داخلی گوناگون خبر
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۷
 
 
چرا دوست سه هزار ساله ما 9 ميليارد دلار بدهي خود را نمي‌پردازد(1)
چرا دوست سه هزار ساله ما 9 ميليارد دلار بدهي خود را نمي‌پردازد(1)
 
خسرو معتضد:
من فكر مي‌كردم دولت هند دوست سه هزار ساله ما فقط دو ميليارد دلار به ما بدهي بابت فروش نفت ايران به آن كشور دارد. ديروز در اخبار خواندم بدهي هند دو ميليارد دلار نيست. بلکه 9 ميليارد دلار است. وزارت نفت هم تكذيب كرده بود كه قصد دارد ارسال تانكرهاي نفت به هند را متوقف كند. اظهار اميدواري كرده بود هند بالاخره به گونه‌اي اين بدهي‌ها را بپردازد. هفته پيش هندي‌ها گفته بودند براي تنوع قصد دارند تعداد زيادي از نيازهاي نفتي خود را از عربستان و كويت و قطر تامين كنند. انگار نفت خوراك رستوران است! مي‌خواهند محض تنوع بچشند نفت عربها چه معني وطعمي دارد.
كسي از ملانصرالدين درخواست طناب كرده بود. گفت نمي‌توانم. برويش ارزن پهن كرده‌اند. گفت: همسايه جان مگر مي‌توان ارزن روي طناب پهن كرد. گفت: وقتي آدم بخواهد بهانه بگيرد مي‌توان!
حال حكايت ما و دوست مهربان و وفادار سه هزار ساله مان است. دوستي كه سه هزار سال رفيق ما بوده من هرچه در ذهن از هنديها دارم در گذشته‌هاي دور رفاقت و همدردي بوده، چندين فصل از كتابهاي نهرو اختصاص به تاريخ ايران دارد. نهرو سياستمدار و نخست وزير بزرگ هند سخت شيفته ايران و تمدن و تاريخ و ادبيات و ظرافت روح ايراني بود. ما و هندوستان از دوران هخامنشيان (كه اين روزها بردن نامشان گناه لايغفر است و در ياسوج مجسمه پهلوان دفاع از خاك و شرف ايراني را پايين مي‌كشند كه روح اسكندر گجسته را شاد كنند!) با هم دوست بوده‌ايم. آشوكا امپراتور بزرگ هند همان احترام و ارزش كوروش و داريوش در حافظه ملت ايران را در حفاظت ملت هند دارد. در زمان ساسانيان استادان طب و فلسفه هند در زمره اساتيد دانشگاه گندي شاپور بودند. ادبيات ايراني تحت تاثير ادبيات هند قرار دارد. ما فقط يك بار در طول اين سه هزار سال آن هم در زمان صفويه با هنديان جنگ داشته‌ايم ديگر بار در زمان نادرشاه، آن هم به خاطر اشتباه دربار هند بوده كه بالاخره كار به مصالحه انجاميده است.
سفرهاي جنگي هفده گانه سلطان محمود غزنوي ارتباطي به ايران نداشته است. هند كتاب كليله و دمنه و بازي ظريف و علمي شطرنج را به ايران هديه كرده است پزشكان هندي قرنها در ايران به كار درمان مردم مشغول بودند. سكنه امپراتور هند انقراض ساسانيان در زمان شيرويه (كواد دوم) فرزند خسروپرويز را پيشگويي كرده است. قبل از او بهرام گور شاهنشاه ساساني چهل هزار موسيقيدان و آوازخوان هندي را به ايران فراخواند تا ايرانيان را كه به دلايل مختلف دچار افسردگي و پريشان حالي بودند سر نشاط آورند (اين روزها شنيده‌ام شخص عاملي پيشنهاد تاسيس وزارت نشاط و شادماني عمومي كرده است كه بسيار بجاست. يك قيافه خندان در خيابان نمي‌بينيم. آنها كه خيلي با نشاط اند در ويلاهاي ميلياردي زندگي مي‌كنند. اتومبيل 150 تا 300 ميليون توماني سوار مي‌شوند. براي بچه‌هايشان انگشتر چند ميليون توماني مي‌خرند و اغلب از پولي اين ملت فقير در كانادا، انگلستان، پاريس، سوئيس و آمريكا پرسه مي‌زنند. در هر صورت آنها در خيابانها نيستند. جاهاي بهتري هستند)
هندوستان در طول تاريخ هميشه كنار ما بوده است. در قرن هفتم ميلادي هزاران نفر از ايرانياني كه نمي‌خواستند در ايران زندگي كنند با كشتي‌هاي پارويي و بادباني حتي كرجي به هندوستان رفتند و در آنجا ماندگار شدند. در عصر پادشاهان مغول مسلمان هند،‌گوركانيان، هند پذيراي هنرمندان،‌معماران، شاعران، نقاشان، تذهيب كاران و همه صنوف توليد كننده ايراني بود.
ادامه دارد...
کد مطلب: 67367
 
Share/Save/Bookmark