میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
نماش خبر در روز :  
ماه :  
سال :  
نوع مطلب :  
تبريك براي چه؟
۱۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۰۳

تبريك براي چه؟

یکی دو روز پیش یکی از بچه های تحریریه بدجوری عصبی بود. به قول معروف کارد می زدی خونش در نمی‌آمد. پرسیدم چه شده؟ گفت: روابط عمومی فلان شرکت زنگ زده و کلی بارمان کرده است. دست آخر هم برگشته و گفته خبرنگار مگه کی هست؟ حرفی نزدم. فقط گفتم اعصابت را برای اينگونه افراد خرد نکن. اما او می گفت: چه دوره ...

 
برخورد قاطع
۱۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۱۶

برخورد قاطع

روز شنبه باز هم يك خبر تكراري شنيديم. اينكه باز هم يك فيلم سينمايي از طريق شبكه‌هاي زيرزميني و به طور قاچاق توزيع وسيعي داشته است. و اتفاقا تهيه كننده اين اثر مثل همه تهيه كننده هاي همه آثار ديگر كه فيلمشان به صورت قاچاقي توزيع شده از همه علاقمندان و دوستداران سینمای ایران تقاضا کرد كه از تهیه ...

 
برای استاد افتخاری...
۱۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۴۷

برای استاد افتخاری...

شاید بتوان گفت که هنر و موسیقی اصیل ایرانی بدون صدای افتخاری برای خیلی از مردم باشرافت این مرز و بوم معنایی نداشته باشد. تلفیقی از متانت وزیبایی که به یقین نوید دهنده آرامشی آسمانی است . صدایی که خود را به " صدای آمریکا" نفروخت و در گلوی بی بی سی تکرار نشد و ندایی که در وطن فروشی طنین انداز ...

 
دیدی دوباره دعوتمان کرد
۳۰ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۳۷

دیدی دوباره دعوتمان کرد

براي شما هم رسيده؟ كارت دعوت را مي گويم. نرسيده؟ مگر مي‌شود؟ يك نگاه به صندوقچه دلتان بكنيد، قطعا دعوتنامه شما آنجاست. ديديد آمده! ميهماني از راه رسيد. دوباره دعوت شديم. باورتان مي شود. باورتان مي شود خدا باز هم ما را فراموش نكرد. باورتان مي شود، چشم هايش را به روي اين يازده ماه بنده نبودن ما بست ...

 
در رثاي واژگوني آيين‌هاي ماندگار
۲۵ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۱۰

در رثاي واژگوني آيين‌هاي ماندگار

استاد حمید سمندریان حالا ۲ روزي است كه در مزار خود آرام گرفته است. استادي كه سال‌هاي سال از عمر خود را در مسير رشد و اعتلاي تئاتر ايران صرف نمود تا شايد اين نهال به بار نشيند و ثمر دهد. پدر تئاتر ايران كه وقتي صحبت از استاد و شاگردي در عرصه تئاتر به ميان مي‌آيد بسياري از استخوان ‌خرد ...

 
نغمه‌اي كه به ياد مي‌سپاريم تا هميشه
۲۳ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۲۹

نغمه‌اي كه به ياد مي‌سپاريم تا هميشه

توي دوران خدمتم (حدود يك دهه پيش) يكي از بچه ها به رسم معمول و مالوف آن موقع (و شايد الآن هم باشد) توي دفتر خاطرات سربازي‌ام شعري نوشت كه خيلي دوستش داشته و دارم. بعدها هم آن‌را جاهاي مختلفي خواندم و شنيدم. زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته به جاست ...

 
ديش‌هاي از بام افتاده!
۱۷ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۴۷

ديش‌هاي از بام افتاده!

توي تحريريه نشسته ام و دارم توي خبرگزاري ها و سايت ها چرخ مي زنم كه سوژه يادداشت آخر را جور كنم. همينطوري غرق در اخبارم كه ناگهان يك صداي نسبتا مهيبي از پنجره پشت سرم به داخل تحريريه (بدون اجازه) وارد مي شود. صدا شبيه خالي كردن تيرآهن هاي ساختمان است. اما توي كوچه ما كه خانه اي را نكوبيده اند! تازه ...

 
دور زدن ممنوع نيست!
۱۲ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۴۱

دور زدن ممنوع نيست!

مي‌گويند: يك پسري مادرش را به دوش گرفته بود و به سمت بازار در حركت بود. يكي پرسيد: مادرت را كجا مي‌بري؟ گفت: بازار گفت: براي چه؟ جواب داد: مي‌برم بفروشمش! پرسيد: مادرت را؟!! گفت: خيالت راحت باشد. به قيمتي مي‌فروشم كه كسي خريدار نباشد. حالا اين داستان، حكايت برخي مديراني شده كه توي ...

 
معراج در بهشت
۳ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۶

معراج در بهشت

به وسط های خیابان بهشت که می‌رسد، نفسش دیگر بالا نمی آید. از صداي خش خش برگ ها و خس خس سينه اش خسته شده. اما چيز ديگري هم خسته ترش مي‌كند. كوله باري كه برايش هواي زندگي است. بند کپسول اکسیژن شانه اش را عرق سوز كرده است. ماسک را از روی دماغش برمی دارد و می‌نشیند روی یکی از صندلی های پارک ...

 
دعا كنيد قلممان را زمين بگذاريم
۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۰۴

دعا كنيد قلممان را زمين بگذاريم

يادش به خير. سال ۸۱ با چه ذوق و شوقي توي باشگاه خبرنگاران جوان ثبت نام كردم. توي آن دوره و در كلاس آقايان فقط من بودم كه نمره ۲۰ گرفته بودم. با چه ذوقي اين خبر را به همه مي‌گفتم. فكر مي كردم قرار است يك آدم مهم بشوم و اولين گام را محكم برداشته ام. جاهاي مختلف كار كردم. با برخي روزنامه ها هم ارتباط ...

 
راديو و نقش بي‌بديلي كه مي‌تواند داشته باشد
۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۰۲

راديو و نقش بي‌بديلي كه مي‌تواند داشته باشد

۱ـ نوستالژي حالا از آن روزي كه براي نخستين بار مردم ايران و البته در تهران توانستند صداي راديو را بشنوند و سر ذوق بيايند بيش از ۷ دهه مي‌گذرد. درست ۷۲ سال پيش نخستين فرستنده عمومی رادیو در ایران در چهارمين روز اردیبهشت ۱۳۱۹ در تهران و با نام «رادیو تهران» در محل بی‌سیم در جاده ...

 
سرگرداني يار مهربان
۱۸ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۱۵

سرگرداني يار مهربان

توي خبرهاي خبرگزاري هاي مختلف گزارش ها و عكس هايي از بازديد وزير ارشاد از مصلی امام خمینی(ره) مکان برگزاری بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران که با همراهی «علی نیکزاد» وزیر راه و شهرسازی رخ داده بود، ديده مي شد. داشتم خبر را مي خواندم كه توي همان پاراگراف‌هاي اول متوقف ...

 
قصه سيمين هم به سر رسيد
۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۰۲

قصه سيمين هم به سر رسيد

يادم نمي رود. يادش بخير آن روزي را كه كتاب سووشون را از لاي كتاب‌هاي كتابخانه پدرم برداشتم. كتابي با چاپ قديمي، با كاغذهاي كاهي و جلدي مقوايي رنگ. برگه ها نازك بود، اما قطر كتاب كم نبود. شروع كردم به خواندن. صفحات ابتدايي داستان،‌هنوز ارتباط برقرار كردن سخت بود. خواندن كتاب‌هاي جلال با ...

 
نامه‌اي براي اصغر فرهادي
۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۴۶

نامه‌اي براي اصغر فرهادي

سلام اصغر آقاي عزيز. مباركت باشد. امروز (ديروز) صبح، وقتي هنوز خواب به طور كامل از چشمانم نرفته بود، روي صفحه موبايلم، پيامك‌هايي بود كه خبر از برنده شدن تو و گرفتن آن مجسمه طلايي مي داد. كلي ذوق كردم. ذوقي كه برايم قابل پيش بيني بود. اين روز را از خيلي وقت پيش پيش‌بيني مي كردم. اينكه يك ايراني ...

 
يادداشت آخر
۳ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۵۲

يادداشت آخر

سلام ننه علي. منزل نو مبارك. منزل نو كه نه. مي دانم همان‌جايي تو را بردند كه ۲۰ سال همان‌جا نفس كشيدي و زندگي كردي. همان‌جا كنار علي خودت و همه علي هاي خونين اين سرزمين. همان آلونك دوست داشتني ات وسط قطعه ۲۴. حالا چه فرقي دارد كه روي خاكش زندگي كني يا زير خاكش؟ اتفاقا حالا به علي‌...

 
دغدغه‌هاي يك رئيس جمهور
۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۴۹

دغدغه‌هاي يك رئيس جمهور

انتخابات رياست جمهوري روسيه ۴ فوريه (پس فردا) برگزار مي‌شود. اين انتخابات در حالي با حضور كانديداهاي مختلف برگزار مي‌شود كه اصلي‌ترين بخت پيروزي در انتخابات ولاديمير پوتين مي‌باشد. پوتين كه دو دور رياست جمهوري و اكنون نخست وزيري روسيه را در كارنامه دارد در حالي كانديداي انتخابات ...

 
خودانتقادي
۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۵۱

خودانتقادي

مثل سال‌هاي گذشته، امسال هم سالن برج ميلاد ميزبان اهالي رسانه، منتقدان و هنرمندان در جشنواره فيلم فجر است. نگارنده اين سطور هم برخي روزها اين فرصت را پيدا كرده تا بعضي از فيلم‌ها را ببيند. كاري به سطح كيفي جشنواره نداريم، اما روي سخنم با افرادي است كه يا از صنف ما يعني اهالي رسانه هستند و ...

 
قلاده‌اي كه هنوز بر گردن بعضي‌هاست
۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۹

قلاده‌اي كه هنوز بر گردن بعضي‌هاست

از چند روز گذشته در فضای مجازی و از طرف برخی گروه های خاص، از مردم دعوت می شود برای تجمع در زمان نمایش فیلم سینمایی «قلاده های طلا» به برج میلاد بیایند و مانع از اکران فیلم شوند. آدم با خواندن اين خبر احساس خوبي را تجربه مي كند. اينكه بعضي‌ها چقدر احمقند كه شعارهاي خودشان را هم فراموش ...

 
خرسی که می‌توانست پلنگ باشد
۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۰

خرسی که می‌توانست پلنگ باشد

آقای خسرو معصومی را به عنوان کارگردانی خوب می‌شناسم. فیلمسازی که خوب فیلم ساختن و خوب قصه گفتن را بلد است. به همین دلیل با دیدن فیلم اخیر ایشان، «خرس» واقعا حیرت زده شدم. اصلا انتظار تماشای چنین فیلمی را از ایشان نداشتم. مهم‌ترین مشکل فیلم، فیلمنامه آن است. وقتی فیلم شروع شد فکر ...

 
ما همچنان مي‌مانيم
۱۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۲۸

ما همچنان مي‌مانيم

یک، دو، سه... سه هزار. یعنی باید ۳ تا صفر جلوی همان ۳ بگذاریم تا... تا متوجه شویم طی این بیش از یک دهه چه بر ما گذشته است. امروز بالای همه صفحات روزنامه عدد ۳۰۰۰ ثبت شده است. یعنی سه هزار روز با مخاطب بودن. یعنی سه هزار روز رصد کردن اخبار، گزارش نویسی، یادداشت‌های روزانه، یافتن عکس برای صفحات، ...