وزیران امور خارجه فرانسه، انگلیس و آلمان پس از بازگشت تحریم ها در بیانیهای مشترک اعلام کردند که کشورهای ما به پیروی از مسیرهای دیپلماتیک و مذاکرات ادامه خواهند داد. همچنین کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، میگوید که بازگشت تحریمها به معنای پایان دیپلماسی با ایران نیست.وزارت امور خارجه آلمان نیز مدعی شده ما همچنان پذیرای مذاکره در مورد یک توافق جدید هستیم. ژان نوئل بارو وزیر امور خارجه فرانسه نیز گفته تحریمها به معنای پایان گفتوگو و دیپلماسی نیست. در رویکردی مضحک روبیو وزیر امور خارجه آمریکا نیز ادعا کرد که دیپلماسی همچنان یک گزینه است.
این ادعای مذاکراتی از سوی غربیها در حالی صورت میگیرد که ایران تا اخرین لحظه حتی در نیویورک نیز با همراهی چین و روسیه برای حفظ پنجره مذاکره و به نتیجه رسیدن دیپلماسی تلاش کرد اما غرب با رد قطعنامه چین و روسیه و پیشنهادات معقول ایران رسما به دیپلماسی شلیک کرد. با توجه به این حقیقت میتوان گفت که غربیها اکنون با ادعای باز بودن پنجره مذاکره به دنبال مقصر سازی از ایران و سفید سازی از خود هستند.
واقعیت آن است که تروریسم اقتصادی آخرین ابزار غرب برای اعمال فشار و باج خواهی از کشورهاست. این سلاح اقتصادی در ابعاد مختلف ناکارآمدی خود را نشان داده است که پیشرفتهای اقتصادی روسیه در شرایط جنگ و تحریم، ناتوانی غرب برای اعمال تحریم علیه چین، هند و....شکست تعرفههای ترامپ علیه سایر کشورها که البته اروپا با وضعیتی حقارت آمیز به آن تن داد، کاهش نقش دلار در معادلات جهانی و... کند شدن سلاح اقتصادی در دست غرب را اشکار ساخت. غرب اکنون بر این توهم آن است که با آوردن ایران پای میز مذاکره پس از فعال شدن اسنپ بک کارمدی تحریمها را نشان دهد تا ضمن باجخواهی از سایر کشورها، جهان را به پذیرش اجرای تحریمها علیه کشورهای هدف هدایت نماید حال آنکه واکنش منفی بسیاری از کشورها به تحریمهای ضد ایرانی و اسنپ بک بویژه رد آن از سوی چین و روسیه شکست زودهنگام این طراحی را به همراه داشته است.
همچنین روند چند دور مذاکرات ایران با آمریکا و اصرار غربیها مبنی بر تن دادن تهران به خواستههای واشنگتن نشان میدهد که غرب به دنبال مذاکره برای توافق نیست بلکه آنها متنی را از پیش آماده کردهاند که محورهای آن را نابودی تمام توان هستهای و غنی سازی، برچیدن توان موشکی و حذف ایران از معادلات منطقهای تشکیل میدهد. نکته مهم آن است که اروپایی نه یک بازیگر بلکه نقش پادوی آمریکا را ایفا میکنند که می خواهند مشابه توافق حقارت آمیزی که در کاخ سفید با ترامپ امضا کردند را به ایران نیز تحمیل نمیاند. این مدل رفتار یعنی تعیین سرنوشت مذاکره از قبل نوعی باج خواهی و خسارت محض است که ایران هرگز زیر بار آن نخواهد رفت. هر چند که غرب فعال شدن مکانیسم ماشه را اعلام کرده اما چنانکه عراقچی وزیر امور خارجه اعلام کرده، 26 مهرماه تاریخ پایان قطعنامه 2231 شورای امنیت است لذا میتوان گفت که غربیها با بر این امید هستند تا پیش از این تاریخ تهران را به امتیازدهی وادار سازند. نکته دیگر آنکه هر چند که غربیها با پنجره مذاکره مدعی رویکرد توافقی و فرصت دادن به دیپلماسی هستند اما به نظر می رسد آنها همزمان دو هدف را دنبال می کنند. از یک سو دستگاه دیپلماسی را مشغول بازی مذاکره میکنند تا از انرژی آن برای ظرفیت سازی در ابعاد دیگر کاسته شود و با نگاه داشتن پشت در توافق از تعاملات گسترده تر جهانی آن جلوگیری نمایند و از سوی دیگر ضمن شرطی نگاه داشتن اقتصاد ایران، تعاملات اقتصادی جهانی آن را نیز دچار تزلزل و تردید نمایند بگونهای که سایر کشورها با ابهام در به نتیجه رسیدن یا نرسیدن مذاکرات از گسترش تعامل با ایران تردید داشته و سرمایه گذاران خارجی نیز جرات ورود به بازار ایران را نداشته باشند. به عبارتی دیگر مذاکره ادعایی غرب نه رویکرد تعاملی بلکه بخشی از رویکرد تحریمی است که در لوای مذاکره اجرا میگردد که هوشیاری در برابر آن ضروری است.
نکته مهم آنکه نشست اخیر سازمان ملل و مواضع سران کشورها و سازمانها و افکار عمومی نشان داد که اجماعی جهانی علیه رژیم صهیونیستی با محوریت تحریم سراسری این رژیم در حوزه اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی و هنری و ورزشی و... ایجاد شده است. به نظر می رسد غرب با دروغ پردازی ضد ایرانی، ادعای مذاکراتی و اجرای جهانی تحریمهای ضد ایرانی به دنبال جا به جا سازی اولویتهای جهان و رهایی دادن رژیم صهیونیستی از مجازات جهانی است.
این ادعای مذاکراتی از سوی غربیها در حالی صورت میگیرد که ایران تا اخرین لحظه حتی در نیویورک نیز با همراهی چین و روسیه برای حفظ پنجره مذاکره و به نتیجه رسیدن دیپلماسی تلاش کرد اما غرب با رد قطعنامه چین و روسیه و پیشنهادات معقول ایران رسما به دیپلماسی شلیک کرد. با توجه به این حقیقت میتوان گفت که غربیها اکنون با ادعای باز بودن پنجره مذاکره به دنبال مقصر سازی از ایران و سفید سازی از خود هستند.
واقعیت آن است که تروریسم اقتصادی آخرین ابزار غرب برای اعمال فشار و باج خواهی از کشورهاست. این سلاح اقتصادی در ابعاد مختلف ناکارآمدی خود را نشان داده است که پیشرفتهای اقتصادی روسیه در شرایط جنگ و تحریم، ناتوانی غرب برای اعمال تحریم علیه چین، هند و....شکست تعرفههای ترامپ علیه سایر کشورها که البته اروپا با وضعیتی حقارت آمیز به آن تن داد، کاهش نقش دلار در معادلات جهانی و... کند شدن سلاح اقتصادی در دست غرب را اشکار ساخت. غرب اکنون بر این توهم آن است که با آوردن ایران پای میز مذاکره پس از فعال شدن اسنپ بک کارمدی تحریمها را نشان دهد تا ضمن باجخواهی از سایر کشورها، جهان را به پذیرش اجرای تحریمها علیه کشورهای هدف هدایت نماید حال آنکه واکنش منفی بسیاری از کشورها به تحریمهای ضد ایرانی و اسنپ بک بویژه رد آن از سوی چین و روسیه شکست زودهنگام این طراحی را به همراه داشته است.
همچنین روند چند دور مذاکرات ایران با آمریکا و اصرار غربیها مبنی بر تن دادن تهران به خواستههای واشنگتن نشان میدهد که غرب به دنبال مذاکره برای توافق نیست بلکه آنها متنی را از پیش آماده کردهاند که محورهای آن را نابودی تمام توان هستهای و غنی سازی، برچیدن توان موشکی و حذف ایران از معادلات منطقهای تشکیل میدهد. نکته مهم آن است که اروپایی نه یک بازیگر بلکه نقش پادوی آمریکا را ایفا میکنند که می خواهند مشابه توافق حقارت آمیزی که در کاخ سفید با ترامپ امضا کردند را به ایران نیز تحمیل نمیاند. این مدل رفتار یعنی تعیین سرنوشت مذاکره از قبل نوعی باج خواهی و خسارت محض است که ایران هرگز زیر بار آن نخواهد رفت. هر چند که غرب فعال شدن مکانیسم ماشه را اعلام کرده اما چنانکه عراقچی وزیر امور خارجه اعلام کرده، 26 مهرماه تاریخ پایان قطعنامه 2231 شورای امنیت است لذا میتوان گفت که غربیها با بر این امید هستند تا پیش از این تاریخ تهران را به امتیازدهی وادار سازند. نکته دیگر آنکه هر چند که غربیها با پنجره مذاکره مدعی رویکرد توافقی و فرصت دادن به دیپلماسی هستند اما به نظر می رسد آنها همزمان دو هدف را دنبال می کنند. از یک سو دستگاه دیپلماسی را مشغول بازی مذاکره میکنند تا از انرژی آن برای ظرفیت سازی در ابعاد دیگر کاسته شود و با نگاه داشتن پشت در توافق از تعاملات گسترده تر جهانی آن جلوگیری نمایند و از سوی دیگر ضمن شرطی نگاه داشتن اقتصاد ایران، تعاملات اقتصادی جهانی آن را نیز دچار تزلزل و تردید نمایند بگونهای که سایر کشورها با ابهام در به نتیجه رسیدن یا نرسیدن مذاکرات از گسترش تعامل با ایران تردید داشته و سرمایه گذاران خارجی نیز جرات ورود به بازار ایران را نداشته باشند. به عبارتی دیگر مذاکره ادعایی غرب نه رویکرد تعاملی بلکه بخشی از رویکرد تحریمی است که در لوای مذاکره اجرا میگردد که هوشیاری در برابر آن ضروری است.
نکته مهم آنکه نشست اخیر سازمان ملل و مواضع سران کشورها و سازمانها و افکار عمومی نشان داد که اجماعی جهانی علیه رژیم صهیونیستی با محوریت تحریم سراسری این رژیم در حوزه اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی و هنری و ورزشی و... ایجاد شده است. به نظر می رسد غرب با دروغ پردازی ضد ایرانی، ادعای مذاکراتی و اجرای جهانی تحریمهای ضد ایرانی به دنبال جا به جا سازی اولویتهای جهان و رهایی دادن رژیم صهیونیستی از مجازات جهانی است.
قاسم غفوری
