پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۴ - ۰۳:۰۸
کد مطلب : 134495

فاز جدید تحریم

تحولات جهانی در روزهای اخیر نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها مجموعه‌ای از تحرکات نظامی را در پیش گرفته‌اند. سرانجام پس از چند روز گمانه زنی درباره اقدام ناگهانی هاگست وزیر جنگ امریکا مبنی بر فراخوان سراسری بازگشت تمامی ژنرال‌های بلند پایه به آمریکا، سخنرانی او و ترامپ در این جمع برگزار شد. این نشست در پایگاه تفنگداران دریایی کوانتیکو در ایالت ویرجینیا برگزار شد و طبق دستور هاگست، تمامی فرماندهان دارای مسئولیت عملیاتی موظف به حضور بودند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که اخیرا آمریکا اقدام به اعزام سوخت رسان‌ها به قطر کرده در حالی که ضمن کاهش نیروهای در عراق آن را به سمت اربیل و نیز سوریه برده است. در همین حال ترامپ برای حماس خط و نشان کشده است که اگر به طرح او ظرف سه تا چهار روز پاسخ مثبت ندهد عواقب سختی در انتظار آن است. مجموع این تحرکات در حالی صورت می‌گیرد که ساختار حاکم بر آمریکا همواره بر این ادعاد بود که در صحنه جهانی قدرت نرم اولویت آنها است چنانکه ترامپ نیز در همان روزهای نخست ورود دوباره به کاخ سفید ادعا می کرد که در کمتر از دو ماه با دیپلماسی به جنگ‌ها پایان می‌دهد. 
سخنان ترامپ در نشست با نظامیان منبی بر این که آمریکا را با نظامی گری بزرگ کردیم، همینک تمام کشورهای جهان زیر چکمه شما هستند و ما بزرگترین و قوی‌ترین نیروی نظامی جهان را داریم و یا سخنان هاگست که می گوید به وزارت جنگ خوش آمدید، زیرا دوران وزارت دفاع به پایان رسیده، کشنده‌ترین ارتش روی این سیاره هستیم، نشان می‌دهد که عملا قدرت نرم و مذاکراتی ادعایی آمریکا رو به پایان است و شکست‌های یک جانبه‌گرایی آمریکایی دیگر جایگاهی در جهان ندارد و حتی سلاح اقتصادی که در قالب تحریم‌ها و تعرفه‌ها انجام می شد دیگر نتیجه بخش نیست و لذا تنها گزینه خط و نشان کشیدن‌های نظامی است؛ هر چند که رویارویی ارتش آمریکا با یمن و نیز جنگ دوازده روزه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با ایران توخالی بودن این طبل ادعایی را نیز بر همگان آشکار ساخت. 
ترامپ در طول 9 ماه ریاست جمهوری‌اش ادعای رویکرد به صلح البته از دریچه جنگ را مطرح کرده است. او مدعی است که همزمان با دیپلماسی باید گزینه نظامی را نیز برای فشار و تحمیل خواسته‌ها به طرف مقابل اجرا کرد چنانکه در اوکراین در کنار مذاکره با روسیه تسلیح کی یف و اقدام ناتو علیه مسکو را اجرا کرد. در قبال ایران در میانه مذاکرات هسته‌ای رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران تجاوز نظامی داشته‌اند و اکنون نیز در قبال ونزوئلا این رویه را تکرار می‌کند. به نظر می‌رسد امروز آمریکایی‌ها با مجموعه‌ای از تحرکات به دنبال ایجاد ترس از فضای جنگی جدید در جهان است تا در لوای آن به باج‌خواهی بویژه از کشورهای عربی در قبال سازش و طرح اخیر ترامپ درباره غزه است. 
هر چند که حفظ و افزایش آمادگی نظامی نیروهای مسلح در برابر تحرکات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی ضروری است اما همزان نیز ساختارهای اقتصادی کشور باید با درک جنگ اقتصادی دشمن، تدابیر لازم برای نقش آفرینی در این جنگ را در پیش گیرند. سیاست‌ غرب حکایت از آن دارد  که آنها با فعال سازی مکانیسم ماشه و همزمان تحرکات نظامی در منطقه برآنند تا از یک سو با دوگانه سازی جنگ و گفتگو ایران را به پذیرش زیاده‌خواهی‌های غرب وادار سازند و از سوی دیگر با ایجاد فضای روانی جنگ خود تحریمی را در اقتصاد ایران ایجاد نمایند. شرطی سازی اقتصادی، زمینه سازی برای سوء استفاده سرمایه داران برای احتکار کالا و گران‌سازی‌های مصنوعی، ایجاد ترس در صحنه بین‌الملل با محوریت ایجاد تنش در مناسبات اقتصادی کشورها با ایران و... در این چارچوب قابل ارزیابی است. به عبارتی دیگر غرب می‌خواهد مدل جدیدی از تحریم‌ها را که در قالب خودتحریمی است را اجرایی سازد. در این شرایط به نظر می رسد که همزمان با آمادگی نیروهای مسلح تیم اقتصادی دولت با درک شرایط باید به مدیریت بازار و اقتصاد کشور پرداخته و به جای میدان دادن به تفکرات لیبرالیستی که تورم و گران سازی در لوای بازار آزاد را ترویج می‌کند، برای مقابله با مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم گام بردارد تا ضمن شکستن مدل جدید تحریم‌ها زمینه ساز تقویت انسجام ملی گردد. اقداماتی همچون برداشتن یارانه‌ها و نظارت اقتصادی بر کالاهای اساسی و یا بیان مواضعی در باب تغییرات قیمت حامل‌های انرژی نمی‌تواند تدابیری مناسب در این جنگ اقتصادی باشد.
 
قاسم  غفوری
https://siasatrooz.ir/vdcdno0fkyt0so6.2a2y.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی