هدف ایران پایان جنگ است، به گونهای دشمن بار دیگر دست به حمله و عملیات علیه کشورمان نزند. آغازگر جنگی که باعث شهادت رهبر عزیزمان شد، کودکان میناب را به خاک و خون کشید، همیهنان عزیزمان را به شهادت رساند و ویرانیهای بسیاری به بار آورد، آمریکا و رژیم صهیونیستی است، این موضوع همواره باید گفته شود تا جای جلاد با قربانی عوض نشود.
برای پایان جنگی که علیه ایران آغاز شده و نمیتوان برای پایان آن نیز تاریخ دقیق برگزید و زمان برای آن تعیین کرد، راهی جز مقاومت وجود ندارد و اگر برخی بر سیاست پذیرش شکست به منزله قبول شروط آمریکا اصرار بر پایان جنگ دارند، بدانند که این سیاست به پایان جنگ و برقراری یک صلح پایدار نخواهد انجامید بلکه پس از آن که ایران به صلح تحمیلی تن داد، تازه، کار آمریکا برای تجزیه و تکه تکه کردن ایران آغاز خواهد شد و درگیری و جنگهای داخلی را راه خواهد انداخت.
علیایحال اکنون نیروهای مسلح ایران اسلامی آمادهتر از همیشه از کیان ایران اسلامی دفاع میکنند و این رشادت برگرفته از پشتوانه مردمی است که ماهها است در خیابانها حضور میلیونی دارند.
ضرباتی که ایران در طول جنگ به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کرده است ضرباتی سنگین و سهمگین بوده است و اگر بارها میبینیم که ترامپ یکطرفه درخواست آتش بس میکند به دلیل تبعاتی است که حملات موشکی و پهپادی ایران بر پیکر ارتش تروریست ایالات متحده وارد کرده است.
ترامپ بار دیگر آتش بس اعلام کرد، هر چند تلاش کرد که ایران را خواهان این آتش بس و برگزاری مذاکرات معرفی کند، اما دروغهای این کذاب بد ذات، برای همگان آشکار گشته است.
هر بار که فشارهای نظامی ایران چه با حملات موشکی و پهپادی و چه با تنگتر کردن آبراه تنگه هرمز افزایش مییابد، آمریکا و شخص ترامپ دست و پا میزند تا این فشارها کاهش یابد چرا که ضربات سنگین به نیروهای آمریکایی در منطقه و پایگاه های امریکا در خاک رژیمهای سرسپرده عرب و با بستن تنگه هرمز باعث وارد شدن فشارهای اقتصادی، سیاسی به ترامپ میشود.
آمریکا در واقع با وجود برنامه ریزی و نقشهای که برای حمله به ایران کشیده بود، اما اکنون در یک شرایطی قرار گرفته است که انتظار آن را نداشت و برای آن که از این شرایط خود را بیرون بکشد، یک بازی نظامی را علیه ایران شکل داده است تا فشارها را بر خود کاهش دهد و بتواند نیروهای مستقر خود در پایگاههایی که در خاک رژیمهای عربی قرار دارند انتقال دهد.
علاوه بر آن با این سیاست هر بار از افزایش قیمت نفت جهانی جلوگیری میکند و در عوض باعث افزایش نرخ ارز در ایران میشود در حالی که آمریکا بدهکارترین کشور دنیا است که اکنون حتی نمیتواند کمبودهای نظامی خود را که در جنگ با ایران مصرف کرده جبران کند.
تفاهمنامهای که میان ایران و آمریکا به امضای رؤسای جمهور دو کشور رسید، یک تفاهمنامه منطقی و معقول بود که در صورت اجرای درست و دقیق آن میتوانست مشکلات موجود را تا اندازهای حل کند اما این تفاهمنامه از همان ابتدا از سوی آمریکا نقض شد.
اکنون نیز به نظر میرسد سیاست ایران بر این است که آمریکا را وادار به بازگشت و اجرای تفاهمنامه 14 بندی کند اما در صورت پذیرش دوباره این تفاهمنامه، آیا مذاکراتی که باید به یک توافق نهایی برسد، محقق خواهد شد؟
آنچه از برآیند رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی دیده میشود این است که آنها در حال تدارک و لجستیک تجهیزات و نیروهای خود هستند و احتمال یک حمله گسترده بسیار وجود دارد.
اگر چنین شود، التماسهای سران عرب به ترامپ نیز به نظر نمیرسد که مانع او در حمله به ایران شود و آنگاه است که ایران نیز قطعاً به سیم آخر خواهد زد و علاوه بر نابودی همه زیرساختهای رژیمهای منطقه، زیرساختهای رژیم جعلی اسرائیل نیز نابود خواهد شد.
فشار ترامپ به ایران اکنون بر تنگه هرمز متمرکز شده در حالی که او بارها گفته است که تنگه هرمز باز است. این دروغی است که افکار عمومی جهان به آن واقفند. ایران نیز میداند که تنگه هرمز شیشه عمر آمریکا است و اگر ایران آن را از دست بدهد شیشه عمر خود را از دست داده است.
اصرار و تأکید آمریکا بر اشغال و در اختیار گرفتن تنگه هرمز همان نقطه و نکتهای است که باید به آن اهمیت داد. حساسیت این تنگه آنقدر بالا است که آمریکا از هزاران کیلومتر دورتر برای در اختیار گرفتن آن به خلیج فارس آمده است.
برای پایان جنگی که علیه ایران آغاز شده و نمیتوان برای پایان آن نیز تاریخ دقیق برگزید و زمان برای آن تعیین کرد، راهی جز مقاومت وجود ندارد و اگر برخی بر سیاست پذیرش شکست به منزله قبول شروط آمریکا اصرار بر پایان جنگ دارند، بدانند که این سیاست به پایان جنگ و برقراری یک صلح پایدار نخواهد انجامید بلکه پس از آن که ایران به صلح تحمیلی تن داد، تازه، کار آمریکا برای تجزیه و تکه تکه کردن ایران آغاز خواهد شد و درگیری و جنگهای داخلی را راه خواهد انداخت.
علیایحال اکنون نیروهای مسلح ایران اسلامی آمادهتر از همیشه از کیان ایران اسلامی دفاع میکنند و این رشادت برگرفته از پشتوانه مردمی است که ماهها است در خیابانها حضور میلیونی دارند.
ضرباتی که ایران در طول جنگ به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کرده است ضرباتی سنگین و سهمگین بوده است و اگر بارها میبینیم که ترامپ یکطرفه درخواست آتش بس میکند به دلیل تبعاتی است که حملات موشکی و پهپادی ایران بر پیکر ارتش تروریست ایالات متحده وارد کرده است.
ترامپ بار دیگر آتش بس اعلام کرد، هر چند تلاش کرد که ایران را خواهان این آتش بس و برگزاری مذاکرات معرفی کند، اما دروغهای این کذاب بد ذات، برای همگان آشکار گشته است.
هر بار که فشارهای نظامی ایران چه با حملات موشکی و پهپادی و چه با تنگتر کردن آبراه تنگه هرمز افزایش مییابد، آمریکا و شخص ترامپ دست و پا میزند تا این فشارها کاهش یابد چرا که ضربات سنگین به نیروهای آمریکایی در منطقه و پایگاه های امریکا در خاک رژیمهای سرسپرده عرب و با بستن تنگه هرمز باعث وارد شدن فشارهای اقتصادی، سیاسی به ترامپ میشود.
آمریکا در واقع با وجود برنامه ریزی و نقشهای که برای حمله به ایران کشیده بود، اما اکنون در یک شرایطی قرار گرفته است که انتظار آن را نداشت و برای آن که از این شرایط خود را بیرون بکشد، یک بازی نظامی را علیه ایران شکل داده است تا فشارها را بر خود کاهش دهد و بتواند نیروهای مستقر خود در پایگاههایی که در خاک رژیمهای عربی قرار دارند انتقال دهد.
علاوه بر آن با این سیاست هر بار از افزایش قیمت نفت جهانی جلوگیری میکند و در عوض باعث افزایش نرخ ارز در ایران میشود در حالی که آمریکا بدهکارترین کشور دنیا است که اکنون حتی نمیتواند کمبودهای نظامی خود را که در جنگ با ایران مصرف کرده جبران کند.
تفاهمنامهای که میان ایران و آمریکا به امضای رؤسای جمهور دو کشور رسید، یک تفاهمنامه منطقی و معقول بود که در صورت اجرای درست و دقیق آن میتوانست مشکلات موجود را تا اندازهای حل کند اما این تفاهمنامه از همان ابتدا از سوی آمریکا نقض شد.
اکنون نیز به نظر میرسد سیاست ایران بر این است که آمریکا را وادار به بازگشت و اجرای تفاهمنامه 14 بندی کند اما در صورت پذیرش دوباره این تفاهمنامه، آیا مذاکراتی که باید به یک توافق نهایی برسد، محقق خواهد شد؟
آنچه از برآیند رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی دیده میشود این است که آنها در حال تدارک و لجستیک تجهیزات و نیروهای خود هستند و احتمال یک حمله گسترده بسیار وجود دارد.
اگر چنین شود، التماسهای سران عرب به ترامپ نیز به نظر نمیرسد که مانع او در حمله به ایران شود و آنگاه است که ایران نیز قطعاً به سیم آخر خواهد زد و علاوه بر نابودی همه زیرساختهای رژیمهای منطقه، زیرساختهای رژیم جعلی اسرائیل نیز نابود خواهد شد.
فشار ترامپ به ایران اکنون بر تنگه هرمز متمرکز شده در حالی که او بارها گفته است که تنگه هرمز باز است. این دروغی است که افکار عمومی جهان به آن واقفند. ایران نیز میداند که تنگه هرمز شیشه عمر آمریکا است و اگر ایران آن را از دست بدهد شیشه عمر خود را از دست داده است.
اصرار و تأکید آمریکا بر اشغال و در اختیار گرفتن تنگه هرمز همان نقطه و نکتهای است که باید به آن اهمیت داد. حساسیت این تنگه آنقدر بالا است که آمریکا از هزاران کیلومتر دورتر برای در اختیار گرفتن آن به خلیج فارس آمده است.
محمد صفری
