سران آمریکا در حالی ادعای نابودی توان نظامی ایران و باز بودن تنگه هرمز را سر میدهند که از یک سو از ورود به جنگ اقتصادی علیه ایران میگویند و از سوی دیگر کشورهای منطقهای و فرامنطقه ای را تهدید کردهاند که در صورت ارتباط با ایران با تنبیه از طرف آمریکا مواجه خواهند شد. در چارچوب همین تناقض رفتاری اسکات بسنت، وزیر خزانه داری ایالات متحده که مدعی بوده ایران در جنگ نظامی نابود و همه امور دست آمریکاست، در یک کنفرانس خبری اعلام کرد آمریکا یک «عملیات انزوای اقتصادی» را علیه ایران آغاز کرده است و هر کشور یا نهادی را که با ایران داد و ستد داشته باشد، هدف تحریمهای ثانویه قرار خواهد داد. او داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را محور تحریمها و فشار حداکثری معرفی و مدعی می شود که شصت نهاد را تحریم کرده است. این رفتارهای به ظاهر ابتکاری و پیروزمندانه آمریکا در حالی صورت می گیرد که جهانیان اذعان دارند از یک سو تحریم علیه ایران امر تازهای نیست و چند دهه است که اعمال می شود و از سوی دیگر نیز ایران با تسلط بر تنگه هرمز ماهیت تحریمها را همچون بومرنگی به آمریکا و متحدانش بازخواهد فرستاد و لذا از هم اکنون باید شکست ترامپ را اعلام کرد.
در کنار این مباحث حقیقت دیگر آن است که هیچ گونه محاصره و جنگ اقتصادی بدون مشارکت کشورهای همسایه کشور مورد هدف امکان پذیر نمیباشد چرا که عمدهترین تعاملات میان کشورها معمولا همسایگان است که دارای مرز زمینی و دریایی هستند.
نکته مهم آن است که هر چند جنگ اقتصادی علیه ایران در ظاهر ماهیتی اقتصادی دارد اما در عمل ابزار اجرای آن بویژه در سطح منطقهای نظامی میباشد چنانکه بخشی از آن در قالب محاصره دریایی اجرا میشود و بخشی نیز با اعمال فشار بر همسایگان ایران است حال آنکه تجربه نشان داده که ابزار فشار برای تحقق این همراهی بویژه در قبال کشورهای عربی، ابزار نظامی میباشد چرا که این کشورها به دلیل ضعف امنیت سازی بومی گرفتار امنیت سازی خیالی آمریکا هستند که سلطه سیاسی و اقتصادی بر آنها را رقم زده است.
با توجه به این مولفهها واکنش ایران به جنگ اقتصادی آمریکا نمیتواند خارج از چارچوبهای نظامی باشد چنانکه اخیر در رویکردی واقع بینانه و هشدار آمیز سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکید کرده که ایران مشارکت یا حمایت هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی خواهد کرد. سرلشکر محسن رضایی در پیامی اعلام کرد: اگر جنگ اقتصادی ادامه یابد، حتی یک قطره نفت نه از طریق تنگه هرمز و نه از هیچ کجای خلیج فارس صادر نخواهد شد.
ایران مشارکت یا حمایت هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی خواهد کرد. این هشدار واقع بینانه در کنار آنکه نشان میدهد ایران درک درستی از ابعاد جنگ اقتصادی آمریکا دارد، نوعی هشدار پیشدستانه به کشورهای منطقه است که یا همگان از امنیت و اقتصاد سود میبرند و یا آنکه هیچ کشوری از آن بهره نخواهد برد بویژه آنکه اسناد و شواهد غیر قابل انکار نشان میدهد که کشورهای عربی در طول جنگ رمضان پایگاهها و زمین و آسمان خود را در اختیار آمریکا علیه ایران قرار دادهاند و اکنون نیز بدون مشارکت آنها آمریکا توان اقدام جدی را نخواهد داشت.
بر این اساس این تصور که جنگ اقتصادی ایران پیامد امنیتی و اقتصادی برای کشورهای منطقه ندارد و لذا میتوانند در کنار آمریکا عیله تهران قرار گیرند تصوری نادرست است که میتواند زمینه ساز به آتش کشیده شدن تمام منطقه گردد. اخطار جدی ایران چنان است که نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس اعلام کرد شناورهایی که از ترتیبات اعلامشده ایران برای تردد از تنگه هرمز تخلف کنند، در ترددهای بعدی با محدودیتهایی از جمله جریمه، توقیف یا مصادره مواجه خواهند شد. در این شرایط کشورهای منطقه جا دارد تا با انتخاب درست تاریخ از ورود به جنگی که تاوان سنگینی برایشان خواهد داشت و حتی می تواند آنها را به چند دهه قبل بازگرداند. آنها باید بدانند که بازی در زمین آمریکا یعنی سوختن بدون امید به هیچگونه بازسازی چرا که راهبرد ایران از بازی شطرنج و صبر استراتژیک به پوکر و ریسک پذیری و حمله پیشداستانه تغییر کرده است و در به هر تهدید واکنشی سخت خواهد داد.
در کنار این مباحث حقیقت دیگر آن است که هیچ گونه محاصره و جنگ اقتصادی بدون مشارکت کشورهای همسایه کشور مورد هدف امکان پذیر نمیباشد چرا که عمدهترین تعاملات میان کشورها معمولا همسایگان است که دارای مرز زمینی و دریایی هستند.
نکته مهم آن است که هر چند جنگ اقتصادی علیه ایران در ظاهر ماهیتی اقتصادی دارد اما در عمل ابزار اجرای آن بویژه در سطح منطقهای نظامی میباشد چنانکه بخشی از آن در قالب محاصره دریایی اجرا میشود و بخشی نیز با اعمال فشار بر همسایگان ایران است حال آنکه تجربه نشان داده که ابزار فشار برای تحقق این همراهی بویژه در قبال کشورهای عربی، ابزار نظامی میباشد چرا که این کشورها به دلیل ضعف امنیت سازی بومی گرفتار امنیت سازی خیالی آمریکا هستند که سلطه سیاسی و اقتصادی بر آنها را رقم زده است.
با توجه به این مولفهها واکنش ایران به جنگ اقتصادی آمریکا نمیتواند خارج از چارچوبهای نظامی باشد چنانکه اخیر در رویکردی واقع بینانه و هشدار آمیز سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکید کرده که ایران مشارکت یا حمایت هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی خواهد کرد. سرلشکر محسن رضایی در پیامی اعلام کرد: اگر جنگ اقتصادی ادامه یابد، حتی یک قطره نفت نه از طریق تنگه هرمز و نه از هیچ کجای خلیج فارس صادر نخواهد شد.
ایران مشارکت یا حمایت هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی خواهد کرد. این هشدار واقع بینانه در کنار آنکه نشان میدهد ایران درک درستی از ابعاد جنگ اقتصادی آمریکا دارد، نوعی هشدار پیشدستانه به کشورهای منطقه است که یا همگان از امنیت و اقتصاد سود میبرند و یا آنکه هیچ کشوری از آن بهره نخواهد برد بویژه آنکه اسناد و شواهد غیر قابل انکار نشان میدهد که کشورهای عربی در طول جنگ رمضان پایگاهها و زمین و آسمان خود را در اختیار آمریکا علیه ایران قرار دادهاند و اکنون نیز بدون مشارکت آنها آمریکا توان اقدام جدی را نخواهد داشت.
بر این اساس این تصور که جنگ اقتصادی ایران پیامد امنیتی و اقتصادی برای کشورهای منطقه ندارد و لذا میتوانند در کنار آمریکا عیله تهران قرار گیرند تصوری نادرست است که میتواند زمینه ساز به آتش کشیده شدن تمام منطقه گردد. اخطار جدی ایران چنان است که نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس اعلام کرد شناورهایی که از ترتیبات اعلامشده ایران برای تردد از تنگه هرمز تخلف کنند، در ترددهای بعدی با محدودیتهایی از جمله جریمه، توقیف یا مصادره مواجه خواهند شد. در این شرایط کشورهای منطقه جا دارد تا با انتخاب درست تاریخ از ورود به جنگی که تاوان سنگینی برایشان خواهد داشت و حتی می تواند آنها را به چند دهه قبل بازگرداند. آنها باید بدانند که بازی در زمین آمریکا یعنی سوختن بدون امید به هیچگونه بازسازی چرا که راهبرد ایران از بازی شطرنج و صبر استراتژیک به پوکر و ریسک پذیری و حمله پیشداستانه تغییر کرده است و در به هر تهدید واکنشی سخت خواهد داد.
قاسم غفوری
