چنانکه تیم مذاکره کننده ایرانی عنوان کرده، نشست استانبول با تروئیکای اروپایی برگزار شد تا تهران به تبیین مواضع و گلایههای خود از بدعهدی طرف مقابل بپردازد در عین آنکه شنونده خواستههای آنها نیز باشد. پس از مذاکرات آلمان مدعی شده که اروپا با شروطی حاضر به تعلیق، تمدید و تعویق انداختن اجرای مکانیسم ماشه است. این ادعا که پیش از این توسط برخی رسانههای غربی همچون رویترز، وال استریت ژورنال و... نیز مطرح شده بود در حالی محور دیدگاه غرب گردیده که در باب آن نکاتی چند قابل توجه است.
نخست آنکه در رویکردی که از آن با عنوان «توافق در دل توافق» میتوان نام برد، غربیها هر زمان توافقی را ایجاد میکنند، هرگز به ان پایبند نبوده در حالی از طرف مقابل درخواست اجرا را دارند. زمانی که توافق به مراحل پایانی خود میرسد و یا مطالبات جهانی برای اجرای تعهدات غرب بالا میگیرد، آنها با ادعای طرحی جدید به دنبال سلب مسئولیت از خود، سفید سازی بیتعهدهای خویش و البته تحمیل تعهدات جدید به طرف مقابل با ادعای کنار گذاشتن گذشته و رویکرد به آینده هستند. به عنوان مثال در آتش بس لبنان در یک سوی معادله طرف لبنانی آتش بس را اجرا کرده است و در طرف دیگر رژیم صهیونیستی و غرب تعهداتشان را اجرا نکردهاند اکنون غرب با ادعای توافقی جدید به دنبال تکرار تعهد پذیری بیروت و سرپوش گذاشتن بر بیتعهدی خود و صهیونیستهاست. در قبال برجام نیز به نظر میرسد غرب به دنبال تکرار این بازی است چنانکه در حالی که هیچ تعهدی را اجرا نکرده است اکنون با تمدید مکانیسم ماشه برآن است تا تعهدات جدیدی را به ایران تحمیل نماید در حالی که همزمان خواستار توجه به آینده و نپرداختن به 10 سال بیتعهدی خود و آمریکاست. بر این اساس تمدید مکانیسم ماشه تکرار فریبکاری آتش بس غزه، اتش بس لبنان و دهها تعهد دیگری همچون برجام است که غرب هرگز آنها را اجرا نکرده و با ادعای توافق جدید بیتعهدی گذشته را پاک سازی کرده است.
دوم آنکه غرب در حالی مدعی است که تمدید مکانیسم ماشه فرصت دادن به دیپلماسی و حتی تعلیق بازگشت تحریمهای ایران است که از یک سو این تمدید رسما به معنای حفظ شمشیر تهدید ماشه بر سر ایران و زیاده خواهیهای بیشتر است. نباید فراموش کرد که غرب در طول دفاع مقدس 12 روزه رسما از آمریکا و رژیم صهیونیستی برای نابودی و حتی تجزیه ایران حمایت کرده و از محکوم سازی تجاوزگری آنها خودداری کرد. از سوی دیگر این تمدید به معنای شرطیسازی اقتصادی ایران است که عملا فرایند اقتصاد را برای ماهها زمینگیر خواهد کرد که خود نوعی خود تحریمی است در عین آنکه این تمدید 6 ماهه یعنی ایجاد فضای تردید در ارتباط اقتصاد جهانی با ایران که رسما نوعی تحریم پنهان است که تفاوتی با فعال شدن ماشه ندارد.
سوم آنکه غرب به خوبی میداند که با خروج آمریکا از برجام و بیتعهدی طرفهای اروپایی عملا مکانیسم ماشه هیچ وجاهت قانونی و حقوقی ندارد و از سوی دیگر نیز وضعیت ساختار نظام بین الملل چنان است که صف بندیهای جهانی کاملا آشکار شده است بگونهای که کشورهایی که در این 10 سال با ایران ارتباط داشته و تحریمها را اجرا نکردهاند با اجرای مکانیسم ماشه نیز آن را اجرا نخواهند کرد. اکنون غربیها با ترفند تمدید ماشه به دنبال مشروعیت بخشیدن به مکانیسم ماشه هستند تا در زمانی دیگر آن را اجرایی سازند در حالی که از یک سو ایران با پذیرش این تمدید رسما خود مشروعیت بخش به این ادعای دروغ غربیها بوده و از سوی دیگر فشار غرب به جامعه جهانی برای اجرای تحریمها و همراهی با مکانیسم ماشه شدت میگیرد. با توجه به سابقه غربیها در همراهی با آمریکاییها دور از ذهن نیست که همانطور که آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله نظامی کرد غرب پس از گرفتن امضای تمدید مکانیسم ماشه از ایران ، این ابزار را علیه ایران برای باج خواهی و فشارهای بیشتر به ایران فعال سازد لذا تمدید مکانیسم ماشه رویکردی مغایر با منافع ایران میباشد.
سوم آنکه از نکات بارز در خواستههای غرب در باب همکاری ایران با آژانس و نیز از سر گیری مذاکره با امریکا در ازای تعلیق 6 ماهه مکانیسم ماشه است. این رویکرد یعنی آنکه غرب از یک سو میخواهد بازرسان را به تاسیسات هستهای ایران برای برآورد خسارتها و طراحی احتمالی برای تهاجم نظامی و افزایش فشارها بر ایران بازگرداند بدون آنکه مجازاتی برای افرادی همچون گروسی و خیانتهای آژانس به ایران و ان پی تی در نظر گرفته شود و از سوی دیگر ایران تن به مذاکره با آمریکا دهد بدون آنکه تجاوز این کشور و رژیم صهیونیستی محکوم شود، غرامت پرداخته و تعهدات لازم برای تکرار نشدن این تجاوزگری و مجازات قطعی متجاوز داده شود. خلاصه کلام آنکه تمدید مکانیسم ماشه نه یک دستاورد و فرصت برای دیپلماسی بلکه فریبی برای دور زدن دیپلماسی و تکرار ابزار فشار و تحریم و تهدید علیه ایران است که باید مراقب این حربه بود.
نخست آنکه در رویکردی که از آن با عنوان «توافق در دل توافق» میتوان نام برد، غربیها هر زمان توافقی را ایجاد میکنند، هرگز به ان پایبند نبوده در حالی از طرف مقابل درخواست اجرا را دارند. زمانی که توافق به مراحل پایانی خود میرسد و یا مطالبات جهانی برای اجرای تعهدات غرب بالا میگیرد، آنها با ادعای طرحی جدید به دنبال سلب مسئولیت از خود، سفید سازی بیتعهدهای خویش و البته تحمیل تعهدات جدید به طرف مقابل با ادعای کنار گذاشتن گذشته و رویکرد به آینده هستند. به عنوان مثال در آتش بس لبنان در یک سوی معادله طرف لبنانی آتش بس را اجرا کرده است و در طرف دیگر رژیم صهیونیستی و غرب تعهداتشان را اجرا نکردهاند اکنون غرب با ادعای توافقی جدید به دنبال تکرار تعهد پذیری بیروت و سرپوش گذاشتن بر بیتعهدی خود و صهیونیستهاست. در قبال برجام نیز به نظر میرسد غرب به دنبال تکرار این بازی است چنانکه در حالی که هیچ تعهدی را اجرا نکرده است اکنون با تمدید مکانیسم ماشه برآن است تا تعهدات جدیدی را به ایران تحمیل نماید در حالی که همزمان خواستار توجه به آینده و نپرداختن به 10 سال بیتعهدی خود و آمریکاست. بر این اساس تمدید مکانیسم ماشه تکرار فریبکاری آتش بس غزه، اتش بس لبنان و دهها تعهد دیگری همچون برجام است که غرب هرگز آنها را اجرا نکرده و با ادعای توافق جدید بیتعهدی گذشته را پاک سازی کرده است.
دوم آنکه غرب در حالی مدعی است که تمدید مکانیسم ماشه فرصت دادن به دیپلماسی و حتی تعلیق بازگشت تحریمهای ایران است که از یک سو این تمدید رسما به معنای حفظ شمشیر تهدید ماشه بر سر ایران و زیاده خواهیهای بیشتر است. نباید فراموش کرد که غرب در طول دفاع مقدس 12 روزه رسما از آمریکا و رژیم صهیونیستی برای نابودی و حتی تجزیه ایران حمایت کرده و از محکوم سازی تجاوزگری آنها خودداری کرد. از سوی دیگر این تمدید به معنای شرطیسازی اقتصادی ایران است که عملا فرایند اقتصاد را برای ماهها زمینگیر خواهد کرد که خود نوعی خود تحریمی است در عین آنکه این تمدید 6 ماهه یعنی ایجاد فضای تردید در ارتباط اقتصاد جهانی با ایران که رسما نوعی تحریم پنهان است که تفاوتی با فعال شدن ماشه ندارد.
سوم آنکه غرب به خوبی میداند که با خروج آمریکا از برجام و بیتعهدی طرفهای اروپایی عملا مکانیسم ماشه هیچ وجاهت قانونی و حقوقی ندارد و از سوی دیگر نیز وضعیت ساختار نظام بین الملل چنان است که صف بندیهای جهانی کاملا آشکار شده است بگونهای که کشورهایی که در این 10 سال با ایران ارتباط داشته و تحریمها را اجرا نکردهاند با اجرای مکانیسم ماشه نیز آن را اجرا نخواهند کرد. اکنون غربیها با ترفند تمدید ماشه به دنبال مشروعیت بخشیدن به مکانیسم ماشه هستند تا در زمانی دیگر آن را اجرایی سازند در حالی که از یک سو ایران با پذیرش این تمدید رسما خود مشروعیت بخش به این ادعای دروغ غربیها بوده و از سوی دیگر فشار غرب به جامعه جهانی برای اجرای تحریمها و همراهی با مکانیسم ماشه شدت میگیرد. با توجه به سابقه غربیها در همراهی با آمریکاییها دور از ذهن نیست که همانطور که آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله نظامی کرد غرب پس از گرفتن امضای تمدید مکانیسم ماشه از ایران ، این ابزار را علیه ایران برای باج خواهی و فشارهای بیشتر به ایران فعال سازد لذا تمدید مکانیسم ماشه رویکردی مغایر با منافع ایران میباشد.
سوم آنکه از نکات بارز در خواستههای غرب در باب همکاری ایران با آژانس و نیز از سر گیری مذاکره با امریکا در ازای تعلیق 6 ماهه مکانیسم ماشه است. این رویکرد یعنی آنکه غرب از یک سو میخواهد بازرسان را به تاسیسات هستهای ایران برای برآورد خسارتها و طراحی احتمالی برای تهاجم نظامی و افزایش فشارها بر ایران بازگرداند بدون آنکه مجازاتی برای افرادی همچون گروسی و خیانتهای آژانس به ایران و ان پی تی در نظر گرفته شود و از سوی دیگر ایران تن به مذاکره با آمریکا دهد بدون آنکه تجاوز این کشور و رژیم صهیونیستی محکوم شود، غرامت پرداخته و تعهدات لازم برای تکرار نشدن این تجاوزگری و مجازات قطعی متجاوز داده شود. خلاصه کلام آنکه تمدید مکانیسم ماشه نه یک دستاورد و فرصت برای دیپلماسی بلکه فریبی برای دور زدن دیپلماسی و تکرار ابزار فشار و تحریم و تهدید علیه ایران است که باید مراقب این حربه بود.
قاسم غفوری
