دوشنبه ۳ آذر ۱۴۰۴ - ۱۹:۲۳
کد مطلب : 135140

رخدادهایی با پیام‌های مشابه

صحنه بین‌الملل گاه با رخدادهایی همراه است که از نظر جغرافیایی و بعضا ساختار ظاهری شباهتی با هم ندارند اما ریشه‌یابی زمینه‌ها و نتایج حاصله بیانگر شباهت‌هایی که نعل به نعل یکدیگر روی داده و در نهایت نیز پیام‌های مشابهی را مخابره می‌کنند که درس گرفتن از آنها یک ضرورت است. 
نخست آنکه در حالی جهان معطوف به استمرار نسل کشی در غزه و جنگ افروزی آمریکا در ونزوئلا و غوغاسالاری غرب علیه  ایران در آژانس شورای حکام بوده که ناگهان آمریکا از طرح 28 ماده‌ای برای آنچه پایان جنگ اوکراین می نامد خبر داد. این اقدام به ظاهر صلح جویانه در شرایطی صورت گرفته است که آمریکا رسما عنوان می‌کند که اوکراین و حتی اروپا هیچ حقی برای اظهار نظر درباره آن را نداشته و صرفا باید پذیرنده آن باشند. طرحی که بر اساس آن عملا بخش‌های وسیعی از خاک اوکراین به روسیه واگذار گردیده و توان نظامی کی یف نیز تقلیل یافته و همزمان نیز اروپا پس از سه سال صدها میلیارد دلار هزینه کردن بدون هیچ دستاوردی باید با روسیه کنار بیاید. طرح آمریکا چنان حقارت آمیز است که زلنسکی رئیس جمهور اوکراین رسما عنوان می‌کند که میان روابط با آمریکاو حفظ عزت ملی باید یکی را انتخاب کرد و در نهایت تنها گزینه همان رویکرد به آمریکاست. 
دوم آنکه یک شنبه رژیم صهیونیستی با نقض گسترده آتش بس بیروت پایتخت لبنان را آماج حلات گسترده هوایی قرار داد در حالی محور این حملات نیز خانه ‌های مسکونی و غیر نظامیان بوده‌اند. هر چند که آنها ادعا دارند این حملات برای ترور فرماندهان حزب‌الله از جمله شهید طباطبایی بوده است اما حقیقت آن است که در ماه‌های آتش بس هیچ اقدامی از سوی حزب الله علیه رژیم صهیونیستی صورت نگرفته است و از سوی دیگر هدف قرار دادن مناطق مسکونی در هر شرایطی جنایت جنگی است لذا اقدام صهیونیست‌ها هیچ توجهیی نداشته و صرفا برگرفته از ماهیت تروریستی و ضد بشری این رژیم است. 
نقطه اشتراکی که در تحولات اوکراین و لبنان مشاهده می‌شود نوع رفتار آمریکایی‌هاست که اعتماد و دلبستن به وعده‌هایش را در نهایت با خیانت و منفعت طلبی یکجانبه گرایانه پاسخ می‌دهد. دولتمردان اوکراین سالهاست که با تکیه بر وعده‌های نظامی و حمایتی آمریکا رسما از تکیه بر توان داخلی و توسعه توان دفاعی و نظامی دست کشیده‌اند و در لنبان نیز در ماه‌های اخیر دولتمردان جدید این کشور دلخوش به وعده‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی آمریکا بوده و حتی برای خلع سلاح حزب الله و مقاومت مردمی اقدام کرده‌اند. آنها بر این تصور بوده‌اند که با حمایت‌های آمریکا تجاوزگری رژیم صهیونیستی پایان خواهد یافت و لنبان به بازیگری مهم در منطقه مبدل خواهد شد. آنچه امروز در رخدادهای اوکراین و لبنان مشاهده می‌شود آن است که هر دو کشور تاوان اعتماد به آمریکا و تسلیم شدن در برابر وعده‌های آن را می‌دهند که نتیجه آن نیز در اوکراین از دست دادن سرزمین و در لبنان نیز استمرار تجاوزگری و جنایات رژیم صهیونیستی بوده است. 
هر چند که در دیدگاه‌های بین‌المللی و سیاست خارجی این دیدگاه مطرح می شود که کشورها بر اساس منافعشان رفتار می‌کنند و تمامی معادلات بر اساس آن چینش می‌شود اما این حقیقت را نیز نباید از نظر دور داشت که همان مانع ملی جاده یک طرفه نمی باشد که در آن کشورها محکوم به تسلیم شدن در برابر زیاده خواهی نظام سلطه باشند. تفکر کدخدایی آمریکا و ناچار بودن کشورها برای تسلیم شدن در برابر خواسته‌های آن در عصر حاضر دیگر معنایی ندارد و در عین آنکه رفتار آمریکا در معادلات مختلف از جمله در اوکراین و لبنان نیز نشان می‌دهد که رویکرد مذاکراتی به آمریکا نه برگرفته از اصل گفتمانی و مذاکره بلکه در چارچوب دیکته نویسی است چنانکه ترامپ رسما به کی یف اعلام می کند که گزینه‌ای جز پذیرش طرح 28 ماده‌ای ندارد و به لبنان نیز تحمیل می سازد که یا تسلیم سازش و تسلط آمریکا بر کشورش می‌شود و یا اینکه با حمایت آمریکا حملات رژیم صهیونیستی و کشتارهای بیشتر ادامه خواهد یافت. مذاکره و طرح صلح از نگاه آمریکایی با واژه جنگ هیچ تفاوتی نمی‌کند چرا که آنها صرفا یک گزینه را می‌شناسند و آن تسلیم سازی است لذا تنها را مقابله با چنین تفکر سلطه جویانه مقاومت با تکیه بر انسجام ملی و تقویت توان نظامی کشور است. 
 
قاسم  غفوری
https://siasatrooz.ir/vdcbasb8grhbf8p.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی