داخلی گوناگون خبر
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۵
 
 
اختلاط ایده ها
حامد سعيدي راد:
ایدئولوژی های بشری اصولا دو رو دارند،یک رویشان مختص محافل روشنفکری و مانیفست های گروهی است،که سرشار است از رادیکالیسم و بنیاد گرایی و روی دیگر که معمولا سال ها بعد از ارائه روی اول رخ نشان می دهد و دربرگیرنده دستورالعمل های عملی و کاربردی است.این دو روی یک ایدئولوژی را از هیچ نظر نمی توان به هم شبیه دانست،اولی حاصل تراوشات فکری روشنفکران گوشه نشین و ایدئآلیست است و دومی نسخه بهینه و کارآمد یک ایدئولوژی است که جراحی های مورد نیاز را از سر گذرانده است و ضایدات خود را برچیده است و مسیری که یک اندیشه از مانیفست گرایی به قدرت گرایی طی می کند همان سیر تکوینی یک ایدئولوژی است.
اما در این سیر که یک ایدئولوژی از گوشه چهاردیواری های روشنفکری،به جامعه،خیابان، صحنه سیاسی و در آخر قدرت سیاسی می آید بزرگترین و شاخص ترین پدیده ای که رخ می دهد اختلاط ایدئولوژی با سایر نحله‌های فکر جامعه است،این نحله ها حتی می توانند در زمینه ایدئولوژیکی با اندیشه مذکور تفاوت ها و تعارضات بنیادینی هم داشته باشند،اما سیر طبیعی یک اندیشه بشری و زمینی به سوی در اختیار گرفتن قدرت عبور از شاهراه اختلاط است.
شاید واضح ترین و شاخص ترین مثال این پدیده را بتوانیم در سیر تکوینی مارکسیسم بیابیم،که در جریان کاربردی و عملی شدن نگره های خود ناچارا از بسیاری از مواضع خود عقب نشست تا بتواند با تمسک به اختلاط با ایدئولوژی های حتی متعارض اش به حیات خویش ادامه دهد.
در واقع یارگیری های ایدئولوژیکی برای ورود اثرگذار به عرصه اجتماعی و سیاسی که هدف غایی هر اندیشه سیاسی است مستلزم اختلاط این ایدئولوژی ها با نحله های دیگر است که باعث تحول کلی و گاهي اساسی یک اندیشه سیاسی در این مسیر می شود.
اما اتفاق مهمی که در جریان همگنی اندیشه های بعضا متعارض رخ می دهد،تحولات و انقلاب های از بالا در این مسیر است،اختلاط بین ایدئولوژی ها معمولا در فاصله بین استقرار تا استمرار رخ می دهند،یعنی اندیشه های سیاسی پس از جای گیری در نوک هرم قدرت سیاسی وبه منظور تثبیت جایگاه خود ناچارا با نحله هایی مختلط می شوند و چون این اختلاط پس از قدرت گیری سیاسی یک ایدئولوژی و سازمان گرا شدن اش است،این مسیر منجر به وقوع یک انقلاب از بالا می شود،هرچند به صورت تدریجی و آرام.
در واقع سیستماتیک شدن یک اندیشه در جریان تثبیت سیاسی اش مانع از تغییرات جزئی و موردی در ساخت ایدئولوژیکی شده و به همین خاطر ایدئولوژی حاکم را به کنار یک انقلاب اساسی البته از نوک هرم حاکمیت می برد،البته این انقلاب در مظاهر ظاهری و پوسته ایدئولوژی حاکم خود را نشان نمی دهد بلکه بیشتر در فلسفه عملی ایدئولوژی جلوه نمایی می کنند. که مجددا بارز ترین مثال این روند چرخش ها و انقلاب های پی در پی نظام ایدئولوژیکی شوروی خصوصا در زمان استالین است که البته غالبا با همان شعائر اولیه ولی با مغز و محتوای دیگری در حال تغییر و تحول بود.
کد مطلب: 67394
 
Share/Save/Bookmark