میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست خبر
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۶
 
 
جمهوری اسلامی ایران را خدا حفظ خواهد کرد


روزهای سخت می آیند و می روند و جمهوری اسلامی همچنان باقی است، رویای سرنگونی جمهوری اسلامی را بسیاری و در راس آنها آمریکا در سر پرورانده و می پروراند. گروهی خوش-باورانه به این رویا دل خوش کرده اند و گروهی نگران از این رویا. البته هر دو نگاه به ظرفیت و عمق فکر و به عبارتی به چارچوب های شناختی- هنجاری آنان بر می گردد. در چارچوب شناختی هنجاری امام خمینی(ره) انقلاب ایران یک "معجزه الهی" است، و در همین چارچوب نیز می توان گفت "خدا حافظ اصلی انقلاب" است. اما گاهی با کم توجهی و یا بی توجهی حفظ انقلاب را به رفتن و آمدن افراد نسبت می دهند و خصوصا در فرایند انتخابات این نوع بی توجهی ها افزایش می یابد. یکی از عرصه های حضور و نمود این نگاه ها انتخابات است. جمهوری اسلامی به عنوان اولین نظام اسلامی مبتنی بر انتخابات محصول قرن ها مبارزه و پیروزی یک انقلاب مردمی است که نظیری در دنیا نداشته، انقلابی که خمیرمایه آن را اسلام و آرمانگرایی ایرانی تشکیل می دهد، انقلابی که فطرت، انسانیت و دیانت توسط روح محمدی(مسیحایی) امام خمینی(ره) در دل آن دمیده شد و الگویی از خدا گرایی و معنویت را در قرن جدید نمایان ساخت. این انقلاب علیرغم فشارها، کمبودها، نامهربانی ها، سوء استفاده ها و کج فهمی ها حدود نیم قرن جلودار تحول خواهی نسل بشر بوده و به عبارتی تفکر شرقی را در مواجهه با تفکر غرب فرماندهی کرده است و موفقیت های چشمگیری بدست آورده است. اما باز گروهی در آستانه انتخابات دل‌نگران از ازدست رفتن انقلاب با دیدن کوچکترین علائم ضعیفی از تغییر "حکم زوال" صادر می کنند و بر عکس گروهی دیگر با دیدن علائمی از تغییر "جشن انحراف" می گیرند. هر دو گروه فارغ از امیدهای انتخاباتی- که عموما تضمین حوزه نفوذ در دستیابی به منابع است و در کل فرایندهای انتخابات نیز بر سر آن مباحثه و مناظره می کنند- دچار نوعی بی بصیرتی هستند وکل انقلاب را با قول، فعل، تصمیم و نهایتا رای خود ارزیابی می کنند. گویا تک رای آنها انقلاب را بیمه کرده است و رای مخالف، انقلاب را در مسیر زوال قرار داده است. به همین نسبت گروهی با پایین بودن جمع آرای موافق خود احساس ناامیدی و پریشان می شوند و گروه دیگری با حجم آرای خود سرمست و مغرور می گردند. یکی از "رای پاک" حرف می زند و یکی از "رای کثیف" و سرنوشت انقلاب و کشور را با "بسته اراء" خود تفسیر می کنند. در حالی که هر دو گروه دچار اشتباه محاسباتی از این جنس هستند که به جایی تعریف جایگاه خود به عنوان یک بازیگر، خود را در حد یک مالک و صاحب انقلاب و کشور ارتقاء می دهند، و همین معیار شاخص تعیین فاصله و قرابت آنان با صاحب واقعی انقلاب است. واقعیت آن است که انقلاب یک چیز است و تفاسیر و تعابیر متناظر بر آن چیز دیگری است، لذا برای رفع سوء تفاهم "کنشگر انقلاب بودن و یا صاحب انقلاب بود" باید به چند نکته اساسی توجه کرد:

1. انقلاب ایران برخلاف تصور این گروه ها( عمدتا دو گروه اصولگرا و اصلاح طلب) صرفا یک بسته از فرصت ها و منابع مادی نیست بلکه به فرموده امام خمینی "انفجار نور" بود، معنی واقعی انفجار نور این است که کلیت انقلاب اسلامی از یک منشاء و منبع نور ازلی سرچشمه گرفته است و به آن متصل است، قطعا آن نور، نور اهل بیت است .

2. ولنگاری برخی اصلاح طلبانه پایان دهنده و یا پایان ارزش ها نیست، ارزش ها در طول زمان اگرچه جابجا می شوند اما ولنگاری هیچگاه تعیین کننده و یا خودش ارزش نیست.ولنگاری صرفا فرصتی را فراهم می کند گه گروهی از قفس عقده ها رهایی یابند و چند صباحی خوش باشند. مسیری که بشر متمدن جلوه های از آن را تجربه کرده و در صدد بازگشت و نفی آن است.

3. تنگ نظری اصولگرایانه نیز ضامن پایداری ارزش ها نیست، ارزش چیزی است که مردم برای آن هزینه بکنند، وقت صرف می کنند، با آن زندگی می کنند نه اینکه شعارش را بدهند.

4. جناح های سیاسی و مدیران آن شناسنامه انقلاب نیستند. شناسنامه انقلاب "ولایت و مردم" هستند، نه مردمی که در یک رقابت سیاسی به گروهی خاص رای داده اند، مردمی که پای ولایت بوده و هستند، مردمی که برای انقلاب خون داده اند، هزینه کرده اند، مقاومت کرده اند، تلاش می کنند و در مواقع سخت و کمبودها پای انقلاب ایستاده و می ایستند.

5. مقام ولایت فقیه، مقام و مسئولیتی الهی است نه توسط افراد و گروه های سیاسی و یا فشار حزبی، به همین جهت می توان گفت ضامن این انقلاب و حافظ آن خدا است و با اتکا و اعتماد به نیروی خدایی می توان انقلاب را حفظ کرد نه رای اکثریت و یا اقلیت.

6. پایبندی و پایداری در مسیر انقلاب و نظام اسلامی صرفا با نوشتن برگ رای نیست، بسیارند کسانی که رای نوشته اند و در گلوگاه های حاضر نمی شوند و بسیاری چون در گلوگاه ها حاضرند رای ننوشته اند.

7. رای دادن یک فعالیت داوطلبانه و کاملا اختیاری است، لذا جمع کردن رای با ترفند ها از ماهیت داوطلبی و اختیاری بودن آن می کاهد، بنابراین یکی از چالش های رای اکثریت نیز همین است، خصوصا زمانی که رای گیری یک فرایند مستقیم دارد و رای دهنده از اختیارات بعدی رای خود برخوردار نیست. مقایسه کیفیت عمل و پاسخگویی در رای به نمایندگان پارلمان و رئیس جمهور برای فهم این گزاره مهم است.

8. مهمترین کارکرد رای دادن و رای گرفتن سطح بندی کنشگران درون انقلاب و نظام است و رای گرفتن به معنی مالک و صاحب شدن انقلاب به جای مردم نیست. در واقع مردم نایبی برای خود در مدیریت اجتماعی انتخاب کرده اند که حداکثر نقش نظارتی در تقسیم وظایف و مدیریت اجتماعی دارد. یکی از علل مسئله دار بودن مدیریت در کشور نیز به همین موضوع بر می گردد وکسی که رای می گیرد وقتی بر مسندی می نشیند به جای نظارت بر عملکرد و تفکیک وظایف تخصصی سخنگوی مدیریت می شود و گاهی ضعف های مدیریت کشور را می پوشاند لذا هیچگاه مشکل مدیریت کشور حل نخواهد شد، امیدواری هم راه به جایی نمی برد.

9. هم برای شهروندان(رای دهنده گان) و هم برای شهسواران(رای گیرندگان) توجه به هم پیوندی و انسجام سیستمی موضوع مهمی است. رای واسطه مشارکت و حضور مردم در مدیریت سرنوشت کشور است اما باید به این نکته توجه کرد که محتوی و ماهیت مدیریت کشور تجمیعی از سیستمها و خرده سیستم هایی است که از همین شهروندان تشکیل شده است که در مشق سرنوشت مشارکت دارند، یعنی رای خود را آنگونه که داده اند بپذیرند و در عمل به شعارهای شهسواران خود شریک شوند. یاداوری می کنم بسیاری از شهروندان به کسی برای شعاریش رای می دهند اما خود را در تحقق شعارها سهیم نمی دانند و یا منتظرند شهسوار به جایی آنان محقق نماید. تمام بیچارگی ایران از همین است و بس، ما می گوییم دیگران بکنند، لذا وعده‌های عمل نشده به مثابه یک بیماری فراگیر غیر قابل درمان دامن همه را می گیرد و تبدیل به موضوع مناظره ها و اتلاف وقت در رسانه ها، مجالس و ارکان حاکمیت می شود.

10. گول عبارت"عوام فریبی" را نباید خورد، چون الان عوام همین اکثریت هستند، و واقعیت این است که اکثریت بعد از رای و تعیین فرد خاص برای تصدی امور به صورت خودکار به اقلیت تبدیل می شود، یعنی هر اکثریتی به دنبال خود اقلیتی را تولید می کند و اقلیت اتفاقا به این دلیل اقلیت است که در دایره اقربا محصور می شود، چون در حافظه و فایل اطلاعات فرد منتخب قابلیت و توانمندی اکثریت وجود ندارد و یا امکان ندارد که داشته باشد، لذا در اداره کشور نیز باز به اقلیت بر می گردد و اکثریت همان عوام می شوند و ممکن است بعدها کسی مدعی فریب آنان شود.
دکتر هادی عبدالملکی

کد مطلب: 99417
 
Share/Save/Bookmark