میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۴۸
 
 
سلبریتی‌های بی‌سواد و گناه ما مردم
کاش می‌شد برای این به اصطلاح سلبریتی‌ها کتابی نوشت. همین‌هایی که با خرده سوادی و نداشتن اندک درکی از موضوعات به خود...

کاش می‌شد برای این به اصطلاح سلبریتی‌ها کتابی نوشت. همین‌هایی که با خرده سوادی و نداشتن اندک درکی از موضوعات به خود حق می‌دهند که در هرجایی سرک بکشند و اظهارات شاذشان را به خورد مردم بدهد.
آدم‌هایی که فکر می‌کنند چون بازیگرند یا فوتبالیست خوبی بوده‌اند، حق دارند به هرچیزی دست‌درازی کنند و نگاه‌های چپه و از سر کج‌فهمی‌شان (ویا شاید شیطنت‌آمیز‌شان) را به عنوان بیانیه‌های بی‌سر و ته‌ به خورد مخاطب بدهند.
البته مقصر اصلی اینها نیستند. مقصر مای «مردم» هستیم که بیش از ظرف و گنجایش‌شان آنها را به حساب می‌آوریم و کاری می‌کنیم که امر بر آنها مشتبه می‌شود که در موضوعات خارج از حرفه و حتی سوادشان حرف بزنند.
آدم‌هایی که اینقدر بی‌سوادند که حتی جمله امام علی(ع) را به یک شخص دیگر نسبت می‌دهند و به این بی‌سوادی‌شان می‌بالند. آدم‌هایی که حمله به پلیس را وارونه جلوه می‌دهند، کسانی که از کشف حجاب دفاع می‌کنند، اما برای صنار و سه‌شاهی پول چرک کف دست عقایدشان را زیر لحاف می‌کشند و چادر (این پوشش مقدس) را بر اندام کج‌اندیشه‌شان می‌کشند. آدم‌های بی‌سوادی که اندک مطالعه در فضای مجازی هم ندارند و در آشوب گلستان پاسداران، آن‌هم در جمع خارجی‌ها آه و ناله می‌کنند از سرکوب معترضان!
آنها که نقد یک کارشناس سیاسی - رسانه‌ای را برنمی‌تابند و «برو ماستت رو تبلیغ کن» را توهین می‌خوانند و الم‌شنگه‌ای به پا می‌کنند که بیا و ببین. بعد رو به توهین و تحقیر و دروغ می‌آوردند و جالب‌تر آنکه در صفحات مجازی‌شان جرات و جگر ابراز نظر مخاطبان را هم نمی‌دهند.
همین‌ها وقتی یک خبرنگارنما اراجیف می‌گوید و به ساحت ائمه توهین می‌کند سرشان را در برف فرو می‌کنند و چشم‌بند وقت خوابشان را روی دهان می‌کشند
همین‌ها اما وقتی پلیس مدینه فاضله آنها یعنی فرانسه به هموطن‌شان شلیک می‌کند، وقتی پلیس دنیای غربی‌شان مردم را زیر مشت و لگد می‌گیرد یا در‌ آمریکا مردم عادی را به جرم «سیاه‌پوست بودن» به قتل می‌رساند، آنچنان خفقان می‌گیرند که گویی از روز تولد زبان‌شان بند آمده بوده و قدرت تکلم ندارند.
وای به حال مملکتی که این بی‌سوادهای از همه‌جا بی‌خبر می‌شوند منادی آزادی‌خواهی. وای بر جامعه‌ای که اینها را الکو و اسطوره می‌کند و در عوض بزرگان علم و اندیشه را بایکوت می‌کند. وای به حال ما که این آدم‌های بی‌جنبه‌ی بی‌سواد را آنقدر «باد» کرده‌ایم که طرف حتی از عذرخواهی بابت لاطائلات و اباطیلش هم ابا دارد و با ژستی طلبکارانه و در کمال گستاخی بر عربده‌های بی‌گاه و خفقان بی‌گاه‌ترش اصرار می‌کند.
اگر نیک نگاه کنیم ما مصداق همان شعر مرحوم ناصرخسرو هستیم و اینها همان تیرهایی هستند که از پر ما ساخته شده‌اند.

نویسنده: مهدی رجبی

کد مطلب: 104222
 
Share/Save/Bookmark