دوشنبه ۸ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۷
کد مطلب : 137132

سیگنال‌های درست

به رغم توافق چهارده ماده‌ای و برخی دیدارهای برگزار شده میان ایران و  آمریکا با واسطه گری پاکستان و قطر و در حالی که بسیاری از کشورها و سازمان مدعی حمایت از پابرجا بودن توافق مطرح کرده اند، اما آمریکا در نقض عهدی آشکار از یک سو دست رژیم صهیونیستی را برای جنایت در لبنان باز گذاشته و از سوی دیگر نیز تقریبا به صورت روزانه مناطق جنوبی ایران را مورد تجاوز نظامی قرار می دهد که البته با واکنش سنگین نیروهای مسلح ایران مواجه می شود. پاسخی که به نظر می رسد ابعاد آن باید چنان گسترده شود که هزینه آمریکا را به شدت بالا برده و از تکرار این حملات دست بردارد لذا هدف قرار دادن مراکز نفتی منطقه و نیز مسدود سازی کامل هرمز تا زمان قطع نهایی تجاوزات یک ضرورت ارزیابی می‌شود. 
در کنار این مابحث نکته مهم آن است که شواهد نشان می دهد که میدان و مردم در خیابان به نحو کامل در حال انجام تکالیف خود در مقابله با دشمن هستند و دیپملماسی نیز تلاش دارد تا با تکیه بر این مولفه‌ها در برابر زیاده خواهی‌های آمریکا ایستادگی نماید. این مولفه‌های قدرت در حالی می تواند پیروزی تاریخی ایران را رقم زند که اصلی مهم را باید در این معادلات در نظر داشت و آن مسئله توجه به سلاح اقتصاد در جنگ ترکیبی دشمن است. در شرایطی که بخشی از دستاوردهای ایران در توافق چهارده ماده‌ای در قالب اقتصادی می باشد اما باید در نظر داشت که همین مولفه مثبت می تواند به ابزار تهدیدی از جانب آمریکا مبدل گردد لذا تمهدیات اقتصادی باید چنان باشد که در نهایت ضمن تحقق اهداف اقتصادی، مانع از سودجویی دشمن گردد. 
اصلی ترین مسئله این است که باید در نظر داشت رویکرد به مذاکرات و توافق چهارده ماده‌ای نه شاخصه‌های اقتصادی بلکه برای اهدافی بزرگ تر به نام پایان دادن به جنگ و هرگونه تجاوزگری علیه ایران، دریافت خسارت و غرامت جنگ، انتقام گیری خون رهبر شهید و 168 دانش آموز مینابی و تمام کسانی است که در جنگ 12 روزه و رمضان قربانی جنایات آمریکایی - صهیونیستی شده‌اند، تثبیت اقتدار ایران در تنگه هرمز و زمینه سازی برای اخراج آمریکا و تحقق نظم نوین بومی در منطقه اصلی ترین این اهداف است که نباید در سایه اهداف اقتصادی کم رنگ و یا به حاشیه رانده شوند. 
در همین راستا نیز سیاست های اقتصادی در برابر جنگ ترکیبی دولت باید با مولفه‌هایی همراه باشد که بوی ضعف و نیازمندی از آن به مشام دشمن نرسد و چنان نباشد که این توهم را در ترامپ ایجاد نماید که ایرانیان گرسنگانی هستند که برای مشتی گندم و ذرت با آمریکا مذاکره می کنند و دارایی‌های آن صرف رونق اقتصادی کشاورزان آمریکایی می شود. بر همین اساس است که باید در نظر داشت گرانی‌ها بویژه در کالاهای اساسی همچون نان و بنزین که چرخه‌ای از تورم را ایجاد می‌کند نه راهکار حل مشکلات اقتصادی و کمبود نقدینگی ها بلکه قرار گرفتن ناخواسته در زمینی است که توهمات اقتصادی دشمن را افزایش خواهد داد. در همین حال متولیان امر بویژه در حوزه اقتصادی باید تلاش داشته باشند تا در کنار شفاف بودن با مردم، چنان به برجسته سازی و فضای یاس و نامیدی نپردازند که گویی بدون توافق با آمریکا هیچ مشکلی رفع نخواهد شد. این تصور یعنی دامن زدن به توهمات فردی چون ترامپ که تصور می کند تا با تکیه بر ابزار نظامی و تقویت فشار اقتصادی می تواند به امتیازگیری بپردازد. ایجاد چنین ذهنیتی در طرف آمریکایی نه تنها زمینه ساز توافق نخواهد شد بلکه افزایش گزینه نظامی برای باج خواهی را افزایش می دهد. 
نکته بسیار مهم آن است که تکرار گره زدن حل مشکلات کشور به ازاد شدن پول‌های بلوکه شده در کنار آنکه شرطی شدن بازار و بی رونقی اقتصاد را به همراه دارد، توهم نیازمندی ایران را در طرف آمریکایی تقویت می‌کند. دل بستن به وعده‌هایی همچون صندوق 300 میلیارد دلاری منطقه‌ای برای بازسازی که تاکنون دهها مورد مشابه آن در قبال سایر تحولات مطرح و هرگز اجرا نشده است، تکیه بر آزاد شدن چند میلیارد دلار دارایی‌های بلوکه شده برای تامین کالاهای اساسی و ....قطعا در چارچوب معادله جنگ اقتصادی با دشمن کارایی نخواهد داشت بلکه باید تلاش نمود تا اقتصاد را با مولفه‌های درونی، تکیه بر قدرت مردمی و نیروهای مسلح و نیز ظرفیت‌های همسایگان با مرزهای زمینی و نیز ابزار مهمی به نام تنگه هرمز اداره و مشکلات را رفع نمود تا از رسیدن سیگنال‌های نادرست به دشمن که همچنان در تصور کارآمدی ابزار اقتصادی برای تسلیم‌سازی است جلوگیری شود.
 
قاسم غفوری
https://siasatrooz.ir/vdcexf8zwjh8xzi.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی