«جمهوری اسلامی ایران نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر» جملهای از حضرت امام(ره) است که در 12 فروردین ماه 1358 با رأی قاطع مردم به ثمر نشست. از آن زمان تاکنون بودند و هستند افراد و اشخاصی که سعی داشتند تا ماهیت جمهوری اسلامی را در ایران تغییر دهند و بویژه آن را از انقلاب اسلامی جدا نمایند و جمهوریت را تنها محور قرار دهند؛هر چند تاکنون موفق به این تصمیم نشدهاند اما وجود چنین تفکراتی در بدنه نظام اسلامی راه رسیدن به یک حکومت اسلامی را دشوارتر کرده است.
آنچه ایران از نبود و ضعف آن رنج میبرد، دور شدن از آرمانهای واقعی انقلاب اسلامی ایران است. چرا که برخی با سیاستها و اعمال نفوذ سعی کردند تا این مطالبه ناحق را در افکار عمومی جا بیندازند که «تا کی جمهوری اسلامی!» این سیاست تاکنون ادامه داشته و دارد و حتی با وجود همه دشمنیهایی که دشمنان ایران اسلامی علیه انقلاب، ایران و مردم پیاده کردهاند بر این باورند که باید با دشمن مدارا کرد.
در طول 12 روز جنگ تحمیلی که سال گذشته واقع شد و آغاز جنگی دیگر از 9 اسفند ماه سال گذشته که منجر به شهادت رهبر عزیز ایران و شهادت 168 دانش آموز مینابی گشت، تحولات بسیاری به وقوع پیوسته است که این تحولات همراه با تغییرات راهبردی بوده است. اقتدار و توانمندیهای ایران اسلامی در این جنگ نابرابر به رخ دشمن کشیده شد تا جایی که تن به یک آتش بس داد، هر چند این آتش بس شکننده و متزلزل است اما آنچه در صحنه نبرد دیده شد، تحمیل اقتدار ایران با توانمندی و اقتدار نظامی نیروهای مسلح ایران اسلامی تحت فرماندهی فرمانده کل قوا حضرت آیت الله سید علی خامنهای به دست آمد و اکنون نیز فرزند ایشان همان روش و شیوه فرماندهی را در پیش گرفتهاند.
در این میان برخی بر این باورند که باید از این جمهوری عبور کرد و به جمهوری سوم رسید! این قشر خاص که سالها بر این تز و عقیده خود ایستاده و پافشاری کردهاند، شرایط کنونی را مهیای چنین دوران گذاری تصور میکنند.
در یکی از روزنامههای اصلاح طلب که در 18 خرداد ماه گذشته به چاپ رسیده است، در تیتر نخست خود نوشته؛ «الزامات جمهوری سوم» و در تشریح آن نوشته است؛ایران به دوران جمهوری سوم وارد شده، در این دوره باید نظارت استصوابی و سازمانهایی چون شورای انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی تغییر کند.
دوره تازه پس از جنگ دوره تازهای است که ویژگیهای عمدهای دارد:۱. تقویت جنبه جمهوری و مدنی ۲. پذیرش اقتضائات اجتماعی و منطقهای ۳. تغییر نگرش به دشمن ۴.به حاشیه رفتن بنیادگرایی
مجموعه این عوامل، مختصات ظهور «جمهوری سوم» در ایران است و حکمرانی باید با این تحولات همراه شود. این عقیده که از زبان یک شخص با عنوان جامعه شناس مطرح شده در واقع شرایط موجود را بد فهم کرده است، جمهوری اسلامی ایران بنا بر سخنان حضرت امام (ره) نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم، به این نکته باید توجه داشت که رهبر شهید انقلاب راهبرد نهایی را در بیانیه گام دوم انقلاب که در 40 سالگی انقلاب اسلامی ایران منتشر شد، بیان کردهاند. این که برخی بر این اعتقاد خود پافشاری میکنند و در یک روزنامهای که مسئول آن در بدنه دولت مسئولیت دارد منتشر و ترویج میشود، بدون هدف و غرض نیست.
پیش از این، در دولت تدبیر و امید بر برجام دوم و سوم تأکید میشد در حالی که برجام نخست خسارت محض بود و اگر دولت مستقر آن زمان برجامهای بعدی را کلید میزد، به سرنگونی جمهوری اسلامی ایران میانجامید و اکنون که در آستانه یک تشییع بینظیر و باشکوه برای رهبر شهید ایران هستیم؛ حضور میلیونی و نادر مردم در این تشییع خود گویای استمرار راهی است که تاکنون طی شده و برای آن خونهای زیادی ریخته شده است.
حال چگونه میتوان انتظار داشت که جمهوری سوم با زیر پا گذاشتن دستاوردها و آرمانهای انقلاب اسلامی همچون شورای نگهبان، شورایعالی فضای مجازی،شورای عالی انقلاب فرهنگی منحل شود؟
تفکری که اعتقاد دارد این نهادها باید اصلاح شود و حتی اصل وجودیشان بازنگری شود، خیر خواه ایران اسلامی نبوده و نیستند بلکه چنین خواستههایی در راستای مطالباتی است که دشمن آنها را پیگیری میکند چرا که وجود چنین نهادهای حاکمیتی مانع رسیدن به اهداف دشمنان است.
مردم ایران اسلامی در روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه با حضور میلیونی و پرشکوه خود نشان خواهند داد که پای کار جمهوری اسلامی ایران خود ایستادهاند و اجازه نخواهند داد تفکرات و عقاید خطرناک مانند آنچه در یک روزنامه اصلاح طلب مطرح شده در ایران پیاده شود.
ایران اسلامی نیازمند بازگشت به آرمانهای واقعی انقلاب خود است و هر نسخه دیگری برای ایران سمی است که برخی تجویز میکنند.
آنچه ایران از نبود و ضعف آن رنج میبرد، دور شدن از آرمانهای واقعی انقلاب اسلامی ایران است. چرا که برخی با سیاستها و اعمال نفوذ سعی کردند تا این مطالبه ناحق را در افکار عمومی جا بیندازند که «تا کی جمهوری اسلامی!» این سیاست تاکنون ادامه داشته و دارد و حتی با وجود همه دشمنیهایی که دشمنان ایران اسلامی علیه انقلاب، ایران و مردم پیاده کردهاند بر این باورند که باید با دشمن مدارا کرد.
در طول 12 روز جنگ تحمیلی که سال گذشته واقع شد و آغاز جنگی دیگر از 9 اسفند ماه سال گذشته که منجر به شهادت رهبر عزیز ایران و شهادت 168 دانش آموز مینابی گشت، تحولات بسیاری به وقوع پیوسته است که این تحولات همراه با تغییرات راهبردی بوده است. اقتدار و توانمندیهای ایران اسلامی در این جنگ نابرابر به رخ دشمن کشیده شد تا جایی که تن به یک آتش بس داد، هر چند این آتش بس شکننده و متزلزل است اما آنچه در صحنه نبرد دیده شد، تحمیل اقتدار ایران با توانمندی و اقتدار نظامی نیروهای مسلح ایران اسلامی تحت فرماندهی فرمانده کل قوا حضرت آیت الله سید علی خامنهای به دست آمد و اکنون نیز فرزند ایشان همان روش و شیوه فرماندهی را در پیش گرفتهاند.
در این میان برخی بر این باورند که باید از این جمهوری عبور کرد و به جمهوری سوم رسید! این قشر خاص که سالها بر این تز و عقیده خود ایستاده و پافشاری کردهاند، شرایط کنونی را مهیای چنین دوران گذاری تصور میکنند.
در یکی از روزنامههای اصلاح طلب که در 18 خرداد ماه گذشته به چاپ رسیده است، در تیتر نخست خود نوشته؛ «الزامات جمهوری سوم» و در تشریح آن نوشته است؛ایران به دوران جمهوری سوم وارد شده، در این دوره باید نظارت استصوابی و سازمانهایی چون شورای انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی تغییر کند.
دوره تازه پس از جنگ دوره تازهای است که ویژگیهای عمدهای دارد:۱. تقویت جنبه جمهوری و مدنی ۲. پذیرش اقتضائات اجتماعی و منطقهای ۳. تغییر نگرش به دشمن ۴.به حاشیه رفتن بنیادگرایی
مجموعه این عوامل، مختصات ظهور «جمهوری سوم» در ایران است و حکمرانی باید با این تحولات همراه شود. این عقیده که از زبان یک شخص با عنوان جامعه شناس مطرح شده در واقع شرایط موجود را بد فهم کرده است، جمهوری اسلامی ایران بنا بر سخنان حضرت امام (ره) نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم، به این نکته باید توجه داشت که رهبر شهید انقلاب راهبرد نهایی را در بیانیه گام دوم انقلاب که در 40 سالگی انقلاب اسلامی ایران منتشر شد، بیان کردهاند. این که برخی بر این اعتقاد خود پافشاری میکنند و در یک روزنامهای که مسئول آن در بدنه دولت مسئولیت دارد منتشر و ترویج میشود، بدون هدف و غرض نیست.
پیش از این، در دولت تدبیر و امید بر برجام دوم و سوم تأکید میشد در حالی که برجام نخست خسارت محض بود و اگر دولت مستقر آن زمان برجامهای بعدی را کلید میزد، به سرنگونی جمهوری اسلامی ایران میانجامید و اکنون که در آستانه یک تشییع بینظیر و باشکوه برای رهبر شهید ایران هستیم؛ حضور میلیونی و نادر مردم در این تشییع خود گویای استمرار راهی است که تاکنون طی شده و برای آن خونهای زیادی ریخته شده است.
حال چگونه میتوان انتظار داشت که جمهوری سوم با زیر پا گذاشتن دستاوردها و آرمانهای انقلاب اسلامی همچون شورای نگهبان، شورایعالی فضای مجازی،شورای عالی انقلاب فرهنگی منحل شود؟
تفکری که اعتقاد دارد این نهادها باید اصلاح شود و حتی اصل وجودیشان بازنگری شود، خیر خواه ایران اسلامی نبوده و نیستند بلکه چنین خواستههایی در راستای مطالباتی است که دشمن آنها را پیگیری میکند چرا که وجود چنین نهادهای حاکمیتی مانع رسیدن به اهداف دشمنان است.
مردم ایران اسلامی در روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه با حضور میلیونی و پرشکوه خود نشان خواهند داد که پای کار جمهوری اسلامی ایران خود ایستادهاند و اجازه نخواهند داد تفکرات و عقاید خطرناک مانند آنچه در یک روزنامه اصلاح طلب مطرح شده در ایران پیاده شود.
ایران اسلامی نیازمند بازگشت به آرمانهای واقعی انقلاب خود است و هر نسخه دیگری برای ایران سمی است که برخی تجویز میکنند.
محمد صفری
