میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
داخلی سیاست خبر
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۳:۲۹
 
 
کارشناس مسائل سیاست خارجی مطرح کرد:
اقدام تهران برگ برنده‌ای برای کاهش فشارهای کاخ سفید؟
امید چندانی به اروپا برای دو ماه آینده نیست
اقدام تهران برگ برنده‌ای برای کاهش فشارهای کاخ سفید؟
 
با اقــــدام چهــارشنبـــه گذشته دولت در خصوص توقف فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین اقتضائات مناسبات ایران و آمریکا با تغییرات جدی روبه رو شد؛ اما تبعات این اقدامات در این روابط و تنش دو طرف که هر روز در حال اوج‌گیری است، چه خواهد بود؟ آیا اقدام هفته گذشته تهران به برگ برنده برای کاهش فشارهای کاخ سفید بدل خواهد شد و یا می‌تواند بستر را برای افزایش حساسیت‌ها در قبال ایران بیش از پیش فراهم کند؟ دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسئله، گفت‌وگویی را با جاوید قربان اوغلی، مدیرکل سابق آفریقای وزارت امور خارجه، سفیر اسبق ایران در آفریقای جنوبی و از کارشناسان باسابقه وزارت امور خارجه ترتیب داده است که در ادامه از نظر می‌گذرانید:

در راستای اقدام چهارشنبه گذشته دولت مبنی بر کاهش تعهدات هسته‌ای خود، ذیل برجام برخی آن را اقدامی دیرهنگام می‌دانند و برخی هم معتقدند که اساساً نباید دولت دست به چنین اقدام حساسیت برانگیزی می‌زد. از نگاه شما این اقدام در شرایط کنونی متناسب با تحولات و اقتضائات است؟
برای سنجش تناسب اقدامات و واکنش های تهران متناسب با تحولات و اقتضائات جاری در منطقه و سطح بین الملل باید دید که این اقدامات تا چه اندازه در چارچوب راهبردی است که نظام برای کشور تعیین کرده، اگر راهبرد نظام حفظ و تداوم برجام باشد، مطمئنا توقف فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین از جانب دولت در هفته گذشته مغایر با این نگاه است. در کنار آن تعیین ضرب الاجل دو ماه برای اروپایی‌ها فضا را در سطح بین الملل هم با تشتت بیشتری روبه رو کرد. چون در بیانیه پنج‌شنبه گذشته اروپا به صراحت این ضرب الاجل رد شد. هرچند که بیانیه قاره سبز در مجموع بیانیه مثبتی بود، اما در عین حال این بیانیه نشان می‌داد که اقدام دولت حساسیت‌هایی را هم برای کشور از جانب قاره سبز در پی داشته است که یقینا ادامه خواهد داشت. چون اگر مطابق با گفته‌ها پس از ۶۰ روز اروپا نتواند کاری انجام دهد و ایران هم در گام دوم به سمت اقداماتی مانند افزایش سطح غنی سازی گام بردارد میزان حساسیت بیشتر و بیشتر خواهد شد و بستر برای نگاه‌های منفی علیه تهران افزایش پیدا خواهد کرد. اگر تمام این گام‌ها مطابق با گفته‌های تهران عملیاتی شود، نشان می‌دهد که برخی در داخل هم به دنبال خروج از برجام هستند و این دقیقا همان چیزی است که آمریکا به دنبال آن بوده است. اگر شما به روزهای آغازین ریاست جمهوری دونالد ‌ترامپ نگاه کنید در آن دوران کاخ سفید سعی داشت با ایجاد برخی شرایط، تهران را به سمت خروج از برجام برجام بکشاند. اما با نگاه خاص تهران و هوشمندی آن موقع نهایتا ۱۸ اردیبهشت سال گذشته این دونالد ترامپ بود که رسما از برجام خارج شد. لذا در این شرایط اکنون تهران دست برتر را دارد، چون تمام کارت‌های بازی آمریکا در خصوص تحریم‌ها و تمامی تهدیدات علیه ایران رو شده است. ولی از آن سو این تهران است که در چارچوب برجام هنوز اهرم‌های خود را دارد. پس اگر تهران هم به سمت خروج تدریجی از برجام گام بردارد، یقینا برگ برنده‌های تهران هم ناکارآمد خواهد بود. به عبارت دیگر اکنون ابعاد حقوقی خروج از توافق هسته‌ای بر دوش آمریکا و اروپا است و توپ در زمین آنها قرار گرفته است. ولی اگر ما به سمت خروج از برجام گام برداریم دوباره تمام نگاه‌ها به سمت تهران خواهد بود. باید مدام این واقعیت را در نظر داشت که استراتژی ایالات متحده آمریکا در روزها و ماه‌های پیشرو این است که تهران را به سمت واکنش‌هایی مانند خروج از برجام بکشاند. 

با این تفاسیر و در نگاهی کلان آیا اقدام دیروز دولت واکنش به تحریم و فشارهای آمریکا در طول یک سال گذشته و نیز تعلل قاره سبز در انجام تعهداتش بود و یا می‌توان برای کاهش تعهدات هسته‌ای، ذیل برجام یک تصمیم برنامه ریزی شده را مد نظر قرار داد؟
با توجه به نکاتی که در سوال قبلی به آن اشاره داشتم یقینا تمام اقدامات ایران صرفاً واکنش به فشارها و تحریم‌های ایالات متحده آمریکا و نیز تعلل و بدعهدی اروپاست. اما نکته اینجاست که اکنون شرایط برای گام نهادن بیشتر ایران در مسیر آمریکا با اقدامات هفته گذشته تهران بیش از پیش مهیا شده است. چون مطمئنا در این ۶۰ روز اروپا کاری صورت نخواهد داد و دوباره تهران در گام دوم به سمت غنی سازی پیش خواهد رفت و پیرو آن مسئله خروج تدریجی از برجام و در نهایت اجماع جهانی علیه تهران شکل خواهد گرفت. آن گاه دست کاخ سفید برای هرگونه بازی و فشار علیه ایران باز خواهد بود. پس به نظر من تا بیش از این دیر نشده است باید یک تجدید نظر جدی در این خصوص داشته باشیم. چرا که توافق هسته‌ای اکنون تنها روزنه‌ای است که مانع از اجرای برنامه‌های بعدی آمریکا شده است. لذا خروج تدریجی از برجام آن چیزی است که آمریکا از ایران می‌خواهد و متاسفانه ما هم در این راه گام‌های خود را برداشته‌ایم. 

ولی با توجه به بیانیه اخیر شورای عالی امنیت ملی درخصوص ضرب الاجل دو ماه برای اجرای اقدام دوم، آیا می‌توان تصمیم دولت را یک اقدام گام به گام و برنامه‌ریزی شده در نظر داشت؟
یقینا بیانیه شورای عالی امنیت ملی بیشتر جنبه نمادین داشت تا جنبه عملیاتی، چرا که تمام تصمیمات ایران مبنی بر توقف فروش آب سنگین و اورانیوم غنی شده در راستای تحریم های هسته‌ای برجامی کاخ سفید بود. یعنی با توجه به تحریم‌های ۴ می کاخ سفید، ایران دیگر نمی‌تواند آب سنگین و اورانیوم غنی شده را به فروش برساند، پس عملا اقدام دولت در توقف فروش آب سنگین و اورانیوم غنی شده نتیجه شرایط تحریمی آمریکاست. از طرف دیگران باید گفت که علیرغم تمام مواضع سیاسی و دیپلماتیک دلگرم کننده اروپا در خصوص برجام و حمایت از ایران ما عملا شاهد هستیم که در یک سال گذشته با اعلام کردن اس.پی.وی و بعد از آن اینستکس هیچ گونه اتفاق خاصی برای نقل و انتقال پولی و بانکی و نیز فروش نفت ایران روی نداد. پس باید قبول کنیم این دست اقدامات و این بیانیه شورای عالی امنیت ملی هم نمی‌تواند تغییر چندان زیادی در توان اروپا ایجاد کند. چون دولت‌های اروپایی به صورت جدی به دنبال ایجاد گشایش‌های اقتصادی هستند، اما واقعیت‌ها نشان می‌دهد که توان تروئیکای اروپایی به پای قدرت اقتصادی آمریکا نمی‌رسد. البته شاید در ۶۰ روز آتی برخی اقدامات نمادین از جانب لندن، پاریس و برلین صورت گیرد، اما واقعیت این است که مطمئنا نمی‌توان شاهد گشایش جدی بود. از طرف دیگر با توجه به تحرکات نظامی آمریکا طی روزهای اخیر که گمان زنی‌های متفاوتی را در داخل کشور و سطح بین الملل ایجاد کرده است، به نظر می‌رسد که اکنون حلقه فشارها، هم بر ایران و هم بر کشورهای اروپایی بیش از پیش تنگ تر خواهد شد. لذا مجددا عنوان می‌کنم که مجموعه اقدامات ایران در راستای یک پروسه برنامه ریزی شده نبوده است، بلکه در سایه ریل گذاری و واکنش به فشارهای آمریکا قرار دارد. 

آیا با این اقدام واکنشی در قبال تحرکات آمریکا و تعلل قاره سبز می‌توان شاهد کاهش فشارهای ایالات متحده بود؟
من چنین تصوری ندارم. متاسفانه به دلیل فشارهای سیاسی و نیز تحریم های اقتصادی از جانب ایالات متحده آمریکا در یک سال گذشته که چالش‌های بسیار جدی در حوزه معیشت برای جامعه ایجاد کرده شرایط به گونه‌ای رقم خورده است که به نظر نمی رسد حتی با تغییر این راهبردها ترامپ بخواهد در قبال کاهش فشارهای بر ایران کاری صورت دهد. اتفاقا به نظر من این اقدام تهران دایره واکنش های تقابلی را میان ایران و آمریکا افزایش می‌دهد. در این راستا همین هفته گذشته شاهد تحریم حوزه فلزات ایران بودیم و قطعاً در آینده نمی‌توان تحریم صنعت پتروشیمی را هم دور از ذهن داشت. پس همان گونه که گفتم آمریکا از تمام برگ‌های برنده خود در قبال ایران استفاده خواهد کرد و این واکنش ایران در خصوص توقف فروش اورانیوم غنی شده و آب سنگین تنها دایره اقدامات را واکنش‌ها را افزایش می‌دهد. 

به موازات تحولات در عرصه سیاسی و دیپلماتیک واشنگتن طی روزها و هفته‌های اخیر، تحرکات نظامی و امنیتی کاخ سفید را نیز شاهد بوده ایم، آیا این ژنوم ژئواستراتژیک و امنیتی، منطقه غرب آسیا را برای ایجاد یک تنش نظامی شکل می‌دهد؟
در خصوص مسئله تنش نظامی ایران با ایالات متحده آمریکا باید این نکته را گفت که اکنون شرایط به قدری پیچیده و مبهم است که نمی‌توان به صورت قاطع در خصوص وقوع یا عدم وقوع آن نظر داد. به هر حال از یک سو شرایطی برای عدم درگیری و تنش نظامی میان ایران و آمریکا وجود دارد. چون ابتدا به ساکن خود دونالد ترامپ با توجه به شعارهای انتخاباتی و نقدهای جدی که به سیاست‌های جنگ افروزانه جورج بوش پسر و باراک اوباما داشت، چندان رغبتی به ایجاد یک تنش نظامی و افزایش هزینه اقتصادی بر آمریکا را ندارد. ثانیا این که حاکمیت در ایران نیز تمایلی به ایجاد جنگ با آمریکا را ندارد. چرا که تاکنون رفتار و اقدامات تهران، به خصوص از جانب نظامیان علیرغم حساسیت موقعیت بسیار سنجیده، دقیق و هوشمندانه بوده است. البته این دقت نظر شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. ما باید مراقبت و کنترل دقیق شرایط را هم در دستور کار داشته باشیم که خدای ناکرده ایران به سمت اقدام غیر مترقبه و ناخواسته‌ای کشیده نشود.
اما در آن سو احتمال وقوع تنش و درگیری میان دو طرف را هم نباید نادیده گرفت. در این رابطه باید نقش و میزان اثرگذاری برخی از بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را مد نظر داشت؛ بازیگرانی مانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی، بحرین و اسرائیل در کنار بازیگرانی چون جان بولتون، مایک پمپئو، مایک پنس و غیره که به شدت تمایل دارند تنش نظامی میان ایران و آمریکا روی دهد. از این رو حتی این احتمال وجود دارد که برخی از گروه‌ها و جریان‌های شبه نظامی وابسته به هر کدام از این کشورها با تحریک مالی و سیاسی اقداماتی را برای درگیر کردن دو طرف انجام دهند و آتش یک جنگ را میان تهران و واشنگتن بر افروزانند. اما برای تحلیل دقیق تر باید دید که تحولات منطقه وجهان طی روزها و هفته‌های آتی چه تغییراتی پیدا خواهد کرد.

کد مطلب: 108887
 
Share/Save/Bookmark