جهان در حالی معطوف به ادامه نسلکشی در غزه و جوسازیهای تبلیغاتی غرب برای جنگ اوکراین است که منابع خبری از ورود اولین گروه از بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی به تهران خبر دادهاند که گروسی مدیر کل آژانس نیز آن را تایید کرده است. در همین راستا نیز عنوان شده است که بازرسان این سازمان فقط از تأسیسات هستهای ایران که مورد حمله قرار نگرفتند بازدید خواهند کرد.عراقچی وزیر امور خارجه نیز با بیان اینکه ورود بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران با تصمیم شورای عالی امنیت ملی و برای نظارت بر تعویض سوخت نیروگاه بوشهر انجام گرفته است، گفت: هیچ متن توافقی درباره چارچوب همکاری جدید ایران و آژانس مورد تایید نهایی قرار نگرفته است.
مجموع این تحولات در حالی روی داده است که در باب آن نکاتی چند قابل توجه است. نخست آنکه شواهد امر نشان می دهد غربیها و آژانس همچنان در همان مسیرهای نادرست گذشته در حال حرکت هستند چنانکه در یک خبر سازی دروغین رسانههای غربی مدعی تهدید جانی گروسی مدیر کل آژانس از سوی ایران شدهاند. در همین راستا نیز روزنامه وال استریت ژورنال مدعی شده است که گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تحت تدابیر شدید امنیتی قرار گرفته و رسانههای غربی ادعا میکنند این اقدام به دلیل «تهدید ایران» بوده است. این ادعاها در شرایطی است که تهران در کنار طرح مطالبات خود از آژانس، هرگز تهدید جانی علیه کسی نداشته است، را باید بعد جدیدی از بی صداقتی و باج خواهی آژانس و غرب دانست که احتیاط در پذیرش بازرسان را بیش از پیش الزام آور می سازد. دوم آنکه ایران همواره صادقانه بر همکاری با آژانس تاکید داشته و بیشترین بازرسیها نیز تاسیسات ایران صورت گرفته است لذا این اقدام اخیر را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد. نکته مهم آن است که ایران از یک سو در دسترسیهای آژانس باید بر اساس مصوبه مجلس محدودیتهای بی شماری را اعمال نماید و از سوی دیگر در پیگیری مطالبات هستهای خود سختگیرانه رفتار نماید. قطعا غرب در مقطع کنونی بازگشت بازرسان را نشانه ضعف و ناتوانی ایران ارزیابی می کند و بر فشارها برای تحمیل زیادهخواهیها در لوای مکانیسم ماشه خواهد افزود. بر این اساس تهران باید شدیدتری مواضع را در قبال غرب داشته باشد تا این توهم از سر آنها خارج گردد. باید دانست که هر قدم عقب نشینی در برابر غرب برابر با مطالبات جدید آنها خواهد بود که با تشدید تحریمها و حتی ادعای گزینه نظامی همراه باشد.
سوم آنکه ورود بازرسان هر چند محدود نباید مولفهای برای کنار گذاشتن حقوق حقه ایران در مجازات گروسی به عنوان زمینه ساز تجاوز نظامی به ایران، درخواست غرامت و تضمین تکرار نشدن جنگ افروزی علیه ایران باشد. ادامه هر گونه همکاری با آژانس باید مشروط به مجازات گروسی، متجاوزان به ایران و تضمینهای تکرار نشدن این وضعیت باشد در غیر این صورت آمدن بازرسان پیامی اشتباه برای طرفهای مقابل مبنی بر عقب گرد ایران از اصول و مواضع گذشتهاش ارسال میکند که پیامدهای منفی به همراه خواهد داشت.
نکته پایانی آنکه غرب همواره سیاست تحمیل خواستهها به طرف مقابل و موکول کردن تعهدات خود به اینده را اجرا کرده است بگونهای که هرگونه اقدامی را مشروط به عملکردی از طرف مقابل می سازد و در نهایت نیز با بهره گیری از مرور زمان تعهداتش را به حاشیه می راند. در مقطع کنونی که مذاکرات بر سر آنچه وضعیت مکانیسم ماشه نامیده می شود میان ایران و اروپا جریان دارد موازنه مذاکرات باید با تغییراتی بنیادین همراه باشد بگونهای که به جای مشروط سازیها توسط اروپا این طرف ایرانی باید باشد که شرط و شروطی برای ادامه مذاکرات می گذارد. بر اساس گزارشهای منتشره روسیه پیشنوس قطعنامهای را با هماهنگی ایران و چین در باب تمدید قطعنامه 2231 به شورای امنیت ارائه کرده است که با مطالبات ایران نزدیکیهایی دارد. اکنون توپ مذاکرات در زمین اروپاست که آیا به دنبال حل موضوع با پذیرش این پیش نویس باشند و یا آنکه بخواهند سیاستهای خصمانه گذشته را تکرار نمایند. در این شرایط ضرورتی ندارد که تهران بخواهد گامی برای اعتماد سازی بردارد بلکه وقت آن است که هرگونه توافق و یا همکاری با آژانس مشروط به رفتار عملی غرب در قبال این پیش نویس گردد. ایستادگی ایران پای مواضع خویش میتواند تقویت کننده اراده کشورهایی همچون چین و روسیه برای حمایت بیشتر از ایران باشد.
مجموع این تحولات در حالی روی داده است که در باب آن نکاتی چند قابل توجه است. نخست آنکه شواهد امر نشان می دهد غربیها و آژانس همچنان در همان مسیرهای نادرست گذشته در حال حرکت هستند چنانکه در یک خبر سازی دروغین رسانههای غربی مدعی تهدید جانی گروسی مدیر کل آژانس از سوی ایران شدهاند. در همین راستا نیز روزنامه وال استریت ژورنال مدعی شده است که گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تحت تدابیر شدید امنیتی قرار گرفته و رسانههای غربی ادعا میکنند این اقدام به دلیل «تهدید ایران» بوده است. این ادعاها در شرایطی است که تهران در کنار طرح مطالبات خود از آژانس، هرگز تهدید جانی علیه کسی نداشته است، را باید بعد جدیدی از بی صداقتی و باج خواهی آژانس و غرب دانست که احتیاط در پذیرش بازرسان را بیش از پیش الزام آور می سازد. دوم آنکه ایران همواره صادقانه بر همکاری با آژانس تاکید داشته و بیشترین بازرسیها نیز تاسیسات ایران صورت گرفته است لذا این اقدام اخیر را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد. نکته مهم آن است که ایران از یک سو در دسترسیهای آژانس باید بر اساس مصوبه مجلس محدودیتهای بی شماری را اعمال نماید و از سوی دیگر در پیگیری مطالبات هستهای خود سختگیرانه رفتار نماید. قطعا غرب در مقطع کنونی بازگشت بازرسان را نشانه ضعف و ناتوانی ایران ارزیابی می کند و بر فشارها برای تحمیل زیادهخواهیها در لوای مکانیسم ماشه خواهد افزود. بر این اساس تهران باید شدیدتری مواضع را در قبال غرب داشته باشد تا این توهم از سر آنها خارج گردد. باید دانست که هر قدم عقب نشینی در برابر غرب برابر با مطالبات جدید آنها خواهد بود که با تشدید تحریمها و حتی ادعای گزینه نظامی همراه باشد.
سوم آنکه ورود بازرسان هر چند محدود نباید مولفهای برای کنار گذاشتن حقوق حقه ایران در مجازات گروسی به عنوان زمینه ساز تجاوز نظامی به ایران، درخواست غرامت و تضمین تکرار نشدن جنگ افروزی علیه ایران باشد. ادامه هر گونه همکاری با آژانس باید مشروط به مجازات گروسی، متجاوزان به ایران و تضمینهای تکرار نشدن این وضعیت باشد در غیر این صورت آمدن بازرسان پیامی اشتباه برای طرفهای مقابل مبنی بر عقب گرد ایران از اصول و مواضع گذشتهاش ارسال میکند که پیامدهای منفی به همراه خواهد داشت.
نکته پایانی آنکه غرب همواره سیاست تحمیل خواستهها به طرف مقابل و موکول کردن تعهدات خود به اینده را اجرا کرده است بگونهای که هرگونه اقدامی را مشروط به عملکردی از طرف مقابل می سازد و در نهایت نیز با بهره گیری از مرور زمان تعهداتش را به حاشیه می راند. در مقطع کنونی که مذاکرات بر سر آنچه وضعیت مکانیسم ماشه نامیده می شود میان ایران و اروپا جریان دارد موازنه مذاکرات باید با تغییراتی بنیادین همراه باشد بگونهای که به جای مشروط سازیها توسط اروپا این طرف ایرانی باید باشد که شرط و شروطی برای ادامه مذاکرات می گذارد. بر اساس گزارشهای منتشره روسیه پیشنوس قطعنامهای را با هماهنگی ایران و چین در باب تمدید قطعنامه 2231 به شورای امنیت ارائه کرده است که با مطالبات ایران نزدیکیهایی دارد. اکنون توپ مذاکرات در زمین اروپاست که آیا به دنبال حل موضوع با پذیرش این پیش نویس باشند و یا آنکه بخواهند سیاستهای خصمانه گذشته را تکرار نمایند. در این شرایط ضرورتی ندارد که تهران بخواهد گامی برای اعتماد سازی بردارد بلکه وقت آن است که هرگونه توافق و یا همکاری با آژانس مشروط به رفتار عملی غرب در قبال این پیش نویس گردد. ایستادگی ایران پای مواضع خویش میتواند تقویت کننده اراده کشورهایی همچون چین و روسیه برای حمایت بیشتر از ایران باشد.
قاسم غفوری
