تحولات غرب آسیا در حالی دورانی پر شتاب را سپری میکند که این روزها دامنه آن از تنگه هرمز به بابالمندب نیز رسیده است. آمریکایی که روزی در توم پیروزی سریع بر کل منطقه از جمله ایران بود امروز در وضعیتی قرار گرفته که از یک سو با رسوایی شکست در اجرای اهداف مواجه شده و از سوی دیگر توان بازگرداندن وضعیت منطقه به گذشته را ندارد. آنچه در راهبرد جدید آمریکا مشاهده میشود گرفتار سازی کشورهای عربی در جنگهای نیابتی است تا در کنار القای جنگ برادر با برادر ، حاشیه امن برای خود و رژیم صهیونیستی ایجاد نماید. در همین راستا در اقدامی سوال برانگیز عربستان مدعی ائتلافی از دهها کشور برای آزادی تردد و دریانوردی در دریا شده است. ائتلافی که به ادعای آنها ابتدا در دریای سرخ فعال خواهد بود.
عربستان در حالی از ائتلاف سازی خبر داده است که از یک سو دلیل محدودیتهای ایجاد شده در دریای سرخ حملات سعودی به یمن بوده است که بر اساس اصل دفاع مشروع حق یمنیها در برابر متجاوز بوده لذا آنکه باید ابتدا مجازات شود ریشه بحران یعنی تجاوزگری سعودی است و نه یمنی که حق دفاع مشروع دارد. از سوی دیگر سعودی تاکنون به بهانههای مختلف بویژه برای سلطه بر میادین نفتی یمن جنگ علیه این کشور را اجرا کرده و ائتلافهای متعددی نیز تشکیل داده است در حالی که نتیجه تمام آنها برای سعودی شکست و رسوایی جهانی با صدها میلیارد دلار هزینه بوده است. ائتلاف سازی کنونی بازگشت به دوران توهم است که میتواند هزینههای مالی، اقتصادی، و حیثیتی بسیاری برای یمن به همراه داشته باشد.
عربستان در فضای رسانهای و تصمیم گیری در حالی تصویر سازی متهم نمایی از ایران و یمن به عنوان عاملان محدود شدن تجارت دریایی را در پیش گرفته و با این بهانه نیز حتی عراق را هدف قرار داده است که واقعیت میدان ورای این خیال پردازی ناشیانه است و آن اینکه عامل تمام بحرانها، آمریکایی است که با هزاران کیلومتر فاصله سرزمینی به دخالت و جنگ افروزی در غرب آسیا میپردازد. اگر حملات و تجاوزگریهای مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و یا تحریکات آنها برای سوق دادن سعودی و برخی کشورهای عربی به جنگ و محاصره یمن نبوده قطعا منطقه در وضعیتی دیگر قرار داشت چنانکه تنکه هرمز تا پیش از جنگ رمضان باز و تردد در آن آزاد بود اما تجاوزگری آمریکایی- صهیونیستی بر اساس حقوق بینالملل و حق دفاع مشروع، ایران را بر آن داشت که اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز را اجرا نماید و یمن نیز در واکنش به تجاوز سعودی در دریای سرخ و باب المندب اعمال حاکمیت کرده است. نکته دیگر آنکه طرح ادعایی ائتلاف سازی در کنار کنسرسوم دور زدن تنگه هرمز و بعضا دریای سرخ در حالی مطرح می شود که تقارن با سخنان نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی که در گفتوگو با شبکه ایبیسی مدعی شد که خط لولهای برای دور زدن تنگه هرمز از طریق اراضی اشغالی وجود دارد جای تامل دارد. به نظر میرسد آمریکا با فریب کشورهای عربی در لوای ادعای صادرات انرژی به دنبال سازش اقتصادی و به تبع آن سیاسی و امنیتی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی است چنانکه پیش از طوفان الاقصی نیز صهیونیستها به دنبال تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه بودند. ادعاها در باب حملات به مصر نیز در این چارچوب قابل پردازش است که هدف آن کشاندن این کشور به ائتلاف جنگ افروزان و گرفتار شدن در بازی آمریکایی- صهیونیستی است که سران قاهره با تکذیب ادعاهای مطرح شده از این فتنه انگیزی گریختهاند.
جان کلام آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی که در حملات مستقیم به ایران و مقاومت با شکست مواجه شدهاند به دنبال گرفتار سازی کشورهای عربی در جنگ برادر با برادر هستند تا در سایه امن آن به بازسازی خود و استمرار اشغال منطقه بپردازند. قدر مسلم ایران و سایر ملتهای مقاوم منطقه از عراق و یمن گرفته تا لبنان و فلسطین در برابر این طراحی کوتاه نخواهند آمد چنانکه ایران به پاسخهای کوبنده به متجاوزان و بسته بودن تنگه هرمز ادامه می دهد و یمن نیز شجاعانه در برابر متجاوزان سعودی ایستادگی می کند و مقاومت در سایر کشورهای منطقه نیز آماده دفاع مشروع و پاسخی سخت به جنایتکاران آمریکایی- صهیونیستی و هر کشوری است که در بازی آنها قرار گیرد. معادلات منطقه امروز نه با توهمات آمریکا و شرکایش بلکه بر اساس اصول مقاومت رقم میخورد و متوهمان به زودی جز دست کشیدن از خیالپردازیهای خامشان گزینهای نخواهند داشت.
عربستان در حالی از ائتلاف سازی خبر داده است که از یک سو دلیل محدودیتهای ایجاد شده در دریای سرخ حملات سعودی به یمن بوده است که بر اساس اصل دفاع مشروع حق یمنیها در برابر متجاوز بوده لذا آنکه باید ابتدا مجازات شود ریشه بحران یعنی تجاوزگری سعودی است و نه یمنی که حق دفاع مشروع دارد. از سوی دیگر سعودی تاکنون به بهانههای مختلف بویژه برای سلطه بر میادین نفتی یمن جنگ علیه این کشور را اجرا کرده و ائتلافهای متعددی نیز تشکیل داده است در حالی که نتیجه تمام آنها برای سعودی شکست و رسوایی جهانی با صدها میلیارد دلار هزینه بوده است. ائتلاف سازی کنونی بازگشت به دوران توهم است که میتواند هزینههای مالی، اقتصادی، و حیثیتی بسیاری برای یمن به همراه داشته باشد.
عربستان در فضای رسانهای و تصمیم گیری در حالی تصویر سازی متهم نمایی از ایران و یمن به عنوان عاملان محدود شدن تجارت دریایی را در پیش گرفته و با این بهانه نیز حتی عراق را هدف قرار داده است که واقعیت میدان ورای این خیال پردازی ناشیانه است و آن اینکه عامل تمام بحرانها، آمریکایی است که با هزاران کیلومتر فاصله سرزمینی به دخالت و جنگ افروزی در غرب آسیا میپردازد. اگر حملات و تجاوزگریهای مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و یا تحریکات آنها برای سوق دادن سعودی و برخی کشورهای عربی به جنگ و محاصره یمن نبوده قطعا منطقه در وضعیتی دیگر قرار داشت چنانکه تنکه هرمز تا پیش از جنگ رمضان باز و تردد در آن آزاد بود اما تجاوزگری آمریکایی- صهیونیستی بر اساس حقوق بینالملل و حق دفاع مشروع، ایران را بر آن داشت که اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز را اجرا نماید و یمن نیز در واکنش به تجاوز سعودی در دریای سرخ و باب المندب اعمال حاکمیت کرده است. نکته دیگر آنکه طرح ادعایی ائتلاف سازی در کنار کنسرسوم دور زدن تنگه هرمز و بعضا دریای سرخ در حالی مطرح می شود که تقارن با سخنان نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی که در گفتوگو با شبکه ایبیسی مدعی شد که خط لولهای برای دور زدن تنگه هرمز از طریق اراضی اشغالی وجود دارد جای تامل دارد. به نظر میرسد آمریکا با فریب کشورهای عربی در لوای ادعای صادرات انرژی به دنبال سازش اقتصادی و به تبع آن سیاسی و امنیتی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی است چنانکه پیش از طوفان الاقصی نیز صهیونیستها به دنبال تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه بودند. ادعاها در باب حملات به مصر نیز در این چارچوب قابل پردازش است که هدف آن کشاندن این کشور به ائتلاف جنگ افروزان و گرفتار شدن در بازی آمریکایی- صهیونیستی است که سران قاهره با تکذیب ادعاهای مطرح شده از این فتنه انگیزی گریختهاند.
جان کلام آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی که در حملات مستقیم به ایران و مقاومت با شکست مواجه شدهاند به دنبال گرفتار سازی کشورهای عربی در جنگ برادر با برادر هستند تا در سایه امن آن به بازسازی خود و استمرار اشغال منطقه بپردازند. قدر مسلم ایران و سایر ملتهای مقاوم منطقه از عراق و یمن گرفته تا لبنان و فلسطین در برابر این طراحی کوتاه نخواهند آمد چنانکه ایران به پاسخهای کوبنده به متجاوزان و بسته بودن تنگه هرمز ادامه می دهد و یمن نیز شجاعانه در برابر متجاوزان سعودی ایستادگی می کند و مقاومت در سایر کشورهای منطقه نیز آماده دفاع مشروع و پاسخی سخت به جنایتکاران آمریکایی- صهیونیستی و هر کشوری است که در بازی آنها قرار گیرد. معادلات منطقه امروز نه با توهمات آمریکا و شرکایش بلکه بر اساس اصول مقاومت رقم میخورد و متوهمان به زودی جز دست کشیدن از خیالپردازیهای خامشان گزینهای نخواهند داشت.
قاسم غفوری
