میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست مقاله
۱
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۲۴
 
 
حقوق بشر از نگاه امیر مومنان (ع)
«حق آزادی اندیشه و بیان» از دیگر حقوقی است که جوامع انسانی امروز بسیار بر آن تاکید می ورزند و رعایت این حق در هر جامعه ای را ...
حقوق بشر از نگاه امیر مومنان (ع)
 

قسمت پنجم
«حق آزادی اندیشه و بیان» از دیگر حقوقی است که جوامع انسانی امروز بسیار بر آن تاکید می ورزند و رعایت این حق در هر جامعه ای را نشان از پیشرفت و تکامل آن جامعه به حساب می آورند.
ماده ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر به این مهم می پردازد به گونه ای که در ماده ۱۹ می خوانیم: «هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسایل ممکن بیان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد».
این حق را در زمان امام علی علیه السلام در قالب «حق مخالفت سیاسی» بررسی می کنیم، دیدگاه امام علی (ع) نسبت به حقوق مخالفان خود با شیوه ای که حکمرانان آن زمان اجرا می‌کردند، تفاوت اساسی دارد به گونه ای که حضرت اين اصل را حق طبيعي افراد رعيت برمي‌شمارد و مي فرمايد: «لا تقتلوا الخوارج بعدي، فليس من طلب الحق فأخطاه، کمن طلب الباطل فادرکه»(خطبه ۶۰) (خوارج را پس از من نکشيد، زيرا آن که حق را جويد ولي به خطا رود، چون کسي نيست که باطل را خواهد و بدان رسد( يعني معاويه و يارانش).
براساس اين سخن، مي توان بر موضع امام(ع) نسبت به موضوع مخالفت سياسي، پرتوي افکند و آن را به مثابه واقعيتي مقابل امام(ع) در نظر آورد. مخالفان در حکومت امام(ع)، چون ديگران به طور کامل و بدون تبعيض، از حقوق شهروندي برخوردار مي شدند. او دشمنان خود، خوارج، را- که به تکفير او مي پرداختند- حق جوياني ناميد که گمراه شده اند. اين نظريه درباره ديگر مخالفان حکومت امام (ع) نيزکه به گمانشان حق با آنان بود و به خاطر حق مي جنگيدند و با وي دشمني مي کردند، مصداق پيدا مي کند. روزي يکي از يارانش در اين باره از او سؤال کرد و وي چنين پاسخ گفت: « هرکه با نيت راست، در ياري حق، بجنگد و رضاي خداي را بجويد، سرانجامش شهادت است».
اين بي طرفي مطلق امام(ع) در برخورد با مخالفان، از « مخالفت سياسي» نهادي زنده و پويا پديد آورد.
زيرا مخالف سياسي از اين طريق، ضمن برخورداري از حقوق، با حکومت روبرو مي شد؛ حقوقي که رئيس دولت آن را پذيرفته و خود مانع از تجاوز به آن مي شد.
امام علي(ع) افزون بر حفظ و حرمت به اين حقوق، اصحاب خود را از تجاوز به آن خارجي که او را دشنام گفته بود، بازداشت؛ و به آنان گفت: «انما هو سبٌ بسب او عفو عن ذنب» (حکمت ۴۱۲) (لختي درنگ کنيد. پاداش دشنام، دشنام است يا عفو از گناه).
روش برخورد امام(ع) با مردمي از مدينه که به معاويه پيوستند، نيز همين گونه بود(نامه ۷۰). بر پايه همين رويکرد و روش است که امام علي (ع)با اشاره به خوارجي که تکفيرش مي کردند، فرمود: « آنان بر گردن ما، سه حق دارند:
۱- از ورودشان به مساجد براي عبادت و ذکر خدا، جلوگيري نکنيم؛
۲- تا زماني که دستهايشان در دستهاي ماست، آنان را از غنايم جنگي محروم نگردانيم؛
۳- تا وقتي که به جنگ ما نيامده اند، با آنان نجنگيم».
ابوعبيد بن سلام درباره اين سخن گفته است: « آيا نمي بيني که در انديشه علي، تا وقتي که خوارج آشکارا بر مردم نياشوبند، حقي در غنايم جنگي دارند؟ اين در حالي است که او
مي دانست آنها ناسزايش مي گويند و از ناسزا هم فراتر رفته اند؛ ليکن چون آنان در امور و مجالس مسلمانان شرکت داشتند، حقوقشان را ادا مي کرد؛ تا اينکه پس از آن، به آشوب و شورش روي آوردند.»( الاموال، ص ۱۰۲)
امام علي(ع) نه تنها در برابر خوارج، بلکه در تعامل با ديگر دشمنان سياسي اش نيز چنين استوار عمل مي کرد.
برخورد امام (ع)با طلحه و زبير در جنگ جمل، و نيز تا حدي با معاويه پسر ابوسفيان، اين گونه بود؛ تا آنجا که در برابر وي نيز تمام راههاي گفتگو را- که در برابر مخالفان سياسي اش به کار بسته بود- به کار گرفت.
امام(ع) در خلال اين گفتگوها حقوق مخالفان را پذيرفت، و در حالي که مي توانست به حقوق آنان تجاوز کند، نسبت به هيچ يک از آنها چنين نکرد.
معاويه آب را به روي وي بست؛ ليکن او پس از آنکه لشکريان معاويه را از آب، به کناري راند، آب را به روي سپاه وي نبست. سران دشمنانش زخمهاي خود را در مکاني در بصره، درمان
مي کردند و علي (ع)با آنکه اين را مي دانست و آن مکان را مي شناخت، متعرض آنان نشد.
او کشتن طلحه و زبير را حرام کرد و تا جايي که مي توانست، همه را از اين کار بازداشت و هرگز جنگ با کسي را آغاز نکرد.
امام (ع)به گونه اي به اين اصول- که به پذيرش حقوق مخالفان سياسي مي انجاميد- عمل مي کرد که بوي هيچ گونه کينه و دشمني از عملش نمي آمد. دارايي مخالفان، مانند موافقان، از حمايت حکومت برخوردار بود.
اين پديده اي بود که در ميدانهاي نبرد جمل و صفين و نهروان رخ نمود. فاتحان در اين جنگها، از کنار زر و سيم مغلوبان مي گذشتند و خلاف عادت مرسوم و خلاف سنت رايج در جنگها، هيچ راهي براي برداشتن آنها نداشتند. تا آنجا که منجر به اعتراض برخي اصحاب علي(ع) شد؛ ليکن او اوامر و نواهي شريعت را اجرا مي کرد و به آن اعتراضات، وقعي نمي نهاد. زيرا حق پيروز است و شکست نخواهد خورد.

مهدي اختري

کد مطلب: 70967
 
Share/Save/Bookmark
 


حسن
۱۳۹۰-۱۰-۲۳ ۰۰:۳۸:۳۶
ببینید این حرف درست است و این زمان به درد ما می خورد ولی در سیاست خارجی با تمامی فشارهایی که اکنون داریم امکان پذیر نیست ممنون که چنین نکته ای را به ما گوشزد کردید