اخبار و گزارشهایی در روزهای اخیر در باب عملکرد برخی کشورهای منطقه در قبال ایران منتشر شده است که با رسم و رسوم همسایگی همخوانی ندارد و رنگ و بوی تفرقه افکنی میان کشورهای منطقه توسط آنانی را دارد که وحدت و همگرایی همسایگان بویژه پس از شکست در برابر اقتدار ایران و مقاومت به دنبال جنگ اقتصادی و ادراکی هستند.
در این میان تکلیف برخی کشورها همچون امارات که خود را مهره آمریکا و رژیم صهیونیستی کرده از پیش مشخص است اما با توجه به روابط همه جانبه و مردمی میان ایران و برخی از این کشورها همچون عراق انتظار میرود تا دولتمردان بغداد منافع حداقلی کسب شده از آمریکا را به روابط قدیمی و آینده محور با ایران برتری ندهند.
در اقدامی که با اعتراض شدید مردم و جریانهای سیاسی عراق مواجه شده، بغداد از توقف پیروازها میان دو کشور خبر داده است. این اقدام که در قالب مشارکت در محاصره دریایی و هوایی یک جانبه آمریکا علیه ایران دسته بندی میشود در حالی با روح منشور ملل متحد مغایرت دارد که با روابط برادرانه و تلاشهای دو کشور از جمله در مبارزه با تروریسم که آمریکاییها روزی آن را به عراق تحمیل کرده بودند منافات دارد.
در همین حال به نظر می رسد مقامات عراقی بویژه الزیدی نخست وزیر که به نظر می رسد منافع عراق را به آمریکا گره زده، باید به این مهم نیز توجه داشته باشند که اراده ملت عراق اخراج آمریکا از کشورشان، داشتن اقتصاد و سیاستی مستقل، روابط برادرانه با کشورهای منطقه و از جمله ارتقای روابط مذهبی و فرهنگی با کشوری همچون ایران است. بازی در زمین آمریکا علیه ایران هر چند برخی منافع کوتاه مدت اقتصادی برای بغداد خواهد داشت اما قطعا با موج گستردهای از مخالفتهای مردمی و جریانهای سیاسی مواجه خواهد شد چنانکه برخی گروهها از ضرب الاجل به دولت برای پایان مشارکت در محاصره ایران خبر دادهاند.
نکته مهم آنکه اخیرا الزیدی در سازمان ملل از ورود به عرصه توسعه روابط راهبردی اقتصادی و توسعهای و نیز نقش آفرینی عراق در اقتصاد جهانی سخن گفته است. این نگاه اقتصاد محور در شرایطی مطرح میشود که اولا لازمه هر تحول توسعهای را استقلال سیاسی و اقتصادی کشورها تشکیل میدهد و ثانیا توجه به موقعیت ژئوپلیتیک و محدودیتها و ظرفیتهای لازم جهت تحقق اهداف یک ضرورت است. بازی در زمین آمریکایی که غیر قابل اعتماد بودن آن بر همگان اثبات شده و حتی در جنگ رمضان بر خلاف تعهدات توافقنامه امنیتی بغداد- واشنگتن از نقض حریم و تجاوزات رژیم صهیونیستی به عراق خودداری کرده است مانعی بزرگ بر سر این جاه طلبیها بغداد خواهد بود. از سوی دیگر ژئوپلیتیک عراق دارای محدودیتهای بسیاری است که راه عبور از آنها از مقصد ایران و از جمله تنگه هرمز عبور میکند. ایران تا به امروز تلاش کرده تا در چارجوب رابطه برادرانه با حسن نیت در قبال عراق اقدام نماید که عبور کشتیهای این کشور از تنگه هرمز نمودی از آن است. بازی در زمین آمریکا یعنی مشارکت در تهدید امنیت ملی ایران و چنانکه مقامات نظامی و سیاسی ایران تاکید کردهاند پاسخ به چنین کشورهایی در هر نقطهای که باشد بدون قید و شرط اجرا خواهد شد. عراق نمیتواند هم به دنبال برخورداری از این منابع و امتیازات باشد هم در زمین آمریکا به تهدید امنیت و منافع ایران بپردازد. دوران سیاستهای پاندولی تمام شده و کشورها باید شفاف مواضع خود را بیان نمایند.
عراق در سالهای اخیر تلاش کرده تا بازیگری فعال در منطقه باشد. بازیگری منطقهای نیازمند تعامل و همگرایی است و رویکرد به بازیگران خارجی و نیز همراهی بر اساس عربیت نمیتواند تحقق بخش این اهداف باشد. آنچه تا به امروز موجب بازیگری موثر عراق در منطقه شده رویکرد مقاومتی و توجه به ارمانهایی همچون فلسطین و مقابله با سلطه گری رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده است. جنگ رمضان بر همگان اثبات کرد که بومی سازی امنیت در گرو تعامل همسایگان و خروج آمریکا از منطقه و رویارویی با رژیم صهیونیستی محقق می شود لذا تحقق اهداف عراق برای تبدیل شدن به کریدورهای اقتصادی و ترانزیتی و میانجیگری گفتمان محور با بازی در زمین امریکا همخوانی ندارد. کشورهای منطقه از جمله عراق باید به این مهم رسیده باشند که از نظر ایران یا همه در امنیت خواهند بود و یا اینکه همه باید هزینه آن را بپردازند. امروز ایران با تکیه بر میدان، خیابان، دیپلماسی و رسانه تعیین کننده سرنوشت معادلات است و کشورهایی که خارج از این چارچوب رفتار نمایند قطعا تاوانی سخت را خواهند پرداخت.
در این میان تکلیف برخی کشورها همچون امارات که خود را مهره آمریکا و رژیم صهیونیستی کرده از پیش مشخص است اما با توجه به روابط همه جانبه و مردمی میان ایران و برخی از این کشورها همچون عراق انتظار میرود تا دولتمردان بغداد منافع حداقلی کسب شده از آمریکا را به روابط قدیمی و آینده محور با ایران برتری ندهند.
در اقدامی که با اعتراض شدید مردم و جریانهای سیاسی عراق مواجه شده، بغداد از توقف پیروازها میان دو کشور خبر داده است. این اقدام که در قالب مشارکت در محاصره دریایی و هوایی یک جانبه آمریکا علیه ایران دسته بندی میشود در حالی با روح منشور ملل متحد مغایرت دارد که با روابط برادرانه و تلاشهای دو کشور از جمله در مبارزه با تروریسم که آمریکاییها روزی آن را به عراق تحمیل کرده بودند منافات دارد.
در همین حال به نظر می رسد مقامات عراقی بویژه الزیدی نخست وزیر که به نظر می رسد منافع عراق را به آمریکا گره زده، باید به این مهم نیز توجه داشته باشند که اراده ملت عراق اخراج آمریکا از کشورشان، داشتن اقتصاد و سیاستی مستقل، روابط برادرانه با کشورهای منطقه و از جمله ارتقای روابط مذهبی و فرهنگی با کشوری همچون ایران است. بازی در زمین آمریکا علیه ایران هر چند برخی منافع کوتاه مدت اقتصادی برای بغداد خواهد داشت اما قطعا با موج گستردهای از مخالفتهای مردمی و جریانهای سیاسی مواجه خواهد شد چنانکه برخی گروهها از ضرب الاجل به دولت برای پایان مشارکت در محاصره ایران خبر دادهاند.
نکته مهم آنکه اخیرا الزیدی در سازمان ملل از ورود به عرصه توسعه روابط راهبردی اقتصادی و توسعهای و نیز نقش آفرینی عراق در اقتصاد جهانی سخن گفته است. این نگاه اقتصاد محور در شرایطی مطرح میشود که اولا لازمه هر تحول توسعهای را استقلال سیاسی و اقتصادی کشورها تشکیل میدهد و ثانیا توجه به موقعیت ژئوپلیتیک و محدودیتها و ظرفیتهای لازم جهت تحقق اهداف یک ضرورت است. بازی در زمین آمریکایی که غیر قابل اعتماد بودن آن بر همگان اثبات شده و حتی در جنگ رمضان بر خلاف تعهدات توافقنامه امنیتی بغداد- واشنگتن از نقض حریم و تجاوزات رژیم صهیونیستی به عراق خودداری کرده است مانعی بزرگ بر سر این جاه طلبیها بغداد خواهد بود. از سوی دیگر ژئوپلیتیک عراق دارای محدودیتهای بسیاری است که راه عبور از آنها از مقصد ایران و از جمله تنگه هرمز عبور میکند. ایران تا به امروز تلاش کرده تا در چارجوب رابطه برادرانه با حسن نیت در قبال عراق اقدام نماید که عبور کشتیهای این کشور از تنگه هرمز نمودی از آن است. بازی در زمین آمریکا یعنی مشارکت در تهدید امنیت ملی ایران و چنانکه مقامات نظامی و سیاسی ایران تاکید کردهاند پاسخ به چنین کشورهایی در هر نقطهای که باشد بدون قید و شرط اجرا خواهد شد. عراق نمیتواند هم به دنبال برخورداری از این منابع و امتیازات باشد هم در زمین آمریکا به تهدید امنیت و منافع ایران بپردازد. دوران سیاستهای پاندولی تمام شده و کشورها باید شفاف مواضع خود را بیان نمایند.
عراق در سالهای اخیر تلاش کرده تا بازیگری فعال در منطقه باشد. بازیگری منطقهای نیازمند تعامل و همگرایی است و رویکرد به بازیگران خارجی و نیز همراهی بر اساس عربیت نمیتواند تحقق بخش این اهداف باشد. آنچه تا به امروز موجب بازیگری موثر عراق در منطقه شده رویکرد مقاومتی و توجه به ارمانهایی همچون فلسطین و مقابله با سلطه گری رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده است. جنگ رمضان بر همگان اثبات کرد که بومی سازی امنیت در گرو تعامل همسایگان و خروج آمریکا از منطقه و رویارویی با رژیم صهیونیستی محقق می شود لذا تحقق اهداف عراق برای تبدیل شدن به کریدورهای اقتصادی و ترانزیتی و میانجیگری گفتمان محور با بازی در زمین امریکا همخوانی ندارد. کشورهای منطقه از جمله عراق باید به این مهم رسیده باشند که از نظر ایران یا همه در امنیت خواهند بود و یا اینکه همه باید هزینه آن را بپردازند. امروز ایران با تکیه بر میدان، خیابان، دیپلماسی و رسانه تعیین کننده سرنوشت معادلات است و کشورهایی که خارج از این چارچوب رفتار نمایند قطعا تاوانی سخت را خواهند پرداخت.
علی تتماج
