میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی جامعه خبر
۵۲۹
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۳۳
 
 
ابهام مردم از قانوني شدن بازاريابي شبكه اي در ايران فعاليت شركت هاي هرمي خوب يا بد؟
آيا واقعا فعاليت شركت هاي هرمي در كشور قانوني شده است؟
به دنبال گزارش يكي از روزنامه ها درباره قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي در كشور، اين خبر به سرعت در جامعه انعكاس پيدا كرد، به گونه اي كه وزارت اطلاعات مجبور شد تا نسبت به اين گزارش حساسيت نشان داده و با اعلام موضع، نسبت به سوءبرداشتهاي ناشي از اين گزارش واكنش نشان دهد.پس از انتشار اين اطلاعيه، در توضيحاتي كه يكي از مسئولان بازرگاني دادند البته اعلام داشتند كه آن دسته از شركت هاي هرمي غير قانوني كه بتوانند ضوابط تعيين شده را رعايت كنند مي توانند به صورت قانوني فعاليت كنند.اين توضيح بر اين نكته تاكيد دارد كه بر خلاف نظر وزارت اطلاعات،امكان فعاليت قانوني شركت هاي هرمي وجود دارد.
شايد هيچ كس نباشد كه براي يك بار هم كه شده پيه گلدكوئيستي ها يا همان شركت هاي هرمي به تنش نخورده باشد. تقريبا همه مردم يا يك بار توسط دوستان و آشنايان در جلسات اين شركت ها به اصطلاح" پرزنت" شده اند،يا آنكه دعوت به همكاري شده اند.
آن دسته از مردمي هم كه به طور مستقيم با افرادي كه در شركت هاي هرمي فعالند ارتباط نداشته اند،به واسطه تبليغات منفي اي كه پيرامون اين شركت ها به راه افتاد، كاملا نسبت به اين شركت ها، آشنايي دارند. اين تبليغات منفي پيرامون شركت هاي هرمي كه مشهورترين آنها شركت گلدكوئيست است، در چند سال اخير آنقدر شدت داشته است كه بلافاصله با شنيدن خبر قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي، ذهن ها به سوي تبعات منفي تبليغ شده از سوي دستگاه هاي دولتي و رسانه هاي جمعي رفته است.پرسش اين است:اگر واقعا آن گونه كه مسئولان وزارت اطلاعات،بانك مركزي و نمايندگان مجلس مي گويند شركت هاي هرمي موجب مالباختن 95 درصد اعضا مي شود،اگر در شبكه هاي هرمي،بزه هاي اجتماعي رخ مي دهد،اگربه واسطه فعاليت اين شركت ها اقتصاد كشور آسيب مي بيند،پس چگونه دولت مي خواهد با شبكه هاي بازاريابي جايگزين،اينگونه فعاليت ها را قانوني كند؟
وزارت اطلاعات كه وظيفه برخورد با فعاليت شركت هاي هرمي را بر عهده دارد، در بيانيه اي كه صادر كرده است تاكيد دارد كه فعاليت شبكه هاي بازاريابي با شركت هاي هرمي تفاوت دارد.اما به نظر مي رسد شباهت هاي زيادي ميان شبكه بازاريابي با شركت هاي هرمي وجود دارد كه امكان وقوع مالباختگي اعضا را در حالت قانوني هم كم نمي كند.در اين مورد البته بايد منتظر توضيحات بيشتر مسئولان بود اما طبق اطلاعات منتشره درباره نحوه فعاليت قانوني شبكه هاي بازاريابي، مسلم است كه در آينده شاهد كساني خواهيم بود كه با اميدهاي بسياري وارد اين شبكه ها شده اند اما دست از پا درازتر واپس كشيده اند.
در شركت هاي هرمي رشد شبكه‌ها در طول زمان با افزايش تعداد مشتريان، كند و كندتر مي‌شود. يك شبكه دودويي در لايه بيستم به بيش از يك ميليون عضو و در لايه سي و سوم به بيش از 8 ميليارد عضو جديد نياز دارد! در نتيجه دير يا زود زماني مي‌رسد كه ديگر نمي‌توان در زمان معقول براي شركت مشتري پيدا كرد. اينجاست كه درصد بسيار بالايي از اعضاي اين شبكه ضرر مي‌كنند. اين در حالي است كه شركت و تنها درصد كمي از مشترياني كه زودتر وارد شبكه شده‌اند، به سودي بسيار رسيده‌اند. در چنين حالتي دولت چگونه مي تواند در مقابل هزاران فردي كه با وعده پورسانت هاي عالي وارد شبكه خواهند شد،لااقل سود حداقلي آنها را تا حدي تضمين كند؟
نبايد فراموش كنيم كه شركتي كه در هر مرحله بيش از 90 درصد مشتريانش در انتظار سود هستند، اگر يك ميليون عضو داشته باشد 900 هزار نفر آنها در انتظار سود هستند و اين انتظار در صورتي به پايان مي‌رسد كه تعداد كل مشتريان 10 ميليون نفر شود و در اين حالت تعداد كساني كه در انتظار سود هستند به 9 ميليون نفر رسيده است! يعني تعداد اين افراد 10 برابر شده است. اين روند دير يا زود متوقف خواهد شد و واضح است كه هر چه زمان توقف، ديرتر باشد، تعداد ضرركرده‌ها بيشتر خواهد بود.در واقع احتمال به سود رسيدن اعضا در اينگونه شركت ها بسيار بسيار ضعيف است،بنابراين در صورت قانوني بودن شبكه هاي بازاريابي،همه نارضايتي هاي ناشي از مالباختگي و بر باد رفتن آرزوهاي واهي،متوجه مراجع قانوني خواهد شد كه از اين فعاليت ها حمايت كرده اند.
البته قابل درك است كه دولت سعي دارد تا ولع عجيب جامعه را براي كارهاي بازاريابي شبكه اي به سوي راه هاي كم خطر تر هدايت كند،اما آيا واقعا دولت مي تواند تبعات ناشي از قانوني شدن فعاليت هاي شبكه اي را كنترل كند؟
شرکت های هرمی به صورت گسترده از سال 1379 با شرکت گلد کوئیست به ايران پا گذاشتند. سود حاصل از فعاليت در بازار ايران آنقدر براي شركت گلد كوئيست چشمگير بود كه بازار بكر ايران را مورد توجه ديگر شركت هاي هرمي قرار داد. جوان بودن جامعه ايراني، روياهاي انباشته شده و پاسخ داده نشده جوانان درباره زندگي مصرفي بهتر و البته بيكاري بخش هايي از جامعه جوان، ايران را به بازاري درخشان براي فعاليت شركت هاي هرمي بدل كرده است و آنها همه تلاش خود را براي استفاده از اين بازار بكر به كار گرفتند. به گونه اي كه گفته مي شود بيش از 300 شركت هرمي در كشور در حال فعاليت است.
حاصل فعاليت اين شركت ها در كشور، هزاران مالباخته اي بود كه به سوداي سود كلان و افسانه اي به عضويت شبكه هاي هرمي درآمده بودند و پس از اندكي ، براي دريافت اصل سرمايه خود راهي دادگاه ها شده بودند. برخي از اين مالباختگان افرادي بودند كه براي رونق بخشيدن به تجارت موهوم خود حتي شغل ثابت خود را رها كرده بودند و پس از مدتي نه تنها به هيچ سودي دست نيافتند، بلكه به لشكر بيكاران كشور هم افزوده شده بودند. بر هم خوردن روابط خانوادگي همسران، ايجاد تنش بين والدين و فرزندان، سرقت، كت كاري و ضرب و جرح و حتي بدتر از آن، قتل از جمله عوارضي بود كه گريبانگير برخي از به دام افتادگان اين شركت ها به آن دچار شدند.
اين در حالي بود كه فعاليت اين گونه شركت ها موجب خارج شدن مبالغ متنابهي ارز از كشور شده است. كسي از ميزان دقيق ارزي كه از سوي اين شركت ها از كشور خارج شده است اطلاعي ندارد، اما بدون شك ميزان اين مبالغ به حدي بوده است كه به توجه به گسترش فعاليت شركت هاي هرمي، وظيفه برخورد با آنها به عهده وزارت اطلاعات گذاشته شد.
دولت، با توجه به مسائل پيش آمده فعاليت در اين شركت ها را ممنوع اعلام كرد، اما آرزوهاي انباشته شده جوانان براي زندگي مصرفي بهتر بيشتر از آن بود كه بتوان در برابر تبليغات و آگاهي رساني رسانه ها،از پيوستنشان به شركت هاي هرمي جلوگيري كرد. در اين ميان حتي چند شركت ايراني هم به قافله هرمي ها پيوستند تا از اين بازار طرفي بربندند.
ادامه حيات شركت هاي هرمي با وجود سخت گيري هاي صورت گرفته توسط دولت و وزارت اطلاعات، اين پيام روشن را براي مسئولين در بر داشت كه به دلايل اجتماعي،نمي توان ريشه فعاليت شركت هاي هرمي را خشكاند. قانوني شدن فعاليت شركت هاي هرمي حاوي همين نكته است كه دولت تصميم گرفته است تا به جاي برخورد صرف با شركت هاي هرمي، به جايگزين هايي براي هدايت پتانسيل هاي نهفته در جوانان كه جذب شركت هاي اجتماعي مي شوند، بپردازند.
بر اساس مصوبه اي كه به موجب آن فعاليت شبكه هاي هرمي قانوني مي شود پرداخت پورسانت‌ها و پاداش‌ها به مشتریان و بازاریابان فقط در قبال فروش و ارائه محصولات امکان‌پذیر است و پرداخت هرگونه وجه یا محصولی با ارزش دیگر به مشتریان و بازاریابان و یا تعهد آن که در طرح تجاری شرکت (که قبلا به تصویب کمیته نظارت رسیده) پیش‌بینی نشده باشد، ممنوع است.
بر اساس اين مصوبه میزان پرداخت پاداش و یا پورسانت، تعداد سطوح دریافت‌کننده و محدودیت‌های آن باید ضمن درج در طرح تجاری، کاملاً شفاف و قابل سنجش باشد.
وزارت بازرگاني براي جلوگيري از سوءاستفاده هاي معمول در شركت هاي هرمي اعلام كرده است كه قیمت محصولات ارائه‌شده نباید بیش از محصول مشابه در بازار باشد و در مواردی که مشابهی وجود ندارد تابع سایر قوانین و مقررات خواهد بود.
اين مصوبه تاكيد دارد كه گسترش شبکه انسانی و صرفاً جذب توزیع‌کنندگان کالا و پول‌گردانی و ارائه محصولات موهومی، خرید و فروش جایگاه در نمودار درختی و یا محصولاتی که تولید آنها محتمل باشد، ممنوع است.
نكته مهمي كه امكان دارد به واسطه آن فعاليت در بازاريابي شبكه اي از جذابيت بيشتري براي جوانان در مقايسه با شركت هاي هرمي برخوردار باشد،تاكيد وزارت بازرگاني بر پرداخت‌ها و دریافت‌های مربوط به مشتریان و بازاریابان است كه الزاماً بايد از طریق حساب‌های بانکی در بانک‌های دارای مجوز از بانک مرکزی در داخل کشور صورت گیرد و شرکت حق افتتاح و یا تخصیص اعتبار به صورت مجازی و در محیط اینترنت را نخواهد داشت.
تاسيس اين شركت ها علاوه بر كنترل گردش مالي صورت گرفته درآنها، از خروج ارز از كشور جلوگيري مي كند و اين مهمترين پيامد تاسيس اين شركت هاست.اما نكته قابل توجه اين است كه آيا شبكه هاي بازاريابي داخلي توان آن را خواهند داشت تا با غول هاي هرمي جهان مثل گلد كوئيست در كشور به رقابت بپردازند؟
نكته مهم تر اين است كه دولت چگونه مي خواهد نظرمراجع شرعي را در مورد فعاليت هاي بازاريابي شبكه اي رعايت كند. پيش از اين آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله نوری همدانی، آیت الله فاضل لنکرانی ، آیت الله صافی گلپایگانی ، ‌ایت الله تبریزی و آیت الله سیستانی در استفتائات جداگانه ای معاملات ناشی از فعالیت شرکت های هرمی (از جمله گلدکوئیست ، نت ورک مارکتینگ ، وست ویژن ، اینترنشنال کیش ، الماس ، گلدماین) را جایز و مباح ندانستند و فعالیت این شرکت ها را حرام یا بنابر احتیاط واجب حرام و این نوع فعالیت ها را در واقع نوعی کلاهبرداری مرموز برای تصاحب اموال دیگران اعلام کردند .
با وجود مشابهت فعاليت اين شركت ها، دولت چگونه حليت شرعي فعاليت بازاريابي شبكه اي را كسب خواهد كرد؟
کد مطلب: 33603
 
Share/Save/Bookmark
 


۱۳۹۴-۱۲-۲۵ ۲۲:۵۲:۰۲
سلام.
فقط یه چیزی میتونم بگم برای اینکه بتونیم مثل ادم زندگی کنیم باید ریسک پذیر باشیم. من احساس نمیکنم جای اینکه پولی که میدیم از یه سری دلال با قیمت بالا جنس بخریم از یه شرکت بخریم و در مقابلش تخفیف و در ازای معرفی اعضای جدید پورسانت بگیریم چیز وحشتناک و ریسک پذیری باشه.
در ضمن یکم مطالعه هم بد نیست ادم بکنه.
در ضمن در مورد فروش هم کلیه فنون فروش به اعضا اموزش داده میشه.
کسایی تو زندگیشون عقبن که خواب میمونن همیشه...
sam
۱۳۹۴-۱۲-۲۳ ۱۹:۴۹:۵۳
مرس یاس، مطلبتون عالی بود.
جناب حمید اولین نفر خودتون به حرفتون عمل کنید، جای دوری نمیره
حمید
۱۳۹۴-۱۲-۲۲ ۰۰:۰۴:۰۵
فقط بلدی ایراد بگیری، سرتاپات نگاه کن، تا حالا چه کار کردی!!!!!؟
حمید
۱۳۹۴-۱۲-۲۱ ۲۳:۵۰:۰۸
باید به بد بختی و فقر جامعه شک کرد اینقدر به اینو اون شک کردیم که شدیم جهان سوم
در ضمن شک رو میشه بر طرف کرد
راستی گفتید ریسک برید از هرکسی میخواهید سوال کنید ریسک اینه که 30 سال کار کنی آخرش محتاج باشی یا یه مغازه بزنی 10 میلیون ضرر بدی یا 2 سال یا بیشتر از عمرت رو صرف بیکاری و حالا ببینیم چیمیشه و شک کنی یا شروع کنی و جامعه رو عوض کنی
درسته همه شرکت ها زیر آبی میرن اما شرکت های قانونی هم هستن
پس خوب تحقیق کنید
از طرف یاس
۱۳۹۴-۱۲-۱۸ ۲۰:۴۵:۲۲
الو سلام چطوری؟
سلام خوبم ممنون تو چطوری؟
من عالیم!
الحمدالله خبریه؟!
آره حالا بهت میگم چه خبره فردا ساعت ۳ یا ۵ چی کاره ای؟
کلاس دارم چطور مگه؟!
کلاس چیه بابا بزن تو دیوار یه کار خیلی مهم باهات دارم!
چه کاری؟چه قدر بلند حرف می زنی!
تو هم اگه جای من بودی الان فریاد میزدی!ببین من یه کار فوق العاده پیدا کردم شرایط کاری عالی در آمد عالی اووف!یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی الانم دنبال یه همکار میگشتم گفتم کی بهتر از بهترین دوستم!
ولی…
تازه مگه دنبال کار نمی گشتی دیگه چی از خدا می خوای!شانس در خونتو زده فرصتو از دست نده آدرسو برات اس ام اس می کنم
آخه چه کاری هست مگه؟!چرا اینطوری…
ببین فردا میای متوجه میشیی ببخشید ولی من الان یکم سرم شلوغه قرار رو واسه ساعت ۳ تنظیم کنم یا ۵؟
تنظیم…؟!
آره باید وقت بگیرم برات اگه حتما میای بگو ۳ یا ۵؟
خوببب…!!
فکر می کنم ۵ بهتر باشه درسته؟
خیلی خوب ساعت ۵ ولی…
اوکی!پس شد فردا ساعت ۵٫حتما سر وقت بیا و سعی کن شیک و رسمی بپوشی می بینمت فعلا
خدافظ!!!
اممم حتما جمله هایی از این دست به گوش خیلی از شما آشناست و تنها دلیلش اینه که ما کارمون رو خوب بلدیم!کسانی که به این شیوه با شما صحبت می کنند و شما رو دعوت به کار می کنند در واقع مو به مو آموزش هایی رو که بهشون دادیم اجرا می کنند،آموزش هایی که حاصل سال ها تجربیات کاریه منه(!) شاید بخواید بدونید ما کی ایم؟!یا من کی ام؟!درواقع اگه بخوام دقیق تر بگم مایی وجود نداره،اسم من هم زیاد مهم نیست،این وسط فقط یه چیزه که اهمیت داره و اون عشق منه!عشقی که به من بهترین خونه،آخرین مدل ماشین،کشتی و…رو با سخاوتمندی تمام اعطا می کنه!و اون چیزی نیست جز یه تیکه کاغذ که بهش میگن پول!می دونید در واقع پول فقط به شما خونه و ماشین و امکانات بهتر نمیده بلکه کمک می کنه آدم بهتری باشید و سخاوتمندانه به مردم کمک کنید!!ًمن آدم پول داریم و خیلی هم از زندگیم راضیم اما سؤالی که این وسط پیش میاد اینه که چطوری تونستم انقدر پول دار بشم؟!خب فقط کافیه یه ذهن خلاق عوضی داشته باشید که تشنه پوله اون وقته که میتونید راه پول در آوردن واقعی رو کشف کنید!راهی که من انتخاب کردم بازاریابی شبکه ای بود.میشه این طوری گفت که من نه مؤسس یه شرکت بازاریابیم نه یه بازاریاب من فقط یه عوضی ام!و هرکاری که بخوام تو این سیستم انجام می دم!در واقع کل این سیستم روی انگشتای من می چرخه!شرکت های بازاریابی زیادی توی ایران وجود دارن اما شرکت من بهترینه چون همون طور که گفتم روی انگشتای من می چرخه و فقط منم که خوب می دونم چطور راه پول در آوردن رو کشف کنم!
توضیح کار من یه مقدار مشکله و اگه می خواید خوب از کار من سر در بیارید بهتره بیاید تا یه جلسه پرزنتتون کنم!اما خلاصه چیزی که ما به کسانی که میخوان بهمون بپیوندند می گیم اینه:
((یه سیستم قدیمی توزیع کالا رو در نظر بگیرید
تولید کننده-انبارداری-حمل و نقل-خریدار عمده-عمده فروش-مغازه دار-خریدار
می بینید شما به عنوان یه خریدار باید پول همه این انگل ها رو بدید!حالا فکر کنید این واسطه ها وجود نداشت اون وقت سیستم به چه شکل می شد؟بله!کالا مستقیم از تولید کننده به مصرف کننده می رسید و پول زیادی صرفه جویی می شد و بخشی از این پول صرفه جویی شده تو جیب شما می رفت!(البته بین خودمون بمونه هزینه های انبار داری و دو واسطه که یکی شرکت بازاریابی شبکه ای باشه و یکی بازاریاب سرجاشون هستن !)
مکانیزم کار به این صورته که شما به سایت اینترنتی ما مراجعه می کنید کالای مورد نظرتون رو می خرید و بعد به هرکسی که دوست داشتید می فروشید.تا اینجا کلمه بازاریابی معنی شد اما وقتی شبکه شدن تحقق پیدا می کنه که شما زیر مجموعه بگیرید و زیر مجموعه های شما هم زیر مجموعه بگیرن و به این ترتیب یه شبکه بزرگ انسانی تشکیل میشه و هر چه قدر فروش زیر مجموعه شما بیشتر باشه شرکت از سود حاصل از فروش به شما پورسانت پرداخت می کنه.هنوز تموم نشده چیزی که ما رو از همه شرکت ها متمایز می کنه پاداش های ماست که هروقت شما به میزان خاصی از فروش برسید درصدی از کل فروش شرکت به عنوان پاداش از طرف شرکت به شما پرداخت میشه.و بالاترین درصد پاداشی که میدیم چیزیه که ما بهش میگیم دریا!))
میبینید!همه چیز عالیه!اون ها هیچ دلیل قانع کننده ای نخواهند داشت که بطرف این کار نیان!اما همه این ها روی کاغذه و دقیقا نکته همین جاست!
باید احمق باشید که بخواید تو این سیستم شرافتمندانه کار کنید و به اقتصاد کشور کمک کنید(!)چون خودتون رو از یه دریای پول محروم می کنید.
همه چیز از خط تولید شروع میشه(!)ما معمولا سراغ محصولاتی که توی بازار وجود دارن نمی ریم علتش هم اینه که نمیشه قیمت این محصولات رو دستکاری کرد،واسه همین سودی رو که می خوایم بهمون نمیده.خب ما معمولا برای به دست آوردن حداکثر سود از این قسمت به چند روش عمل می کنیم روش اول اینه که یه تولید کننده نو پا رو پیدا می کنیم و با بخشندگی تمام از اون حمایت می کنیم(!) و محصولاتش رو وارد بازار عظیممون می کنیم و ازش میخوایم که محصولاتش رو فقط به ما بفروشه.خب در واقع اگر هم بخواد نمی تونه محصولاتش رو وارد بازار کنه(چرا؟!)سادست!اون به خاطر خواست ما قیمت تمام شده و درج شده روی محصولاتش رو بالا می بره و البته از اونجایی که ما خیلی سخاوتمندیم(!) شاید درصدی از این افزایش قیمت رو هم گذاشتیم تو جیب خودش و با یه سود خوب این محصول رو به بازاریابامون می فروشیم و اون ها هم شبیه این کارو با مشتریانشون خواهند کرد؛نکته اینجاست که این محصول فقط تو شرکت بازاریابی ما به فروش می رسه و در خارج از این شرکت اصلا و جود خارجی و توانایی رقابت از نظر قیمت نخواهد داشت.
کار بعدی که ما انجام میدیم راه انداختن تولیدی های خودمون و با برند خودمون هست خوبی این کار اینه که دیگه نیازی به چانه زنی با تولید کننده های خرده پا وجود نداره و دیگه اون درصد سخاوت هم تو جیب خودمون میمونه و کار ظریف دستکاری قیمت ها هم خیلی راحت تر انجام میشهJ
گزینه بعدی تولیدات خارجی هستند و باز هم تولیداتی که در بازار وجود ندارند این ها علاوه بر تأمین نیاز مالی کلاس کاری ما رو بالا میبره و باعث میشه محصولاتی داشته باشیم که در دنیا معروف هستند و فقط ما در ایران داریمشون!توجیه گرانی این محصولات از همه راحت تره!
می دونید اینکه زیر نظر قانون کار می کنیم همه چی رو حل می کنه و باعث میشه مردم به همه فعالیت هامون اعتماد کنند.اما کار هایی که ما اینجا می کنیم قانونیه؟!فکرش رو هم نکنید!
حالا می رسیم به تکنیک های ما در برخورد با بازاریابانمون؛همون طور که دیدید ما اون ها رو به خوبی آموزش میدیم که حرف هایی رو که بهشون دیکته می کنیم به خورد کسانی بدن که قراره زیر مجموعشون بشن و خودشون هم مو به مو به این حرف ها عمل کنند؛ما بازاریاب های جدید رو به شیوه های مختلفی جذب می کنیم مثلا دختر های جوان رو میشه با تحریک حس حسادت و پسر های عشق ماشین رو میشه با نشون دادن ماشین های نتورکر های اون ور آب نسبت به این کار تشنه کرد!خب بذارید با همین مثال پیش بریم حالا اتفاقی که میافته اینه که این پسر یا دختر جوان بعد از طی کردن چندین مرحله شست و شوی ذهنی به این کار اعتقاد قلبی پیدا می کنه؛خب حدس بزنید اولین کاری که انجام میده چیه؟شروع می کنه به خرید محصولات شرکت بازاریابی ما و بعد سراغ خانوادش و نزدیکانش میره و محصولات ما رو به اون ها می فروشه اون خودش و خانوادش رو به بهترین مشتریان ما تبدیل می کنه و اولین مشکلی که باهاش رو به رو میشه اینه که با این سؤال مواجه میشه که پس چرا حالا که تو از طریق حذف واسطه ها داری این محصول رو به ما می فروشی انقدر قیمت محصولاتت گرونه؟!و اون در جواب همون اراجیفی که ما به خوردش دادیم تحویل خانوادش خواهد داد که ببینید آخه محصولات بیرون آشغالن!مثلا دستمال کاغذی های بیرون سرطان زا هستند فقط این محصولاتن که خوبن!
بعد از یه مدت خرده فروشی اون ها شروع به تیم سازی می کنند و این مهم ترین مرحله کارشون خواهد بود ما از اون ها واسه خودمون ابزار می سازیم و اون ها هم فکر می کنند(البته فکر میکنند که فکر می کنند!) که باید واسه خودشون ابزار بسازند پس شروع می کنند به تیم سازی و زیر مجموعه گیری با همون شیوه ای که ما بهشون آموزش میدیم اما واقعیت اینه که تو این سیستم هیچ پایداری واسه اون ها وجود نداره ابزار هایی که میسازن و حتی خودشون یک بار مصرفند.تنها چیزی که این وسط پایداره من و دوستانم هستیم!یکم پیچیدست آره؟!به زودی متوجه میشید!
همون طور که گفتم اون ها طبق آموزش های ما شروع می کنند به تیم سازی و این یعنی دقیقا و مو به مو کارهایی رو که ما ازشون میخوایم انجام میدن!در نتیجه باید کارشون رو با هیجان انجام بدن پس اونها شروع می کنند به تعریف از این کار و از اینکه به زودی پولدار خواهند شد و با یه پورشه ۹۱۱ از کنار شما رد میشن و براتون دست تکون میدن و به ریش شمایی که داری در برابر ورود به این کار مقاومت می کنی خواهند خندید!بعضیاتون بهانه هایی میارید مثلا میگید من نمیخوام درسم لطمه بخوره طبق آموزش اون ها به شما خواهند گفت: ((نگران نباش فقط کافیه روزی ۴ ساعت این کار رو انجام بدی میتونی به اون در آمدی که دلت میخواد برسی!))بعد با این کلک شما رو وارد سیستم می کنند و کم کم وقتی این کار شما رو درگیر خودش کرد شروع می کنند به گفتن جمله هایی مثل اینکه((من هم مثل تو رشتم رو دوست دارم ولی دوست ندارم توی دانشگاه های آشغال اینور درس بخونم پولدار میشم میرم اون ور و…))می دونید چرا چون این کار تمام ۲۴ ساعت وقتتون رو ازتون میگیره و شما رو درون خودش می بلعه!
ما به اون ها می قبولونیم که باید تو این سیستم بها بدن تا پیشرفت کنند بنابراین اون ها از همه زندگیشون می گذرن دانشگاهشون رو کنار می ذارن و بعد از اینکه همه پل های پشت سرشون رو خراب کردند مثل یک برده در اختیار ما خواهند بود.ما شعار هایی داریم مثل این”برای به دست آوردن چیزی که تا حالا نداشتی آدمی باش که تا حالا نبودی”و همین کافیه تا اون ها شروع کنند به مثل پولدار ها رفتار کردن!کت و شلوار می پوشن آیفون و لپ تاپ قسطی میخرن و به همه دوستاشون میگن ببینید ما داریم تجارت می کنیم و پولدار شدیم شما هم می تونید به ما بپیوندید تا پولدار بشید!!
و یا این”ما توی این کار رئیس نداریم”یا این”ما اینجا امنیت شغلی شما رو تأمین میکنیم چون کسی نمیتونه شما رو اخراج کنه”اما از طرف دیگه میگیم خیلی خوب شما رئیس ندارید اما باید هر چی که بالاسریتون(کسی که شما رو به کار دعوت کرده)گفت بگید چشم!ما اینجا یه سری خط قرمز داریم که اگر اون ها رو رد کنید از تیم ما اخراج میشید ولی میتونید با تیم های دیگه کار کنید!خب می بینید ما که اخراجشون نکردیم دروغ میگم؟!
در واقع ما اینجا هرکاری که بخوایم با بازاریاب ها می کنیم و به اون ها میگیم((ببینید این ها سختی های طبیعیه کاره شرکت ما نو پاست اما به آینده نگاه کنید و خودتون رو سوار پورشه های شیکتون ببینید تمام تلاشتون رو بکنید که به پاداش دریا برسید و به حواشی توجه نکنید؛خیلی ها سعی دارن شما رو گول بزنن و از این کار بیرون بکشن شما گول نخورید،شما پرچم داران تجارت قرن بیست و یک هستید!))نکته ای که کار ما رو راحت میکنه اینه که اون ها همین جملات رو برای زیر مجموعه هاشون تکرار می کنند و زیر مجموعه ها برای زیرمجموعه های خودشون و این کار هم باعث میشه به صورت نا خودآگاه اعتقادشون نسبت به شرکت ما بالا بره هم این که برای حفظ آبروشون جلوی زیر مجموعه هایی که با هزاران وعده اون ها رو جذب کردن هم که شده دلشون نمیخواد هیچ وقت به نقاط تاریک ما توجه کنند.می دونید ما با اون ها یه مدت بازی می کنیم و اون ها شروع می کنند به پول در آوردن برای ما،برای ما ابزار می سازند ممکنه در این بین اندکی هم پول دست خودشون رو بگیره اما اون ها دوباره همین پول رو برمیدارن و در کار ما سرمایه گذاری می کنند چون ما تونستیم اون ها رو معتاد این کار کنیم. همون طور که گفتم هیچ کس به جز کسانی که ما میخوایم در اینجا پایدار نیست.ما با آدم ها بازی میکنیم یه مدت ازشون کار میکشیم و بعد میندازیمشون دور.شاید فکر کنید با این سیستم که تا ابد نمیشه ادامه داد!اما خیالتون راحت ما فکر همه جاشو کردیم!
در واقع کاری که ما می کنیم اینه که طوری چینش مراحل رو تنظیم می کنیم که بازاریاب ها احساس می کنند قدم به قدم به پاداش های بهتر می رسند و پول بیشتری در میارن البته ما اجازه میدیم بعضی از کسانی که میخوایم در این سیستم به نون و نوایی برسن خب صرفا جهت نمونه لازمه!اما بقیه بازاریاب های بخت برگشته فقط ابزارند ما کاری می کنیم که اون ها مدتی با رویاهاشون زندگی کنند و خودشون هم باور کنند که پول دارند!اما هرگز نمیذاریم که رویاهاشون رو زندگی کنند(چرا؟!)چون هزینه رویا پردازی اون ها رو ما باید بدیم!من باید به اون ها پاداش و پورسانت بدم و وقتی که اون ها به پاداش می رسند این به نفع منه که افراد جدیدی رو جایگزین کنم که محصولاتمون رو بفروشند و احتیاج نباشه بهشون پاداش بدم!نحوه انجام کار به این صورته که کم کم اونا رو نا امید می کنیم مثلا ما روز اول به اون ها میگیم چون کار بازاریابی شبکه ای تعریفش اینه که به دور از مکان تجاری خاصی انجام میشه پس شما دیگه قرار نیست اجاره های یه مغازه رو بدید اما یه دفتر داریم که همه بازاریابامون اونجا کاراشون انجام میدن و به اسم شارژ اینترنت چندین برابر پول دفتر رو ازشون می کشیم و این پول به نسبت پیشرفتشون سنگین تر میشه!هر از گاهی هم یه بهانه ساده میدیم دست قانون یا الکی تعلیق میشیم و…که در دفترمون یه مدت بسته بشه یا مثلا سایتمون یه مدت می بندیم تا بازاریاب ها پوست بندازن!
بازاریاب هایی که مدت ها زندگی خودشون رو صرف این کار کردند و مدت ها هر کسی رو که نمی خواست به اون ها بپیونده مسخره می کردند و از ماشین و خونه ای که در آینده مالک اون خواهند شد براشون تعریف می کردند وقتی از کار بازاریابی شبکه ای نا امید می شوند طبیعیه که نخوان تقصیر رو گردن شرکتی بندازن که مدت ها با اشتیاق تمام از اون برای دوستاشون تعریف می کردند و فقط یک جمله خواهند گفت:خودم نخواستم!
بهتره من رو سرزنش نکنید چون این کار دردی رو از شما دوا نمی کنه بذارید من یه عوضی باشم البته از دید خیلی از مردم من یه خیّرم چون همون طور که گفتم پول کمک می کنه شما آدم بهتری باشید هرچند اصلا برام مهم نیست مهم اینه که روز به روز پولدار تر میشم و هیچ کس نمی تونه جلوی من رو بگیره!حتی قانون!
ارادتمند شما!
یه عوضی


برگرفته شده از on-networkers.blog.ir
شفیع ملائی
۱۳۹۴-۱۲-۱۸ ۰۳:۳۷:۰۰
سلام
Babak.sun
۱۳۹۴-۱۲-۰۶ ۰۱:۲۹:۵۲
با سلام،من دانشجوی رشته حقوق هستم.
طبق قانون،هرگونه هرم سازی و استفاده از زیر مجموعه برای کسب در آمد از لحاظ شرعی حرام و قانونا ممنوع میباشد.(قانون اساسی،بند هفت،ماده 165،تبصره اول)
دوستان زیر سوال بردن و تعویض قانون اساسی شدیدا کار سخت و دشواریه و سال ها طول میکشه،لذا خواهش میکنم گول نخورید و وارد نشوید.
وحیده
۱۳۹۴-۱۲-۰۳ ۱۳:۵۵:۲۶
من متاسفانه دوستم یجوری منو قول زد که وارد این کار شدم و دو میلیون از داداشم قرض گرفتم سفارش جنس دادم ولی الان که وارد شدم میفهمم ک چقدر پشیمونم درسته هیچ فعالیتی نکردم ولی این شغل مورد علاقه من نیس همش استرس دارم
۱۳۹۴-۱۱-۲۹ ۰۱:۰۸:۵۲
شرکت بیز کاملا شبیه شرکتهای هرمی مثل گلدکوئیست است
امیر سعادت
۱۳۹۴-۱۱-۲۸ ۲۳:۳۹:۳۲
چه یکی بخواد چه یکی نخواد.چه یکی دوست داشته باشه چه یکی دوست نداشته باشه.نت ورگ رشد میکنه.و رشد خواهیم کرد.آااااااااای افرادی که نسبت به این شغل منفی هستین.چه دلتون بخواد چه دلتون نخواد یک روز عضو شبکه خواهین شد.چون روزی میشه که اون کالایی که میخوای رو باید اینترنتی خرید کنی یعنی تو انحصار یکی از این شرکتهاست چاره ایی نداری .پس یا الان وارد نت ورگ میشی شبکه ساز میشی یا در آینده مجبوری عضو شبکه بشی.
کیانا
۱۳۹۴-۱۱-۲۶ ۲۳:۱۴:۱۶
عاجزانه از همه عزیزانی که در این کار وارد شدند، یا در حال تحقیق هستند و یا به هر دلیل مخالف این تجارت هستند خواهشمندم مقالات این وبلاگ را که هیچ تردیدی بر مساله دار بودن این فعالیتها نمی گذارد مطالعه کنید.
http://on-networkers.blog.ir/category/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C/
d
۱۳۹۴-۱۱-۲۳ ۲۲:۰۷:۲۷
.... نخورید خواهشا
محمد
۱۳۹۴-۱۱-۲۲ ۰۲:۴۳:۱۹
الان اگ بیایم فحش بدیم باز میگید طرف خوله.اقایون ترک اگ واقعا این شرکتا قانونی نیستن جلوشونو بگیرید
سعید
۱۳۹۴-۱۱-۱۸ ۰۰:۰۹:۲۶
من که از بدبختی و بدبیاری خسته شدم و میخوام شانسم رو امتحان کنم...ولش که هر چی هست..ب ریسکش می ارزه...هر چی باداباد..فقط ب پول فکر میکنم
سروش
۱۳۹۴-۱۱-۱۴ ۰۰:۳۳:۴۳
باسلام.من با وجود اینکه از قانونی بودن اینکار تا جایی مطمعن شدم ولی بااین حال نخواستم وارد اینکارشم چون ریسک بسیار بالاییه مخصوصا براامثال جوونایی مثه من ک بیکارن و واقعا ترسناکه ک بخوای پولی ک باهزارتا بدبختی دربیاریو بدی جنس بخری ک بعدش بفروشی یا ن؟البته واسه بروبچ پولدار بد نیست این شغل اگه ضررم کنه غمش نیست ولی واسه ما صدتومن هم خیلی پوله.اگه ب پولدارشدن بود ک همه میومدن تو این کار؟من برام سواله چرا هدفشون فقط با جوونا هستیم؟یا ادمای ساده؟من ک تا دیروز عطرمشهد هم نمیزدم چرا باید پنجاتومن پول ادکلن بدم؟شماکه میخواین جنس بخرین قبلش ببینین میتونین جنس بفروشین یا ن؟براچی جنسیو که نمیدونی چجوری بفروشی میخری؟درست اینکار قانونی تو قانونی بودنش شکی نیس ولی میری تو اینکار باید ریسکشو قبول کنی اره پولدارشدن تو مدت کم خیلی سخته دهنت سرویس میشه ولی مطمعنی صددرصد ک ب این پول میرسی؟ب من گفتن باید صدتومن بزنی ب بالاسریم گفتن سیصد بزن خداروشکرک تونست همه رو بفروشه ولی ماههای بعدم میتونه؟برید ببینید این کارا از چ سالی وارد ایران شد؟قانونیشو میگم هرمی نه.چنددرصد کسایی ک اومدن توش پولدار شدن و ماشین لوکس سوارن؟ایا اون چندماهیو ک وقتشونو گذاشتن یا چندسالی ک بودن میرفتن حرفه ی دیگه ای رو یادمیگرفتن(ک تا اخرعمر بدردشون بخوره)بهتر نبود؟وقتیک چندتا مغازه دار ک ی عمره دارن جنس میخرنومیفروشن میگن این جنسا رو چجور بفروشیم من چطور مطمعن شم؟بلاخره کسی ک فروشگاه داره ازخریدوفروش جنسا بیشتر از منو تو حالیشه!!!من ک پشیمون شدم برم ولی نمیخوام شکست رفیقامو ببینم خداکنه من اشتباه کنم.لعنت ب این ارزوها و عقده های دل ما جوونا ک مارو ب سمت هرچیزی میکشونه مرسی ازاینکه وقت گذاشتید.یاعلی