این یادداشت به بررسی سازوکار پولی دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی و تأثیرات توزیعی آن بر رفاه ایالات متحده و کشورهای پیرامونی میپردازد. با استفاده از نظریه «امتیاز اغراقآمیز»، استدلال میشود که انباشتِ جهانیِ دلار، نه یک انتخاب آزادانه، بلکه ابزاری برای استخراج ارزش از سایر اقتصادها به مرکز است. این پژوهش نشان میدهد که سیستم مالی فعلی، بدهیهای ایالات متحده را به جای بازپرداخت، از طریق مکانیزمهای پولی مدیریت میکند تا ضمن تأمین رفاه داخلی، هزینههای قدرت نظامی ایالات متحده را از جیب شهروندان جهان تأمین نماید.
پرسشی درباره یک «حماقت ساختاری»
آیا هرگز اندیشیدهایم که،سیستم مالی جهان بر چه پایهای استوار است؟
هر شهروندی در اقصا نقاط دنیا که حتی یک سنت از پول ایالات متحده را در گاوصندوق، بانک یا حساب پسانداز خود نگهداری میکند، در حالِ تأمین مالیِ رفاهِ شهروندان آمریکاست.
این «کاغذهای دلار»، در واقع وامهایی بدون بهره هستند که جهان به ایالات متحده داده است.
در این میان، پرسش اساسی این است:
آیا ما در حال تماشای یک حماقت ساختاری هستیم که در آن رفاه یک قدرت، با استخراج تدریجی ثروت از تمام ساکنان زمین تضمین میشود؟
امتیاز اغراقآمیز، مکانیزم استخراج ارزش
والری ژیسکار دستن، وزیر اقتصاد پیشین فرانسه، نخستین کسی بود که به «امتیاز اغراقآمیز» (Exorbitant Privilege) اشاره کرد.[۱] این مفهوم بیان میدارد که ایالات متحده به دلیل سلطه دلار، از قدرت خریدی برخوردار است که فراتر از توان تولیدی داخلیاش است.
وقتی بانکهای مرکزی و مردم جهان، دلارهای امریکا را ذخیره میکنند، در واقع به ایالات متحده اجازه میدهند بدون تورم داخلی، نقدینگی منتشر کند؛ فرآیندی که در اقتصاد به آن «سیجنیورژ» (Seigniorage) گفته میشود.[۲]
مدیریت بدهی به جای تسویه
طبق «پارادوکس تریفین»، ایالات متحده برای تأمین نقدینگی جهان، مجبور است همواره کسری تجاری داشته باشد.[۳] اما حقیقت تلختر این است:
اگر ایالات متحده بخواهد به جای این کاغذها، کالا یا طلا به جهان تحویل دهد، باید کل داراییهای ملی خود و حتی امریکا را واگذار کند. در نتیجه، راهبرد آمریکا «مدیریت ابدی بدهی» است.[۴] این یعنی ایالات متحده هرگز قادر به بازپرداخت بدهیهای خود نیست و نخواهد بود؛ بلکه از طریق حفظ هژمونی در بازارهای انرژی و استراتژیک، جهان را ناچار به نگهداری این دلارها میکند.
نظامیگری و رفاه مردم و دولت امریکا در مقابل حماقت سایر مردم و کشورها...!؟، چرخهی معیوب؛
رفاه داخلی ایالات متحده مستقیماً با قدرت نظامیاش در حفظ هژمونی دلار گره خورده است.
در یک چرخه معیوب، ثروتی که از کشورهای جهان (به واسطه ذخیره دلار) استخراج میشود، صرفِ تأمین هزینههای نظامی میشود تا امنیتِ همین نظامِ دلارمحور تضمین شود.[۵] به عبارت دیگر، هر زندگی مرفه در ایالات متحده، بر پایه استخراج ثروت از کشورهای جهان بنا شده است و این یعنی تمام کشورهای دنیا، ناخواسته، هزینهی قدرتِ سلطه بر خود و رفاه امریکا را پرداخت میکنند.
نظام دلارمحور کنونی بیش از آنکه یک ابزار تسهیلگر مبادلات باشد، ساختاری برای انتقال ثروت از «پیرامون» به «مرکز» ( ایالات متحده امریکا) است. آنچه در ظاهر «انتخابِ پولی» به نظر میرسد، در واقع یک «دامِ ساختاری» است. گذار به نظامهای چندارزی، نه تنها یک گزینه اقتصادی، بلکه ضرورتی برای شکستن این چرخهی استثمار است.
سه شنبه: ۲۷ /۰۵/ ۱۴۰۵- ۵ ربیع الاول ۱۴۴۸- ۱۸ آگوست ۲۰۲۶
پاورقیها
[۱] آیچنگرین، برنارد، امتیاز اغراقآمیز، ص ۳۲.
[۲] همان، ص ۵۸.
[۳] تریفین، رابرت، طلا و بحران دلار، ص ۸۴.
[۴] هادسن، مایکل، ابر امپریالیسم، فصل ۴.
[۵] استرنج، سوزان، افسانه مداوم هژمونی از دست رفته، ص ۵۶۰.
منابع :
• آیچنگرین، برنارد. (۲۰۱۱). امتیاز اغراقآمیز: ظهور و سقوط دلار و آینده نظام پولی بینالملل. ترجمه و بازنگری شده، آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد.
• استرنج، سوزان. (۱۹۸۷). «افسانه مداوم هژمونی از دست رفته». نشریه بینالمللی سازمان (International Organization)، دوره ۴۱، شماره ۴.
• تریفین، رابرت. (۱۹۶۰). طلا و بحران دلار: آینده قابلیت تبدیل. نیوهیون: انتشارات دانشگاه ییل.
• هادسن، مایکل. (۲۰۰۳). ابر امپریالیسم: منشأ و مبانی سلطه جهانی ایالات متحده. لندن: انتشارات پلوتو.
اسدالله افشار- سید محمد میری