میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۰۴
 
 
راهکار باج ‌ندادن
بیماری اعتیاد به تحریم همچنان در میان دولتمردان آمریکا ادامه دارد و به رغم ناکامی‌های گسترده‌ای...

بیماری اعتیاد به تحریم همچنان در میان دولتمردان آمریکا ادامه دارد و به رغم ناکامی‌های گسترده‌ای که از سیاست تحریم متحمل شده‌اند اما همچنان بر ادامه این راه اصرار دارند. در جدیدترین اقدام کاخ سفید با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که دونالد ترامپ تصمیم گرفته معافیت‌های نفتی ایران را دیگر تمدید نکند. مایک پومپئو وزیر امور خارجه آمریکا نیز در نشست خبری با بیان اینکه ۸۰ درصد درآمدهای ایران از نفت است مدعی شد واشنگتن تلاش می‌کند که تمام صادرات نفت ایران را قطع کند. این اقدام در حالی صورت گرفته که پیش از این نیز آمریکا از قرار دادن کل سپاه در لیست گروه‌های تروریستی خبر داد.
حال این سوال مطرح می‌شود که چرا چنین اقدامی از سوی آمریکا صورت گرفته و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ بخشی از سیاست آمریکا که سابقه‌ای طولانی دارد را در اجرای سیاست ایجاد اخلال در اقتصاد و البته به سکون کشاندن و شرطی‌سازی اقتصاد ایران تشکیل می‌دهد. بر این اساس این اقدام آمریکا جوسازی تبلیغاتی برای فشار روانی بر اقتصاد کشور است چنانکه همزمان ادعاهای رسانه‌ای در باب قحطی در ایران مطرح می‌شود.
در همین حال اقدام ادعایی آمریکا در باب نفت اقدامی برای سرپوش نهادن بر اقدام ضد بشری آن در تحریم نهادهای امدادرسان در سیل اخیر است. اقدام به تحریم نفت ایران در شرایطی که سیل خسارت‌های بسیاری به مردم وارد کرده نشان می‌دهد هدف آمریکا ملت ایران است و نه صرفا نظام. در این میان اهداف داخلی ترامپ نیز را نیز باید در نظر داشت چنانکه ترامپ با این اقدام به دنبال فرار از استیضاح داخلی است و رفتاری شخصی دارد که برگرفته از بحران‌های شدید وی در داخل و خارج آمریکاست.
بخش دیگری از اقدام آمریکا در اهداف آنها در غرب آسیا می‌توان جست‌وجو کرد. آمریکا با تحریم سپاه و ادعای عدم تمدید معافیت نفتی به دنبال پنهان‌سازی جنایات خود در منطقه و شکست در برابر ایران است در همین حال اقدام ترامپ خوش خدمتی به نتانیاهویی است که به رغم رای شکننده در انتخابات از وضعیت مناسبی در داخل برخوردار نیست و احتمال ناتوانی وی در تشکیل کابینه وجود دارد.
از سوی دیگر اقدام آمریکا علیه ایران ادامه طراحی علیه جبهه مقاومت و حمایت از تروریسم است چنانکه دولت آمریکا اعلام کرد به کسانی که درباره ۳ عضو حزب‌الله لبنان اطلاعاتی ارائه دهند تا ۱۰ میلیون دلار پاداش می‌دهد. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که تحریم ادعایی آمریکا برگرفته از خشم آمریکا از توسعه مناسبات منطقه‌ای ایران است که پس از سفر مقامات عراق و پاکستان به ایران صورت گرفته است آمریکا سعی دارد تا چنان القا سازد که روابط منطقه‌ای نیز نمی‌تواند کمکی به اقتصاد ایران داشته باشد تا به زعم خود دیپلماسی منطقه‌ای ایران را ناکارآمد و شکست خورده نشان دهند.
بخش دیگری از اقدام آمریکا را در صحنه جهانی می‌توان مشاهده کرد آنجا که رویکرد جهانی به دوری از دلار و اقتصاد آمریکا می‌چرخد. تحریم نفت ایران تحریم اقتصاد جهانی و اقدامی برای سلطه اقتصادی آمریکا و باج‌خواهی از جهان است .آمریکا با تحریم نفت ایران به دنبال تحریم قدرت‌های نوظهور همچون چین، هند، ترکیه و... است.
نکته قابل توجه آنکه در سیاست آمریکا باج‌گیری دوجانبه‌ای پیگیری می‌شود. از یک‌سو آمریکا می‌داند که تحریم نفت ایران امکان‌پذیر نیست و کشورهای بسیاری نیازمند روابط نفتی با ایران هستند. بر این اساس آمریکا با ادعای تحریم نفتی به دنبال باج‌گیری از این کشورها به بهانه عدم تحریم‌شان است. از سوی دیگر آمریکا همزمان باج گیری از ایران و فشار جهانی برای این اقدام را در پیش گرفته است چنانکه برایان هوک نماینده آمریکا در میز تحریم ایران، ادعای خواست کاخ سفید از کنگره برای نوشتن متن توافق جدید با تهران را مطرح کرده است. این ادعا نشان می‌دهد که آمریکا با سیاست چماق و هویج به دنبال سوق دادن ایران و البته فشار جهانی به ایران به مذاکره تحمیلی با آمریکا به بهانه لغو تحریم نفتی است.
در کنار آنچه در باب اهداف آمریکا ذکر شد یک نکته مهم وجود دارد و آن نوع رفتار برخی کشورهای عربی منطقه و کشورهای اروپایی است. کشورهایی مانند عربستان، امارات و بحرین از این اقدام آمریکا استقبال کرده و حتی قول تامین نیازهای نفتی جهان را داده‌اند. جالب توجه آنکه رد پای همین کشورها در بحران‌های مناطق نفت خیر آفریقا همچون لیبی، الجزایر و سودان مشاهده می‌شود و این سناریو را در ذهن ایجاد می‌کند که آنها برآنند تا غرب را در غارت ثروت‌های نفتی این کشورهای آفریقایی همراهی کنند. 
کشورهای عربی مذکور در حالی با ادعای کمک به امنیت منطقه از اقدام آمریکا استقبال کرده‌اند که خود در حال کشتار مردم یمن و حمایت از تروریست‌ها در سوریه و عراق هستند و در برابر کشتار فلسطینی‌ها نیز سکوت کرده‌اند. لذا این اقدام آنها را می‌توان فریبکاری برای پنهان‌سازی پرونده جنایاتشان دانست. البته آنها فراموش کرده‌اند که شرط ادامه صادرات نفتشان مشروط به صادرات نفت همه منطقه است والا از تنگه هرمز نفت کشی عبور نخواهد کرد. در همین حال بسیاری از کشورها تاکید دارند که کشورهای عربی مذکور به دلیل وابستگی به آمریکا هرگز شریک قابل اعتمادی نیستند و لذا حاضر به روابط نفتی با آنها نخواهند بود و عملا طرح ادعایی آنها مبنی بر تامین کسری نفت ایران یک توهم است و دنیا از روابط با ایران که دارای استقلال و ثبات و امنیت همه‌جانبه است دوری نخواهد کرد.
در کنار کشورهای عربی مذکور، رفتار کشورهای اروپایی نیز قابل توجه است. فرانسه دیروز ادعا کرده است که کانال مالی اروپا و ایران در مسیر خوبی قرار داد. موگرینی نیز پیشتر از پایبندی به برجام گفته است. مسلما سکوت اروپا در برابر اقدام ترامپ نشانه همدستی آنها با آمریکا و نقض تعهدات برجامی آنهاست اروپا نمی‌تواند ادعای پایبندی به برجام داشته باشد و در برابر اقدام آمریکا اقدامی صورت ندهد. سکوت یعنی همراهی و اروپا نمی‌تواند پشت دیوار این سکوت پنهان و فریاد تعامل با ایران سر دهد و خواستار پاینبدی ایران به برجام باشد.
حال این سوال مطرح می‌شود که راهکار مقابله با اقدام آمریکا چیست؟ برخی بر این نظرند که باید به سمت مذاکره با آمریکا و یا حداقل اروپا پیش رفت و به قولی بهانه را از آمریکا گرفت. آنها بر این استدلالند که با تصویب اف.ای.تی.اف و پالرمو و سی. اف.‌تی، می‌توان جهان را با خود همراه و آمریکا را حاشیه راند.
این سخنان در حالی مطرح می‌شود چند سوال اساسی مطرح است و آن اینکه کدام مذاکره با آمریکا تاکنون نتیجه مثبت داشته است اصلا آمریکا به کدام تعهد و امضا خود پایبند بوده که به توافق جدید احتمالی پایبند باشند؟ اروپا چه زمانی با ایران همراهی کرده که بار دیگر آن را تکرار کند و اصلا اروپایی که می‌گوید در به زانو درآوردن ایران با آمریکا همراهیم چگونه می‌تواند طرف مذاکره باشد؟ در شرایطی که کنوانسیون‌های جهانی همچون اف.ای.تی.اف، پالرمون و سی.اف.تی، تحت سلطه آمریکا هستند چگونه با پیوستن به آنها می‌توان جلوی تحریم و اقدام آمریکا را گرفت؟
پاسخ به این پرسش‌ها یک اصل را روشن می‌سازد و آن اینکه نه مذاکره و نه تصویب چنین کنوانسیون‌هایی نمی‌تواند حلال مشکلات و مقابله با اقدامات دشمنان باشد. حال این سوال مطرح می‌شود پس راهکار چیست؟ قطعا پیگیری اقدامات خصمانه آمریکا در مجامع جهانی حق ایران است و در کنار آن نیز باید دیپلماسی فعالی در عرصه منطقه‌ای و جهانی برای رسیدن به اهداف اقتصادی و سیاسی و دور زدن تحریم‌ها اجرا کرد اما در کنار این اقدامات مهمترین اصل تکیه بر داشته‌های درون است. هر چند کاستی‌های اقتصادی کشور، امری انکارناپذیر است اما سیل اخیر و اقدامات صورت گرفته در قبال آن نشان داد که ظرفیت‌های عظیمی در کشور وجود دارد که با هماهنگی و آوردن همه آن پای کار، می‌توان بر تمام مشکلات پیروز شد. لذا باج دادن‌هایی همچون رفتن پای میز مذاکره با آمریکا، دلبستن به وعده‌های اروپا و یا تصویب کنوانسیون‌هایی همچون اف.ای.تی.اف و پالرمو و سی.اف.تی، نمی‌تواند راهکار مقابله با باج‌خواهی آمریکا و البته اروپا باشد و تنها راه بستن کمر همت و استمرار همدلی‌ها و همکاری‌های سراسری است که ملت و مسئولین در امدادرسانی و مقابله با سیل‌های اخیر آن را به رخ جهانیان کشیدند.

نویسنده: قاسم غفوری

کد مطلب: 108561
 
Share/Save/Bookmark