نگارنده عامل مهم وضعیت حاکم در کشور را عمل نکردن به توصیههای رهبر معظم انقلاب میدانم چرا که ایشان در ماجرای مذاکرات با آمریکا و اروپا بارها هشدار دادند اما از سوی مسئولان با کم توجهی و بیتوجهی روبرو شد.
در این ماجرا نباید تصور کرد که رهبری چرا مستقیم به این موضوع ورود نکردند و جلوی اشتباهات را نگرفتند، پاسخ آن بسیار ساده اما قانع کننده و منطقی است.
شما تصور کنید که اگر رهبری از همان ابتدا با مذاکرات مخالفت میکردند و مانع برگزاری آن، میان ایران و آمریکا و ایران و اروپا میشدند، اکنون چه هجمهای به سوی ایشان شکل گرفته بود. ایشان به دیکتاتوری متهم میشدند و موافقان مذاکرات که طیف غربگرا هستند با بهره گیری از رسانههای خود اعلام میکردند که یک فرصت بسیار طلایی با سیاستی که رهبر معظم انقلاب اعمال کردند، از دست رفت و ایران نتوانست مسئلهی هستهای را با غرب حل کند و تحریمهای اقتصادی اعمال شده علیه ایران برچیده شود. تا مردم در رفاه باشند!
سالها است مسئولان بر مذاکره با غرب پافشاری میکنند اما نتیجهای به دست نیامده است، بلکه اوضاع وخیمتر شده چرا که ظرفیتهای کشور هزینه مذاکرات شده و مسئولان را از پرداختن به مسائل مهمتر باز داشته است.
همه فکر و ذهن مسئولان معطوف به مذاکره و نتایج آن بوده است در حالی که هیچگاه مذاکرات ایران و غرب به نتیجه نرسیده و نمونه بارز و روشن آن توافق هستهای یا همان برجام است که همگان دیدند، آمریکا و اروپا با آن، چه برخوردی کردند. ایران در حال مذاکره با آمریکا بود که حمله اسرائیل و ایالات متحده انجام شد و بیش از 1000 تن از نظامیان و غیر نظامیان به شهادت رسیدند و تأسیسات هستهای کشورمان نیز هدف بمباران قرار گرفت.
توافق هستهای و مسائلی که در آن گنجانده شده بود همواره مورد مناقشه میان موافقان و مخالفانش بود.
حتی آقای ظریف با صراحت و تأکید کامل گفته بود که آمریکا نمیتواند از برجام خارج شود و اصلاً در برجام گزینه، واژه و ابزاری به نام «اسنپ بک» یا «مکانیزم ماشه» وجود ندارد.
اما آمریکا برجام را پاره کرد و اروپا نیز پس از بدعهدی در اجرای تعهداتش، اکنون همان اسنپ بک یا مکانیزم ماشهای که موافقان و سینه چاکان برجام می گفتند چنین چیزی وجود ندارد، آن را راه اندازی کرده و نامهای به سازمان ملل و شورای امنیت فرستادهاند تا مراحل آن طی شود.
هر چند این ابزار به نام اسنپ بک که در برجام وجود دارد، بیشتر نامش در یک تبلیغات گسترده، یک بار روانی منفی ایجاد کرده و میتوان طبل تو خالی نامید، اما باید برای بررسی و حل این موضوع اقداماتی انجام داد.
نخستین اقدام باید بازخواست آنهایی باشد که برجام را به کشور تحمیل کردند و باعث شدند تا تبعات این توافق، سالها فضای سیاسی و اقتصادی کشور را مغشوش و تحت تأثیر خود قرار دهد. ایران در طول اجرای توافق هستهای، همچنان تحت تحریمهای آمریکا و اروپا قرار داشت و در واقع تحریمی برچیده نشده بود، هر چند در برجام قید شده بود تعلیق تحریمها نه لغو تحریمها که این مسئله نیز از چشم امضا کنندگان آن پنهان مانده بود.
آقای ظریف با صراحت و تأکید کامل اصرار داشت تا بگوید در متن برجام تعلیق نیامده بلکه لغو تحریمها نوشته شده است! که این هم اشتباه بود.
هم اکنون ایران تحت تحریم به تعداد ۴۹۵۳ تحریم است که با اجرای مکانیزم ماشه 7 تحریم دیگر به آنها افزوده میشود.
بار روانی این مکانیزم بیشتر از آنچه که درون خود دارد، تأثیر گذاشته، دلیل آن هم این است که دولت و موافقان مذاکرات با آمریکا و اروپا آن را بزرگ جلوه دادند و مذاکراتی را با اروپا نیز انجام دادند تا شاید بتوانند از راه اندازی اسنپ بک جلوگیری کنند. هر چند مواضع ایران به اروپا در جریان مذاکرات گفته شد.
واقعیت ماجرا این است که مهر ماه ۱۴۰۴ بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، دوره برجام پایان مییابد و پس از این تاریخ برجامی وجود ندارد. اروپا با راه اندازی مکانیزم ماشه مانع آن شده است. حتی در توافق هستهای حق وتو نیز از اعضای دائم شورای امنیت گرفته شده و روسیه و چین نیز نمیتوانند مانع آن شوند.
برجام هزینههای بسیار زیادی را به کشور تحمیل کرد، مسببان آن باید پاسخگو باشند.
در این ماجرا نباید تصور کرد که رهبری چرا مستقیم به این موضوع ورود نکردند و جلوی اشتباهات را نگرفتند، پاسخ آن بسیار ساده اما قانع کننده و منطقی است.
شما تصور کنید که اگر رهبری از همان ابتدا با مذاکرات مخالفت میکردند و مانع برگزاری آن، میان ایران و آمریکا و ایران و اروپا میشدند، اکنون چه هجمهای به سوی ایشان شکل گرفته بود. ایشان به دیکتاتوری متهم میشدند و موافقان مذاکرات که طیف غربگرا هستند با بهره گیری از رسانههای خود اعلام میکردند که یک فرصت بسیار طلایی با سیاستی که رهبر معظم انقلاب اعمال کردند، از دست رفت و ایران نتوانست مسئلهی هستهای را با غرب حل کند و تحریمهای اقتصادی اعمال شده علیه ایران برچیده شود. تا مردم در رفاه باشند!
سالها است مسئولان بر مذاکره با غرب پافشاری میکنند اما نتیجهای به دست نیامده است، بلکه اوضاع وخیمتر شده چرا که ظرفیتهای کشور هزینه مذاکرات شده و مسئولان را از پرداختن به مسائل مهمتر باز داشته است.
همه فکر و ذهن مسئولان معطوف به مذاکره و نتایج آن بوده است در حالی که هیچگاه مذاکرات ایران و غرب به نتیجه نرسیده و نمونه بارز و روشن آن توافق هستهای یا همان برجام است که همگان دیدند، آمریکا و اروپا با آن، چه برخوردی کردند. ایران در حال مذاکره با آمریکا بود که حمله اسرائیل و ایالات متحده انجام شد و بیش از 1000 تن از نظامیان و غیر نظامیان به شهادت رسیدند و تأسیسات هستهای کشورمان نیز هدف بمباران قرار گرفت.
توافق هستهای و مسائلی که در آن گنجانده شده بود همواره مورد مناقشه میان موافقان و مخالفانش بود.
حتی آقای ظریف با صراحت و تأکید کامل گفته بود که آمریکا نمیتواند از برجام خارج شود و اصلاً در برجام گزینه، واژه و ابزاری به نام «اسنپ بک» یا «مکانیزم ماشه» وجود ندارد.
اما آمریکا برجام را پاره کرد و اروپا نیز پس از بدعهدی در اجرای تعهداتش، اکنون همان اسنپ بک یا مکانیزم ماشهای که موافقان و سینه چاکان برجام می گفتند چنین چیزی وجود ندارد، آن را راه اندازی کرده و نامهای به سازمان ملل و شورای امنیت فرستادهاند تا مراحل آن طی شود.
هر چند این ابزار به نام اسنپ بک که در برجام وجود دارد، بیشتر نامش در یک تبلیغات گسترده، یک بار روانی منفی ایجاد کرده و میتوان طبل تو خالی نامید، اما باید برای بررسی و حل این موضوع اقداماتی انجام داد.
نخستین اقدام باید بازخواست آنهایی باشد که برجام را به کشور تحمیل کردند و باعث شدند تا تبعات این توافق، سالها فضای سیاسی و اقتصادی کشور را مغشوش و تحت تأثیر خود قرار دهد. ایران در طول اجرای توافق هستهای، همچنان تحت تحریمهای آمریکا و اروپا قرار داشت و در واقع تحریمی برچیده نشده بود، هر چند در برجام قید شده بود تعلیق تحریمها نه لغو تحریمها که این مسئله نیز از چشم امضا کنندگان آن پنهان مانده بود.
آقای ظریف با صراحت و تأکید کامل اصرار داشت تا بگوید در متن برجام تعلیق نیامده بلکه لغو تحریمها نوشته شده است! که این هم اشتباه بود.
هم اکنون ایران تحت تحریم به تعداد ۴۹۵۳ تحریم است که با اجرای مکانیزم ماشه 7 تحریم دیگر به آنها افزوده میشود.
بار روانی این مکانیزم بیشتر از آنچه که درون خود دارد، تأثیر گذاشته، دلیل آن هم این است که دولت و موافقان مذاکرات با آمریکا و اروپا آن را بزرگ جلوه دادند و مذاکراتی را با اروپا نیز انجام دادند تا شاید بتوانند از راه اندازی اسنپ بک جلوگیری کنند. هر چند مواضع ایران به اروپا در جریان مذاکرات گفته شد.
واقعیت ماجرا این است که مهر ماه ۱۴۰۴ بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، دوره برجام پایان مییابد و پس از این تاریخ برجامی وجود ندارد. اروپا با راه اندازی مکانیزم ماشه مانع آن شده است. حتی در توافق هستهای حق وتو نیز از اعضای دائم شورای امنیت گرفته شده و روسیه و چین نیز نمیتوانند مانع آن شوند.
برجام هزینههای بسیار زیادی را به کشور تحمیل کرد، مسببان آن باید پاسخگو باشند.
محمد صفری
