میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی ورزش گزارش
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۴۱
 
 
جام برفراز شایسته‌ترین دست‌ها
جام برفراز شایسته‌ترین دست‌ها
 

تیم فوتبال اسپانیا در نمایشی دلپذیر تیم فوتبال ایتالیا را در یک بازی یکطرفه با چهار گل شکست داد تا علاقه مندان به فوتبال شاهد قدرتنمایی شاگردان دل بوسکه در فینال جام چهاردهم باشند.
استادیوم المپیک کیف میدان نبرد سی و یکمین و آخرین بازی جام چهاردهم اروپا بود. جایی که اسپانیا ۲-۱-۳-۴ و ایتالیا ۲-۳-۱-۴ پای به آن گذاشته بودند. از همین انتخاب سیستم پایه بازی مشخص بود چه تفکرات عمیقی پشت این چیدمان نهفته است.
آتزوری برای هرچه بیشتر بهره بردن از فوق ستاره خط میانیشان، سایر نفراتش را به بازی گرفته بود. در واقع تمام بار طراحی حملات، بازیسازی و اداره کردن جریان بازی بر دوش همین تک ستاره بود. همچنین حضور آباته در سمت راست خط دفاعی لاجوردی پوشان، برای مهار اینیستا به نظر می آمد. چرا که مدافع باشگاه میلان سخت دریبل می خورد و در بازگشت ها نیز سریع عمل می کند.
در طرف مقابل پراندلی اما دل بوسکه در بازی گرفتن از نفراتش سورپرایزی نداشت. البته او با وجود فابرگاس می توانست در حین بازی و با توجه به شرایط آن، تغییرات تاکتیکی مناسبی را برای ماتادورها اتخاذ نماید. با حضور همزمان ژاوی، ژابی آلونسو، بوسکتس، فابرگاس، سیلوا و اینیستا آنها قصد داشتند تا بر قدرت حفظ توپشان بیافزایند تا از داشتن این ویژگیشان مطمئن گردند و قدرتشان را علیه حریف قدرشان به کار گیرند.
تقابل: بوفون و کاسیاس! تعجبی هم ندارد اگر تقابل دو دروازبان برتر دنیای فوتبال را جدال دو نفره فینال جام چهاردهم بنامیم. همین طور در این دیدار بی نهایت حساس و سرنوشت ساز نقش بازیسازان اصلی دو تیم، پیرلو و ژاوی نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. اگر دو کاپیتان با تجربه وظیفه حفظ دروازه و رهبری تیمشان را بر عهده داشتند، این دو ستاره تمام نشدنی کار سختی در میانه میدان داشتند و آن اجرای دستورات تاکتیکی مربیانشان بود که در هر لحظه از بازی و با توجه به اتفاقات متفاوت بود.
تفکرات تاکتیکی: ایتالیا که در این جام تا به حال از تیمی عقب نیفتاده بود و این می توانست بدان معنا باشد که آنها دوست داشتند بازی به اراده خودشان پیش برود خیلی زود این برتری روانیشان را از دست دادند. هرچند در دقایقی از بازی نبود یک مهاجم نوک که میل حرکت به جلو، کمی خودخواهی و پرسه زدن جلوی دروازه‌بان اسپانیا را بی خطر جلوه می داد (اولین حرکت اسپانیا و ارسال آلبا به محوطه جریمه حریف به دلیل این کمبود، بدون ایجاد خطری همراه شد.) اما بی شک ۰-۶-۴ ماتادورها برای تکامل نیاز به زمان بیشتری دارد. هرچند در به ثمر رسیدن گل اول، وجود سه مهاجم، با توانایی بازیسازی به خوبی دیده شد. این سه نفر مدام در حال تغییر جا، چرخش و اضافه شدن به خط هافبک بودند.
اینیستا به عقب آمد. پاس در عمقی برای فابرگاس فرستاد. و سسک با دید بالا در میان مدافعین پر تعداد ایتالیایی توپ را درست برای سر سیلوا مهیا نمود تا او که در این لحظه نقش نوک حمله کاذب را ایفا می کرد موفق به گلزنی شود.
ایتالیا با تعویض اجباری کیه لینی و دریافت گل زودهنگام طبیعی هم بود که کمی به هم بریزد. در این میان، تفکرات ابتدایی پراندلی هم دیگر بی فایده شده بود. تاکتیکی که بیشتر توپ هایی که به پیرلو می رسید در جلوی دروازه خودی بود. این امر سبب شده بود بازیساز اصلی آتزوری در طراحی حملات دچار مشکل شود. چرا که به نظر می رسید دستور تاکتیکی پراندلی در بیش از حد معمول عقب نگه داشتن پیرلو، جلو کشیدن خط دفاعی اسپانیا تا میانه زمین و ارسال توپ پشت سر آنها برای استفاده بالوتلی و کاسانو بود. بازی بی نقص ژاوی هرناندز که در شب فینال بسیار سرحال بود باعث شده تا اسپانیا تیکی تاکای واقعیش را به نمایش بگذارد. با بالا رفتن توقعات از ایتالیا این تیم تمرکز کافی برای ادامه کار پس از خوردن گل دوم را نداشت. در آغاز نیمه دوم دی ناتاله به بازی گرفته شد تا تکنیک او چاره ساز شود. ایتالیا با ورود او توپ را به تجمع پشت قوس محوطه جریمه اسپانیا می برد و از آنجا با فرستادن توپ به کناره ها موقعیت ارسال فراهم می ساخت تا از توپ های هوایی بهره ببرد. بعلاوه این دو فرصت خوب گلزنی که دی ناتاله از دست داد طرفداران آتزوری را امیدوار کرد اما بی تجربگی مربی لانازیوناله در انجام سومین تعویضش در دقیقه ۶۰ کار دست آنها داد. او نیمکت تیمش که به مانند انبار مهمات لشکرش می ماند را خیلی زود خالی کرد!
با مصدومیت موتا (که البته از اتفاقات غیر قابل پیش بینی و نادر است) ایتالیا از لحاظ روحی به مشکل خورد و از این دقیقه دیگر عملاً بازی برای لاجوردی های شگفتی ساز و دوست داشتنی تمام شد. شاید بهتر بود پراندلی با توجه به مصدومیت کیه لینی و تعویض اجباری او در اوایل نیمه اول، به‌جای تعویض های زودهنگام در روش بازی تیمش تغییر ایجاد می‌کرد و مثلاً به ۲-۵-۳ ای می رفت که قدرت را به کناره هایش می افزود. آنها تجربه استفاده از این سیستم را هم در این تورنمنت داشتند و می شد نگاه عوض کردن بازی با نیمکت نشینان را در فینال نداشت.
نکته :کاسیاس با بالای سر بردن جام چهاردهم نشان داد چرا ایکر بهترین است. او ببش از تمام تاریخ اسپانیا برای کشورش جام بالای سر برده است. ژاوی ثابت کرد چرا بهترین بازیساز حال حاضر دنیاست. او در دومین فینال اروپایی اش بالای ۹۰درصد پاس صحیح داد و بازهم در یک فینال، پاس گل داد. این را فراموش نکنید که اسپانیا پویول و ویا را به دلیل مصدومیت در این جام به همراه نداشت.
اگر اسپانیا را لایق قهرمانی در یورو ۲۰۱۲ نمی دانید به آمار زیر توجه فرمایید: بهترین خط دفاعی با تنها یک گل خورده. بیشترین گل زده با ۱۲ گل زده. تورس با سه گل زده در بین بهترین گلزنان. طبیعتاً با بیشترین تعداد پاس ممکن برای یک تیم در طول این دوره از مسابقات و در هر ۶ بازی، بیشترین مالکیت توپ نسبت به رقیب. حالا و با پایان یافتن یورو ۲۰۱۲ فقط این شعار ماتادورهاست که باقی مانده: دلیلی براي زندگي، فرصتی براي رويا، زنده باد اسپانيا.

کد مطلب: 75043
 
Share/Save/Bookmark