همه تعجب کردیم! همه شگفت زده شدیم! چرا؟ آیا این اتفاق تا این اندازه نادر و بی نظیر است که افکار عمومی و رسانه ها شگفت زده شدند و به آن واکنش جالب توجه و فراوان نشان دادند؟!
در دوره ای زندگی می کنیم که چنین اتفاقاتی و وقایعی دور از انتظار است، در حالی که باید عادی باشد چرا که یکی از اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی ایران همین واقعه بود اما اکنون نایاب کم یاب شده و مانند ستاره سهیل هر از گاهی دیده می شود!
همگان در رسانه ها ماجرای فرزند نماینده محترم لردگان را دیده و خواندهاند.
سید روحالله موسوی نماینده لردگان است، نمایندهای که می توان او را یک نماینده واقعی مردم خطاب کرد.
این نماینده مجلس از موقیعت و جایگاه شغلی خود تاکنون نه استفاده کرده و نه سوء استفاده چرا که فرزند او در پیک موتوری مشغول به کار بود و هنگام کار با موتور خود جان باخته است.
در مقابل چنین پدر و فرزندی داریم پدر و فرزندانی که تا می توانند از جایگاه شغلی خود برای به دست آوردن مال و منال تلاش می کنند و فرزندان و اقوام خود را برای دست یابی به مشاغل مهم و پر درآمد معرفی می کنند.
برخی دیگر نیز در دیگر کشورهای دیگر ساکن هستند و در حالی که پدرانشان در ایران مسئولیت های حساسی دارند.
پسر نماینده لردگان یک آقازاده واقعی است، او بدون آن که حتی به پدر خود اعتراضی هم داشته باشد، در پیک موتوری مشغول کار بود و هیچ کس هم نمی دانست که پسر یک نماینده مجلس شواری اسلامی است.
این ماجرا آیا برای برخی مسئولان مایه شرمساری خواهد بود؟ در دورانی که برخی همچنان در فکر چپاول کشور هستند و از رانت و امکانات دولتی و حاکمیتی بهره می برند، نمونه های یافت می شود که نشان دهد مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی ایران باید آنگونه باشد که نماینده مردم لردگان در مجلس پیش گرفته است.
مردم مسئولانی اینچنین می خواهند، مسئولی که از موقیعت کاری خود سوء استفاده نکند، مسئولی که رانت را برای مردم بخواهد نه برای خود و اقوام.
چنین مسئولانی آبروی ایران اسلامی هستند و آنهایی که در جایگاه خود مشغول رانت خواری و فساد هستند، مایه آبروریزی نظام.
برای همین است که مردم یک منطقه کوچک و روستا برای تشییع پیکر فرزند نماینده لردگان در مجلس گسترده و باشکوه حاضر می شوند تا ادای دین کنند.
اینگونه مردمی بودن مسئولان، حال مردم را خوب می کند، نفس تازه می دهد به جان ایران که هنوز هم هستند آدمهایی با شرافت که حتی در موقعیتی که قرار دارند برای فرزند خود نیز کاری نمی کنند و از او می خواهد تا روی پای خود بایستد.
درگذشت فرزند نماینده لردگان، تلنگری به همه مسئولان و آقازاده هایی است که به مردم، ایران و انقلاب پشت کرده اند.از میان برخی آقازاده ها، فرزندی به وجود می آید مانند فرزند وزیر سابق که در احتکار دارو دست داشته و با جان مردم بازی کرده است، اکنون متواری است.
پدرش شهادت داده است؛ «در این شانزده، هفده ماه حتی یکبار هم برای اعضای خانوادهام با کسی تماس نگرفتم. به پسرم گفته بودم مثل بقیه باش و نگو پدرت چهکاره است.»
در این غوغای رانت خواری و فساد، اینگونه آدمها را نباید تنها گذاشت، باید تکثیر شوند تا دست رانت خواران و ویژه خواران از سفره مردم قطع شود.
درگذشت فرزند نماینده لردگان، هر چند زخمی بزرگ بر پیکر پدر و خانواده است، اما چنین مرگی با عزت است، عزتی که با پیروی از زیست عارفانه به دست آمده است.
«سید احمد» که در راه کسب روزی حلال جان باخت، شهید است. او با 16 سال سن روی همه آقازاده های ویژه خوار و رانت خوار را سیاه کرد.
این یادداشت ادای دینی کوچک بود به این روش و منش زندگی یک نماینده و فرزند او تا باشد تنبهی برای آنهایی که همچنان در حال حرامخواری هستند و نان در خون مردم میزنند و میخورند.
در دوره ای زندگی می کنیم که چنین اتفاقاتی و وقایعی دور از انتظار است، در حالی که باید عادی باشد چرا که یکی از اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی ایران همین واقعه بود اما اکنون نایاب کم یاب شده و مانند ستاره سهیل هر از گاهی دیده می شود!
همگان در رسانه ها ماجرای فرزند نماینده محترم لردگان را دیده و خواندهاند.
سید روحالله موسوی نماینده لردگان است، نمایندهای که می توان او را یک نماینده واقعی مردم خطاب کرد.
این نماینده مجلس از موقیعت و جایگاه شغلی خود تاکنون نه استفاده کرده و نه سوء استفاده چرا که فرزند او در پیک موتوری مشغول به کار بود و هنگام کار با موتور خود جان باخته است.
در مقابل چنین پدر و فرزندی داریم پدر و فرزندانی که تا می توانند از جایگاه شغلی خود برای به دست آوردن مال و منال تلاش می کنند و فرزندان و اقوام خود را برای دست یابی به مشاغل مهم و پر درآمد معرفی می کنند.
برخی دیگر نیز در دیگر کشورهای دیگر ساکن هستند و در حالی که پدرانشان در ایران مسئولیت های حساسی دارند.
پسر نماینده لردگان یک آقازاده واقعی است، او بدون آن که حتی به پدر خود اعتراضی هم داشته باشد، در پیک موتوری مشغول کار بود و هیچ کس هم نمی دانست که پسر یک نماینده مجلس شواری اسلامی است.
این ماجرا آیا برای برخی مسئولان مایه شرمساری خواهد بود؟ در دورانی که برخی همچنان در فکر چپاول کشور هستند و از رانت و امکانات دولتی و حاکمیتی بهره می برند، نمونه های یافت می شود که نشان دهد مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی ایران باید آنگونه باشد که نماینده مردم لردگان در مجلس پیش گرفته است.
مردم مسئولانی اینچنین می خواهند، مسئولی که از موقیعت کاری خود سوء استفاده نکند، مسئولی که رانت را برای مردم بخواهد نه برای خود و اقوام.
چنین مسئولانی آبروی ایران اسلامی هستند و آنهایی که در جایگاه خود مشغول رانت خواری و فساد هستند، مایه آبروریزی نظام.
برای همین است که مردم یک منطقه کوچک و روستا برای تشییع پیکر فرزند نماینده لردگان در مجلس گسترده و باشکوه حاضر می شوند تا ادای دین کنند.
اینگونه مردمی بودن مسئولان، حال مردم را خوب می کند، نفس تازه می دهد به جان ایران که هنوز هم هستند آدمهایی با شرافت که حتی در موقعیتی که قرار دارند برای فرزند خود نیز کاری نمی کنند و از او می خواهد تا روی پای خود بایستد.
درگذشت فرزند نماینده لردگان، تلنگری به همه مسئولان و آقازاده هایی است که به مردم، ایران و انقلاب پشت کرده اند.از میان برخی آقازاده ها، فرزندی به وجود می آید مانند فرزند وزیر سابق که در احتکار دارو دست داشته و با جان مردم بازی کرده است، اکنون متواری است.
پدرش شهادت داده است؛ «در این شانزده، هفده ماه حتی یکبار هم برای اعضای خانوادهام با کسی تماس نگرفتم. به پسرم گفته بودم مثل بقیه باش و نگو پدرت چهکاره است.»
در این غوغای رانت خواری و فساد، اینگونه آدمها را نباید تنها گذاشت، باید تکثیر شوند تا دست رانت خواران و ویژه خواران از سفره مردم قطع شود.
درگذشت فرزند نماینده لردگان، هر چند زخمی بزرگ بر پیکر پدر و خانواده است، اما چنین مرگی با عزت است، عزتی که با پیروی از زیست عارفانه به دست آمده است.
«سید احمد» که در راه کسب روزی حلال جان باخت، شهید است. او با 16 سال سن روی همه آقازاده های ویژه خوار و رانت خوار را سیاه کرد.
این یادداشت ادای دینی کوچک بود به این روش و منش زندگی یک نماینده و فرزند او تا باشد تنبهی برای آنهایی که همچنان در حال حرامخواری هستند و نان در خون مردم میزنند و میخورند.
محمد صفری

