيست هاست.
جامعه اي كه آستانه تحمل بحران در آن بسيار اندك است و صداي يك موشك دست ساز به كابوسي تمام نشدني براي آنها تبديل مي شود. چراكه آنان به اميد رهايي از ماليات و داشتن رفاه اقتصادي وارد اين سرزمين شدند و اكنون نه تنها از اقتصاد و زندگي برتر خبري نيست بلكه زندگي در اين سرزمين را بايد همراه با وحشت ، ترس و نگراني تجربه كنند. تجربه اي كه سبب شده است بسياري از اسرائيلي ها از بيماري رواني رنج ببرند.
افزون براين بحران هاي هويتي و رواني ، شکاف هاي قومي امروز در جامعه صهيونيستي افزايش يافته است اختلاف سفارديم ها( يهوديان شرقي تبار ) و اشکنازي (يهوديان اروپاي غربي) نيز يكي از عوامل ايجاد ناآرامي و بي ثباتي در جامعه صهيونيستي است . اين در حالي است كه رژيم صهيونيستي همواره تلاش مي كند از اين مخالفت ها به عنوان اهرم فشار براي گرفتن امتياز از فلسطيني ها و تحت فشار قراردادن آمريكايي‌ها بهره گيرد. به گونه اي كه افكار عمومي گمان كنند كه دولت صهيونيستي تحت فشار افكار عمومي جامعه اسرائيلي است .
نشان دادن چهره اي دموكراتيك از عرصه سياسي نيز يكي از اهدافي است كه آنها دنبال مي كنند .
نكته مهم اينكه نبايد اين مخالفت ها را برگرفته از پيامدهاي منطقه خاورميانه دانست چراكه شرايط شكل گيري اين اعتراض ها چنانچه گفته شد بازتابي از چالش هاي داخلي و بحران هويتي در رژيم صهيونيستي است و بايد گفت كه نه اسرائيلي ها مصري هستند و نه تل آويو مصر است ...

کد مطلب: 536
, مولف : مهدي عزيزي
 
Share/Save/Bookmark