تنگه هرمز این روزها شاهد دو تحول مهم است. از یک سو آمریکا و شخص ترامپ با اشتباهات محاسباتی در برابر اقتدار ملت ایران با تحقیر راهبردی در قبال تنگه هرمز مواجه شدهاند بگونهای که نه ابزار نظامی و نه حربههای دیپلماتیک و اقتصادی نمیتواند مدیریت هوشمند ایران بر این منطقه را خدشه دار سازد و از سوی دیگر نیز در اقدامی که ریشه در تعاملات همسایگی دارد، ایران و عمان در حال تدوین ساز و کاری نوین برای مدیریت تنگه هرمز هستند.
توافقی که به رغم ادعاهای ترامپ هیچ نسبتی با سیاستهای آمریکا نداشته و صرفا برگرفته از تعامل میان دو همسایه است که با نگاهی راهبردی و واحد برای امنیت منطقه تلاش میکنند. نکته قابل توجه در میانه این تحولات برخی مباحث نسبت داده شده به سنتکام یا همان فرماندهی مرکزی آمریکا در منطقه مبنی بر درخواست آنها از ردههای مختلف برای ارائه راهکاری نوین و ابتکاری برای شکست دادن ایران و باز شدن تنگه هرمز است.
هر چند که سران آمریکا بویژه ترامپ در جنگ ادراکی یا همان بازی جنگ در فضای مجازی و رسانهای برانند تا اقتدار آمریکا را به نمایش گذاشته و با ایجاد فضای وحشت همچون ادعای نزدیک بودن بریدن سر ایران و القای عقب نشینی موقت از حمله ویرانگر به خاطر میانجیگران و درخواستهای مذاکراتی، ایران را به سمت بازگشت به مذاکرات بر اساس خواست آمریکا و امتیازدهی از جمله بازگشایی تنگه هرمز سوق دهند اما حقیقت میدان بیانگر وضعیت بحرانی آمریکا در برابر اقتدار ایران است.
عقب نشینیهای ترامپ از تهدیدات و نیز اظهارات مقاماتی همچون فرماندهان سنتکام رسما عنوان میکنند که بمباران ها دستاوردی نخواهد داشت و به اشباع رسیده است در کنار گزارشهای نهادهای اطلاعاتی مبنی بر وضعیت شکننده تسلیحات بویژه سامانههای پدافندی آمریکا در کنار گزارش های فاش شده از میزان خسارتهای مالی و جانی به نیروهای آمریکایی در پی حملات موشکی و پهپادی ایران بیانگر گرفتاری آمریکا در بن بست راهبردی است که ترامپ را در وضعیتی قرار داده که نه راه پیش دارد و نه پس. در چنین شرایطی طرح ادعایی همچون درخواست برای ایدههای خلاقانه نه برگرفته از قدرت و یا باز بودن فضای مشورتی در ارتش آمریکا بلکه سندی گستردگی بن بست راهبردی این کشور است که برای خروج از آن به هر طرحی چنگ میزند هر چند که به اذعان بسیاری از ناظران نظامی و راهبردی تنها گزینه آمریکا خروج کامل از منطقه است.
در این میان چنانکه سران امریکا از هگست گرفته تا ترامپ نشان دادهاند خرد و علانیت راهبردی عملا از ساختار آمریکا رخت بر بسته است و همچنان توهم ارتش برتر جهان بودن محور ذهنیت آنها را تشکیل میدهد. درخواست دهها میلیارد دلار بودجه نظامی اضافی و نیز سفارشهای گسترده به شرکتهای اسلحه سازی بویژه سامانههای پاتریوت در کنار آنکه وابتسگی ساختار آمریکا کارتلهای تسلیحاتی را آشکار میسازد بیانگر استمرار تفکرات جنگ افروزانه است. درخواست سنتکام را میتوان نشانهای بر این تفکر دانست هر چند که عقلای نظامی و سیاسی آمریکا و جهان تاکید دارند که هیچ راهکار نوینی جز خروج آمریکا در منطقه نمیتواند از شکستهای زنجیرهای آمریکا جلوگیری نماید.
هر چند توافقات میان ایران و عمان بر سر مدیریت تنگه هرمز به مراحل پایانی رسیده و طرفیتن با درک شرایط منطقه و نگاه واحدی که به امنیت خلیج فارس و اقتصاد جهانی دارند به دنبال رفع مشکلات پیش رو هستند اما این به منزله عقب گرد ایران از حق دفاع مشروع در بسته بودن تنگه هرمز تا زمانی که تهدیدات ادامه دارد نمی باشد. آمریکا نمیتواند به دنبال طراحی نظامی جدید باشد و مدعیان دفاع از حقوق بینالملل در برابر سکوت و حتی با آن همراهی کنند و همزمان خواستار اجرای توافقات ایران و عمان باشند. توافق تهران مسقط صرفا برای دوران برقراری امنیت کامل و رفع تمامی تهدیدات امنیتی علیه ایران قابلیت اجرا دارد و بر اساس حقوق بینالملل تا آن زمان ایران حق مدیریت یک جانبه و اعمال محدودیتهای گسترده بر تنگه هرمز را دارد لذا ادعای سنتکام برای درخواست ایدههای خلاقانه اقدامی محرک از سوی ایران ارزیابی و با قاطعیت به آن پاسخ داده خواهد شد که بخش مقدماتی آن بسته ماندن تنگه هرمز تا زمان برقراری امنیت کامل برای ایران و منطقه است. و این حقی است که ایران هرگز از آن عدول نخواهد کرد و آمریکا نیز جز تن دادن به این مولفه گزینهای در پیش رو ندارد.
توافقی که به رغم ادعاهای ترامپ هیچ نسبتی با سیاستهای آمریکا نداشته و صرفا برگرفته از تعامل میان دو همسایه است که با نگاهی راهبردی و واحد برای امنیت منطقه تلاش میکنند. نکته قابل توجه در میانه این تحولات برخی مباحث نسبت داده شده به سنتکام یا همان فرماندهی مرکزی آمریکا در منطقه مبنی بر درخواست آنها از ردههای مختلف برای ارائه راهکاری نوین و ابتکاری برای شکست دادن ایران و باز شدن تنگه هرمز است.
هر چند که سران آمریکا بویژه ترامپ در جنگ ادراکی یا همان بازی جنگ در فضای مجازی و رسانهای برانند تا اقتدار آمریکا را به نمایش گذاشته و با ایجاد فضای وحشت همچون ادعای نزدیک بودن بریدن سر ایران و القای عقب نشینی موقت از حمله ویرانگر به خاطر میانجیگران و درخواستهای مذاکراتی، ایران را به سمت بازگشت به مذاکرات بر اساس خواست آمریکا و امتیازدهی از جمله بازگشایی تنگه هرمز سوق دهند اما حقیقت میدان بیانگر وضعیت بحرانی آمریکا در برابر اقتدار ایران است.
عقب نشینیهای ترامپ از تهدیدات و نیز اظهارات مقاماتی همچون فرماندهان سنتکام رسما عنوان میکنند که بمباران ها دستاوردی نخواهد داشت و به اشباع رسیده است در کنار گزارشهای نهادهای اطلاعاتی مبنی بر وضعیت شکننده تسلیحات بویژه سامانههای پدافندی آمریکا در کنار گزارش های فاش شده از میزان خسارتهای مالی و جانی به نیروهای آمریکایی در پی حملات موشکی و پهپادی ایران بیانگر گرفتاری آمریکا در بن بست راهبردی است که ترامپ را در وضعیتی قرار داده که نه راه پیش دارد و نه پس. در چنین شرایطی طرح ادعایی همچون درخواست برای ایدههای خلاقانه نه برگرفته از قدرت و یا باز بودن فضای مشورتی در ارتش آمریکا بلکه سندی گستردگی بن بست راهبردی این کشور است که برای خروج از آن به هر طرحی چنگ میزند هر چند که به اذعان بسیاری از ناظران نظامی و راهبردی تنها گزینه آمریکا خروج کامل از منطقه است.
در این میان چنانکه سران امریکا از هگست گرفته تا ترامپ نشان دادهاند خرد و علانیت راهبردی عملا از ساختار آمریکا رخت بر بسته است و همچنان توهم ارتش برتر جهان بودن محور ذهنیت آنها را تشکیل میدهد. درخواست دهها میلیارد دلار بودجه نظامی اضافی و نیز سفارشهای گسترده به شرکتهای اسلحه سازی بویژه سامانههای پاتریوت در کنار آنکه وابتسگی ساختار آمریکا کارتلهای تسلیحاتی را آشکار میسازد بیانگر استمرار تفکرات جنگ افروزانه است. درخواست سنتکام را میتوان نشانهای بر این تفکر دانست هر چند که عقلای نظامی و سیاسی آمریکا و جهان تاکید دارند که هیچ راهکار نوینی جز خروج آمریکا در منطقه نمیتواند از شکستهای زنجیرهای آمریکا جلوگیری نماید.
هر چند توافقات میان ایران و عمان بر سر مدیریت تنگه هرمز به مراحل پایانی رسیده و طرفیتن با درک شرایط منطقه و نگاه واحدی که به امنیت خلیج فارس و اقتصاد جهانی دارند به دنبال رفع مشکلات پیش رو هستند اما این به منزله عقب گرد ایران از حق دفاع مشروع در بسته بودن تنگه هرمز تا زمانی که تهدیدات ادامه دارد نمی باشد. آمریکا نمیتواند به دنبال طراحی نظامی جدید باشد و مدعیان دفاع از حقوق بینالملل در برابر سکوت و حتی با آن همراهی کنند و همزمان خواستار اجرای توافقات ایران و عمان باشند. توافق تهران مسقط صرفا برای دوران برقراری امنیت کامل و رفع تمامی تهدیدات امنیتی علیه ایران قابلیت اجرا دارد و بر اساس حقوق بینالملل تا آن زمان ایران حق مدیریت یک جانبه و اعمال محدودیتهای گسترده بر تنگه هرمز را دارد لذا ادعای سنتکام برای درخواست ایدههای خلاقانه اقدامی محرک از سوی ایران ارزیابی و با قاطعیت به آن پاسخ داده خواهد شد که بخش مقدماتی آن بسته ماندن تنگه هرمز تا زمان برقراری امنیت کامل برای ایران و منطقه است. و این حقی است که ایران هرگز از آن عدول نخواهد کرد و آمریکا نیز جز تن دادن به این مولفه گزینهای در پیش رو ندارد.
قاسم غفوری
