قطار دیپلماسی پس از رایزنی با مقامات پاکستان، عمان و قطر در تهران به مقصد قرقیزستان رسیده است چنانکه که از یک سو پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی ایران ضمن حضور در اجلاس سران سازمان همکاریهای شانگهای با مقامات حاضر در بیشکک دیدار داشته و از سوی دیگر وزیر امور خارجه نیز در رایزنیها به تشریح ابعاد سیاستهای ایران در تعامل با همسایگان پرداخته است.
این دیپلماسی منطقه محور در حالی شکل گرفته است که سران کاخ سفید در روزهای اخیر با اعلام تشدید محاصره و فشار اقتصادی بر این ادعایند که استخوانهای اقتصاد ایران را خواهند شکست بگونهای که به زعم آنها با قطحی و ویرانی درونی در نهایت یا با گسست اجتماعی و تجزیه مواجه شود و یا آن که به خواستههای آمریکا بویژه بازگشایی تنگه هرمز و آنچه برچیدن توان هستهای و دفاعی و بازیگری منطقهای نامیده میشود تن در دهد. آمریکا که در وادی نظامی و دیپلماسی با شکست مواجه شده در حالی به ابزار نخ نما شده تحریم و فشار سنگین روی آورده است که حضور ایران در نشست سران شانگهای پیامی روشن را به آمریکا مخابره میکند و آن اینکه اولا ایران هرگز محاصره پذیر و نابود شدنی نیست و گستردگی مرزهای زمینی و عضویت در پیمانهای بزرگ همچون شانگهای، بریکس و اوراسیا ابزارهای متعددی در اختیار تهران در برابر محاصره قرار میدهد در حالی که آمریکا برای خروج از بحران اقتصادی بویژه در حوزه انرژی تنها یک گزینه دارد و آن تسلیم شدن در برابر اراده ایران در تنگه هرمز است. ثانیا، این حضور در حالی است که ترکیب شانگهای، نشانگر اکثریت جمعیت جهان با وسعت سرزمینی بسیار با منابعی غنی و ظرفیتهای عظیم همکاری در حوزههای مختلف است که در نهایت ساختار نوین اقتصاد بینالملل را تشکیل میدهد.
در همین حال اتحاد و همپوشانی میان خیابان، میدان و دیپلماسی مولفه قدرت ایران در برابر متجاوزان آمریکایی - صهیونیستتی و حامیانشان بوده است چنانکه دستاوردهای میدان و خیابان، دست دیپلماسی را پر کرده است تا در برابر زیاده خواهی آمریکا و نقض عهدهای آنها در تفاهم نامه اسلام ایستادگی نماید و از طرفی نیز حقیقت جنگ و قدرت بازدارندگی و تهاجمی ایران را در نهادهای بینالملل و تعامل با سایر کشورها منتقل نمایند. شاید بتوان گفت که یکی از اشتباهات محاسبات آمریکاییها آن بوده که دیپلماسی ایران را صرفا بر مدار حفظ تفاهم نامه اسلام آباد مینگرد لذا امید داشت تا با آمدن میانجیگران پاکستانی، عمانی و قطری تغییر رفتار ایران در میدان و حتی دیپلماسی را شاهد باشد. این رفتار در حالی صورت میگیرد که ایران در عالیترین سطوح همچون دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکید کردهاند که ایران نه بر اساس محاسبات آمریکایی بلکه بر اساس راهبردها و منافع و امنیت ملی خویش به بازنگری و تغییرات در رفتارهای میدانی و دیپلماتیک خواهد پرداخت. در چارچوب همین دیدگاه میتوان رفتارهای این روزهای میدان و دیپلماسی را تحلیل کرد چنانکه در واکنش به تجاوز آمریکا به لارک، نیروهای مسلح ایران پایگاههای آمریکا در اردن و امارات را هدف قرار دادند تا این پیام به آمریکا منتقل شود که ایران صرفا چشم به اسلام آباد نداشته و با قدرت تمام، معادلات میدان از حفظ تنگه هرمز گرفته تا پاسخ به تهدیدات را باز تعریف میکند. در حوزه دیپلماسی نیز مدار مذاکراتی نه بر پایه صرفا آمریکا بلکه تعاملات جدید سوق یافته است که اقدامات ایران در نشست شانگهای گواهی بر این بعد از دیپلماسی ایرانی است.
نکته دیگر آنکه ساختار شانگهای بر اصولی همچون حمایت از اعضا، نقش آفرینی در معادلات جهانی از جمله در غرب آسیا با محوریت انرژی و فن آوری، حرکت به سمت نظم نوین جهانی و پایبندی و احیای حقوق بین الملل و اصول بشر دوستانه استوار بوده است. امروز شانگهای در آزمونی بزرگ در تمامی این عرصهها قرار دارد که محور آن را نیز توجه به شرایط ایران تشکیل میدهد. ایران با اقتدار نظامی، دیپلماسی و خیابان و ظرفیتسازیهای بومی و تاب آوری سراسری توانسته است هیمنه آمریکایی را فروپاشیده و الگویی نوین از مقاومت را به جهان عرضه نماید. در همین حال ایران با دفاع مشروع خویش ناجی حقوق بین الملل بوده در حالی که محور دیدگاه آن را صلح و پیشرفت پایدار برای همگان در قالب بومی سازی امنیت تشکیل میدهد. اکنون این فرصت و البته آزمون برای سازمان شانگهای قرار دارد که با همگرایی فراگیر با ایران از محکوم سازی متجاوزان آمریکایی- صهیونیستی و درخواست مجازات آنها گرفته تا ظرفیت سازی برای مقابله با جنگ اقتصادی آمریکا و بهره گیری از اقتدار نظامی در کنار ژئوپلیتیک منحصر به فرد ایران در جهت تحقق اصول و آرمانهای تشکیلاتی خود گام بردارد.
این دیپلماسی منطقه محور در حالی شکل گرفته است که سران کاخ سفید در روزهای اخیر با اعلام تشدید محاصره و فشار اقتصادی بر این ادعایند که استخوانهای اقتصاد ایران را خواهند شکست بگونهای که به زعم آنها با قطحی و ویرانی درونی در نهایت یا با گسست اجتماعی و تجزیه مواجه شود و یا آن که به خواستههای آمریکا بویژه بازگشایی تنگه هرمز و آنچه برچیدن توان هستهای و دفاعی و بازیگری منطقهای نامیده میشود تن در دهد. آمریکا که در وادی نظامی و دیپلماسی با شکست مواجه شده در حالی به ابزار نخ نما شده تحریم و فشار سنگین روی آورده است که حضور ایران در نشست سران شانگهای پیامی روشن را به آمریکا مخابره میکند و آن اینکه اولا ایران هرگز محاصره پذیر و نابود شدنی نیست و گستردگی مرزهای زمینی و عضویت در پیمانهای بزرگ همچون شانگهای، بریکس و اوراسیا ابزارهای متعددی در اختیار تهران در برابر محاصره قرار میدهد در حالی که آمریکا برای خروج از بحران اقتصادی بویژه در حوزه انرژی تنها یک گزینه دارد و آن تسلیم شدن در برابر اراده ایران در تنگه هرمز است. ثانیا، این حضور در حالی است که ترکیب شانگهای، نشانگر اکثریت جمعیت جهان با وسعت سرزمینی بسیار با منابعی غنی و ظرفیتهای عظیم همکاری در حوزههای مختلف است که در نهایت ساختار نوین اقتصاد بینالملل را تشکیل میدهد.
در همین حال اتحاد و همپوشانی میان خیابان، میدان و دیپلماسی مولفه قدرت ایران در برابر متجاوزان آمریکایی - صهیونیستتی و حامیانشان بوده است چنانکه دستاوردهای میدان و خیابان، دست دیپلماسی را پر کرده است تا در برابر زیاده خواهی آمریکا و نقض عهدهای آنها در تفاهم نامه اسلام ایستادگی نماید و از طرفی نیز حقیقت جنگ و قدرت بازدارندگی و تهاجمی ایران را در نهادهای بینالملل و تعامل با سایر کشورها منتقل نمایند. شاید بتوان گفت که یکی از اشتباهات محاسبات آمریکاییها آن بوده که دیپلماسی ایران را صرفا بر مدار حفظ تفاهم نامه اسلام آباد مینگرد لذا امید داشت تا با آمدن میانجیگران پاکستانی، عمانی و قطری تغییر رفتار ایران در میدان و حتی دیپلماسی را شاهد باشد. این رفتار در حالی صورت میگیرد که ایران در عالیترین سطوح همچون دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکید کردهاند که ایران نه بر اساس محاسبات آمریکایی بلکه بر اساس راهبردها و منافع و امنیت ملی خویش به بازنگری و تغییرات در رفتارهای میدانی و دیپلماتیک خواهد پرداخت. در چارچوب همین دیدگاه میتوان رفتارهای این روزهای میدان و دیپلماسی را تحلیل کرد چنانکه در واکنش به تجاوز آمریکا به لارک، نیروهای مسلح ایران پایگاههای آمریکا در اردن و امارات را هدف قرار دادند تا این پیام به آمریکا منتقل شود که ایران صرفا چشم به اسلام آباد نداشته و با قدرت تمام، معادلات میدان از حفظ تنگه هرمز گرفته تا پاسخ به تهدیدات را باز تعریف میکند. در حوزه دیپلماسی نیز مدار مذاکراتی نه بر پایه صرفا آمریکا بلکه تعاملات جدید سوق یافته است که اقدامات ایران در نشست شانگهای گواهی بر این بعد از دیپلماسی ایرانی است.
نکته دیگر آنکه ساختار شانگهای بر اصولی همچون حمایت از اعضا، نقش آفرینی در معادلات جهانی از جمله در غرب آسیا با محوریت انرژی و فن آوری، حرکت به سمت نظم نوین جهانی و پایبندی و احیای حقوق بین الملل و اصول بشر دوستانه استوار بوده است. امروز شانگهای در آزمونی بزرگ در تمامی این عرصهها قرار دارد که محور آن را نیز توجه به شرایط ایران تشکیل میدهد. ایران با اقتدار نظامی، دیپلماسی و خیابان و ظرفیتسازیهای بومی و تاب آوری سراسری توانسته است هیمنه آمریکایی را فروپاشیده و الگویی نوین از مقاومت را به جهان عرضه نماید. در همین حال ایران با دفاع مشروع خویش ناجی حقوق بین الملل بوده در حالی که محور دیدگاه آن را صلح و پیشرفت پایدار برای همگان در قالب بومی سازی امنیت تشکیل میدهد. اکنون این فرصت و البته آزمون برای سازمان شانگهای قرار دارد که با همگرایی فراگیر با ایران از محکوم سازی متجاوزان آمریکایی- صهیونیستی و درخواست مجازات آنها گرفته تا ظرفیت سازی برای مقابله با جنگ اقتصادی آمریکا و بهره گیری از اقتدار نظامی در کنار ژئوپلیتیک منحصر به فرد ایران در جهت تحقق اصول و آرمانهای تشکیلاتی خود گام بردارد.
علی تتماج
