میزان آمادگی برای مدیریت بحران در کشور...
به اندازه کافی وجود دارد.
پیشرفت داشته اما با مطلوب فاصله دارد.
در حد صفر است و عقب گرد هم داشته است.
 
نماش خبر در روز :  
ماه :  
سال :  
نوع مطلب :  
دودي كه چشم سينما را كور مي كند
۱۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۶

دودي كه چشم سينما را كور مي كند

اين روزها بحث انحلال خانه سينما، يكي از موضوعات اصلي عرصه فرهنگي كشور به شمار مي‌رود. بحثي كه باعث شده تا خيلي از مباحث ديگر تحت تاثير اين اتفاق قرار بگيرند و در اين بين دو طرف درگيري يعني خانه سينما و وزارت فرهنگ و ارشاد هر كدام نظر خودشان را درست بدانند. قطعا بروز اين اتفاق به همين چند روز و ...

 
يلدا هم يلداهاي قديم
۲۹ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۴۲

يلدا هم يلداهاي قديم

يادش بخير. اين يادش بخير مرور خاطرات نوستالژيك چند دهه‌ي قبل نيست. اين يادش بخير مربوط به همين ده، پانزده سال پيش مي‌شود. به يلداهاي بچگي‌هامان برمي‌گردد. آنوقت‌ها كه همه جمع مي‌شديم خانه مادر بزرگ و مي‌چپيديم زير كرسي هميشه گرمش. اصلا همين كرسي ابزاري يا شايد بهانه‌...

 
دو كلام حرف حساب با مديران رسانه ملي
۲۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۵۹

دو كلام حرف حساب با مديران رسانه ملي

۱- حالا ديگر امكان آن نيست كه بخواهيم بر حدود و ثغور كشور ديواري بكشيم و خود را از امواج شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني محفوظ بداريم. همينك بيش از ۳هزار شبكه ماهواره‌اي در ايران قابل دريافت است و اين يعني اينكه ديگر نبايد نگاه سلبي به موضوع ماهواره داشته باشيم كه اساسا اين موضوع چه به لحاظ فني ...

 
كاش هميشه روز بود
۲۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۵۱

كاش هميشه روز بود

بالاخره بعد از حدود دوسال قرار است "شب واقعه" به اكران عمومي دربيايد. با شنيدن اين خبر و تماشاي مراسم ويژه اي كه عوامل سازنده فيلم بر سر مزار "درياقلي سوراني" برگزار كردند، به اين فكر افتادم كه خاطرات اين فيلم را كه دو سال پيش در جشنواره تماشا كردم را مرور كنم: وقتي در فهرست فيلم ...

 
فهميدن لبيك
۱۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۱۰

فهميدن لبيك

بچگي هايمان محرم معناي ديگري داشت. براي بچه هاي قد و نيم قد، محرم پيراهن مشكي و پيشاني بند يا حسين و يا زينب سرخ و سبز بود. محرم ما دسته‌هاي زنجيرزني بود كه ما هميشه (به خاطر قد و قامت كوتاهمان) جزو آخرين هاي صف حساب مي شديم. محرم ما شربت‌هاي آبليمويي بود كه ظهر عاشورا توي همه خيابان‌...

 
تنها صداست كه مي ماند
۵ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۰۴

تنها صداست كه مي ماند

گوش كن. مي شنوي؟ صداي زنگ شتران را كه به سوي نينوا در حركت اند. آري كاروان نزديك است. اندكي بيش تا رسيدن به دشت بلا نمانده است. فرقي نمي كند چند سال از محرم خون گذشته باشد. ۱۳۷۱ سال؟ زياد است؟ اما هميشه نزديك است و تازه. هنوز خون هاي كربلا لخته نشده است و جاري است. اگرخوب گوش دلت را بسپاري به اصوات ...

 
غفلت از سینمای کودک و هزاران اما
۲۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۵۱

غفلت از سینمای کودک و هزاران اما

بدون شک اثرگذارترین روش برای بیان مفاهیم بلند اخلاقی و اجتماعی و هدایت جامعه به سمت و سوی پویایی و تعالی، بهره مندی از زبان هنر است. اساسا هنر لازمه مانایی و جاودانگی هر اثری است و در میان هنرهای مختلف نیز سینما جایگاه بی بدیلی در بیان مناسبات اجتماعی و اخلاقی جامعه دارد. از سوی دیگر در میان مقاطع مختلف ...

 
تن آدمي شريف است...
۲۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۴۵

تن آدمي شريف است...

کلاس دارد تمام می شود. استاد کارآفرینی پای تخته می نویسد: "تن آدمی شریف است به جان آدمیت" و من سرخوشانه می گویم: "نه، همین لباس زیباست نشان آدمیت" "نه" تاکید من برای نفی مصرع اول کلاس را به خنده وامی دارد. استاد در کمال تعجب همانگونه می نویسد که من می گویم. بعد بحث بر سر ...

 
مولا ببخش ما را
۲۲ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۰۱

مولا ببخش ما را

از بچگي در ذهنمان عيد غدير فقط سرزدن به خانه سادات بود و گرفتن عيدي هاي ۱۰، ۲۰ و ۵۰ توماني. ياد گرفته بوديم كه عيدي سادات هرچقدر هم كه كم باشد بركتش زياد است. اين همه آن چيزي بود كه براي ما مترادف عيد غدير بود. حالا هم كه بزرگ تر شده ايم، چندان فرقي با كودكي هايمان نكرده ايم. هنوز هم عيد غدير همين معني ...

 
وقتي سينما كامت را شيرين مي كند
۲۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۵۱

وقتي سينما كامت را شيرين مي كند

ساعت ۵ بعد از ظهر روبروي سينما آزادي بودم. يكي از همكاران اينقدر از "يه حبه قند" رضا ميركريمي تعريف كرده بود كه مجاب شدم تا بروم فيلم را ببينم. اما تمام سانس ها بليت فروشي شده بود و تنها سانس ساعت يك بامداد جاي خالي داشت. ساعت يك بامداد، سالن سينما پر بود از آدم هايي كه مشتاقانه آمده بودند ...

 
عرفه معرفت
۱۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۰۴

عرفه معرفت

راستش را بخواهيد تا به حال در هيچ يك از مراسم روز عرفه شركت نكرده ام. هيچگاه دعاي عرفه را نخوانده‌ام. از بچگي هيچگاه احساس نياز يا انگيزه اي براي خواندن آن نداشتم. اما امسال داستان فرق مي كند. امسال كه دلم خيلي زودتر از هميشه، هواي محرم را كرده است، دلم به سمت دعاي عرفه كشيده شد. زودتر از روز عرفه....

 
براي قيصر
۷ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۴۲

براي قيصر

يازده خرداد همين امسال، يكي از روزهاي خوب زندگي من شكل گرفت. روزي كه قرار بود به اتفاق چند تا از بچه هاي همكار و روزنامه نگار براي بازديد از روند ساخت سد گتوند عليا، راهي اهواز شويم. كاري به سفر و اتفاقاتش ندارم. آنچه باعث شد آن روز هيچگاه از ذهنم پاك نشود، سفر به گتوند بود. جايي كه حالا با آن نيم گنبدهاي ...

 
چرا نمايشگاه مطبوعات
۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۴

چرا نمايشگاه مطبوعات

طي دو سه سال اخير همواره حضوري جدي در نمايشگاه مطبوعات داشته ام. آن هم به سبب حسن اعتماد دوستان و مديران روزنامه بوده كه اين اجازه را به من داده اند تا بخشي از كار را بر عهده بگيرم و خدا را شكر، تاكنون اگر روسفيد نبوده ام، روسياه هم نشده ام. هرساله وقتي به قول معروف استارت كار براي غرفه‌آرايي مي ...

 
خواب ناآرام پشت ميز نشينان فرهنگي
۲۹ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۲۰

خواب ناآرام پشت ميز نشينان فرهنگي

دكتر احمدي ن‍ژاد در مراسم جشن ثبت موسيقي مقامي خراسان شمالي در خصوص مواجهه فرهنگي ايران و ساير فرهنگ‌ها جملاتي گفت كه موجب اظهارنظرهاي مختلفي شده است. رئيس جمهور در بخشي از اين سخنان با اشاره به صادرات يكصد ميليارد دلاري اسلحه از آمريكا به كشورهاي منطقه اين پرسش را مطرح كرد كه آيا اين صادرات براي ...

 
وقتي آنجلينا زمام زبان را از دست مي‌رهاند
۲۵ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۴۶

وقتي آنجلينا زمام زبان را از دست مي‌رهاند

۱- سال‌هاي سال است كه حال و هواي حاكم بر سينما بسياري از دلسوزان هنر و فرهنگ ايران را به فغان آورده است. در شرايطي كه هنرمندان بسياري تلاش نمودند تا بي‌اعتمادي عمده جامعه مذهبي به سينما را كه ارمغان سال‌هاي ابتذال سينما در دوره پهلوي كوچك بود را از بين ببرند، حالا و در پي گذشت بيش از ...

 
دلتنگ حرم
۱۷ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۰۵

دلتنگ حرم

از: عاشق و بي قرار حضرت شمس و الشموس به: امام خوبي ها و كرامت علي بن موسي الرضا قبله توس سلام آقا گفته اند از دل بگويم. اما من بي دل چه بگويم با تو. من بي قرار. من دلتنگ دلگرفته. آقا اگر بداني، كه مي دانم مي داني دلم براي كبوتران سفيد حرمت كه بي پروا در آستان آسمان لطف تو پر مي‌كشند، پر مي زند....

 
جدايي قاچاق از سينما
۱۲ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۴۵

جدايي قاچاق از سينما

يكي بود، يكي نبود. يك سينمايي بود، با انواع و اقسام فيلم هاي مختلف. از افتضاح گرفته تا فيلم خوب. از سينماي كمدي گرفته تا فيلم هاي اجتماعي كاملا جدي. توي اين سينماي شهر فرنگ، معمولا فيلم هايي مي‌توانستند، از جيب مردم سود ببرند، كه توي آنها حرفي براي گفتن نبود و به صرف گفتن چند جمله به اصطلاح خنده ...

 
فقط اين يك هفته نيست
۶ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۱

فقط اين يك هفته نيست

۳۱ شهريور روزي به ياد ماندني در تاريخ ايران زمين است. روزي كه هم با غم و اندوه همراه است و هم با شادي و خشنودي. اندوه از اينكه سرزمين عزيزمان ايران و انقلاب اسلامي برآمده از خواست ملت بزرگ ايران، مورد تهاجم ائتلافي از ۳۵ كشور قرار گرفتند. دشمناني قسم خورده كه براي نابودسازي اين سرزمين و آرمان‌هاي ...

 
براي احمد عزيزي
۵ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۵۵

براي احمد عزيزي

دلم برايت تنگ شده است. دل گوش هايم بي قرار در آغوش كشيدن صدايت شده است. آهاي پسر عاشق عشاير. آهاي فرزند كوچه پس كوچه هاي سر پل ذهاب. دلم لك زده است براي آنكه بنشيني و برايمان بخواني: عشق من پاییز آمد مثل پار باز هم ما بازماندیم از بهار احتراق لاله را دیدیم ما گل دمید و خون نجوشیدیم ما باید از فقدان ...

 
براي ابراهيم حاتمي كيا
۴ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۲۳

براي ابراهيم حاتمي كيا

سلام آقاي كارگردان. بگذار همين اول يك اعتراف بكنم. اعتراف كه نه. مي خواهم حرف دلم را بزنم. راستش از زماني كه "به نام پدر"ت را روي پرده سينما ديدم، ديگر حس كردم داري از آدم هايي كه جنس فيلم هايت را دوست دارند فاصله مي گيري. همان زمان بود كه برايت يك چيزي شبيه همين نامه را نوشتم و تيتر زدم: ...