ایران دو سوگ بزرگ را به خود دیده است، نخست سوگ از دست دادن بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اکنون سوگ بزرگی دیگر که رهرو و پیرو راهی بود که امام(ره) آن را ترسیم کرده بود.
در آن سوگ سنگین، مردم ایران غوغایی بپا کردند که دنیا بر آن خیره ماند. ایران عزادار رهبری است که در دنیای کنونی نظیر نداشته و ندارد.
رهبری که حتی دشمنانش او را میستودند و میدانستند که وجود او ایران را به این مرحله از اقتدار و شکستناپذیری رسانده است. رهبر عزیز شهید ایران خود را فدای ایران و ایرانی کرد تا ثمره خون به فتج قلهها و نابودی دشمنان ایران اسلامی بینجامد.
آرام بود و مقتدر، آنگاه که در دیداری گفت آرام باشید، «آرام باشید. این چیزهایی که شما میبینید، اینها حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قلّه است؛ هیچ انتظار نباید داشت که اگر ما میخواهیم برویم به قلّهی توچال یا قلّهی دماوند، در راه چاله نباشد، سنگ نباشد، باد نباشد، دود نباشد، گاز نباشد؛ مگر میشود؟ امّا داریم میرویم، داریم میرویم، عمده این است. اصلاً نگران نباشید؛ این حوادث وجود دارد؛ اگر این حوادث نبود باید تعجّب میکردید. حالا بهمناسبت حضور آقایان، من در این جلسه خیلی بنا ندارم حرف بزنم، بنا دارم حرف بشنوم، امّا حالا شما ما را به حرف گرفتید.»
اکنون اما آرام نیستیم، رهبری را از دست دادهایم که بینظیر بود، پدر بود برای ما و در این سالها حق پدری بر گردن امت دارد.
داغی است سنگین که تاب آن دشوار است، اما با وجود و حضور فرزند ایشان در جایگاه رهبری که در کنار پدر مدیریت و رهبری را آموخته، دلها را قویتر میکند اما داغ همچنان باقی است. این داغ را تنها انتقام خون رهبر عزیز و شهید ایران تسلی میدهد.
امام ما با دهان روزه همچون مقتدایش به دست شقیترین موجودات عالم به شهادت رسید، دست انتقام الهی گلوی یزیدیان زمان را خواهد گرفت، خواهد فشرد و آنها را به جهنم خواهد برد.
ملت ایران با رهبری وداع میکند که رفیق مردم بود، دوست مردم بود یار و یاور مردم بود، پای مردم و ایران ایستاد، جانفدا کرد همراه با اهل بیت.
شرم باد بر آنهایی که مدعی بودند ایشان و خانواده گریختهاند یا در صدها متر زیر زمین در پناهگاه به سر میبرند.
فرماندهی که آرزوی شهادت داشت و همواره در دعاهای خود از خدا توفیق شهادت میطلبید، از شهادت گریزان نمیشود، آن را به آغوش باز میپذیرد و حلاوت آن را با اشتیاق گوارای وجود خود میکند.
داغ عزیز دلها سخت است و سنگین، این روزها ایران مرکز توجهات جهانی است، بسیاری آمدهاند برای احترام به شخصیتی که سیاستها، سخنان و مواضعش معادلات بزرگ را بر هم میزد و دشمن را ناامید و عصبانی.
مردم از امروز به وداع رهبرشان میآیند، امروز را به خاطر بسپارید، غوغای حضور بپا خواهد شد، میلیونها ایرانی برای وداع با پدر، در خیابانهای پایتخت قدرتنمایی خواهند کرد، چشم دشمنان کور، دنیا یک تشییع باشکوه، بینظیر و سرشار از عشق را خواهد دید.
آنچه در روزهای آینده به منصه ظهور خواهد رسید، تمرینی برای ظهور است، ظهور مهدی موعود، آقا و مولایمان نظارهگر است، او به بدرقه نایبش میآید.
آن سفر کرده که میلیونها دل عاشق به وداعش آمدهاند، چشمداشتی دارند، شفاعتمان کن آقا جان، حلالمان کن پدر مهربان، هوایمان را داشته باش فرمانده.
به امید دیدار و خداحافظ رفیق همه دوران زندگی ما.
در آن سوگ سنگین، مردم ایران غوغایی بپا کردند که دنیا بر آن خیره ماند. ایران عزادار رهبری است که در دنیای کنونی نظیر نداشته و ندارد.
رهبری که حتی دشمنانش او را میستودند و میدانستند که وجود او ایران را به این مرحله از اقتدار و شکستناپذیری رسانده است. رهبر عزیز شهید ایران خود را فدای ایران و ایرانی کرد تا ثمره خون به فتج قلهها و نابودی دشمنان ایران اسلامی بینجامد.
آرام بود و مقتدر، آنگاه که در دیداری گفت آرام باشید، «آرام باشید. این چیزهایی که شما میبینید، اینها حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قلّه است؛ هیچ انتظار نباید داشت که اگر ما میخواهیم برویم به قلّهی توچال یا قلّهی دماوند، در راه چاله نباشد، سنگ نباشد، باد نباشد، دود نباشد، گاز نباشد؛ مگر میشود؟ امّا داریم میرویم، داریم میرویم، عمده این است. اصلاً نگران نباشید؛ این حوادث وجود دارد؛ اگر این حوادث نبود باید تعجّب میکردید. حالا بهمناسبت حضور آقایان، من در این جلسه خیلی بنا ندارم حرف بزنم، بنا دارم حرف بشنوم، امّا حالا شما ما را به حرف گرفتید.»
اکنون اما آرام نیستیم، رهبری را از دست دادهایم که بینظیر بود، پدر بود برای ما و در این سالها حق پدری بر گردن امت دارد.
داغی است سنگین که تاب آن دشوار است، اما با وجود و حضور فرزند ایشان در جایگاه رهبری که در کنار پدر مدیریت و رهبری را آموخته، دلها را قویتر میکند اما داغ همچنان باقی است. این داغ را تنها انتقام خون رهبر عزیز و شهید ایران تسلی میدهد.
امام ما با دهان روزه همچون مقتدایش به دست شقیترین موجودات عالم به شهادت رسید، دست انتقام الهی گلوی یزیدیان زمان را خواهد گرفت، خواهد فشرد و آنها را به جهنم خواهد برد.
ملت ایران با رهبری وداع میکند که رفیق مردم بود، دوست مردم بود یار و یاور مردم بود، پای مردم و ایران ایستاد، جانفدا کرد همراه با اهل بیت.
شرم باد بر آنهایی که مدعی بودند ایشان و خانواده گریختهاند یا در صدها متر زیر زمین در پناهگاه به سر میبرند.
فرماندهی که آرزوی شهادت داشت و همواره در دعاهای خود از خدا توفیق شهادت میطلبید، از شهادت گریزان نمیشود، آن را به آغوش باز میپذیرد و حلاوت آن را با اشتیاق گوارای وجود خود میکند.
داغ عزیز دلها سخت است و سنگین، این روزها ایران مرکز توجهات جهانی است، بسیاری آمدهاند برای احترام به شخصیتی که سیاستها، سخنان و مواضعش معادلات بزرگ را بر هم میزد و دشمن را ناامید و عصبانی.
مردم از امروز به وداع رهبرشان میآیند، امروز را به خاطر بسپارید، غوغای حضور بپا خواهد شد، میلیونها ایرانی برای وداع با پدر، در خیابانهای پایتخت قدرتنمایی خواهند کرد، چشم دشمنان کور، دنیا یک تشییع باشکوه، بینظیر و سرشار از عشق را خواهد دید.
آنچه در روزهای آینده به منصه ظهور خواهد رسید، تمرینی برای ظهور است، ظهور مهدی موعود، آقا و مولایمان نظارهگر است، او به بدرقه نایبش میآید.
آن سفر کرده که میلیونها دل عاشق به وداعش آمدهاند، چشمداشتی دارند، شفاعتمان کن آقا جان، حلالمان کن پدر مهربان، هوایمان را داشته باش فرمانده.
به امید دیدار و خداحافظ رفیق همه دوران زندگی ما.
محمد صفری
