صحنه بینالملل با جنجالسازیهای رسانهای و تبلیغاتی آمریکا در حالی بار دیگر معطوف به معادلات ایران و غرب شده است که بسیاری از محافل سیاسی و کارشناسی جهانی نسبت به هرگونه اقدام نظامی علیه ایران هشدار داده و تاکید دارند که دامنه جنگ میتواند به کل منطقه کشیده شود . در میان این هیاهوها مباحثی پیرامون فعال شدن دیپلماسی نیز مطرح شده است چنانکه از یک سو تهران تاکید دارد که آماده آزمودن دیپلماسی صادقانه است و از سوی دیگر آمریکا نیز ادعای توجه به مذاکره را مطرح میسازد. اتحادیه اروپا انیز که عملا دیگر جایگاهی در جهان ندارد برای حفظ ظاهر اعلام کرد که خواستار باز ماندن کانالهای گفتوگو با ایران است.
مجموعه مباحث برای پیرامون دیپلماسی در حالی مطرح میشود که تحقق این مسئله نیازمند توجه به اصولی است که تغییرناپذیر خواهد بود. غربیها در فضاسازی رسانهای در حالی ادعای فشار بر ایران برای ورود به مذاکره را مطرح میسازند که ایران در طول دو دهه مذاکرات هستهای همواره پای میز بوده و این طرفهای اروپایی و آمریکا بودهاند که تعهدات را نقض و با زیاده خواهیهای بی منطق ضمن نقض تمامی قوانین جهانی، مانع از به نتیجه رسیدن مذاکرات شدهاند. شکلگیری ساختار برای مذاکرات نیازمند تغییر رفتار غرب و دست کشیدن از تجربیات شکست خورده گذشته و در پیش گرفتن صداقت رفتاری برای تحقق مذاکرهای معنا دار است. همچنین برخلاف ادعاهای غرب که برآنند تا ایران را کشوری منزوی و ضعیف شده نمایش دهند زنجیره تحرکات منطقهای و جهانی صورت گرفته برای رایزنی با مقامات ایرانی جهت کاهش تنشهای ایران و آمریکا و خطر جنگ، نشانگر اعتراف به حقیقت جایگاه و ظرفیتهای عظیم ایران به عنوان یک بازیگر تصمیم گیر و مستقل است. اگر ایران کشوری قوی، تاثیرگذار، فعال، مستقل با تعاملات گسترده جهانی نبود هرگز چنین تحرکاتی میانجیگرایانه شکل نمیگرفت و محافل سیاسی، امنیتی و اقتصادی جهانی نسبت به تعهدات فاجعه بار اقدام خصمانه علیه ایران هوشدار نمیدانند. این حقیقتی است که غرب باید در شکلگیری ساختاری برای مذاکرات به آن توجه داشته باشند و از توهم انزوا و نیاز ایران به مذاکره دست بردارند.
نکته مهم آن است که پذیرش میانجیگران بویژه کشورهای منطقه و همسایگان توسط ایران به معنای ترس از تهدیدات و یا دست کشیدن از حقوق حقه و خطوط قرمز مذاکراتی نیست بلکه برگرفته از احترام و ارزشی است که ایران برای دوستان و همسایگان قائل است. تهران تاکید دارد که دیدگاهها و نظرات مطرح شده از سوی دوستان، دلسوزان امنیت و ثبات منطقه و جهان را دریافت و بر اساس منافع و امنیت ملی و حقوق حقه غیر قابل تغییر خویش تصمیم گیری میکند. شکلگیری ساختاری برای مذاکرات برگرفته از همین دیدگاه همگرایانه ایران است و به منزله تغییر رفتار ایران نباید برآورد شود.
شکلگیری ساختاری برای مذاکرات نباید با توهم آمدن ایران پای مذاکرات از ترس از جنجالها و شاخ و شانه کشیدنهای آمریکا آمیخته شود. واکنش نظامیان و مقامات ایرانی در برابر تحرکات و ادعاهای نظامی آمریکا نشان میدهد که تهران تغییر رویهای در پی گیری حقوق خود بر اساس خطوط قرمز عنوان شده هستهای، موشکی، منطقهای نداشته بلکه این طرف آمریکایی است که پس از ناکامی در جنگ اغتشاش آفرینی و جنگ روانی در نهایت وادار به تغییر موضع شده است چنانکه سیدعباس عراقچی، وزیر امورخارجه ایران گفت: آمریکا اغلب از طریق کشورهای ثالث تلاش میکند با ایران تماس برقرار کند. سخنان این روزهای ترامپ که از ادعاهای حقوق بشری و حمایت از اغتشاش و آشوب به سخنان مذاکراتی و اذعان به چیره دست بودن مذاکراتی ایران رسیده است، گواهی بر این حقیقت است بویژه آنکه تحولات در سرزمینهای اشغالی نیز به خوبی نشان میدهد که نیابتی آمریکا به شدت از پاسخ های کوبنده و موشکهای ایرانی در هراس است.
نکته مهم آن است که تاکید ایران بر شکلگیری ساختاری برای مذاکراتی نباید طرف مقابل را با این اشتباه محاسباتی مواجه سازد که ایران کشوری ضعیف است و یا آن دست از روی ماشه برداشته است. تهران با تجربیات گذشته از جمله جنگ 12 روزه دریافته است که طرف آمریکایی هیچگاه مورد اعتماد نمیباشد و احتمال رفتاری تجاوزکارانه در میانه مذاکرات وجود دارد بر این اساس رویکرد مذاکراتی ایران همراه با دستان نیروهای مسلح روی ماشه همراه است و هیچ عقب نشینی از اقتدار میدان وجود ندارد. آمریکا باید بداند که اولین اشتباه محاسباتی برابر با پیامدهای فاجعه باری است که نیروها، پایگاه ها، منافع آمریکا در منطقه و خصوصا رژیم صهیونیستی را در معرض نابودی قرار خواهد داد. ایران تمامی اهداف و نقطه ضعفهای دشمن را در نظر دارد و با کوچکترین حرکت نادرستی آمادگی پاسخی سریع، قاطع، ویرانگر و پشیمان کننده را دارد. شکلگیری ساختاری برای مذاکرات باید همراه با درس گرفتن از گذشته باشد و غرب نباید گرفتار توهمات جنگ طلبانی شود که نگاه کاسبکارانهاشان میتواند کل منطقه را به آتش بکشد.
مجموعه مباحث برای پیرامون دیپلماسی در حالی مطرح میشود که تحقق این مسئله نیازمند توجه به اصولی است که تغییرناپذیر خواهد بود. غربیها در فضاسازی رسانهای در حالی ادعای فشار بر ایران برای ورود به مذاکره را مطرح میسازند که ایران در طول دو دهه مذاکرات هستهای همواره پای میز بوده و این طرفهای اروپایی و آمریکا بودهاند که تعهدات را نقض و با زیاده خواهیهای بی منطق ضمن نقض تمامی قوانین جهانی، مانع از به نتیجه رسیدن مذاکرات شدهاند. شکلگیری ساختار برای مذاکرات نیازمند تغییر رفتار غرب و دست کشیدن از تجربیات شکست خورده گذشته و در پیش گرفتن صداقت رفتاری برای تحقق مذاکرهای معنا دار است. همچنین برخلاف ادعاهای غرب که برآنند تا ایران را کشوری منزوی و ضعیف شده نمایش دهند زنجیره تحرکات منطقهای و جهانی صورت گرفته برای رایزنی با مقامات ایرانی جهت کاهش تنشهای ایران و آمریکا و خطر جنگ، نشانگر اعتراف به حقیقت جایگاه و ظرفیتهای عظیم ایران به عنوان یک بازیگر تصمیم گیر و مستقل است. اگر ایران کشوری قوی، تاثیرگذار، فعال، مستقل با تعاملات گسترده جهانی نبود هرگز چنین تحرکاتی میانجیگرایانه شکل نمیگرفت و محافل سیاسی، امنیتی و اقتصادی جهانی نسبت به تعهدات فاجعه بار اقدام خصمانه علیه ایران هوشدار نمیدانند. این حقیقتی است که غرب باید در شکلگیری ساختاری برای مذاکرات به آن توجه داشته باشند و از توهم انزوا و نیاز ایران به مذاکره دست بردارند.
نکته مهم آن است که پذیرش میانجیگران بویژه کشورهای منطقه و همسایگان توسط ایران به معنای ترس از تهدیدات و یا دست کشیدن از حقوق حقه و خطوط قرمز مذاکراتی نیست بلکه برگرفته از احترام و ارزشی است که ایران برای دوستان و همسایگان قائل است. تهران تاکید دارد که دیدگاهها و نظرات مطرح شده از سوی دوستان، دلسوزان امنیت و ثبات منطقه و جهان را دریافت و بر اساس منافع و امنیت ملی و حقوق حقه غیر قابل تغییر خویش تصمیم گیری میکند. شکلگیری ساختاری برای مذاکرات برگرفته از همین دیدگاه همگرایانه ایران است و به منزله تغییر رفتار ایران نباید برآورد شود.
شکلگیری ساختاری برای مذاکرات نباید با توهم آمدن ایران پای مذاکرات از ترس از جنجالها و شاخ و شانه کشیدنهای آمریکا آمیخته شود. واکنش نظامیان و مقامات ایرانی در برابر تحرکات و ادعاهای نظامی آمریکا نشان میدهد که تهران تغییر رویهای در پی گیری حقوق خود بر اساس خطوط قرمز عنوان شده هستهای، موشکی، منطقهای نداشته بلکه این طرف آمریکایی است که پس از ناکامی در جنگ اغتشاش آفرینی و جنگ روانی در نهایت وادار به تغییر موضع شده است چنانکه سیدعباس عراقچی، وزیر امورخارجه ایران گفت: آمریکا اغلب از طریق کشورهای ثالث تلاش میکند با ایران تماس برقرار کند. سخنان این روزهای ترامپ که از ادعاهای حقوق بشری و حمایت از اغتشاش و آشوب به سخنان مذاکراتی و اذعان به چیره دست بودن مذاکراتی ایران رسیده است، گواهی بر این حقیقت است بویژه آنکه تحولات در سرزمینهای اشغالی نیز به خوبی نشان میدهد که نیابتی آمریکا به شدت از پاسخ های کوبنده و موشکهای ایرانی در هراس است.
نکته مهم آن است که تاکید ایران بر شکلگیری ساختاری برای مذاکراتی نباید طرف مقابل را با این اشتباه محاسباتی مواجه سازد که ایران کشوری ضعیف است و یا آن دست از روی ماشه برداشته است. تهران با تجربیات گذشته از جمله جنگ 12 روزه دریافته است که طرف آمریکایی هیچگاه مورد اعتماد نمیباشد و احتمال رفتاری تجاوزکارانه در میانه مذاکرات وجود دارد بر این اساس رویکرد مذاکراتی ایران همراه با دستان نیروهای مسلح روی ماشه همراه است و هیچ عقب نشینی از اقتدار میدان وجود ندارد. آمریکا باید بداند که اولین اشتباه محاسباتی برابر با پیامدهای فاجعه باری است که نیروها، پایگاه ها، منافع آمریکا در منطقه و خصوصا رژیم صهیونیستی را در معرض نابودی قرار خواهد داد. ایران تمامی اهداف و نقطه ضعفهای دشمن را در نظر دارد و با کوچکترین حرکت نادرستی آمادگی پاسخی سریع، قاطع، ویرانگر و پشیمان کننده را دارد. شکلگیری ساختاری برای مذاکرات باید همراه با درس گرفتن از گذشته باشد و غرب نباید گرفتار توهمات جنگ طلبانی شود که نگاه کاسبکارانهاشان میتواند کل منطقه را به آتش بکشد.
قاسم غفوری
