دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۲
کد مطلب : 136813

خشت نخست

اقتدار ایران بر اساس مولفه‌های میدان، خیابان و دیپلماسی که تاب آوری نظامی، اقتصادی و اجتماعی ایران را رقم زد، در نهایت از یک سو اعتراف جهانی به اقتدار و ظرفیت‌های عظیم ایران را به همراه داشت و از سوی دیگر آمریکای متجاوز را برآن داشت تا سراسیمه به دنبال آتش بس و خروج از بحرانی باشد که به خاطر اصل اول اسرائیل در آن گرفتار شده است. 
پس از هفته‌های رایزنی‌های دیپلماتیک با پشتوانه میدان و خیابان، در نهایت پاکستان به عنوان میانجی پایان جنگ از فراهم شدن زمینه‌های یک یادداشت تفاهم خبر داد که اساس آن را نیز تعیین یک بازده زمانی قابل تمدید برای بررسی و به نتیجه رسیدن مفاد چهارده بندی اعلامی از سوی ایران تشکیل می‌دهد. 
نکته مهم در این فرایند آن است که همواره در جنگ‌هایی که آمریکا به پا کرده است و نوع رفتاری که با سایر کشورها داشته، رویه چنان بوده که آمریکا متنی را آماده، کشور هدف قرار گرفته نیز آن را امضا می کرد و عملا روندی دیپلماتیک بر اساس نظر و خواست طرف غیر آمریکایی وجود نداشت بر این اساس نفس شکل گیری مذاکرات اسلام آباد و سفرهای مقامات پاکستانی و برخی دیگر از میانجی گران همچون قطر به تهران و نیز رایزنی‌های گسترده مقامات کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با مقامات ایران بیانگر اقتدار و ظرفیت جهانی است که ایران با ایستادگی در جنگ رمضان بدست اورده است.
این اقتدار با مولفه‌ای به نام مدیریت هوشمند تنگه هرمز ابعاد گسترده‌تری گرفته است که با استمرار صحیح این روند و بهره گیری از ظرفیت‌های ایجاد شده بویژه با تکیه بر مقاومت و حضور خیابانی مردم، دیپلماسی می تواند به دستاوردهای تاریخی و قابل توجهی دست یابد. 
در کنار این مباحث نکته مهم و قابل توجه، سنگ بنایی است که همچون ستون‌ها و ریشه‌‌های اصلی مذاکرات عمل خواهد کرد بویژه آنکه شواهد امر نشان می‌دهد که این روند کوتاه مدت نخواهد بود و احتمال طولانی شدن آن وجود دارد. آنچه از سوی تهران مطرح می شود اولویت به پایان جنگ و تعهدات پیرامون آن است و مباحثی همچون هسته‌ای امری حاشیه‌ای می باشد. 
آنچه در فرآیند این معادلات باید مورد توجه قرار گیرد مقابله با طراحی دشمن در جنگ ادراکی است. شواهد نشان می‌دهد که در یک سوی معادله که جامعه آمریکا و سایر ساختارهای جهانی است، این باور و قطعیت وجود دارد که ایران رویکردی دفاعی دارد لذا تا زمانی که مورد تجاوز نظامی قرار نگیرد اقدامی صورت نخواهد داد لذا در صورت اعلام هرگونه یادداشت تفاهمی برای ادامه مسیر بازارهای مالی و اجتماعی در کشوری همچون امریکا می‌تواند حرکت به سمت وضعیتی پایدار را در پیش گیرد. 
در سوی معادله یعنی در درون ایران، دو مرتبه تجاوز نظامی آمریکا در میانه مذاکرات و نیز مواضع دو پهلو و غیر قابل اتکای ترامپ نوعی شرطی شدن بازار و به عبارتی ماندن در بن بست اما و اگرها را می‌تواند به همراه داشته باشد. رویه‌ای که با روکود کسب و کارها و شرایط اقتصادی کشور به نوعی خود تحریمی سوق می یابد که در آن دشمن تحریم کننده چندان هزینه‌ای پرداخت نکرده است. با توجه به این مولفه‌ها به نظر می‌رسد خشت نخست هر یادداشت تفاهمی می‌تواند مقابله با این جنگ ادراکی آمریکا باشد به‌گونه‌ای که جامعه ایران از بن بست اما و اگر‌ها و نگرانی هر روزه از احتمال تجاوز ناگهانی دوباره آمریکا خارج شود. 
در همین راستا نیز چنانکه مقامات نظامی و دیپلماتیک ایران تاکید دارند پایان دادن قطعی به جنگ اولویتی است که با مولفه‌ای به نام خروج کامل نظامی تهاجمی آمریکا از منطقه می تواند همراه باشد. به عبارتی دیگر پیش شرط هر رویکرد مذاکراتی تخلیه پایگاه‌های آمریکا و خروج تجهیزات و تسلیحات از حریم جنگی می‌تواند قرار گیرد. 
در همین حال ایران باید اصل قابل پیش بینی بودن را که به اصل غافلگیری و اقدام پیش دستانه تغییر دهد بگونه‌ای که همزمان با برقراری ارامش در فضای اجتماعی و اقتصادی ایران، نوسانات و ناملایمات بویژه در اقتصاد آمریکا و شرکایش ادامه یابد. مسئله‌ای که می‌تواند در کنار توان نظامی و میدان داری مردم بخشی از توان نظامی ایران برای مهار و مقابله با تهدیدات آینده آمریکا و رژیم صهیونیستی را به همراه داشته باشد.

قاسم غفوری
https://siasatrooz.ir/vdcjvmevtuqetoz.fsfu.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی