جنگی که علیه ایران آغاز شده، جنگ آمریکا با ایران است نه جنگ ترامپ با ایران، اکنون نیز طرف مقابل مشتاقتر از ایران برای پایان جنگ و رسیدن به یک تفاهم و سپس توافق است، اما برای رسیدن به این هدف، آمریکا راه سختی در پیش خواهد داشت. اکنون چند روز است که ارتش تروریست آمریکا حملات خود را علیه ایران با دستور ترامپ متوقف کرده است.هر چند به طور رسمی هنوز مشخص نشده که دلیل این کار چیست اما پایان دادن یکطرفه به حملات آن هم از سوی آمریکا، نشانهای از مذاکرات بر سر یک تفاهم است.
حملات ایران در این چند روز گذشته ضربات سنگینی به آمریکا وارد کرده است، به گونهای که تاکنون بیش از 200 نفر از نیروهای تروریست آمریکا در منطقه به هلاکت رسیدهاند و قطعاً چند برابر این تعداد نیز مجروح شدهاند. در واقع این تعداد تلفات، ارتش آمریکا را از کارآیی انداخته است. منظور از کارایی افتادن این نیست که ارتش ایالات متحده کارش تمام شد، بلکه به دلیل تلفات بالا و هزینههای سنگین این تلفات و فشارهایی که به سیاستمداران و سردمداران آمریکا وارد میشود، باعث گشته بار دیگر ترامپ تن به یک آتش بس بدهد.
آمریکاییها به ویژه ژنرالهای ارتش این کشور هیچگاه تصور نمیکردند که یک سد بزرگ و مستحکم به نام نیروهای مسلح ایران اسلامی مقابلشان ایستادگی کند و با وجود حملات سنگین هوایی و و موشکی به پایگاهها و تجهیزات نظامی، اما همچنان بارانی از موشکها و پهپادها بر سر آنها فرو میریزد. ترامپ و در واقع جمهوری خواهان نیاز شدید به یک اتفاق دارند تا بتوانند در انتخابات میاندورهای کنگره پیروز شوند.
جنگ علیه ایران جایگاه این حزب حاکم در آمریکا را متزلزل کرده است تا جایی که حتی نظرسنجیهای انجام شده از سوی مراکز و نهادهای رسانهای در ایالات متحده کاهش شدید محبوبیت ترامپ و حزب حاکم را گزارش میدهد.
آمریکا در جنگ علیه ایران اگر به پیروزی دست نیابد و نتواند تنگهای که تا پیش از این باز بود و ترددها به آسانی از آن انجام میشد باز کند، که قطعاً با جنگ نخواهد توانست، شکست سنگینی را متحمل خواهد شد.
آمریکا در پی اعمال قدرت در منطقه خلیج فارس است، تنگه هرمز «دومی» ندارد، این تنگه از هر تنگه دیگری در جهان مهمتر و راهبردیتر است چرا که ورود و خروج به آن تنها از همین تنگه باید انجام شود که در اختیار ایران است.
از دست دادن این تنگه برای ایران بسیار گران تمام خواهد شد. ایالات متحده با آغاز جنگ علیه ایران بر این تلاش بود تا بتواند اختیار این تنگه را به دست بگیرد، آمریکا کاری به این نداشت که تنگه باز است و رفت و آمد کشتیها آزادانه انجام میشود، بلکه در پی اعمال سلطه بر تنگه هرمز است. با وجودی که آمریکا برای جنگ با ایران برنامه ریزی کرده بود اما این نیروهای مسلح ایران اسلامی بودند که توانستند همه معادلات و محاسبات دقیق آمریکا و رژیم صهیونیستی را به هم بریزند.
ایران با توانمندی نظامی خود که برگرفته از ظرفیتها و قابلیتهای داخلی فرزندان این سرزمین است، توانست دشمن را از رسیدن به اهداف خود محروم کند، اگر این تنگه بخواهد با دیپلماسی بازگشایی شود و ایران هیچ نظارت و اختیاری بر روی آن نداشته باشد پیروز این میدان آمریکا خواهد بود.
اکنون که دست برتر ایران برای دشمن رو شده است و طعم خشم نیروهای مسلح ایران را چشیده است،ایران نیز در صورت آغاز مذاکرات تازه برای رسیدن به یک تفاهم و توافق، باید سطح مطالبات و خواستههای خود را در شروط مطرح، بالاتر از قبل ببرد.
کوتاه آمدن و هر گونه مماشات در مقابل آن گرگ درنده جایز نیست. ایران گزینههای زیادی برای ادامه نبرد دارد، هم اکنون یمن در حال سرکوب آل سعود است. تنها کافی است مجتمع بزرگ آرامکو با چند فروند موشک و پهپاد هدف قرار بگیرد تا چیزی از این غول نفتی باقی نماند آنگاه اختلالی در روند انرژی جهان رخ خواهد داد که دشمن را به غلط کردن وادار خواهد کرد.
تنگه باب المندب هرچند به اندازه تنگه هرمز از حساسیت بالایی برخوردار نیست، اما بسته شدن همین تنگه نیز اختلال شدیدی در روند تأمین انرژی دنیا ایجاد خواهد کرد.
قلب انرژی جهان در خلیج فارس میتپد و نبض آن نیز در دست ایران است. جنگ آمریکا علیه ایران ادامه خواهد داشت، اما با فراز و فرود همراه خواهد بود تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره، اگر جمهوریخواهان در این انتخابات پیروز شوند جنگ امریکا علیه ایران سختتر خواهد بود.
حملات ایران در این چند روز گذشته ضربات سنگینی به آمریکا وارد کرده است، به گونهای که تاکنون بیش از 200 نفر از نیروهای تروریست آمریکا در منطقه به هلاکت رسیدهاند و قطعاً چند برابر این تعداد نیز مجروح شدهاند. در واقع این تعداد تلفات، ارتش آمریکا را از کارآیی انداخته است. منظور از کارایی افتادن این نیست که ارتش ایالات متحده کارش تمام شد، بلکه به دلیل تلفات بالا و هزینههای سنگین این تلفات و فشارهایی که به سیاستمداران و سردمداران آمریکا وارد میشود، باعث گشته بار دیگر ترامپ تن به یک آتش بس بدهد.
آمریکاییها به ویژه ژنرالهای ارتش این کشور هیچگاه تصور نمیکردند که یک سد بزرگ و مستحکم به نام نیروهای مسلح ایران اسلامی مقابلشان ایستادگی کند و با وجود حملات سنگین هوایی و و موشکی به پایگاهها و تجهیزات نظامی، اما همچنان بارانی از موشکها و پهپادها بر سر آنها فرو میریزد. ترامپ و در واقع جمهوری خواهان نیاز شدید به یک اتفاق دارند تا بتوانند در انتخابات میاندورهای کنگره پیروز شوند.
جنگ علیه ایران جایگاه این حزب حاکم در آمریکا را متزلزل کرده است تا جایی که حتی نظرسنجیهای انجام شده از سوی مراکز و نهادهای رسانهای در ایالات متحده کاهش شدید محبوبیت ترامپ و حزب حاکم را گزارش میدهد.
آمریکا در جنگ علیه ایران اگر به پیروزی دست نیابد و نتواند تنگهای که تا پیش از این باز بود و ترددها به آسانی از آن انجام میشد باز کند، که قطعاً با جنگ نخواهد توانست، شکست سنگینی را متحمل خواهد شد.
آمریکا در پی اعمال قدرت در منطقه خلیج فارس است، تنگه هرمز «دومی» ندارد، این تنگه از هر تنگه دیگری در جهان مهمتر و راهبردیتر است چرا که ورود و خروج به آن تنها از همین تنگه باید انجام شود که در اختیار ایران است.
از دست دادن این تنگه برای ایران بسیار گران تمام خواهد شد. ایالات متحده با آغاز جنگ علیه ایران بر این تلاش بود تا بتواند اختیار این تنگه را به دست بگیرد، آمریکا کاری به این نداشت که تنگه باز است و رفت و آمد کشتیها آزادانه انجام میشود، بلکه در پی اعمال سلطه بر تنگه هرمز است. با وجودی که آمریکا برای جنگ با ایران برنامه ریزی کرده بود اما این نیروهای مسلح ایران اسلامی بودند که توانستند همه معادلات و محاسبات دقیق آمریکا و رژیم صهیونیستی را به هم بریزند.
ایران با توانمندی نظامی خود که برگرفته از ظرفیتها و قابلیتهای داخلی فرزندان این سرزمین است، توانست دشمن را از رسیدن به اهداف خود محروم کند، اگر این تنگه بخواهد با دیپلماسی بازگشایی شود و ایران هیچ نظارت و اختیاری بر روی آن نداشته باشد پیروز این میدان آمریکا خواهد بود.
اکنون که دست برتر ایران برای دشمن رو شده است و طعم خشم نیروهای مسلح ایران را چشیده است،ایران نیز در صورت آغاز مذاکرات تازه برای رسیدن به یک تفاهم و توافق، باید سطح مطالبات و خواستههای خود را در شروط مطرح، بالاتر از قبل ببرد.
کوتاه آمدن و هر گونه مماشات در مقابل آن گرگ درنده جایز نیست. ایران گزینههای زیادی برای ادامه نبرد دارد، هم اکنون یمن در حال سرکوب آل سعود است. تنها کافی است مجتمع بزرگ آرامکو با چند فروند موشک و پهپاد هدف قرار بگیرد تا چیزی از این غول نفتی باقی نماند آنگاه اختلالی در روند انرژی جهان رخ خواهد داد که دشمن را به غلط کردن وادار خواهد کرد.
تنگه باب المندب هرچند به اندازه تنگه هرمز از حساسیت بالایی برخوردار نیست، اما بسته شدن همین تنگه نیز اختلال شدیدی در روند تأمین انرژی دنیا ایجاد خواهد کرد.
قلب انرژی جهان در خلیج فارس میتپد و نبض آن نیز در دست ایران است. جنگ آمریکا علیه ایران ادامه خواهد داشت، اما با فراز و فرود همراه خواهد بود تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره، اگر جمهوریخواهان در این انتخابات پیروز شوند جنگ امریکا علیه ایران سختتر خواهد بود.
محمد صفری
