جهان اسلام با جمعیتی بالغ بر دو میلیارد نفر و برخورداری از منابع بزرگ خدادادی و ژئوپلیتیک بویژه در حوزه انرژی دارای ظرفیتی بزرگ برای تمدن سازی است. تمدنی که امروز در جهانی که نظام کمونیستی و سرمایهداری بنبستشان بر همگان آشکار شده یک ضرورت است تا هم امت مسلمان بتواند در مسیر سعادت و نقش آفرینی تاریخی ایفای نقش نماید و هم اینکه ساختار نظام بینالملل از یک جانبه گرایی سلطه گرایانه استکبار جهانی خارج و مسیری نوین را در پیش گیرد.
تحقق این مهم و نقش آفرینی جهان اسلام با دشواریهای بسیاری همراه است چرا که نظام سلطه از یک سو برآن بوده تا مانع از رشد فکری و اعتقادی ملتهای مسلمان شود چنانکه تحقیر سازی، متهم سازی و مطیع سازی را در قبال بسیاری از این کشورها به کار گرفته است که نتیجه آن، از دست دادن روحیه خودباوری و استقلال خواهی در میان برخی ملتها بوده چنانکه هنوز ملتهایی هستند که مطیع نظام سلطه بودن را امری قطعی و غیر قابل تغییر میدانند. از سوی دیگر برخی دولتها و حاکمان نیز در جهان اسلام به دلیل ضعف در امنیت سازی بومی در کنار وابستگیها و کاستیهای اقتصادی به بازی در زمین سلطه گران تن دادهاند که نتیجه آن برخی رفتارهای تاسف بار در مشارکت کشورهای اسلامی در جنایات آمریکای- صهیونیستی از فلسطین گرفته تا ایران بوده است. چنین وضعیتی در شرایطی که جهان در حال تحول بنیادین و گذر از نظام تک قطبی سرمایهداری به سمت چند جانبه گرایی عدالت محور است، قطعا نمیتواند تحقق بخش اهداف جهان اسلام و تبدیل ظرفیتهای بالقوه آن به بالفعل باشد.
عبور از این وضعیت نیازمند مولفههایی است که حرکت در مسیر آنها نه یک انتخاب و پیشنهاد بلکه یک ضرورت غیر قابل تغییر است. اصل نخست آن است که جهان اسلام برای وحدت سراسری گام بردارد. این وحدت یعنی گردهم آیی در سطح عمومی جوامع اسلامی و یافتن نقاط اشتراک و کنار نهادن نقاط تفرقه انگیز است. این امر به این معنا نیست که شیعه و سنی به مسلک هم درآیند بلکه به این معناست که همگان بر اساس نقاط اشتراک در کنار یکدیگر قرار گرفته و اهدافی واحد را تعریف نمایند.
بر اساس این روحیه وحدت گرایانه، هر فردی در هر جایگاهی، هر کاری که به تفرقه بین مسلمانان بینجامد را انجام دهد و در جامعه مسلمین نفاق و درگیری ایجاد کند، دانسته یا نادانسته و خواسته یا ناخواسته، مقصود دشمنان اسلام را سامان داده است چرا که مهمترین ابزار دشمن دمیدن در آتش اختلافات و مانع تراشی بر سر راه همگرایی است.
نکته مهم در این عرصه، دشمن شناسی است. دشمن همواره بر آن است تا با نقابهای متعدد چهره واقعی خود را پنهان سازد؛ گاه با لبخند و وعدههای فریبنده و گاه با تهدید و ارعاب وارد میدان میشود. این اصلی انکار ناپذیر است که همان طور که شیشه با دستمال کثیف پاک نمیشود، مشکلات جهان اسلام نیز با حضور آمریکا و یا سازشکاری با رژیم صهیونیستی که ریشه بحرانها هستند نیز حل نخواهد شد.
امروز جنگ دشمن جنگی ترکیبی است که ابعاد نظامی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و شناختی دارد که محور آن را تهی کردن ملتهای مسلمان از درون، آرمانزدایی و تسلیم شدن تشکیل میدهد. در این شرایط جهان اسلام نیاز دارد تا همگرایی ترکیبی را در پیش گیرد چرا که علاج مشکلات امّت اسلامی، اتّحاد کلمه، دوستی و تعاون در مسیر خیر و نیکی است.
تحولات سالهای اخیر منطقه به خوبی نشان داده است که دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی صرفا با ایران و یا مقاومت منطقه نیست بلکه آنها دشمن تمام جهان اسلام هستند چنانکه در طول جنگ رمضان آمریکا با اصل اول اسرائیل رسما عنوان کرد که هیچ ارزش و جایگاهی برای امنیت کشورهای عربی منطقه قائل نمی باشد. ایستادگی ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی صرفا اقدام برای امنیت خویش نمی باشد بلکه اقدامی برای امنیت کل جهان اسلام است چرا که آنها در صورت تحقق نابودسازی ایران به سراغ سایر کشورهای منطقه خواهند رفت چنانکه پس از افغانستان به سراغ عراق و لیبی و... رفتند. بر این اساس اکنون زمان آن رسیده است تا جهان اسلام برای دفاع از یکدیگر در برابر کفر، هم افزایی در تمامی مسائل زندگی مادی و معنوی مسلمانان از لحاظ ثروت، امنیّت، علم و پیشرفت تا رسیدن به تمدّن نوین اسلامی را در پیش گیرد و ایران نیز همچون همیشه پیشگام در این مسیر است و آمادگی دارد تا دست دوستی ملتهای مسلمان را به گرمی فشرده و ظرفیتهای خویش را در اختیار آنها قرار دهد.
تحقق این مهم و نقش آفرینی جهان اسلام با دشواریهای بسیاری همراه است چرا که نظام سلطه از یک سو برآن بوده تا مانع از رشد فکری و اعتقادی ملتهای مسلمان شود چنانکه تحقیر سازی، متهم سازی و مطیع سازی را در قبال بسیاری از این کشورها به کار گرفته است که نتیجه آن، از دست دادن روحیه خودباوری و استقلال خواهی در میان برخی ملتها بوده چنانکه هنوز ملتهایی هستند که مطیع نظام سلطه بودن را امری قطعی و غیر قابل تغییر میدانند. از سوی دیگر برخی دولتها و حاکمان نیز در جهان اسلام به دلیل ضعف در امنیت سازی بومی در کنار وابستگیها و کاستیهای اقتصادی به بازی در زمین سلطه گران تن دادهاند که نتیجه آن برخی رفتارهای تاسف بار در مشارکت کشورهای اسلامی در جنایات آمریکای- صهیونیستی از فلسطین گرفته تا ایران بوده است. چنین وضعیتی در شرایطی که جهان در حال تحول بنیادین و گذر از نظام تک قطبی سرمایهداری به سمت چند جانبه گرایی عدالت محور است، قطعا نمیتواند تحقق بخش اهداف جهان اسلام و تبدیل ظرفیتهای بالقوه آن به بالفعل باشد.
عبور از این وضعیت نیازمند مولفههایی است که حرکت در مسیر آنها نه یک انتخاب و پیشنهاد بلکه یک ضرورت غیر قابل تغییر است. اصل نخست آن است که جهان اسلام برای وحدت سراسری گام بردارد. این وحدت یعنی گردهم آیی در سطح عمومی جوامع اسلامی و یافتن نقاط اشتراک و کنار نهادن نقاط تفرقه انگیز است. این امر به این معنا نیست که شیعه و سنی به مسلک هم درآیند بلکه به این معناست که همگان بر اساس نقاط اشتراک در کنار یکدیگر قرار گرفته و اهدافی واحد را تعریف نمایند.
بر اساس این روحیه وحدت گرایانه، هر فردی در هر جایگاهی، هر کاری که به تفرقه بین مسلمانان بینجامد را انجام دهد و در جامعه مسلمین نفاق و درگیری ایجاد کند، دانسته یا نادانسته و خواسته یا ناخواسته، مقصود دشمنان اسلام را سامان داده است چرا که مهمترین ابزار دشمن دمیدن در آتش اختلافات و مانع تراشی بر سر راه همگرایی است.
نکته مهم در این عرصه، دشمن شناسی است. دشمن همواره بر آن است تا با نقابهای متعدد چهره واقعی خود را پنهان سازد؛ گاه با لبخند و وعدههای فریبنده و گاه با تهدید و ارعاب وارد میدان میشود. این اصلی انکار ناپذیر است که همان طور که شیشه با دستمال کثیف پاک نمیشود، مشکلات جهان اسلام نیز با حضور آمریکا و یا سازشکاری با رژیم صهیونیستی که ریشه بحرانها هستند نیز حل نخواهد شد.
امروز جنگ دشمن جنگی ترکیبی است که ابعاد نظامی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و شناختی دارد که محور آن را تهی کردن ملتهای مسلمان از درون، آرمانزدایی و تسلیم شدن تشکیل میدهد. در این شرایط جهان اسلام نیاز دارد تا همگرایی ترکیبی را در پیش گیرد چرا که علاج مشکلات امّت اسلامی، اتّحاد کلمه، دوستی و تعاون در مسیر خیر و نیکی است.
تحولات سالهای اخیر منطقه به خوبی نشان داده است که دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی صرفا با ایران و یا مقاومت منطقه نیست بلکه آنها دشمن تمام جهان اسلام هستند چنانکه در طول جنگ رمضان آمریکا با اصل اول اسرائیل رسما عنوان کرد که هیچ ارزش و جایگاهی برای امنیت کشورهای عربی منطقه قائل نمی باشد. ایستادگی ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی صرفا اقدام برای امنیت خویش نمی باشد بلکه اقدامی برای امنیت کل جهان اسلام است چرا که آنها در صورت تحقق نابودسازی ایران به سراغ سایر کشورهای منطقه خواهند رفت چنانکه پس از افغانستان به سراغ عراق و لیبی و... رفتند. بر این اساس اکنون زمان آن رسیده است تا جهان اسلام برای دفاع از یکدیگر در برابر کفر، هم افزایی در تمامی مسائل زندگی مادی و معنوی مسلمانان از لحاظ ثروت، امنیّت، علم و پیشرفت تا رسیدن به تمدّن نوین اسلامی را در پیش گیرد و ایران نیز همچون همیشه پیشگام در این مسیر است و آمادگی دارد تا دست دوستی ملتهای مسلمان را به گرمی فشرده و ظرفیتهای خویش را در اختیار آنها قرار دهد.
قاسم غفوری
